کد خبر ۳۵۶۸۶
تاریخ انتشار: ۱۱:۴۰ - ۲۳ بهمن ۱۳۸۶ - 12 February 2008
روزنامه‌هاي صبح امروز ايران در سرمقاله‌هاي خود به مسائل روز كشور وجهان پرداخته‌اند كه گزيده برخي از آنها در ذيل مي‌آيد.

اعتماد ملي

روزنامه اعتمادملي در سرمقاله امروز خود با عنوان"سوءاستفاده از منصب"آورده است:
سي‌امين سالگرد پيروزي انقلا‌ب اسلا‌مي ايران با شكوه هرچه تمام‌تر در تهران و ديگر شهرها و حتي در برخي كشورهاي جهان برگزار شد. در مراسم ديروز كه با حضور اقشار مختلف مردم مسلمان برگزار شد، توده‌ها، اقشار، طبقات اجتماعي و احزاب، گروه‌ها و جمعيت‌هاي سياسي به صورت گسترده شركت نمودند.

در اين مراسم كه شايسته همدلي، وحدت، يكپارچگي و نمايش قدرت فراگير ملت ايران بود، محمود احمدي‌نژاد رئيس‌جمهوري، به طرح موضوعاتي پرداخت كه شايد چندان تناسبي با حال و هواي اين مراسم ملي نداشت.وي از فرصت به‌دست‌آمده كه جمعيت باشكوه مدافعان انقلا‌ب اسلا‌مي از هر دسته و جريان سياسي اعم از اصلا‌ح‌طلب، محافظه‌كار، مستقل و... در آن حضور داشتند، به طرح حملا‌ت تكراري خود عليه منتقدانش پرداخت.وي منتقدان خود را متهم كرد كه كمر به قتل دولت وي بسته‌اند. اما توضيح نداد منتقدانش كه تنها دو يا سه روزنامه با تيراژ معمولي را در اختيار دارند چگونه مي‌توانند اين كار مهم را سامان دهند و وي با داشتن حمايت مطلق رسانه‌اي اعم از صدا و سيما و جرايد كثيرالا‌نتشار از مقابله با منتقدان خود ناتوان بوده است!وي با پرداختن به موضوع پرونده هسته‌اي، دولت‌هاي قبلي را به سازشكاري و عقب‌نشيني و حتي برخي منتقدان خود را تلويحا به جاسوسي متهم كرد.احمدي‌نژاد در حالي در خصوص پرونده هسته‌اي اظهارنظر مي‌كرد كه گويا فراموش كرده بود، سياست‌هاي نظام در پرونده هسته‌اي همواره در كميته‌اي طراحي، پيگيري و اجرا شده كه چه در دولت‌هاي پيشين و چه در دولت حاضر زير نظر رهبري عاليقدر نظام عمل مي‌كند. رئيس‌جمهور چه در ادوار قبل، چه اينك، تنها يك عضو برجسته آن است. پس چگونه است كه ايشان علي‌رغم دانستن اين واقعيت، سهم و نقش خود را به عالي‌ترين مرجع تصميم‌ساز در پرونده هسته‌اي ارجاع مي‌دهد؟ ايشان اين عمل نامطلوب را در فرازي كه از نقش عنايات غيبي در پرونده هسته‌اي سخن مي‌راند، مجددا تكرار و زحمات و تدابير رهبري عاليقدر نظام را به نفع خويش مصادره نمود.

اين عمل در حالي صورت پذيرفت كه چنين امري تا به حال در هيچيك از سطوح مديريتي كشور سابقه نداشته است.معلوم نيست طرح چنين اظهاراتي چه تناسبي با سالگرد پيروزي انقلا‌ب اسلا‌مي داشته است. در سالي كه به خواست رهبري نظام سال <اتحاد ملي و انسجام اسلا‌مي> نامگذاري شده، طرح اينگونه نظرات تفرقه‌افكنانه و معارض با منافع ملي، در بزرگ‌ترين جشن وحدت ملي، آيا به نفع انقلا‌ب و نظام اسلا‌مي است؟آيا طرح اتهامات واهي به منتقدان از تريبون رسمي و ملي، جا انداختن اختلا‌ف در ميان مسوولا‌ن نظام در عالي‌‌ترين سطوح، آن هم در معرض رصد تمام رسانه‌ها و مخالفان انقلا‌ب اسلا‌مي نيست؟ چه كساني از چنين مواضعي سود مي‌برند؟22 بهمن نه به دولت احمدي‌نژاد تعلق دارد و نه به دولت‌هاي پيشين و پسين. 22 بهمن به انقلا‌ب اسلا‌مي ايران، ملت بزرگ و مسلمان ايران و همه آزاديخواهان جهان تعلق دارد. يادمان و حضور گسترده در آن ديني است كه همه طرفداران و هواخواهان انقلا‌ب بر دوش خود احساس مي‌كنند.بهتر اين است كه از تريبون‌هاي ملي و مراسم ملي و انقلا‌بي كه به كليت حاكميت و نظام و انقلا‌ب اسلا‌مي تعلق دارد، هيچكس به نفع خواسته‌ها و اميال خويش بهره‌برداري ننمايد. چنين سنت سيئه و غلطي در نهايت موجب سرخوردگي مردم شده و به شكلي سوءاستفاده از موقعيت و مناصب حقوقي را تداعي مي‌نمايد.

همبستگي

روزنامه همبستگي درسرمقاله امروز خود با عنوان "چرا مجلس ششم؟"به قلم مازيار آقازاده آورده است:

چندي است كه برخي از احزاب ، اشخاص و مطبوعات و رسانه هاي جناح اصولگرا به بازخواني پرونده عملكرد مجلس ششم نشسته اند و تقريباً روزي نيست كه در مطالب روزنامه ها (كيهان و رسالت) سايت ها و نطق ها و موضع گيري هاي آنان حمله اي به مجلس ششم صورت نگيرد. قطعاً هر عقل سليمي مي داند كه هر مجلسي داراي نقاط قوت و ضعف است كه بايد به موقع و بجاي خود مورد نقد قرارگيرد. اما نكته اينجاست كه چرا اقتدارگرايان امروز و در آستانه انتخابات مجلس هشتم به فكر نقد عملكرد مجلس ششم افتاده اند و چه چيزي آنها را واداشته تا بي محابا به فكر نقد مجلس ششم بيفتند؟ به نظر مي رسد اين اقدام اقتدارگرايان يك تاكتيك سياسي و تبليغاتي از سوي آنان براي فرار از نقد عملكرد مجلس هفتم است. بايد اذعان كرد كه كارنامه عملكرد مجلس هفتم و دولت نهم آنقدر خالي از فايده و پر از اشتباه است كه نمي خواهند افكار عمومي در آستانه انتخابات مجلس هشتم به پرسش از عملكرد مجلس هفتم و اقدامات اين مجلس ساكت و مطيع (و به قول برخي از نمايندگان اصولگراي مجلس هفتم در مشت دولت نهم) در راستاي شعارهاي دهان پركن اقتصادي و رفاهي داده شده در چهار سال پيش بپردازند. در حالي كه بجاست در آستانه انتخابات مجلس هشتم به نقد عملكرد مجلس هفتم نشست و دليل اينكه امروز طراحان عمليات رواني و تبليغاتي جناح اصولگرا با مسكوت گذاردن نقدعملكرد مجلس هفتم به تخريب مجلس ششم پناه برده‌اند در اين است كه در چهار سال فعاليت مجلس هفتم هيچ سنگر قابل دفاعي ندارند كه پشت آن موضع بگيرند بنابراين به اين فكر افتاده اند كه بهتر است براي فرار از پاسخگويي و نقد مجلس هفتم موضوع انحرافي تخريب مجلس ششم را پيش بكشند تا هم به زعم خودشان حرفي براي گفتن داشته باشند... چرا كه به نظر مي رسد از باب عملكردشان در مجلس هفتم حرفي براي گفتن و ارئه گزارش به ملت ندارند و هم اينكه با انحراف افكار عمومي توجه آنها را بجاي نقد عملكرد مجلس هفتم به مجلس ششم جلب كنند و از سوي ديگر وقت فعالين سياسي و اصلاح طلب را به جاي پرداختن به نقد مجلس هفتم (كه بهترين و به موقع ترين زمان آن اكنون است) به پاسخگويي در قبال عملكردشان در مجلس ششم صرف كنند و مهم تر از همه با ايجاد انشقاق در جريان اصلاح طلب و با بزرگ كردن اظهارات و مواضع برخي افراد و جريانات اصلاح طلب ميان آنها اختلاف افكني كنند. در اين راستا ذكر نكاتي چند ضروري به نظر مي رسد: 1- احزاب و فعالين سياسي اصلاح طلب بايد توجه داشته باشند كه در دام اين تاكتيك سياسي و تبليغاتي در چارچوب عمليات رواني طراحي شده از جانب رقيب گرفتار نشوند و با تمام توان خويش به جاي پاسخ گفتن و موضع گيري در قبال تخريب عملكرد مجلس ششم به نقد اصولي و حساب شده مجلس هفتم همت گمارند چرا كه به نظر مي رسد رقيب اقتدارگرا با وقوف به عملكرد ضعيف و پر انتقاد خود در مجلس هفتم (كه حتي صداي برخي اصولگرايان مستقل را نيز بلند كرده) سعي دارد تا آتش حملات رسانه‌اي خود را به مجلس ششم متمركز كند. در اين زمينه بايد برخي از بزرگان جريان اصلاح طلب كه در هفته هاي اخير باگشودن پرونده مجلس ششم به تحقق اين استراتژي در قالب عمليات رواني اقتدارگرايان كمك كرده‌اند ، بيشتر به هوش باشند. 2- اتفاقاً اگر پرونده مجالس هفتگانه پس از انقلاب در يك نگاه منصفانه و كارشناسي مورد بازخواني و نقد قرار گيرد مجلس ششم نه تنها نمره‌اي منفي نمي‌گيرد بلكه در مقام مقايسه با مجالس قبل و بعد از خود عملكرد بسيار مثبتي داشته است. هيچ مجلسي همانند مجلس ششم در پي گيري حقوق شهروندان، نقد عملكرد دستگاههاي حاكميتي و ارايه طرح هاي راهگشاي اقتصادي موفق عمل نكرده است و اگر انسداد مصوبات مجلس ششم از سوي شوراي نگهبان نبود قطعاً امروز كارنامه با معدل بالاتري كسب مي كرد. كسانيكه امروز و گذشته به نقد (و در واقع تخريب) مجلس ششم همت گمارده‌اند خود بارها اعتراف كرده‌اند كه از شنيدن نطق‌هاي پيش از دستور مجلس ششم لرزه براندامشان مي‌افتاده است. اين اعتراف خود بهترين گواه براي اثبات عملكرد مثبت مجلسي پرسشگر و فعال در احقاق حقوق شهروندان و پرسشگري از دستگاههاي حاكميتي است. در واقع فلسفه تشكيل پارلمان نيز نظارت و پرسشگري بر قوه اجراييه در معناي خاص و حاكميت در معناي عام از سويي و احقاق حقوق ملت از سوي ديگر مي باشد و مجلس ششم در اين دو حوزه كارنامه موفقي از خود به جاي گذاشته است. كساني كه امروز نقد ، پرسشگري و طراوت مجلس ششم را مورد نكوهش قرار مي دهند و ضعف ، سستي و بي عملي مجلس هفتم را با عنوان (مجلسي آرام و غيرمتشنج) مي ستايند در واقع خواهان آرامشي گورستاني از سويي و فرار از پاسخگويي به ملت و نمايندگان منتخب آنان از سوي ديگر هستند و رد صلاحيت هاي گسترده اخير داوطلبان اصلاح طلب مجلس هشتم نيز در راستاي تشكيل چنين مجلس مطلوب و مطيع است كه نه از پرسشگري در آن خبري باشد و نه از حقوق شهروندي در آن اسمي. اين چنين مباد.

جمهوري اسلامي

روزنامه جمهوري در سرمقاله امروز خود با عنوان "درسهاي حضور "آورده است:

29 سال است كه مردم ايران در روز 22 بهمن با راه پيمائي هاي گسترده در سراسر كشور پيروزي انقلاب اسلامي را جشن مي گيرند. اين جشن اعلام شادماني و رضايت ملت از رسيدن به استقلال سياسي آزادي و وفاداري به نظام جمهوري اسلامي است .

هر سال در آستانه 22 بهمن دشمنان انقلاب بويژه آمريكا تلاش زيادي براي جلوگيري از حضور مردم در راه پيمائي اين روز بزرگ بعمل مياورند ولي ناكام ميمانند و مردم بي اعتنا به تبليغات آنان شركت در اين جشن ملي را يك وظيفه تعطيل ناشدني ميدانند. اين نيز از شگفتي هاي انقلاب اسلامي است كه با جاذبه سحرآميز خود توانسته است مردم را حتي در نسل هاي بعدي همچنان در صحنه نگهدارد و با پشتوانه عظيم مردمي همچنان شاداب و سرزنده بماند.
مراكز تحقيقاتي غرب بويژه آمريكا براي پيدا كردن جواب اين سئوال كه چه چيزي موجب اين جاذبه شده و چرا هيچ عاملي نمي تواند مردم ايران را از انقلاب اسلامي دور و جدا نمايد سرمايه گذاري زيادي كرده اند و وقت زيادي نيز صرف نموده اند لكن به دليل آنكه نميخواهند واقعيت را بفهمند و يا مجاري اطلاعات و تحقيقاتشان ناسالم و غيرقابل اعتماد است نتوانسته اند به پاسخ صحيح دست يابند.

پاسخ صحيح اينست كه انقلاب اسلامي متعلق به خود مردم است . همين و بس .
امام خميني پيشواي بزرگ نهضت اسلامي و بنيانگذار نظام جمهوري اسلامي بارها براين واقعيت تاكيد كردند كه اين انقلاب را مردم به ثمر رسانده اند و مردم ولي نعمت ما و صاحبان اصلي اين انقلاب و اين نظام هستند. اين يك تعارف يا يك مبالغه نبود واقعيتي است كه رخ داده و اكنون نيز احساس تعلق خاطر مردم به اين انقلاب و اين نظام را به روشني مي توان درك كرد.

وقتي مردم نسبت به چيزي احساس تعلق خاطر كنند خودشان در حفاظت از آن ميكوشند و از هيچ فداكاري و ايثاري براي نگهداري و تقويت آن دريغ نمينمايند . اين واقعيت را مردم ايران در 8 سال جنگ تحميلي در مقابله با توطئه هاي گروهك هاي داخلي و در مواجهه با تحريم هاي اقتصادي و فشارهاي سياسي و تبليغاتي دشمنان خارجي به اثبات رسانده اند. اين كارها را مردم بدون آنكه مسئولان از آنها بخواهند انجام دادند همانگونه كه حضور مردم در راه پيمائي 22 بهمن نيز يك حضور خودجوش است .

با توجه به همين واقعيت حضور حماسي مردم در راه پيمائي 22 بهمن درس هائي نيز به همراه دارد . يك درس براي ملت ها درس ديگر براي دشمنان ملت ايران و درس سوم براي مسئولان .

ملت هاي آزاديخواه از مردم ايران آموخته اند كه بايد به خود متكي باشند و با تكيه بر اراده خود به آزادي و استقلال دست يابند. براي حفظ استقلال و آزادي نيز تنها راه اينست كه ملت ها در صحنه ها حضور داشته باشند و هرگز ميدان را براي دشمنان خالي نكنند همانگونه كه 29 سال است ملت ايران چنين كرده است .

درسي كه دشمنان ملت ايران بايد بگيرند اينست كه بايد اين واقعيت را درك كنند كه در ايران با همه مردم مواجهند و هيچ قدرتي با هيچ سلاح و امكاناتي نمي تواند يك ملت حاضر در صحنه را از پا درآورد. بنابر اين راه عاقلانه اينست كه در برابر اراده ملت ايران تسليم شوند و دست از خصومت بردارند و با تكيه بر عقل و منطق با نظام جمهوري اسلامي ايران مواجه شوند . دشمنان ملت ايران و در راس آنها آمريكا 29 سال است كه اين ملت را به شكل هاي مختلف آزموده با تهديد و تطميع و تحريم و انواع توطئه ها وارد شده و از پيشرفته ترين امكانات تبليغاتي براي ايجاد فضاي جنگ رواني عليه اين ملت بهره برداري كرده ولي همواره با شكست و ناكامي مواجه شده است . راه پيمائي ديروز مردم ايران بايد به دشمنان اين مردم بفهماند كه بيش از اين آب در هاون نكوبند و در برابر اراده اين ملت تسليم شوند.

درس مهمتر مربوط به مسئولان نظام جمهوري اسلامي است كه بايد قدردان اين ملت باشند و اين واقعيت را همواره مدنظر داشته باشند كه آنچه مردم ايران را در مواجهه با دشمن به پيروزي رساند اتحاد آنها بود. اين انقلاب متعلق به يك قشر خاص نيست همه اقشار و همه اقوام در پيروزي اين انقلاب سهم و نقش داشتند و تداوم آن نيز مرهون تلاش و فداكاري همه آنهاست . به همين دليل مسئولان بايد براي حفظ وحدت بكوشند حقوق آحاد مردم را رعايت نمايند و براي تقويت حضور مردم در صحنه ها هر كاري كه مي توانند انجام دهند. مسئولان بايد خود را خادمان مردم بدانند و براي رفاه آنها و حل مشكلاتشان از همه تجربيات استفاده كنند. پرهيز از انحصارطلبي و برخوردهاي حذفي و بكار گرفتن همه امكانات براي جذب نيروهاي صاحبنظر با تجربه و باسابقه از محورهاي مهمي است كه بايد مورد توجه و عمل مسئولان باشد تا بتوانند حضور مردم در صحنه ها را تضمين نمايند و آرمانهاي انقلاب را پيروزمندانه به پيش ببرند.

كيهان

روزنامه كيهان در سرمقاله امروز خود با عنوان" بهار جوانه‌هاي انقلاب "به قلم حميد اميدي آورده است:

سي سال است كه ديگر سوز سرماي زمستاني بهمن ماه بسان سيلي ظلم ستمگران، صورت مردم را سرخ نمي كند، بلكه ممزوج با گرماي حضور پرشور مردم انقلابي در بهار پيروزي انقلاب اسلامي، همچو حريري معطر به شميم يكدلي و اتحاد، نوازشگر صورت مردان و زنان و كودكاني مي شود كه در موجي خروشان با آرمانهاي انقلاب امام خميني(ره) و خون هزاران شهيد والامقام انقلاب، تجديد ميثاق كرده و بارديگر وحدت و انسجام خود را در دفاع از نظام و كيان خود به رخ بيگانگان مي كشند.

ديروز، جهان شاهد شكوه و عظمت حضور مردم ايران در حمايت از انقلاب اسلامي در آستانه سي امين سالگرد پيروزي آن بود. جمعيتي كه مثل رودي خروشان از خيابانهاي شهر جوشيد و جلوه زيبا و تمام قدي از شور و شعور، سرزندگي و نشاط، اعتماد بنفس و اميد به آينده اي درخشان به نمايش گذاشت.

ديروز، روز وحدت و يكپارچگي ملتي آزاده و سرافراز بود كه با خداي خويش و اولياي الهي اش عهد و پيمان بسته و نشان دادند كه با پيروي از فرزند سردار بدر و حنين حضرت اباعبدالله الحسين(ع) و هدايت هاي داهيانه رهبرمعظم انقلاب در برابر دشمنان نظام، همچو پيكري واحد و دژي نفوذناپذير ايستاده اند و از عزت و استقلال و حقوق حقه خود دفاع و از دستاوردهاي بزرگ انقلاب اسلامي صيانت مي كنند.

مقام معظم رهبري از تفكر صحيح، هوشمندانه و همراه با ايمان شورانگيز و شجاعت در اقدام، به عنوان عناصر اصلي عزت بخش ملت ايران در طول دوران انقلاب اسلامي ياد مي كنند و مي فرمايند: «انقلاب اسلامي، عزت را جايگزين تحقير بيگانگان، استقلال را جايگزين وابستگي تلخ و ذلت بار دوران طاغوت و ايستادگي و اقتدار را جايگزين تسليم محض در مقابل بيگانگان كرد.»

دشمنان اين مرز و بوم در آرزوي شكست انقلاب و در خيال خام خود در انتظار سپري شدن چند دهه از انقلاب و استقرار نظام جمهوري اسلامي و فرارسيدن سالهايي بودند كه انقلابيون بازنشسته شوند و غبار پيري بر چهره انقلاب نشسته و درياي مواج ملتي كه آزادگي و سرافرازي خود را مرهون انقلاب خميني كبير(ره) مي داند، از جنب وجوش بيفتد. در انتظار روزهايي بودند كه حاصل سالها دشمني با ملت ايران از جنگ تحميلي و تحريم گرفته تا تهاجم فرهنگي و جنگ تبليغاتي و رواني عليه كشور را در غلبه ريزش ها بر رويش ها ببينند و شاهد فاصله گرفتن مردم از آرمانها و انقلاب باشند تا شايد به هدف شوم خود برسند. اما حضور ميليوني مردان و زنان و خصوصاً جواناني از نسل هاي سوم و چهارم انقلاب بار ديگر، كابوس خواب آشفته دشمنان اين آب و خاك شد.

وقتي 22هزار دانش آموز بسيجي در ميدان آزادي سرود وحدت و مقابله با بيگانگان سردادند و با حركت نمادين حمل پرچم 30متري كه نقش شعار «ما تا آخرين قطره خون ايستاده ايم» را بر خود داشت، پاي طومار وفاداري به انقلاب را با خون خود امضاء كردند و جمعيتي چند ميليوني يكصدا فرياد «مرگ بر آمريكا» سردادند، صداي طشت رسوايي آمريكا و دشمنان انقلاب اسلامي را كه بر زمين ناداني آنان مي خورد، به گوش جهانيان رساندند.

خبرنگار خبرگزاري فرانسه جزء اولين اخباري كه مخابره مي كند، مي گويد: «خيل عظيم مردم ايران با سر دادن شعار «مرگ بر آمريكا» و در دست گرفتن پرچم هايي كه اين شعار و شعار«مرگ بر اسراييل» و «اسراييل دشمن اسلام و بشريت است» بر آن نقش بسته بود، تنفر شديد و قديمي خود از دشمنان انقلاب اسلامي ايران را اعلام كردند».

خبرنگار شبكه تلويزيوني اكراين نيز درباره راهپيمايي ديروز مردم تهران ضمن پرشور خواندن اين مراسم مي گويد: « من تاكنون چنين راهپيمايي را در هيچ جاي دنيا نديده ام، حضور مردم در اين مراسم براي من بسيار جالب بود. فكر مي كردم مردم ايران از روي ترس در اين راهپيمايي شركت مي كنند ولي در گفتگو با تعدادي از مردم فهميدم كه كسي آنها را مجبور به اين كار نكرده است. اين عشق و علاقه آنهاست كه باعث شده هر ساله در اين مراسم عظيم شركت كنند».

حقيقت آن است كه انقلاب اسلامي ايران تنها يك حادثه داخلي براي تغيير يك رژيم سياسي نبود، بلكه همانگونه كه بسياري از دولتمردان آمريكايي، اروپايي و رژيم صهيونيستي در خاطرات خود از روزهاي پيروزي انقلاب، به آن تعبير كرده اند، انقلاب زلزله اي ويرانگر براي جهان غرب بوده است.

در زمانه اي كه مناطق مختلف جهان بين دو بلوك و قدرت غالب شرق و غرب تقسيم شده بود و سازمانهاي نظامي ورشو و ناتو نگهبان نظم ظالمانه اين تقسيم بودند و هيچ حركت و تحولي در جهان خارج اين چارچوب و بدون وابستگي به يكي از دو قطب حاكم، امكان موفقيت نمي يافت، انقلاب اسلامي در منطقه امن غرب پيروز و شعار «نه شرقي، نه غربي» به عنوان استراتژي انقلاب انتخاب مي شود.

نهضتي كه حضرت امام(ره) بپاداشت مستقيما با امپرياليسم آمريكا در افتاده و او را شكست داده بود. اين حقيقت، كمونيست ها را در ادعاي مبارزات ضدامپرياليستي خود خلع سلاح مي كرد و براي نخستين بار در عصر حاضر، دين را به عنوان عاملي حركت زا و جنبش خيز در عرصه مبارزات ملت ها مطرح مي ساخت.

حضرت امام خميني(ره) مي فرمايند: «همانطوري كه ملاحظه كرديد، مردم با هم مجتمع شدند و همه با هم فرياد الله اكبر سر دادند و موانعي كه در مقابلشان بود، همه را كنار زدند و الان وضع جوري شده كه هيچ قدرتي نمي تواند كاري بكند. يعني نمي شود بر يك ملت مطلبي را تحميل كرد... هيچ قدرتي نمي تواند تحميل بكند نه آمريكا مي تواند تحميل كند، نه شوروي. هيچكدام نمي توانند».

مردم انقلابي ايران حضور در راهپيمايي 22 بهمن را يك فريضه الهي و وظيفه ملي مي دانند. آنان از امام(ره) آموخته اند كه «حفظ نظام در رأس فرايض است» و همين حضور شكوهمند است كه خبرنگاران خارجي را به اعتراف وا مي دارد.

خبرگزاري رويترز در گزارشي تحت عنوان «ايراني ها انقلاب خود را جشن و فشار هسته اي را ناديده گرفتند» مي نويسد: «هزاران ايراني 22 بهمن در نمايشي از ناديده گرفتن فشار غربي ها بر ايران به منظور تعليق غني سازي اورانيوم، بيست و نهمين سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي را گرامي داشتند. پس از سه دهه از انقلاب اسلامي در ايران، زنان محجبه همراه با مردان فرياد «مرگ بر آمريكا» سردادند. مقامات ايراني از مردم خواسته بودند براي نشان دادن اتحادشان در مقابل فشار غرب به طور گسترده در راهپيمايي حضور پيدا كنند».

بدون شك به خاطر حضور آگاهانه و پرشور مردم در همه صحنه هاي انقلاب است كه تاكنون هيچيك از طرحهاي سياسي، اقتصادي و نظامي آمريكا عليه ايران كه غالباً با حمايت يا سكوت متحدان منطقه اي و جهان آن كشور همراه بوده، به نتيجه نرسيده است. به همين دليل است كه پس از گذشت قريب به سه دهه از مقابله غرب با انقلاب ، امروز تئوريسين ها و سياستمداران آمريكايي و غربي بر ضرورت پذيرش و تحمل واقعيت انقلاب و جايگاه جمهوري اسلامي در عرصه بين المللي تأكيد مي كنند. به عنوان نمونه كيسينجر، استراتژيست آمريكايي، مي گويد: ماهيت نظام حاكم بر ايران پيچيده تر از آن است كه تهيه كنندگان گزارشها در آمريكا آن را ترسيم مي كنند. آمريكا قادر نيست اوضاع داخلي ايران را متزلزل كند. و يا اعتراف روزنامه وال استريت ژورنال كه مي نويسد: آمريكا بطور رقت انگيزي از ايران شكست خورده است. و يا اظهار عجز رئيس اسبق سازمان سيا كه مي گويد: هر طرح ضد ايراني محكوم به شكست است.

نهضتي كه در 22 بهمن 57 به پيروزي رسيد، امروز براي بسياري از ملل جهان چراغ راه زندگي است. تجديد بناي تفكر انقلابي بر مبناي دين، مطرح شدن اسلام به عنوان يك ايدئولوژي انقلابي، احياء اخوت اسلامي و روحيه گرايش به معنويات و ارزشهاي ديني در بين مسلمانان، احياء روحيه خودباوري و سلطه ستيزي در ميان ملتها و انفعال دولتها و قدرتهاي حاكم در برابر اراده آنان، از مهمترين دستاوردهاي انقلاب اسلامي در عرصه جهاني است.

از سوي ديگر پيشرفت هاي كشورمان در فناوري صلح آميز انرژي هسته اي، نانو تكنولوژي، علوم پزشكي و دارويي، صنايع نظامي و دفاعي و موشك كاوشگر سفير و دهها عنوان ديگر به بركت استقلال، آزادي و جمهوري اسلامي و مرهون تلاش و مجاهده فرزندان، دانشمندان جوان و اساتيد فرزانه اين آب و خاك است كه همچو خاري بر چشم دشمنان اين ملك مي رود.

22 بهمن هر سال بهار جوانه هاي انقلاب است. يادآور سرفصلي برجسته در تاريخ تحولات ايران و نقطه عطفي در روند مبارزات ملل آزاده جهان.

حزب الله

روزنامه حزب الله در سرمقاله امروز خود با "عنوان نظام يا مسوولان ؟" آورده است:

انقلاب بزرگ اسلامي وارد سي امين سال حيات خود شد و روز گذشته در بيست و نهمين گراميداشت اين معجزه قرن مردم مسلمان و انقلابي ايران با حضور گسترده خود همدلي و وحدت ملت ايران را با نظام جمهوري اسلامي به نمايش گذاشتند.

درس هاي بزرگ اين نمايش اقتدار ملت ايران براي دشمنان اين مرز و بوم را بارها گفته اند و گفته ايم و آنها نيز نيك در مي يافته اند كه به رغم همه رجزخواني ها نمي توانند در مقابل دژ مستحكم مردمي در ايران صف آرايي كنند. آمريكا و متحدانش خوب مي دانند كه ايران نه افغانستان است و نه عراق، نه پاكستان است و نه اوكراين.

ايران، ايران است با مختصات مقاومتي كه نه كودتا آن را از پاي درمي آورد و نه انقلاب مخملي و نه حتي حمله نظامي. بنابراين دست و پا زدن هاي بي حاصلي همچون تحريم و صدور قطعنامه و سخنراني هاي ضدايراني براي آنها حكم غنيمت گرفتن لنگ كفش در بيابان را دارد. اين درسها هر سال با حضور پرشورتر مردم ايران در گوش كاخ سفيد تكرار مي شود و شاگرد تنبل اين كاخ كه روزهاي واپسين قدرت را مي گذارند، در ياد نگرفتن آنها، تعهد دارد.
اما درس ديگر اين نمايش اقتدار كه آماج داخلي دارد، خطاب به مسئولان نظام جمهوري اسلامي ايران است. مسئولاني كه بايد مسئوليت را امانتي بر عهده خود احساس كنند، نه فرصتي براي تكالب منفعت چنانكه مولاي متقيان براي كارگزاران حكومت اسلامي درباره مسئوليت مي فرمايند: «ليس لك بطعمه بل هي في عنقك امانه» و همچنان كه خميني كبير نيز هيچگاه اسير قدرت نشد و چنان بر دهانه پست و مقام لجام بست كه شيطان را در حسرت لحظه اي سوءاستفاده و منفعت طلبي از اين مقام باقي گذاشت و چنانكه خلف صالح او رهبر معظم انقلاب نيز در استمرار مسير بنيانگذار جمهوري اسلامي به شايستگي قدم برداشت و اين امانت الهي را هرگز براي اميال دنيوي هزينه نكرد.

بنابراين بر ديگر مسئولان نظام مقدس جمهوري اسلامي نيز فرض است كه با تاسي به مقتداي خود لحظه اي از خدمتگزاري به ملت شريف ايران غافل نشوند و اين مهم را نصب العين خود قرار دهند كه فرزندان خميني (ره) با هيچ مسئول، وزير، نماينده و مديري عهد دائمي نبسته اند و به هيچ يك از آنها براي هر تصميم و اقدامي چك سفيد امضا نداده اند. حضور بي نظير ملت ايران در راهپيمايي 22 بهمن تنها وفاداري آنها را به نظام جمهوري اسلامي و آرمان هاي انقلاب اسلامي ثابت مي كند نه وفاداري به اشخاص و مسئولان. آنچه اين روزها از آن به عنوان «بيعت مجدد» ياد مي شود، پيمان ملت براي حفظ بنيان انقلاب اسلامي است نه پايه هاي ميز رياست و وزارت و وكالت مسئولان جمهوري اسلامي.

اميد آنكه كارگزاران نظام اين درس مهم راهپيمايي 22 بهمن را هميشه آويزه گوش خود قرار دهند.

قدس

روزنامه قدس در سرمقاله امروز خود با عنوان "بازتابها و پيامدهاي حضور " به قلم غلامرضا قلندريان آورده است: ديروز مردم فداكار ايران اسلامي اعم از پيرو جوان، زن و مرد، اقشار و صنوف مختلف خيابان‌هاي پهندشت ميهن اسلامي را به حضور گسترده و پرشور خود مزين نمودند تا با خلق حماسه اي ديگر نه تنها برگ زريني بر افتخارهاي خود مبني بر دفاع از آرمان‌هاي انقلاب بيفزايند بلكه پرونده ناكامي‌هاي دشمنان نظام را سنگين‌تر كنند. هر ساله در روز 22 بهمن مردم ايران اسلامي براي گراميداشت و بيعت دوباره با آرمان‌هاي انقلاب اسلامي و شهدا در حركتي خودجوش به خيابانها مي آيند تا عزم جدي خود را در دفاع از دستاوردهاي انقلاب اسلامي به نمايش بگذارند.

بر كسي پوشيده نيست كه همواره در آستانه برگزاري اين راهپيمايي باشكوه، بدخواهان نظام اسلامي در تلاشي نافرجام قصد كم رنگ كردن حضور مردم در صحنه راهپيمايي را دارند كه با هوشياري ملت ايران در دستيابي به هدف‌هايشان ناكام مي شوند.

حضور گسترده و سراسري ملت در هر شرايطي و با وجود شرياط نامساعد جوي بيانگر اراده‌اي جدي در دفاع از آرمان هاي كشور قلمداد مي‌شود.

اگرچه دولتمردان آمريكايي ايران را به نظامي غيردموكراتيك متهم مي‌كنند؛ اما اساسي ترين مؤلفه دموكراسي در ايران به مرحله عمل و اجرا مي‌رسد. مردم ايران در پيروي از مقام عظماي ولايت و تجديد بيعت با آرمان‌هاي انقلاب اسلامي هرساله با حضو در خيابانها و سردادن شعارهاي كوبنده حمايت خود را از نظام مقدس اسلامي اعلام مي نمايند.

شعارهاي محور در تظاهرات، بيانگر موضع افكار عمومي نسبت به سياستها و تصميم‌هاي كلان دولتمردان است. يكي از شعارهاي كليدي،‌دفاع از انرژي هسته‌اي است كه مبين حمايت عمومي ملت ايران از راهبردهاي اتخاذ شده از سوي مسئولان امر در استمرار هدف هايي متعالي و ارزشمند مي‌باشد.

از سوي ديگر اين شعار پيام جدي به مخالفان حقوق ملت ايران دارد. آنها با اعلام مواضع مخالفان مي‌كوشند ملت ايران را از دستيابي به حقوق مسلم و منطقي خود محروم نمايند در حالي كه شركت‌كنندگان در راهپيمايي، ديروز با شعارهايي مبتني بر پشتيباني از نظام مقدس اسلامي رفراندومي را در اعلام نظر خود به نمايش گذاشتند.

جمهوري اسلامي كه پروژه صلح آميز هسته‌اي را در دستور كار قرار داد تا از اين منظر گزينه‌هاي متنوعي براي پاسخگويي به نيازهاي انرژي خود داشته باشد به دليل رعايت نكردن قاعده بازي جبهه استكباري تاكنون با مشكلات متعددي رو به رو شده است. اين وضعيت موجود روابط بين الملل بيانگر اين موضوع است كه كشورهاي قدرتمند فعلي كه انگاره‌هاي تعامل‌هاي سياسي را بين كشورها سكانداري مي‌كنند در تلاشند كشورهاي مستقل را ازدستيابي به خواسته‌هايشان محروم كنند. پس تنها گزينه پيگيري حقوق ملتها تكيه بر توان خودي بدون اتكا به قوانين يكسويه تحميل شده از سوي برخي كشورها به جامعه بين المللي است. بدين ترتيب به نظر مي رسد اتخاذ گزينه مقاومت از سوي دولتمردان در دوران دفاع مقدس كه به برتري ايران و تغيير موازنه در جبهه‌ها منجر گرديد امروز نيز در رويارويي ديپلماتيك از كارايي بالايي مي‌تواند برخوردار باشد.

شعارهاي كوبنده دفاع از انرژي هسته اي ديروز نشان داد امتناع ايران از تمكين به درخواست شوراي امنيت سازمان ملل براي توقف غني سازي اورانيوم و به تأكيد تهران به استفاده صلح آميز از انرژي هسته‌اي، از پشتوانه مستحكم مردمي برخوردار مي باشد و آمريكا بايد درك و باور كند كه هيچ كس نمي تواند ملت ايران را از حقوق و مزاياي دستاوردهاي هسته اي محروم كند.

صداي عدالت

روزنامه صداي عدالت در سرمقاله امروز خود با عنوان «آزاد بودن انتخابات» به قلم مرتضي مبلغ آورده است: انتخابات در نظام‌هاي دموكراتيك به مثابه سنگ بناي نظام سياسي است.در اين‎ ‎نظام‌ها شكل‌گيري ساختارهاي نظام بر اساس خواست و نظر عمومي مردم است كه از طريق‎ ‎انتخابات تحقق مي‌يابد‎.

‎فلسفه انتخابات نيز مربوط به اساسي‌ترين حق مردم يعني‎ ‎حق تعيين سرنوشت و مشاركت در اداره عمومي جامعه است.هرگونه خدشه در فرآيند انتخابات‎ ‎بر اساس يك نظام مردمي و دموكراتيك آسيب وارد مي‌كند، فرمايشي شدن انتخابات استبداد را جايگزين آن مي‌سازد‎.
‎انتخابات واقعي داراي چهار مشخصه اساسي است: آزاد بودن، عادلانه بودن، سالم‎ ‎بودن و مشاركت حداكثري‎.

‎آزاد بودن انتخابات بدين معني است كه همه‌ي گروه‌ها و‎ ‎احزاب قانوني و همه طرز فكرها و افراد بتوانند در عرصه‌ي رقابت حضور پيدا كنند. به‎ ‎عبارت ديگر، آزاد بودن انتخابات به معني رقابتي بودن انتخابات و مستلزم آن است‎. ‎هرگونه اقدام ولو با استفاده از قانون كه منجر به محدودسازي رقابت انتخاباتي شود به‎ ‎همان نسبت انتخابات را از واقعي بودن، دور ساخته و آن را فرمايشي و غيرواقعي‎ ‎مي‌كند‎.

‎حضور در عرصه رقابت بايد براي همه‌ي شهروندان، احزاب و گروههاي قانوني،‎ ‎آزاد باشد، به جز كساني كه محكوميت مؤثر قضايي منجر به محروميت از حقوق اجتماعي‎ ‎داشته باشند يا كساني كه مخالف عملي نظام و قانون اساسي باشند. برخي محدوديت‌ها نيز‎ ‎كه مربوط به سن، تابعيت، تحصيلات و سلامت افراد است نيز وجود دارد كه متناسب با‎ ‎شرايط و اقتضائات هر جامعه، در قانون انتخابات آن كشور منعكس مي‌شود.

انتخابات واقعي داراي چهار مشخصه اساسي است: آزاد بودن، عادلانه بودن، سالم‎ ‎بودن و مشاركت حداكثري‎.

‎آزاد بودن انتخابات بدين معني است كه همه‌ي گروه‌ها و‎ ‎احزاب قانوني و همه طرز فكرها و افراد بتوانند در عرصه‌ي رقابت حضور پيدا كنند. به‎ ‎عبارت ديگر، آزاد بودن انتخابات به معني رقابتي بودن انتخابات و مستلزم آن است‎. ‎هرگونه اقدام ولو با استفاده از قانون كه منجر به محدودسازي رقابت انتخاباتي شود به‎ ‎همان نسبت انتخابات را از واقعي بودن، دور ساخته و آن را فرمايشي و غيرواقعي‎ ‎مي‌كند‎.

‎حضور در عرصه رقابت بايد براي همه‌ي شهروندان، احزاب و گروههاي قانوني،‎ ‎آزاد باشد، به جز كساني كه محكوميت مؤثر قضايي منجر به محروميت از حقوق اجتماعي‎ ‎داشته باشند يا كساني كه مخالف عملي نظام و قانون اساسي باشند.

2 - عادلانه بودن انتخابات نيز به معني‎ ‎ايجاد سازوكارهايي است كه از سوءاستفاده نامزدها به خصوص نامزدهاي احزاب و جريان‎ ‎حاكم و استفاده از رانت‌هاي تبليغاتي، ابزاري و مالي آنان جلوگيري كند و از هرگونه‎ ‎تبعيض رسانه‌اي مالي و ابزاري در فرآيند رقابت، جلوگيري نمايند‎.
‎در عدالت‎ ‎انتخاباتي دو عامل از ساير عوامل مهم‌تر و تعيين‌كننده‌تر است: عدالت رسانه‌اي و‎ ‎عدالت مالي‎.

3 - سالم بودن انتخابات نيز معطوف به فرآيند اجرايي انتخابات است. روند اجرايي انتخابات بايد شفاف و اطمينان بخش باشد. همه مراحل انتخابات بايد در معرض عمومي جامعه قرار گيرد و هيچ فرايندي از آن نبايد مخفي و ناآشكار بماند.

4‎ـ چهارمين مشخصه مربوط به مشاركت حداكثري است. چون‎ ‎انتخابات مربوط به انتخاب مردم است، بايد سازوكارهاي انتخاباتي، حزبي، رسانه‌اي و‎ ‎نهادهاي مدني به گونه‌اي تحقق و جريان يابد كه مردم با احساس مسووليت مدني نسبت به‎ ‎اساسي‌ترين حق خود، هرچه بيشتر در انتخابات‌ها شركت كنند. مشاركت حداكثري، مستلزم‎ ‎انتخابات آزاد، عادلانه و سالم است. علاوه بر آن نيازمند فضاي بانشاط سياسي و تحرك‎ ‎وسيع احزاب، نهادهاي مدني، مطبوعات و رسانه‌هاي آزاد، تنوع افكار و انديشه‌هاي‎ ‎سياسي اجتماعي و فرهنگي است‎.

‎در حوزه‌ عادلانه بودن انتخابات نيز‎ ‎تكليف روشن است. حذف يك جناح و تخريب بي‌رحمانه و ظالمانه آن از يك سو و ايجاد‎ ‎عرصه‌ي يكه تاز براي جناح حاكم، امكانات و پشتيباني‌هاي وسيع رسانه‌اي، امكانات‎ ‎گسترده‌ي مالي و ابزاري جناح اصولگرا، از سوي ديگر نشان‌دهنده‌ي وضعيت عدالت‎ ‎انتخاباتي است‎!

‎در مورد سلامت انتخابات نيز پس از برگزاري انتخابات آذرماه سال‎ ‎گذشته شوراها كه با حذف احزاب و مطبوعات از روند نظارت عمومي بر انتخابات و‎ ‎محدودسازي نمايندگان نامزدها در سايت‌هاي شمارش آراء و نحوه‌ي اعلام نتايج انتخابات‏‎ ‎و امثال اين‌ها همراه بود، نگراني‌هاي جدي در جامعه بوجود آمده است. يكدست و همسو‎ ‎شدن مجريان و ناظران نيز كه به نحو عجيب و تأسف‌بار، نتايج خود را در ردصلاحيت‎ ‎گسترده‌ي نامزدها و حذف تقريبا كاما اصلاح‌طلبان از عرصه‌ي رقابت انتخاباتي نشان‏‎ ‎داد به اين نگراني افزوده است‎.

‎اينك اما بزرگترين نگراني و دغدغه‌ي دلسوزان و‎ ‎علاقمندان انقلاب و جمهوري اسلامي، سرنوشتي است كه به دليل اين بدعت‌هاي‎ ‎مخاطره‌آميز در انتظار مهمترين و اساسي‌ترين دستاورد انقلاب، يعني انتخابات آزاد،‎ ‎عادلانه و سالم است‎.

‎آيا كسي هست كه دلش براي جمهوري اسلامي و امام بزرگوار و‎ ‎شهداي والامقام بتپد و نگران اين روند نباشد و اقدامي براي اصلاح آن نكند؟ دور باد‎! ‎

سياست روز

روزنامه سياست روز در سرمقاله امروز خود با عنوان «درسهاي يك حماسه» به قلم قاسم غفوري آورده است: ملت ايران ديروز بار ديگر با حضور پرشور خود در راهپيمايي جشن پيروزي انقلاب اسلامي، حماسه‌اي ديگر آفريد. حماسه‌اي كه كمترين وصف آن تبلور اتحاد ملي ملتي بود كه همواهر نشان داده است حاضر به پذيرش سلطه و ستم نمي‌باشد و آزادي و آزادي خواهي در وجود و اركان زندگي آن ريشه دارد. حضور ملت ايران در اين ميدان كه بار ديگر حيرت جهانيان و خشم و انزواي دشمنان اين مرز و بوم را به همراه داشت پيام‌هاي روشني را براي جهانيان يادآور شد كه عبارتند از:

1 - ملت ايران كه به حق الگويي براي ازاد انديشان جهان شناخته مي‌شود و در طول سالهايي كه از پيروزي انقلاب مي‌گذرد توانسته است انقلاب خود را به دورترين نقاط جهان نظير آفريقا و آمريكاي لاتين صادر نمايد، بار ديگر به ملتهاي آزاد نشان داد كه اتحاد، رمز موفقيت و پيروزي است. اتحاد و يكپارچگي ملتها است كه مي‌تواند آزادي عراق و افغانستان و فلسطين از چنگال اشغالگران را به همراه داشته باشد. اتحادي كه مي‌تواند به الگويي براي تمام كشورها به ويژه جهان اسلام مبدل گردد.

2 - دستاورد مهم حضور پرشور ملت ايران در جشن پيروزي انقلاب اسلامي را مي‌توان، هشدارهاي ملت به دشمنان ايران دانست كه اكنون تلاش دارند تا با ابزارهاي گوناگون به تزلزل و انزواي كشور و ملتمان بپردازند. ملت ايران بار ديگر تاكيد كرد، اعمال تحريم‌ها، دخالتهاي آشكار و پنهان در امور داخلي كشورمان كه با هزينه صدها ميليارد دلار انجام مي شود، ايجاد بحرانهاي امنيتي كه در مناطقي از كشور به دست عاملات غرب و دست نشانده‌‌هاي آنها نظير گروهكهاي منافين اجرا و دهها هم وطن بي‌گناه را به شهادت مي‌رسانند، ايجاد به اصطلاح اجماع جهاني براي جلوگيري از دست‌يابي ملت به حقوق خود بويژه در زمينه دانش هسته‌اي، ارسال سلاح و تجهيزات نظامي براي كشورهايي كه متحد آمركيا قلمداد مي‌شوند براي به اصطلاح تهديد ايران، ايجاد جنگ رواني براي بيان وابستگي گروههاي سياسي به غرب به منظور دلسردي و دوري مردم از انتخابات و ... نمي‌تواند اتحاد ملت ايران را براي حفظ و ارتقاي آرمانهايش متزلزل سازد.

مردم سالاري

روزنامه مردم سالاري در سرمقاله امروز خود با عنوان«لزوم تشكيل جبهه متحد جمهوري اسلامي همسويي مخالفان اسلاميت با مخالفان جمهوريت» به قلم عباس پازوكي آمده است: اين روزها كه سالروز انقلاب سال 57 است، مباحثي جدي درباره دستاوردهاي اين انقلاب در ميان صاحب نظران و حتي افكار عمومي مطرح است. سوال اين است: « دستاورد اين انقلاب چيست يا چه مي‌تواند باشد؟»
 
به نظر مي‌رسد بزرگترين دستاورد انقلاب سال 57 استقرار حكومتي است كه عنوان « جمهوري اسلامي» را با خود به همراه دارد. اما شايد بهتر باشد به جاي اينكه بپرسيم دستاورد انقلاب چه بوده است بايد بپرسيم دستاورد انقلاب در چه شرايطي به سر مي‌برد؟ اين مهم است كه بدانيم آيا « جمهوري اسلامي» به آن اهدافي كه مد نظر بانيان آن بوده است رسيده يا خير؟

به نظر نگارنده نگاهي به شرايط امروز اصلاح طلبان خط امامي مي‌تواند پاسخ اين پرسش را عيان كند. چرا كه اين گروه سياسي به دنبال تحكيم همان نظامي است كه بنيانگذار جمهوري اسلامي بر آن تاكيد داشته است و امروز به دلايل متعددي به اين نتيجه رسيده است تحكيم جمهوري اسلامي نيازمند به اصلاحات است.

اما واقعيت اين است كه اين گروه امروز به شدت مظلوم واقع شده است و از هر طرف تحت شديدترين تهاجمات است و لذا وضعيت امروز اصلاح طلبان خط امامي سبب نگراني هر ايراني منصفي مي‌شود كه علاقه‌مند به تحكيم جمهوري اسلامي است.

متاسفانه امروز در شرايطي قرار داريم كه عده‌اي قدرتمند در دو سوي ميدان سياست ايستاده‌اند و هر كدام وجهي از وجوه جمهوري اسلامي را با دشمني تمام نشانه گرفته‌اند. برخي با جديت جمهوريت نظام را نشانه گرفته‌اند و سعي در تئوريزه كردن اين موضوع دارند كه اساسا اسلام با دموكراسي سازگاري ندارد و بايد خلافت اسلامي جايگزين جمهوري اسلامي شود.

اين عده كه امروز از نفوذ و قدتر و ثروت بالايي براي پيشبرد اهداف خود برخوردار هستند، اخيرا اعلام كرده‌اند كه بايد قانون اساسي به گونه‌اي تغيير كند كه حكومت اسلامي جايگزين جمهوري اسلامي شود و حتي گفته‌اند قانون اساسي فعلي خلاف اسلام است!

با كمال تاسف عده‌اي نيز ناآگاهانه به سمتي مي‌روند كه صاحبان همين ديدگاه مي‌خواهند.
اما از سوي ديگر عده‌اي نيز اسلاميت نظام را نشانه گرفته‌اند و چنان رفتار زشتي به خرج مي‌دهند كه گويي همه اشكالات از اسلام است.

مشكلات فعلي در كشور ناشي از اين هست كه نوع حكومت جمهوري اسلامي است.

از همه بدتر اين است كه هر دو گروه مخالفان جمهوريت و اسلاميت رسانه‌هاي فراگير و قدرتمندي دارند. هر دو گروه از رسانه‌هايي برخودارند كه تعداد زيادي ايراني را تحت پوشش برنامه‌هاي خود قرار مي‌دهند. يك تعداد از ايران و با رسانه‌هاي فراگير خود رفتاري در جهت تضعيف جمهوريت و تئوريزه كردن حكومت اسلامي دارند و عملا به گونه‌اي رفتار مي‌كنند كه هر صاحب انصافي به اين نتيجه مي رسد اين رسانه‌ها بويي از ارزش‌هاي اسلامي و جمهوريت و دموكراسي و مردم سالاري نبرده‌اند و از سوي ديگر برخي رسانه‌هاي الكترونيكي و صوتي و تصويري در خارج از كشور نيز به شدت اسلاميت نظام را زير سوال مي‌برند و همه ناكامي‌ها را به حساب اسلامي مي‌گذارند.

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
علم و فناوری
بلیط (عصر ایران داخلی)
عکس