کد خبر ۳۵۸۷۴
تاریخ انتشار: ۱۴:۲۵ - ۲۵ بهمن ۱۳۸۶ - 14 February 2008
سينماى فلسطين

سينماى فلسطين به عنوان يك پديده نوظهور در دنياى روبه رشد فيلمسازى بين المللى، طى چندسال گذشته شاهد رونق كم و بيش اميدواركننده اى بوده است كه به مدد چهره هاى مطرحى از اين سرزمين همچون اليا سليمان يا هانى ابواسد حاصل شده است. اصولاً صنعت فيلمسازى اين كشور كه همواره تحت الشعاع سينماى مصر و ديگر كشورهاى جهان عرب بوده است جز با مستندسازى و با مجموعه اى از آثار سياسى فرصت بالندگى درعرصه جهانى رانداشت اما طى پانزده سال گذشته وقوع رنسانسى فرهنگى، نسل جديدى از فيلمسازان ملى اين كشور را به دنيا معرفى كرد كه تاريخ پرفراز و نشيب وطنشان و سالها جهاد و ناآرامى و مبارزه سياسى را دستمايه خلق مجموعه اى ازآثار درخشان تجربى كرده اند. تا سال هاى سال مستندسازى سياسى به عنوان بخشى لاينفك از سينماى فلسطين تمامى توليدات بصرى اين كشور را در انحصار خود داشت چرا كه به خاطر بى ثباتى و ناآرامى هاى منطقه تنهاكسانى كه استطاعت ساختن فيلم داشتند سازمان هاى سياسى اى بودندكه در راستاى ترويج آزادى فلسطينى ها و آرمان هاى سياسى خود براى داشتن يك دولت خودمختار گام برمى داشتند. در سال هاى اخير فيلمسازان فلسطينى در رقابت با كارگردانان مطرح جهان آن اعتماد به نفس لازم براى به تصوير كشيدن تجربيات شخصى خود در قالب داستان هاى تكان دهنده را به دست آورده اند و سعى كرده اند با استفاده از استعاره به جاى واقعيت هاى مستند اين تجربيات داستانى را به دنيا عرضه كنند.

در حالى كه در غرب تماشاگران بيشتر با آثار تازه ساخت كارگردانانى نظير اليا سليمان (دخالت الهى ، ۲۰۰۲) ، رشيد مشراوى (انتظار، ۲۰۰۵) و توفيق ابووائل (تشنگى ، ۲۰۰۵) از فلسطين آشنا هستند تاريخچه فيلمسازى در اين كشور به اوايل قرن بيستم يعنى زمانى كه فيلم هاى پروپاگاندا توسط برادران لوميرو توماس اديسون و يا مستندهايى درباره سفر براى مصرف كننده هاى غربى ساخته شدند باز مى گردد. در اين فيلم ها تصويرى منفى از عرب ها به دنيا عرضه مى شد و مستندهاى ساخته شده عمدتاً باهدف بزرگ نمايى دستاوردهاى صهيونيستها به جوامع غربى مى رفت. در دهه ۳۰ كه فيلم هاى ناطق در غرب راه خود را به سينماها باز كرده بود فيلم هاى صامت جهان عرب را كاملاً تسخير نكرده بود و عمده توليدات سينمايى محصول كشور مصر بود. غرب به خاطر كارشكنى هاى اسرائيليان تنها تصويرى كه از فلسطينيان داشت انسان هاى تروريست يا رعيت و كشاورز بود و با وقوع جنگ جهانى دوم هاليوود كه در سيطره يهوديان صهيونيست بود با متحدخواندن فلسطينيان و نازيها آشكارا به سركوب اين ملت مستضعف و اجحاف حقوق آنان پرداخت و برخى فيلم هاى هاليوودى نظير «شمشير در صحرا» (۱۹۴۹)، «تردست» (۱۹۵۶)، «خروج بنى اسرائيل از مصر» (۱۹۶۰) كه با نيت قهرمان جلوه دادن اسرائيلى ها و سركوب فلسطينيان ساخته شدند گواهى بر اين حقيقت اند. تقريباً در اواخر دهه ۶۰ بود كه فلسطينيان خود شروع به توليد فيلم كردند تا پيش از اين مقطع زمانى اگرچه درحدود صد اثر مستند باموضوع فلسطين اشغالى و مبارزه مردم اين كشور براى تصاحب سرزمين شان ساخته شد اما همگى آثارى بودندكه نه در خود فلسطين بلكه در كشورهاى عرب همچون سوريه، لبنان، عراق ، الجزاير و تونس ساخته شدند. در حقيقت مى توان گفت كه سال ۱۹۶۸ نقطه عطفى درتاريخ فيلمسازى اين كشور و خودكفاشدن آن است در ابتدا تنها فيلم هايى كه در فلسطين ساخته مى شدند مستندهاى سياسى در باره مصائب پناهندگان فلسطينى در اردوگاهها، ظلم و ستم اسرائيلى ها و لزوم مبارزه مسلحانه با آنان بود. عمده توليدات سينمايى فلسطين در فاصله ۱۹۷۷-۱۹۷۳ در كنار معدودى اثر مستند درباره هنرهاى سنتى فلسطين و هنرمندان اين سرزمين فيلمهايى با اين موضوعات بودند و در حقيقت از اواخر دهه ۸۰ بودكه فلسطينيان براى فيلم ها و توليدات سينمايى خود موفق به دريافت جوايز بين المللى شدند. در سال ۱۹۸۲ صنعت فيلمسازى فلسطين با حمله اسرائيل به بيروت كه باعث توقف هرگونه فعاليت فيلمسازى و نيز از بين رفتن بخش بزرگى از آرشيو سينمايى فلسطين شد ضربه سختى ديد. تا سال ۱۹۸۷ در حدود ۵۲ فيلم توسط فيلمسازان آواره فلسطينى ساخته شد كه با قيام انتفاضه در همان سال كانون فيلمسازى به غزه و كرانه غربى رود اردن تغيير محل داد. ميشل خليفه نخستين فيلمساز فلسطينى معروف درعرصه جهانى بودكه با فيلم «عروسى در الجليل » (۱۹۸۷) راه را براى نسلى جديد از كارگردانان همچون سليمان و مشراوى هموار كرد. بعدها حنا الياس و هانى ابواسد با فيلم هاى بلند و مستند خود درباره زندگى در اردوگاه هاى پناهندگان راه مشراوى را ادامه دادند در حالى كه از زبان طنز براى انعكاس دشوارى ها و مصائب فلسطينيان و ظلمى كه به آنان روا مى شود استفاده مى كردند.

اين فيلمسازان صنعت فيلمسازى كشورشان را از سينماى منحصراً سياسى خارج كردند تا آن را به تجربه اى شخصى و ملى تبديل كنند. در حالى كه تمامى ساخته هاى سينماى فلسطين تا پيش از ۱۹۸۰ صرفاً درباره مقاومت مسلحانه و اراضى اشغالى بود مسائل و دغدغه هاى اجتماعى، طبقاتى و رابطه نسل جديد و قديم كه مى توانست حيات تازه اى به فيلمنامه هاى سراسر سياسى فيلمسازان ببخشد به ورطه فراموشى سپرده شدند به طورى كه سياست و آرمان هاى سياسى بر همه ابعاد فرهنگ ملت فلسطين از جمله سينماى آنان سايه انداخته بود و آن را تحت الشعاع خود قرار داده بود. مقابله به مثل با كارشكنى اسرائيلى ها و تغيير دادن نگرش غرب نسبت به فلسطينيان بهانه لازم به دست فيلمسازانى داد كه مى خواستند به دنيا تصوير متفاوتى از فلسطين و سينماى اين كشور نشان دهند. نسلى جديد از كارگردانان نوظهور خود را وقف اين آرمان كردند تا تفسير وتجربه شخصى خود از زندگى به عنوان يك پناهنده را با مردم ساير ملل درميان بگذارند. دراين ميان زنان كارگردان در صف مقدم كسانى بودندكه سينماى مرد سالار ناسيوناليسم محور را به چالش برانگيختند تا ديد خود از زندگى يك زن فلسطينى را به دنيا عرضه كنند. ازجمله اين زنان فيلمساز نوروا ماركوس با فيلم «اميد نهفته» (۱۹۹۴) ،ماى مسيريل با فيلم «ليلا و گرگ ها» (۱۹۹۵) درباره سياستمدارى به نام حنان عشراوى بودند. در اين ميان فيلم ها و آثار تجربى ترى نيز ساخته شدند كه به عنوان مثال با تلفيق صحنه هايى از زندگى روزمره فلسطينيان در سرزمين اشغال شده خودشان با صحنه هايى از فيلم هاى هاليوودى كه عرب ها را جانى يا مجنون نشان مى دهد دست به نوآورى زدند. در بسيارى از موارد فيلمسازان فلسطينى از يك داستان و شخصيت ساختگى براى طرح مسائل عميق تر سياسى استفاده مى كردند كه نمونه آن فيلم «عروسى رعنا» (۲۰۰۴) از هانى ابو اسد است. اين فيلم درباره زنى فلسطينى كه سعى در فرار از يك ازدواج اجبارى دارد بسيار متفاوت از فيلم قبلى او «فورد ترانزيت» است (۲۰۰۲) كه نگاهى ميهن پرستانه به حوادث و اتفاقات دارد . فيلم «بليتى براى بيت المقدس» (۲۰۰۰) نيز همين گونه است و اگرچه داستان درباره سفر يك آپاراتچى به اردوگاههاى مختلف پناهندگان براى نمايش دادن فيلم براى بچه ها است اما اين بهانه اى بيش براى انعكاس شرايط بغرنج زندگى فلسطينيان در اين گونه اردوگاهها نيست. پيش كشيدن اينگونه تجربيات شخصى در فيلم جديد وائل به نام «تشنگى» كه نگاهى غيرمستقيم به مبارزات سياسى مردم فلسطين با طرح داستانى اجتماعى دارد نيز همانقدر محسوس است. اگرچه برخى ها اين فيلم را بخاطر اجتناب از جنجال آفرينى با كمرنگ جلوه دادن مسائل سياسى متهم كرده اند اما حقيقت اين است كه فيلمسازان فلسطينى، اين روزها ترجيح مى دهند رويكردى متفاوت در طرح مسئله ناسيوناليسم در پيش بگيرند. نسل جديد فيلمسازان اين كشور از شخصيت هاى داستانى براى پرداختن به موضوعاتى كه در آثار مستند در پشت پرده جنگ و مبارزات سياسى مسكوت و پنهان مانده بود استفاده مى كنند و همين به تلاش براى جهانى شدن سينماى فلسطين در سال هاى اخير كمك كرده است. براى نسل جديد فيلمسازان اين كشور همچون هانى ابواسد كه فيلم «هم اكنون بهشت» او سال گذشته على رغم كارشكنى اسرائيليان به فهرست نامزدهاى اسكار بهترين فيلم خارجى راه يافت. جهانى شدن سينماى فلسطين ضامن بقا و بالندگى آن بهانه اى براى آگاه كردن دنيا از اهداف و آمال مردمى است كه با انجام بمب گذارى ها و عمليات نظامى براى احقاق حق خود فرياد مى زنند.

در حالى كه تكنولوژى ديجيتال در سال هاى اخير به فيلمسازان فلسطينى كمك بسيارى كرده است. اما تجهيزات و امكانات لازم براى فيلمسازى در مناطق اشغالى به سختى پيدا مى شود. آن دسته از فيلمسازانى كه نمى خواهند از سيستم ديجيتال ويدئويى استفاده كنند بايد فيلم خود را براى كارهاى پس از توليد به خارج و اغلب اروپا بفرستند. از دهه ۸۰ نيز سرمايه و بودجه اى كه تا پيش از اين از سازمانهاى سياسى براى ساختن فيلم هاى عمدتاً مستند به دست مى آمد رو به تقليل نهاد و سرمايه گذارى براى توليدات سينمايى اين كشور را شبكه هاى تلويزيونى خاص همچون BBC يا ZDF آلمان (كه با عشراوى و سليمان همكارى تنگاتنگى دارند و از آنان حمايت بيشترى به عمل مى آورند) متقبل شدند. بحث مخاطب نيز حوزه پيچيده اى است چون فيلم هايى كه در فلسطين ساخته مى شدند هرگز نتوانسته بودند مخاطبان ملى واقعى داشته باشند. بخاطر تعطيل شدن بسيارى از سالن هاى سينما در طول چندين دهه ناآرامى در فلسطين و همچنين قوى نبودن سيستم پخش فيلم در اين كشور فيلم هاى فلسطينى هيچگاه موفق به برقرارى آن ارتباط لازم و قوى با مخاطب ملى نشده است و از همين روست كه اين روزها بيشتر فيلم ها و توليدات داخلى اين كشور در جشنواره هاى سينمايى غربى به نمايش درمى آيند و به ندرت توسط تماشاگران فلسطينى يا عرب ديده مى شود. فلسطين نخستين شبكه تلويزيونى خود را در دهه ۹۰ داشت و تا ۱۹۹۴ از نخستين جشنواره فيلم زنان عرب خبرى نبود.

فلسطينى ها همچنين بايد با موانع و مشكلات بسيارى كه بخاطر شرايط ناآرام كشورشان و بى ثباتى در اين منطقه به وجود مى آيد دست و پنجه نرم كنند. باز و بسته شدن دائم مرزها، توقيف شدن فيلم ها و تجهيزات كارگردانان، محدوديت فيلمبردارى در برخى اماكن، فيلمبردارى در مناطق جنگى كه بمب گذارى و تيراندازى هر لحظه جان آنان و عوامل توليد را تهديد مى كند، يافتن منابع مالى و تجهيزات لازم كه گاه در داخل كشور به دست نمى آيد و پخش فيلم در كشورهاى ديگر بخاطر تعطيل شدن سينما همه و همه بخشى از سختى كار حرفه فيلمسازان فلسطينى است. با اين حال سينماى فلسطين كه از دل جنگ و مبارزات ملى براى رهايى از اشغالگران صهيونيست برخاسته است به دنبال هويتى تازه براى درخشش در عرصه بين المللى و رهايى از كليشه هايى است كه با آنها به عنوان يك سينماى صرفاً سياسى مطرح بوده است و اين روزها آوارگى، حق كشى و زندگى در دل جنگ را سوژه خود كرده است تا بالندگى در عرصه جهانى را تجربه كند.

* ميزگرد با فيلمسازان فلسطينى

مطلبى كه درپى خواهيد خواند ترجمه ميزگردى است درباره سينماى فلسطين و موانع و مشكلات فيلمسازان در اين كشور با حضور تنى چند از كارگردانان فلسطينى كه براى نمايش آثارشان در جشنواره فيلم كرى Kerry film festival در ايرلند به اروپا سفر كرده بودند.

عبدالسلام شحاده يك كارگردان و فيلمبردار از رفح در غزه است كه علاوه بر ساختن فيلم ها و آثار مستند براى منابع خبرى بين المللى نيز كار مى كند. برخى از فيلم هاى او رنگين كمان، سايه و آوار هستند.

آنامارى جسير در عربستان سعودى به دنيا آمد و درحال حاضر به عنوان يك فيلمساز در رام الله فلسطين كار مى كند. تازه ترين فيلم كوتاه او به نام «مثل بيست غيرممكن» در كن به نمايش افتتاحيه درآمد و او هم اكنون مشغول كار بر روى نخستين فيلم بلندش «نمك اين دريا» است.

اناس مظفر در بيت المقدس به دنيا آمد و درحال حاضر دوره كارشناسى ارشد در رشته فيلمسازى را در كالج گلداسميت سپرى مى كند. او فيلم كوتاهى به نام «شرق به غرب» ساخته و مشغول نوشتن نخستين فيلمنامه بلندش است.

زينة درة ، فارغ التحصيل مدرسه عالى سينمايى نيويورك جايزه فيلمسازى كمپانى برادران وارنر را براى فيلمى به نام «سگ هفتم» به دست آورده است. اين فيلم كه تز او بود از طنز براى اشاره غيرمستقيم به مسائل جارى سياسى در فلسطين استفاده مى كند.

*آيا فلسطينيان مى توانند بدون اشاره به مسائل سياسى كشورشان يك فيلم خوب بسازند

اناس: هميشه مى توان فيلم هايى درباره مسائل مختلف و تجربيات و داستان هاى شخصى ساخت. به عنوان مثال فيلم خود من نه فقط درباره فلسطين بلكه درباره يك خانه بود و مى شد آن را در ايرلند، آفريقاى جنوبى يا هر جاى ديگر دنيا ساخت. فيلم هاى ديگرى هم هستند كه مثل فيلم «تشنگى» درباره يك مكان يا جا هستند كه لزوماً فلسطين نيست. فكر مى كنم براى بيشتر ما كارگردانان واقعيت هاى زندگى و الزام براى به تصوير كشيدن آنان است كه به كار ما سمت و سو مى بخشد.

آنا مارى: من فكر مى كنم فيلم هايى كه فلسطينيان مى سازند درباره تجربيات شان است و اين همان كارى است كه ديگر فيلمسازان جهان انجام مى دهند و فكر نمى كنم مختص فلسطينى ها باشد. فرانسوى ها درباره تجربه هاى شخصى شان فيلم مى سازند. اگر كشورتان تحت اشغال باشد مسلماً به سراغ اين سوژه مى رفتيد و اگر در نيويورك تحت نظر باشيد مسلماً همين تجربه را براى فيلمسازى استفاده مى كنيد. سوژه ها بستگى به وضعيت زندگى تان دارد.

زينة: به نظر من سياست خيلى جاها مى تواند در پس زمينه فيلم باشد. بدون آن كه به آن اشاره مستقيم شود. مى توان داستان هاى جهانى داشت كه در يك فضاى سياسى اتفاق مى افتند و فرقى نمى كند. نيويورك پس از ۱۱ سپتامبر باشد يا پاريس. من شخصاً به عنوان يك فلسطينى هميشه ترجيح مى دهم فيلم هايى بسازم كه يك بار سياسى داشته باشند و فكر مى كنم اين چيزى است كه براى فيلمسازان اين قسمت از دنيا اجتناب ناپذير است.

آنا مارى: اين يك امتياز بزرگ است كه بتوانيد راجع به هر چيزى فيلم بسازيد و فكر نمى كنم بيشتر فلسطينى ها از اين امتياز برخوردار باشند. من به عنوان يك فلسطينى با اين ديدگاه به سراغ سوژه هاى مختلف مى روم كه آزادى و برابرى حق مسلم ماست. 
 
عبدالسلام: من فكر مى كنم كه بايد تمام توجه مان را معطوف كشورمان، مردم مان و مصيبت هم ميهنان مان بكنيم. ما بايد نشان دهيم كه تحت اشغال هستيم و آواره ايم و به دنبال كشور مستقل خودمان.

اناس: مى خواهيد فيلمى بسازيد كه درباره جنبش آزاديبخش فلسطين نيست اما وقتى كه شروع به نوشتن مى كنيد مى خواهيد شخصيت ها و داستان تان به جايى تعلق داشته باشند كه جز فلسطين با شرايط خاص خودش نيست. بنابراين اگر نتوانيم اوضاع ناآرام فلسطين را در پس زمينه داستان مان نشان دهيم اعتبار خودمان را از دست مى دهيم چون ما خود متعلق به اينجاييم.

*مشكلات معمول فيلمسازان در فلسطين چيست

آنا مارى: در فلسطين همه چيز و همه كار ممنوع شده است. رفتن از يك شهر فلسطينى به يك شهر ديگر براى سر زدن به عمه تان ممنوع است و براى اين كار احتياج به مجوز داريد و بايد اجازه داشته باشيد تا خيلى كارها را انجام دهيد. من فكر مى كنم از اين لحاظ فلسطينى ها خلاق ترين آدم هاى روى زمين اند. چون مجبورند با خيلى شرايط كنار بيايند. منظورم اين است كه نه فقط فيلمسازى بلكه همه چيز بايد به شيوه اى خلاقانه انجام بگيرد. براى زنده ماندن و زندگى كردن بايد تلاش كنيد و به دنبال راه هايى نو براى انجام خيلى كارها باشيد. همين موضوع بر ابعاد مختلف زندگى ما بخصوص هنرمندان تأثير گذاشته. در فيلمى كه ساخته ام «مثل ۲۰ غيرممكن» همه بازيگرانم مى بايست يك كارت شناسايى خاص داشته باشند چون فيلم من در لوكيشن هاى مختلفى فيلمبردارى شده بود بنابراين بازيگرانم را نه براساس تجربه كارى شان بلكه براساس آن كارت شناسايى شان انتخاب كردم چون به اين بازيگران بدون داشتن اين كارت ها اجازه كار نمى دادند. از لحاظ فرهنگى نيز در وضعيت خفقان آورى قرار داريم. چند بار جلوى ما را گرفتند و دوربين هاى ما را مصادره كردند. حتى به عنوان يك هنرمند حس مى كنيد هر كارى كه مى كنيد غيرقانونى است در صورتى كه اين چنين نيست.

عبدالسلام: همه چيز با ناآرامى هاى موجود در فلسطين در ارتباط تنگاتنگ است. تجهيزات كار نداريم و بايد يك دوست خارجى يا يك كمپانى فيلمسازى خارجى پيدا كنيم تا دوربين در اختيارمان قرار دهند. مرزها هميشه باز نيست و از همين رو خيلى چيزها به دست مان نمى رسد. اين مشكلات چيزهايى است كه ما هميشه با آن رودرروييم.

اناس: با آمدن ديجيتال وضعيت خيلى بهتر از قبل شده و حالا ديگر حداقل در رام الله و بيت المقدس چند كمپانى فيلمسازى داريم. در مورد غزه اطلاعاتى ندارم چون هيچ وقت آنجا نبوده ام اما حداقل در حال حاضر چند كمپانى فيلمسازى خوب داريم كه اتاق تدوين شان مجهز است. مشكل اصلى ما با فيلم است چه ۳۵ باشد يا ۱۶ ميليمترى چون براى ساخت آنها احتياج به دوربين هاى خاص و عوامل خاص با مهارت هاى خاص داريم و از همين روست كه فيلم هاى فلسطينى بسيارى همچون «هم اينك بهشت» عوامل توليد خارجى دارند آنها اين تجهيزات كار را با خودشان از تل آويو يا كشورهاى توليدكننده آثارشان همچون فرانسه يا آلمان مى آورند. البته اين شرايط باعث تأسف است اما حداقل گام هايى است كه در حال حاضر مى توان برداشت. اگر فيلمسازى رونق بگيرد كمپانى هاى فيلمسازى ما زيادتر مى شوند و به اين فكر مى افتند كه تجهيزات لازم را بخرند تا در اختيار فيلمسازان ملى قرار دهند اما در حال حاضر به عوامل توليد و تجهيزات كشورهاى ديگر بخصوص كشورهاى اروپايى وابسته ايم.
*فيلم هاى شما در كجا به نمايش در مى آيند

آنا مارى: ما چند وقت پيش جشنواره اى در فلسطين داشتيم؛ جشنواره اى كه با هدف نمايش فيلم هاى فلسطينى براى مردم خودمان شكل گرفته است چون خود ما هيچ وقت محصولات سينمايى كشور خودمان را نمى ديديم. البته فيلم هاى مهم مثل دخالت الهى را مى ديديم ولى بقيه كارها را نه. هيچ كس نمى توانست به بيت المقدس برود در نتيجه نمايش فيلم ها عمدتاً در بيت اللحم، ناصريه و غزه نشان داده مى شدند. از آنجا كه مردم نمى توانستند به بيت المقدس بروند اين فيلم ها بودند كه براى مردم در جاهايى كه مى شد بروند نمايش داده مى شدند.

در حال حاضر رفتن به اسكاتلند راحت تر از رفتن به بيت المقدس است. زمانى سالن هاى سينمايى خوبى در فلسطين بود. وقتى پدر و مادرم در بيت اللحم زندگى مى كردند آنجا سه سالن سينما داشت و بيت المقدس هم چهار سالن داشت. پس از سال ۶۷ همه آنها تعطيل شدند اما حداقل در يك دهه گذشته خيلى از سالن ها دوباره احيا شدند. در رام الله يك سينما هست و جشنواره فيلم رام الله نيز سال گذشته كار خود را آغاز كرد.

اناس: ما فيلم هايمان را نمايش مى دهيم اما وقتى به سالن هاى سينما مى رويم بيشتر آنها خالى اند چون مردم به ديدن فيلم عادت ندارند و به ندرت براى ديدن فيلم به سينما مى روند. يادم مى آيد من و دوستم مى بايست شخصاً از افراد براى ديدن فيلم مان دعوت مى كرديم و آن موقع بود كه سالن پر شد. وقتى قرار باشد تنها راه تبليغ يك فيلم يك آگهى كوچك در روزنامه باشد يا تنها نشريه اى كه تمام حوادث فرهنگى در يك هفته را پوشش دهد «This week» باشد نبايد خيلى از مردم انتظار داشت چون آنها ترجيح مى دهند فيلم را روى دى وى دى ببينند. با اين حال اين روزها وضعيت خيلى بهتر شده و سطح آگاهى مردم بالاتر رفته. آنها متوجه شده اند كه ما سينمايى داريم كه به كن و برلين مى رود، فيلمسازانى داريم كه در آمريكا كار مى كنند و در كل سينماى منحصربه فردى داريم. با گذشت زمان خيلى چيزها عوض خواهد شد.

آنامارى: ما جشنواره هاى عربى بسيارى داريم و در چند سال گذشته جشنواره هاى فيلم فلسطينى بسيارى نيز پا گرفتند. در سن فرانسيسكو يك جشنواره فيلم عرب است و در شيكاگو يك جشنواره فيلم فلسطينى.

«رؤياهاى يك ملت» نام نخستين جشنواره فيلم فلسطينى در نيويورك بود اما به غير از آن در تگزاس و حتى لندن هم جشنواره هايى براى فيلم هاى فلسطينى داريم. اوايل كار ما خيلى سخت تر بود. وقتى فيلم «دخالت الهى» جايزه هيأت داوران كن را گرفت هيچ پخش كننده آمريكايى نمى خواست به سراغ آن برود چون مى ترسيدند اما يك كمپانى پخش فيلم كوچك در نيويورك به نام «آواتار فيلم» آن را انتخاب كرد.

*بودجه لازم براى فيلم هايتان را از كجا فراهم مى كنيد

آنامارى: بايد براى پول دست به دامان اروپايى ها شويم! دنياى عرب از سينما به دلايل مختلف از جمله اوضاع سياسى جارى در فلسطين حمايت نمى كند. براى هنر بودجه اى در نظر گرفته نشده است چون مسائل مهم ترى نظير تأمين بودجه لازم براى درمان بيماران، مسائل اورژانسى پزشكى و خيلى چيزهاى ديگر وجود دارند. من خودم شخصاً بايد براى تأمين بودجه لازم به دنبال وام از سازمان هاى مختلف و شركت هاى فيلمسازى اى كه در كشورهاى اروپايى حاضرند فيلم ما را شراكتى بسازند، باشم.

زينة: خيلى اشخاص حقيقى ثروتمند حاضرند به ما پول بدهند اما به شرطى كه مطمئن شوند فيلم ما حرفى براى گفتن دارد. من خودم بودجه فيلم هايم را از اشخاص حقيقى گرفته به جز يك بار كه به من بورسيه كوچكى به ارزش ۳ هزار دلار داده شد. بنابراين سرمايه گذاران شخصى اغلب و يا نهايتاً برخى بنيادها به داد ما رسيده اند.

اناس: من هم با گفته شما موافقم و واقعاً براى يك فيلمساز فلسطينى تأمين بودجه فيلمسازى بدون اتكا به منابع مالى و خارجى دشوار است. بايد از خارج پول را به داخل كشور تزريق كنيد.

*آيا فيلمساز شدن در فلسطين كار راحتى است

آنامارى: دوستى در رام الله دارم كه واقعاً كارش حرف ندارد. او فيلمساز و انيماتور خيلى با استعدادى است كه براى تحصيل در رشته انيميشن بورسيه گرفت. اين بورسيه را يك مدرسه عالى سينمايى در استراليا به او داده بود و همه هزينه مربوطه به تحصيل او پرداخت شد و همه كارها انجام شد اما به او ويزا ندادند. در نتيجه او چندين سال است كه در همان رام الله مانده و اجازه خروج به او داده نشده است. او سپس بورسيه مشابهى از يك مدرسه عالى سينمايى ديگر در كانادا گرفت و باز همين برنامه ها برايش پيش آمد.

اناس: خيلى ها نمى توانند در يك مدرسه عالى سينمايى آموزش فيلمسازى ببيند چون اصلاًً ما چنين چيزى را در فلسطين نداريم.

عبدالسلام: بعضى دانشگاه ها رشته هايى در زمينه فيلمنامه نويسى، فيلمبردارى يا تدوين داير كرده اند. آنها از اساتيد خارجى استفاده مى كنند.

اناس: يك مستند كه داستان خاصى را روايت مى كند به بودجه خيلى زياد و وسايل و تجهيزات پيشرفته احتياج ندارد و مى توان آن را با حداقل امكانات و يك دوربين و اتاق تدوين ساخت اما اگر بخواهيد يك فيلم بلند بسازيد به مشكل برمى خوريد چون به بودجه خاصى احتياج داريد. بنابراين همه چيز بستگى به نوع كارى دارد كه مى خواهيد انجام دهيد.

آنامارى: حتى اگر ساختن يك فيلم بودجه زيادى نخواهد مسائل و دشوارى هاى ديگرى نيز هست. عبدل تا به حال شده وقتى مشغول فيلمبردارى كارى بوده ايد تير خورده باشيد

عبدالسلام: بله. خيلى زياد. حتى يك گلوله هم به پايم خورد. اين جور مسائل هست. فيلمسازى در فلسطين بدون ريسك نيست.

منبع: ایران

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
علم و فناوری
بلیط (عصر ایران داخلی)
عکس