کد خبر ۳۵۹۹۴
تاریخ انتشار: ۱۰:۵۳ - ۲۷ بهمن ۱۳۸۶ - 16 February 2008
روزنامه‌هاي صبح امروز ايران در سرمقاله‌هاي خود به مسائل روز كشور وجهان پرداخته‌اند كه گزيده برخي از آنها در ذيل مي‌آيد.

 
اعتماد ملي

روزنامه اعتماد ملي در سرمقاله امروز خود با عنوان "مراقب ارزش‌هاي انقلا‌ب باشيم" آورده است: اظهارات مهدي كروبي دبيركل حزب اعتماد ملي و هاشمي‌رفسنجاني رئيس مجلس خبرگان رهبري در خصوص فضاي ناسالم و نامناسب برخي سايت‌ها و رسانه‌ها در خصوص خانواده امام(ره) و حجت‌الا‌سلا‌م والمسلمين سيدحسن خميني تامل‌برانگيز است.

در سال‌هاي اخير علي‌رغم تاكيد و سفارش‌هاي اخلا‌قي و ديني مكتب حيات‌بخش اسلا‌م، جرياني افراطي كه مدعي‌اند از طرفداران و همفكران دولت نهم هستند، در برهه‌ها و وهله‌هاي مختلف موج تخريب گسترده‌اي را عليه شخصيت‌ها و استوانه‌هاي انقلا‌ب و نظام اسلا‌مي آغاز كرده است.اين جريان هيچ حد و مرزي را براي خود قائل نبوده و نيست. از مراجع تقليد تا ياران امام و شخصيت‌هاي زجركشيده انقلا‌ب و تا سطوح مختلف، هرگاه شاهد اثرگذاري، انتقاد يا تفاوتي در آراي آن بزرگان با متوليان سياسي موجود مي‌ديده براي رضاي خدا! از هيچ عمل غيراخلا‌قي پرهيز نكرده و نمي‌كنند.

حال در تازه‌ترين اقدام اين افراطيون كه به تعبير آقاي هاشمي‌رفسنجاني نمي‌توان به راحتي پذيرفت كه آنها ريشه در خارج نداشته باشند- حداقل آن است كه ناآگاهاني هستند كه عده‌اي دغل آنها را بازي مي‌دهند- تصميم به هدم ارزش‌هاي مورد پذيرش جامعه گرفته‌اند. اين تعبير كه تكيه‌گاه‌هاي معنوي و قابل تكريم مردم و انقلا‌ب، در حال تخريب است، تعبيري هوشمندانه است.

هر نظام سياسي، ارزشي و فرهنگي، تنها با حفظ ساختار، هنجارها و استوانه‌هاي ارزشي خود قابل دوام است. چنانچه آرمان‌ها، روياها و باورهاي يك جريان مورد هتك، بي‌اعتقادي و خلا‌ء باور قرار گيرد، عملا‌ بنيان‌هاي آن نظام به هم ريخته است.

امام‌خميني(ره) ارزش فراگير، ماندگار و كليد هر قفلي در باورهاي رايج جامعه سياسي ايران است، اگر اين پشتوانه معنوي به هر بهانه‌اي مورد جسارت و تعدي قرار گيرد، براي نظام ارزشي انقلا‌ب چيزي باقي نمي‌ماند.

مسلمانان خوب به خاطر دارند كه در جريان نهضت پيامبر اسلا‌م(ص) چگونه منحرفان و معاندين جامعه با بازي‌خوردن از سران پشت پرده عناد و جهالت، با نام‌هاي به ظاهر مسلمان خوارج، مرجئه و اشاعره و... بزرگ‌ترين لطمه ‌را به تاريخ اسلا‌م وارد كردند. ابوسفيان‌ها و معاويه‌ها و ابوموسي‌اشعري‌ها كه نمي‌توانستند به اسم كفر به جنگ با پيامبر برخيزند، آنها بر جريان رهبري سياسي پس از پيامبر دست انداختند و در نتيجه اعقاب‌شان پس از 50 سال بهترين فرزندان پيامبر را در كربلا‌ به بدترين وجه ممكن به شهادت رساندند.بحث ما تقدس‌آفريني براي نوه امام نيست، صحبت از روشي است كه با منتقدان جريان سياسي حاكم بر كشور در پيش گرفته شده است.وگرنه كيست كه نداند ما همگي پيرو مشي‌اي هستيم كه در آن علي‌بن‌ابيطالب(ع) به مخالفان خود تا زماني كه بغي نورزيدند، فرصت اظهارنظر و مخالفت داد .اما بين انتقاد و زدن ريشه‌هاي انقلا‌ب، آن هم به اسم انقلا‌بيگري تفاوت است. اين كار به فتنه شبيه است و به تعبير حضرت امير(ع) بايد چشم فتنه را از حدقه درآورد. ‌ روشن است كه تمام اين معركه‌ها براي انزوا و كناره‌گيري مريدان حقيقي امام(ره) در امر انتخابات است؛ موضوعي كه مهدي كروبي دبيركل حزب اعتماد ملي بر آن پافشاري نموده‌اند؛ بداخلا‌قي‌ها، سوءرفتارها، ايجاد محدوديت‌هاي نامتعارف براي رساندن نيروهاي اصلا‌ح‌طلب به كناره‌گيري خودخواسته و رها‌كردن ميدان براي حريف در آرزوي قبضه قدرت است. لذا هيچ امري نمي‌تواند تلا‌ش مدني و قانونمند حزب اعتماد ملي و ديگر نيروهاي اصلا‌ح‌طلب و مستقل را براي شركت قدرتمندانه در انتخابات متوقف سازد. 24 اسفند نشان خواهد داد نيروهايي كه به انتخابات به عنوان يك بازي نمايشي‌ نگريسته و مردم برايشان تنها يك حربه و بازي سياسي بيشتر نيستند، چگونه با هشياري، وقت‌شناسي و آگاهي مردم ايران منزوي خواهند شد.

همبستگي

روزنامه همبستگي در سرمقاله امروز خود با عنوان "چرا مجلس ششم؟" به قلم مازيار آقازاده آورده است: چندي است كه برخي از احزاب ، اشخاص و مطبوعات و رسانه هاي جناح اصولگرا به بازخواني پرونده عملكرد مجلس ششم نشسته اند و تقريباً روزي نيست كه در مطالب روزنامه ها (كيهان و رسالت) سايت ها و نطق ها و موضع گيري هاي آنان حمله اي به مجلس ششم صورت نگيرد. قطعاً هر عقل سليمي مي داند كه هر مجلسي داراي نقاط قوت و ضعف است كه بايد به موقع و بجاي خود مورد نقد قرارگيرد. اما نكته اينجاست كه چرا اقتدارگرايان امروز و در آستانه انتخابات مجلس هشتم به فكر نقد عملكرد مجلس ششم افتاده اند و چه چيزي آنها را واداشته تا بي محابا به فكر نقد مجلس ششم بيفتند؟ به نظر مي رسد اين اقدام اقتدارگرايان يك تاكتيك سياسي و تبليغاتي از سوي آنان براي فرار از نقد عملكرد مجلس هفتم است. بايد اذعان كرد كه كارنامه عملكرد مجلس هفتم و دولت نهم آنقدر خالي از فايده و پر از اشتباه است كه نمي خواهند افكار عمومي در آستانه انتخابات مجلس هشتم به پرسش از عملكرد مجلس هفتم و اقدامات اين مجلس ساكت و مطيع (و به قول برخي از نمايندگان اصولگراي مجلس هفتم در مشت دولت نهم) در راستاي شعارهاي دهان پركن اقتصادي و رفاهي داده شده در چهار سال پيش بپردازند. در حالي كه بجاست در آستانه انتخابات مجلس هشتم به نقد عملكرد مجلس هفتم نشست و دليل اينكه امروز طراحان عمليات رواني و تبليغاتي جناح اصولگرا با مسكوت گذاردن نقدعملكرد مجلس هفتم به تخريب مجلس ششم پناه برده‌اند در اين است كه در چهار سال فعاليت مجلس هفتم هيچ سنگر قابل دفاعي ندارند كه پشت آن موضع بگيرند بنابراين به اين فكر افتاده اند كه بهتر است براي فرار از پاسخگويي و نقد مجلس هفتم موضوع انحرافي تخريب مجلس ششم را پيش بكشند تا هم به زعم خودشان حرفي براي گفتن داشته باشند... چرا كه به نظر مي رسد از باب عملكردشان در مجلس هفتم حرفي براي گفتن و ارئه گزارش به ملت ندارند و هم اينكه با انحراف افكار عمومي توجه آنها را بجاي نقد عملكرد مجلس هفتم به مجلس ششم جلب كنند و از سوي ديگر وقت فعالين سياسي و اصلاح طلب را به جاي پرداختن به نقد مجلس هفتم (كه بهترين و به موقع ترين زمان آن اكنون است) به پاسخگويي در قبال عملكردشان در مجلس ششم صرف كنند و مهم تر از همه با ايجاد انشقاق در جريان اصلاح طلب و با بزرگ كردن اظهارات و مواضع برخي افراد و جريانات اصلاح طلب ميان آنها اختلاف افكني كنند. در اين راستا ذكر نكاتي چند ضروري به نظر مي رسد: 1- احزاب و فعالين سياسي اصلاح طلب بايد توجه داشته باشند كه در دام اين تاكتيك سياسي و تبليغاتي در چارچوب عمليات رواني طراحي شده از جانب رقيب گرفتار نشوند و با تمام توان خويش به جاي پاسخ گفتن و موضع گيري در قبال تخريب عملكرد مجلس ششم به نقد اصولي و حساب شده مجلس هفتم همت گمارند چرا كه به نظر مي رسد رقيب اقتدارگرا با وقوف به عملكرد ضعيف و پر انتقاد خود در مجلس هفتم (كه حتي صداي برخي اصولگرايان مستقل را نيز بلند كرده) سعي دارد تا آتش حملات رسانه‌اي خود را به مجلس ششم متمركز كند. در اين زمينه بايد برخي از بزرگان جريان اصلاح طلب كه در هفته هاي اخير باگشودن پرونده مجلس ششم به تحقق اين استراتژي در قالب عمليات رواني اقتدارگرايان كمك كرده‌اند ، بيشتر به هوش باشند. 2- اتفاقاً اگر پرونده مجالس هفتگانه پس از انقلاب در يك نگاه منصفانه و كارشناسي مورد بازخواني و نقد قرار گيرد مجلس ششم نه تنها نمره‌اي منفي نمي‌گيرد بلكه در مقام مقايسه با مجالس قبل و بعد از خود عملكرد بسيار مثبتي داشته است. هيچ مجلسي همانند مجلس ششم در پي گيري حقوق شهروندان، نقد عملكرد دستگاههاي حاكميتي و ارايه طرح هاي راهگشاي اقتصادي موفق عمل نكرده است و اگر انسداد مصوبات مجلس ششم از سوي شوراي نگهبان نبود قطعاً امروز كارنامه با معدل بالاتري كسب مي كرد. كسانيكه امروز و گذشته به نقد (و در واقع تخريب) مجلس ششم همت گمارده‌اند خود بارها اعتراف كرده‌اند كه از شنيدن نطق‌هاي پيش از دستور مجلس ششم لرزه براندامشان مي‌افتاده است. اين اعتراف خود بهترين گواه براي اثبات عملكرد مثبت مجلسي پرسشگر و فعال در احقاق حقوق شهروندان و پرسشگري از دستگاههاي حاكميتي است. در واقع فلسفه تشكيل پارلمان نيز نظارت و پرسشگري بر قوه اجراييه در معناي خاص و حاكميت در معناي عام از سويي و احقاق حقوق ملت از سوي ديگر مي باشد و مجلس ششم در اين دو حوزه كارنامه موفقي از خود به جاي گذاشته است. كساني كه امروز نقد ، پرسشگري و طراوت مجلس ششم را مورد نكوهش قرار مي دهند و ضعف ، سستي و بي عملي مجلس هفتم را با عنوان (مجلسي آرام و غيرمتشنج) مي ستايند در واقع خواهان آرامشي گورستاني از سويي و فرار از پاسخگويي به ملت و نمايندگان منتخب آنان از سوي ديگر هستند و رد صلاحيت هاي گسترده اخير داوطلبان اصلاح طلب مجلس هشتم نيز در راستاي تشكيل چنين مجلس مطلوب و مطيع است كه نه از پرسشگري در آن خبري باشد و نه از حقوق شهروندي در آن اسمي. اين چنين مباد.

جمهوري اسلامي

روزنامه جمهوري در سرمقاله امروز خود با عنوان" هشدار اين ترور "آورده است: ترور « عماد مغنيه » فرمانده ارشد نظامي حزب الله لبنان كه قطعا توسط عوامل موساد صورت گرفته نشان داد مجموعه نهضت جهاني اسلام با تهديداتي بسيار جدي مواجه است . اين ترور هرچند بحراني بودن اوضاع لبنان و جدي بودن سخن كساني را كه گفته اند لبنان را به طرف يك جنگ داخلي به پيش خواهيم برد نشان مي دهد لكن بيش از آن و پيش از آن جدي بودن و برنامه دار بودن تهديد جبهه متحد دشمنان نهضت جهاني اسلام را به اثبات مي رساند.
پايگاه نهضت جهاني اسلام هرچند ايران است كه خاستگاه انقلاب اسلامي و مركز تنها نظام حكومتي ديني يعني نظام جمهوري اسلامي است اما جوانه هاي اين درخت تنومند اكنون در نقاط مختلف جهان اسلام سر بر آورده اند و قدرت هاي سلطه گر را به هراس افكنده اند. لبنان يكي از اين جوانه هاست كه رشد چشمگيري داشته و اكنون به خاري در چشم صهيونيست ها و حاميان آنها تبديل شده است .

ترديدي نداريم كه نهضت جهاني اسلام بر اين تهديدها غلبه خواهد كرد و همانگونه كه امام خميني وعده داده اند و رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي در پيامشان به دبيركل حزب الله لبنان به مناسبت شهادت عماد مغنيه تاكيد كرده اند از خون « عماد مغنيه » هزاران عماد مغنيه ديگر خواهد روئيد و درخت نهضت جهاني اسلام تنومندتر خواهد شد. قدرت نهضت جهاني اسلام قطعا ضعف و نابودي دشمنان اين نهضت را در پي خواهد داشت . اين وعده الهي است كه تخلف ناپذير است البته بشرطها و شروطهالله

شرط اصلي و مهم تحقق اين وعده الهي همانست كه خداي متعال در قرآن كريم فرموده است : « واعتصموا بحبل الله جميعا ولاتفرقوالله » .

عمل به اين فرمان الهي كه براي امت اسلامي سرنوشت ساز است وظيفه آحاد اين امت است ولي درحال حاضر بيش از هر كس اين وظيفه متوجه ملت ايران و در ميان اين ملت متوجه مسئولان نظام جمهوري اسلامي است . اگر ايران اكنون مركز نهضت جهاني اسلام نبود چنين مسئوليتي نيز متوجه ملت ايران و مسئولان نظام جمهوري اسلامي نبود.

احساس همين مسئوليت سنگين بود كه موجب شد رهبر معظم انقلاب به نامگذاري امسال به سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي اقدام نمايند. در سال جاري هرچه زمان بيشتر گذشت و هرچه حوادث بيشتر شد درستي اين نامگذاري نيز بيشتر به اثبات رسيد. ترور « عماد مغنيه » هرچند آخرين حلقه نيست اما حلقه مهمي است كه نشان ميدهد دشمن در مقابله با نهضت جهاني اسلام بسيار جدي است و ما فقط با حضور در يك جبهه متحد و منسجم است كه مي توانيم بر اين تهديد غلبه كنيم و خود را شايسته شمول وعده الهي نمائيم .

اگر بخواهيم تعارف را كنار بگذاريم و كمي صريح باشيم بايد اعتراف كنيم كه با خواست رهبري كه در قالب نامگذاري سال 1386 به « سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي » همه را به كنار گذاشتن اختلافات و عوامل تفرقه و تلاش براي نزديك شدن دلها و همكاري و هماهنگي دعوت كرده اند در سطح مسئولان و كارگزاران آنچنانكه شايسته مسئولان نظام جمهوري اسلامي است برخورد نشده است . بكار بردن كلمات اتحاد و انسجام و انجام تبليغات در اين زمينه در عين حال كه لازم و مفيد است اما كافي نيست . همه بايد در عمل پاي بندي خود را به اين فرمان نشان بدهند تا هدف والائي كه در نظر گرفته شده تحقق يابد.

در همين بهمن ماه كه ماه تجلي وحدت ملت ايران در اوجگيري نهضت و غلبه بر طاغوت و پيروزي انقلاب اسلامي است و هر ساله مردم ايام دهه فجر را جشن مي گيرند اقدامات و اظهارات ناخوشايندي را شاهد بوديم كه نه تنها در چارچوب « اتحاد ملي و انسجام اسلامي » قرار نداشتند بلكه عواملي براي تخريب آن محسوب مي شوند. قضاوت خوشبينانه ايجاب مي كند اين اقدامات و اظهارات را آگاهانه و عمدي ندانيم و نوعي غفلت و اشتباه بپنداريم ولي حتي با چنين برداشت خوشبينانه اي نيز نمي توانيم از آثار منفي آنها در امان باشيم .

يكي از اين موارد رد صلاحيت هاي گسترده داوطلبان نمايندگي مجلس هشتم بود كه تجديدنظر شوراي نگهبان نشان داد هيئت هاي اجرائي و نظارت با اين ماجرا برخوردي اصولي نداشتند. اين اقدام در سال « اتحاد ملي و انسجام اسلامي » آثار منفي بيشتري دارد و حركتي ـ حتي اگر ناآگاهانه بوده باشد ـ در جهت مقابل اين هدف والا بود.

مورد ديگر اظهارات فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي بود كه عكس العمل هاي زيادي را برانگيخت . ايشان هرچند در توضيحاتي كه اخيرا داده اعلام كرده است كه مقصود وي طرف يك جناح سياسي را گرفتن نبود ولي حتي با قبول اين توضيحات نميتوان انكار كرد كه اصولا ورود به اين مقوله و بيان چنين مطالبي توسط فرمانده سپاه پاسداران دور از انتظار است . ضرورت رعايت فرمان امام مبني بر عدم ورود نيروهاي مسلح به عرصه هاي سياسي كه ترديدناپذير است از يكطرف و ضرورت حفظ اتحاد ملي آنهم در آستانه انتخابات مهم مجلس و در سالي كه رهبر معظم انقلاب آنرا سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي ناميده اند از طرف ديگر ايجاب مي كند مسئولان بلندپايه اي همچون فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامي مواظبت بيشتري داشته باشند.

سومين مورد اظهارات رئيس جمهور در سخنراني 22 بهمن و در جمع راه پيمايان تهراني بود كه مسائل اختلافي را پيش كشيدند و حدود نيمي از وقت سخنراني را به اين مطالب اختصاص دادند. در طول سال روزي كه بيشترين تناسب را با اتحاد ملي و انسجام اسلامي دارد و مظهر تجلي وحدت مردم است روز 22 بهمن است . از 29 سال قبل رسم است همه ساله در روز 22 بهمن در ميدان آزادي رئيس جمهور سخنراني مي كند زيرا رئيس جمهور بالاترين مقام اجرائي كشور است و جايگاه وي جايگاه وحدت ملي است . به همين دليل همه روساي جمهور ما در سخنراني روز 22 بهمن بر ايستادگي ملت در برابر دشمن و وحدت مردم تاكيد كردند و امسال نيز شايسته بود به همين سيره حسنه عمل شود آنهم در راه پيمائي باشكوه امسال . البته آقاي رئيس جمهور در بخش اول سخنان خود بر ايستادگي ملت و ضعف دشمن تاكيد كردند و اين نكته را به خوبي بيان نمودند ولي ايكاش در بخش دوم بجاي اظهار مطالب اختلافي به دشمنان ميگفتند همه مردم و همه مسئولان با همديگر همدل و هم نظر و متحد هستند و هيچكس نمي تواند در صفوف متحد آنان رخنه نمايد. مقصود اين نيست كه اگر كساني وجود دارند كه غير از اين هستند نبايد با آنها برخورد شود قطعا نبايد از آنها گذشت لكن اين كار بايد از مجاري قانوني دنبال شود و تجمع راه پيمايان 22 بهمن جاي مطرح كردن اين قبيل مطالب نيست . در مورد انرژي هسته اي نيز آقاي رئيس جمهور مطمئن باشند كه ملت ايران يكپارچه از مواضع قاطع رهبري در اين مساله حمايت مي كند و دولت را در مواجهه با همه مشكلاتي كه در اين زمينه ممكن است پيش بيايد همراهي خواهد كرد. اين واقعيت را نيز همه حتي خارجي ها ميدانند و نيازي به تاييد گرفتن از جمعيت حاضر در ميدان آزادي نيست همه 70 ميليون نفر مردم ايران آنرا قبول دارند .

چهارمين مورد انتظار مطالب كذب و اهانت آميز عليه نوه حضرت امام حجت الاسلام سيد حسن خميني است كه همزمان با سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي توسط يك سايت صورت گرفت و آنهم عكس العمل هاي زيادي را سبب شد. گذشته از سخيف بودن اصل اقدام ويژگي جايگاه فردي كه مورد اهانت قرار گرفت و انتساب اين سايت به يك جريان خاص اين شيوه اصولا يك شيوه خطرناك است كه در جامعه ما متاسفانه نهادينه شده و تاسف بارتر اينكه در سالهاي اخير افرادي پيدا شده اند كه با نوعي خودشيفتگي مرتكب اين اقدام خلاف اخلاق و خلاف موازين شرعي و قانوني مي شوند عده اي نيز براي آنها كف مي زنند و كساني كه بايد با آنها برخورد كنند نيز شاهد ساكت اين صحنه دشمن شادكن هستند.

اين خطرناك ترين و مهلك ترين سم براي وحدت جامعه است و كاري است كه اگر آمريكا و انگليس و صهيونيسم بين الملل ميلياردها دلار براي انجام آن خرج كنند نمي توانند اينگونه آنرا انجام دهند كه اين افراد انجام ميدهند. اين جريان در واقع در خدمت دشمنان انقلاب اسلامي قرار دارد حتي اگر خود نداند. با اين پديده خطرناك مي بايست از روز اول يعني همان روزي كه « سه ياور خميني ـ هاشمي و دو سيد حسيني » (بهشتي و خامنه اي ) آماج حملات مسموم تبليغاتي قرار گرفتند برخورد ميشد كه متاسفانه نشد. آن كوتاهي به فرهنگ زشت « خليفه كشي » منجر شد و بعدها دامن مهدوي كني و كروبي و خاتمي و... را هم گرفت و حالا نوبت نوه امام فرا رسيده است تا فردا نوبت چه كسي باشد!...

مقصود اين نيست كه اگر كسي تخلفي دارد با او برخورد نشود بلكه مقصود اينست كه نظام جمهوري اسلامي بايد با هر متخلفي در هر پست و مقام و جايگاه كه باشد برخورد كند اما در چارچوب قانون و موازين شرعي . اينكه هركس و هر جرياني به ميل خود به جان آبروي هركس كه ميخواهد بيافتد خطرناك است حتي خطرناك تر از تهاجم نظامي دشمن . اين كار خطرناك فقط به سايت ها محدود نمي شود بعضي مطبوعات و سخنرانان هم همين كار زشت را انجام مي دهند. در اين باب سخن فراوان است كه مجال ديگري را ميطلبد و در اينجا به عنوان جمع بندي اين مقوله فقط به اين جمله اكتفا مي كنيم كه اگر ترور شهيد « عماد مغنيه » اين هشدار را به ما بدهد كه دشمن در برنامه هاي خود عليه نهضت جهاني اسلام جدي است و ما فقط با اتحاد ملي و انسجام اسلامي است كه مي توانيم به عنوان پايگاه اين نهضت در برابر دشمن بايستيم مي توانيم مطمئن باشيم كه درس لازم را از اين شهادت گرفته ايم .

كيهان

روزنامه كيهان در سرمقاله امروز خود با عنوان "ققنوس استعاره‌اي از ماست" به قلم محمد ايماني آورده است: عماد فائز مغنيه فرمانده دلاور ارتش حزب الله لبنان سه شنبه شب در محله كفر سوسوي دمشق طي عملياتي تروريستي به شهادت رسيد. او كه قريب 30 سال خار چشم آمريكايي ها و صهيونيست ها بود، دقيقاً به همان شيوه اي به شهادت رسيد كه 14 قرن پيش مالك اشتر علي«ع» در راه عزيمت به مصر به شهادت رسيده بود. فرار از نبرد روياروي و ترور ناجوانمردانه، البته رسم جباران سفاك تاريخ بوده است.

اين ترور و شهادت بزرگ را كه مانند بمبي خبري در دنيا منفجر شد، چگونه بايد تحليل كرد؟

1- فقدان عماد مغنيه با توجه به شخصيت بزرگ و مؤثر او اگر چه غم كوچكي نيست اما تلقي اهل ايمان از مرگ در تضاد كامل با تلقي صهيونيست هاي جان دوست و جان ترس است. علي بن ابيطالب«ع» مولاي والامقامي كه عماد مغنيه به او تأسي كرد، همان دلاور عرصه هاي جهاد بود كه وقتي پس از قريب 50 سال مجاهدت، در محراب نماز توسط شقي ترين اشقيا ترور شد و بر بستر شهادت افتاد، فرمود «والله ما فجأني من الموت وارد كرهته ولا طالع انكرته... به خدا سوگند با مرگ چيزي سراغ من نيامد كه آن را نپسندم و نه چيزي پديد گرديد كه آن را نشناسم و زشت شمارم، بلكه مانند جوينده اي بودم كه شب هنگام ناگهان به آب رسد و مانند جستجوگري بودم كه خواسته خود را بيابد. و آنچه نزد خداست، براي ابرار و نيكان بهتر است» (نامه 23 نهج البلاغه)

عماد مغنيه در حيات و جهاد و شهادتش، مالك اشتر را مي مانست، همو كه علي بن ابيطالب در وصفش بارها فرموده بود «او شمشيري از شمشيرهاي خداست كه نه تيزي آن كند و نه ضربت آن بي اثر شود» (نامه 38 نهج البلاغه) و «مالك را نه سستي است و نه لغزش، و نه كندي آنجا كه بايد شتاب كند و نه تعجيل در آنجا كه كندي بايد» (نامه 13 نهج البلاغه) يا «مالك و چه بود مالك؟ اگر كوه بود، جدا از ديگر كوه ها بود و اگر سنگ بود، سنگي خارا بود كه سم هيچ ستوري به ستيغ آن نرسد و هيچ پرنده اي بر فراز آن نپرد» (كلمه 443 كلمات قصار نهج البلاغه). اما مولاي متقيان وقتي همين فرمانده دلاور و محبوب خود را به مصر فرستاد و مردم مصر را بر خويش در بهره گرفتن از وجود وي ترجيح داد، در پايان آن عهدنامه مفصل حكومتداري به عنوان دعا در حق خود و مالك اشتر عزيزش چنين مرقوم فرمود: «و انا اسئل الله بسعه رحمته و عظيم قدرته علي اعطاء كل رغبه أن... يختم لي و لك بالسعاده و الشهاده و انا اليه راغبون .و من از خداوند به رحمت گسترده و قدرت پرعظمتش در بخشيدن و برآوردن هر آرزويي مسئلت مي كنم كه پايان من و تو را سعادت و شهادت قرار دهد كه ما آن را خواهانيم» (نامه 35 نهج البلاغه).

اين رسم و فرهنگ شهادت است. آيا ققنوس را از آتش مي ترسانند و پروانه را از شمع پروا مي دهند؟ كدام پاداش براي 03 سال مجاهدت عماد مغنيه- آن مجاهد سخت كوش اما گمنام- بالاتر از اين؟ اين را مادرش گواهي داد آنجا كه گفت «فرزندم منتظر چنين روزي بود. ما هم ناراحت نيستيم، ما او را در راه خدا داديم. تنها ناراحتي من اين است كه جز اين سه فرزند شهيد، ديگر جواني ندارم تا تقديم راه جهاد مقاومت كنم. خداوند سيدحسن نصرالله را حفظ كند. من به او مي گويم كه ما با او هستيم. ما هرچه بيشتر شهيد بدهيم، روحيه قوي تري پيدا مي كنيم. دشمنان بدانند ما شكست نمي خوريم.»

مرگ اما براي صهيونيست ها مفهوم متضادي دارد «اي پيامبر به يهوديان بگو مرگي كه از آن مي گريزيد، شما را ملاقات خواهد كرد، سپس به سوي پروردگار داناي غيب و شهادت بازگردانده خواهيد شد تا شما را به حقيقت آنچه مي كرديد آگاه سازد» (آيه 8 سوره جمعه). پنجمين ارتش بزرگ جهان- به تعبير خود صهيونيست ها- پس از پيروزي در 5 شبه رزم در مصاف با دولت هاي عربي، در جنگي 33 روزه شكستي را از امثال عماد مغنيه متحمل شد كه در طول تاريخ اين رژيم سابقه نداشت و از آن به عنوان اولين و آخرين شكست رژيم اسرائيل قبل از فروپاشي تعبير شد. چرا كه تلقي از جنگ و مرگ در دو سوي آن جبهه كاملاً متفاوت بود و اين را اول بار سيدحسن نصرالله پس از وادار كردن نظاميان صهيونيست به فرار از جنوب لبنان در طليعه هزاره سوم ميلادي عنوان كرد «مرگ پاشنه آشيل و نقطه ضعف آنهاست. صهيونيست ها در حد افراط جان دوست و هراسان از مرگند. آن قدر ضربه مي زنيم تا از پاي درآيند.» و همين طور هم شد تا اينكه افتضاح شكست در جنگ 33 روزه و نيز فرار از غزه براي پنجمين ارتش بزرگ دنيا رقم خورد تا اهل دقت و استراتژي به اين جمله بن گوريون بنيانگذار اسرائيل بيانديشند كه «اسرائيل پس از اولين شكست در جنگ سقوط مي كند».

2- عماد مغنيه 71 روز پس از انتشار گزيده اي ويرايش شده از گزارش 126 صفحه اي كميته وينوگراد ترور شد، گزارشي كه انتشار آن به خاطر فشار ارتش جهت بازخواني نهايي، چند ماه (لااقل از مهرماه گذشته) به تأخير افتاده بود و بنا بر نوشته روزنامه هاآرتص، تزيپي ليوني وزيرخارجه رژيم صهيونيستي درباره اش تصريح مي كرد: «اين گزارش تصويري بسيار نگران كننده از رهبري اسرائيل ارائه كرد». به نوشته هاآرتص «كميته تهيه كننده گزارش، از عملكرد ارتش در جنگ 33روزه شوكه شده و نگران تأثير منفي آن بر روحيه ارتش است.» همزمان برخي فرماندهان ارتش اسرائيل اعلام كردند: «گزارش وينوگراد به طوفاني مي ماند كه از فرماندهان قرباني خواهد گرفت و ممكن است تا 3 سال يا حتي بيشتر دستگاه نظامي ما را دچار فلجي و ناتواني كند.»

گزارش وينوگراد در يك كلام با همه اختصار و پنهانكاري ها، راز مگو را درباره «افسانه ارتش بزرگ اسرائيل» گفت؛ پرستيژ قدرت اين ارتش كه بازدارندگي قدرتمندي داشت، به خاطر جسارت و ايستادگي حزب الله فرو ريخته و اسطوره آن شكسته است. در گزارش آمده بود: «ارتش با طرح و برنامه ريزي قبلي وارد جنگ شد اما بدون طرح و برنامه عملياتي تاييد يا تمرين شده و با شتاب و سردرگمي رفتار كرد. فكر و دكتريني براي خروج از جنگ وجود نداشت. ارتش در برابر حملات موشكي حزب الله ناتوان بود. تصميم گيري استراتژيكي وجود نداشت و ارتش نتوانست هرگز حزب الله را غافلگير كند. رهبري سياسي رژيم در سردرگمي به سر مي برد و...»

3- اما عماد مغنيه و هزاران مغنيه حزب الله، تنها در اسطوره و طلسم قدرت اسرائيل نيانداختند. بخش سري و عمده گزارش كميته وينوگراد هرگز منتشر نشد اما اخبار منابع مختلف ادعاي شائول موفاز وزير جنگ وقت رژيم صهيونيستي را تأييد مي كند كه به كميته وينوگراد گفت: «قبل از جنگ به نخست وزير اولمرت درباره توانمندي هاي حزب الله هشدار دادم و گفتم كه توانمندي هاي آن تنها در مرزها خلاصه نمي شود.» به رغم اين برآورد، ارتش صهيونيستي بايد به جنوب لبنان حمله مي كرد چون آمريكا در چاره جويي براي بن بست هاي عظيم طرح خاورميانه جديد چنين مي خواست. آمريكا بدين ترتيب هم آغازگر جنگ با حزب الله بود و هم عامل فشار بر اسرائيل براي ادامه 33 روزه آن . بخش سري گزارش كميته وينوگراد به نقش منفي و مؤثر آمريكا در آن فاجعه، شكست استراتژيك حيثيتي و اطلاعاتي رژيم اسرائيل و لطمه به توان بازدارندگي آن مي پردازد. به عبارت ديگر، شكست ارتش اسرائيل، تنها حلقه كوچكي از شكست بزرگ تر موساد و سازمان رزم و اطلاعات آمريكا بود. عماد مغنيه هاي دلاور حزب الله اعتبار پنتاگون و سيا را با شجاعت تمام ويران كردند.

4- آيا شكستي چنان پردامنه و عميق، با ترور سبعانه يكي از پرورش يافتگان مكتب حزب الله جبران مي شود؟ با تروريست خواندن يك جنبش ملي نظير حزب الله يا تروريست ناميدن و محاصره و قتل عام (هولوكاست) يك ملت در عمق فلسطين اشغالي و نوار غزه چطور؟ اكنون بازوان قدرتمند جنبش بيداري اسلامي از شمال و جنوب فلسطين اشغالي و از عمق اين خاك، حلقوم رژيم تل آويو را فشار مي دهد و در اين ميان به تعبير «آوي پريمر» سفير سابق اسرائيل در آلمان «پنجمين ارتش بزرگ دنيا، تنها در حد پليسي اشغالگر تنزل يافته است. بيماري اصلي يعني اشغال و سكونت و نگهباني از آن، همچنان سرجاي خود باقي است و اين، همان اشتباه بزرگ است. شكست از حزب الله، بسيار نااميد كننده بود. دولت ديگر توان رهبري جنگ را ندارد حال آن كه ما هميشه در وضعيت جنگي به سر مي بريم.»

آمريكا و طرح سقط شده خاورميانه جديد در زايمان كذايي كه خانم رايس عنوان مي كرد، چطور؟ آيا آثار شادي از ترور عماد مغنيه بر سيماي كاخ سفيدنشينان دوام خواهد داشت در حالي كه به تعبير چندي پيش روزنامه كريستين ساينس مانيتور «آمريكا پس از شكست فاجعه بار اسرائيل، تنها نظاره گر تحولات خاورميانه و اوضاع فرو پاشيده اسرائيل است. نقش ما در خاورميانه هر روز كمتر مي شود. آمريكا براي جنگ با حزب الله به اسرائيل فشار آورد اما امروز حتي امنيت و موجوديت اسرائيل هم به خطر افتاده و بوش فقط نظاره گر است.»
به راستي از صدها ميليون جوان مسلمان در جهان و خاورميانه چند نفر عماد فائز مغنيه را مي شناختند يا حتي نامش را شنيده بودند؟ امروز مرام و محبت او در دل اين جوان ها زنده شده است بگذار تروريست ها و اشغالگران و جنايتكاران او را تروريست بخوانند. مگر نه اينكه حماس و حزب الله را تروريست خواندند و در مقابل، اين دو جنبش تبديل به حكومت يا جنبش ملي شدند؟ اگر راست باشد كه عماد مغنيه و يارانش 142 تفنگدار و كماندار آمريكا را از پاي درآورده اند، افتخاري بزرگ تر از اين نخواهد بود كه 33 روز با ارتش اسرائيل و دستگاه اطلاعاتي آمريكا و آلمان و فرانسه و انگليس جنگيدند و فاتحانه از رزم سر بلند كردند.

امروز عماد مغنيه عزيز در جنت الشهداي بيروت آرميده اما شهادت او به تعبير رمضان عبدالله «آغاز عصر جديد و منحصر به فردي است براي سرنوشت خاورميانه اسلامي و دشمن صهيونيستي اش. حساب جديدي باز شده كه دشمن نمي تواند از آن نجات يابد، حسابي كه قطرات خون مغنيه گشوده اند. دير نيست تا جهان شاهد تبعات اين اقدام احمقانه باشد. آثار مغنيه هنوز در تل آويو، خضيره و نتانياهو برجاي باقي است. او ژنرال هاي دشمن را از پاي درآورد و ترسوها مجبور شدند از پشت به او حمله كنند.»

فراعنه منتظر باشند و ببينند كه با چه سرعت شگفتي، از خون مطهر حاج عماد مغنيه، ده ها هزار عماد مغنيه سر بر مي آورد. سلام و رضوان خدا بر او و بر همه سيراب شدگان جام شهادت.

حزب الله

روزنامه حزب الله در سرمقاله امروز خود با عنوان "كابوس جديد صهيونيست‌ها" آورده است: سيد حسن نصرالله دبير كل حزب الله لبنان، مطابق آخرين نظرسنجي‌ها از محبوب ترين شخصيت‌هاي جهان اسلام به شمار‌مي‌رود و همين امر وي را به يكي از كاريزماترين رهبران جهان تبديل كرده است. محبوبيت وي را بايد معلول چند عامل مهم دانست. يكي از اين عوامل وجه معنوي نصرالله است كه وي را علاوه بر رهبري سياسي به رهبري معنوي در ميان پيروانش بدل كرده است.

اعتماد به نفس بي نظير رهبر حزب الله كه ناشي از ايمان قوي اوست، اين جنبش را در سخت ترين شرايط سرپا نگه داشته است. عامل دوم به دشمن ستيزي وي باز‌مي‌گردد. در حالي كه سران عرب با وقاحت تمام با صهيونيست‌ها بر سر يك ميز‌مي‌نشينند و براي رئيس جمهور ايالات متحده رقص شمشير‌مي‌كنند، نصرالله با تمامي قدرت در برابر مستكبرين‌مي‌ايستد و با شبه نظاميانش سخت ترين شكست‌ها را به قوي ترين ارتش خاورميانه تحميل‌مي‌كند. بر اين موارد بايد صداقت سيد حسن نصرالله را هم افزود. صدق گفتار وي سبب شده است كه رهبر حزب الله از جايگاه ويژه‌اي در قلوب مسلمانان جهان برخوردار باشد. صداقت وي به حدي است كه دشمنان نيز بر آن اذعان دارند وحتي صهيونيست‌هاي ساكن مناطق اشغالي در جريان جنگ 33 روزه تمامي اخبار نبرد را نه از رسانه‌هاي خودي بلكه از رسانه‌هاي وابسته به حزب الله نظير المنار پيگيري‌مي‌كردند. اين صداقت حتي در فضاي سياسي لبنان هم مشهود است. هنگامي كه سيد حسن نصرالله ورود به جنگ داخلي را خط قرمز حزب الله اعلام‌مي‌كند، تا آخر بر اين حرف پافشاري كرده و حتي پس از كشتار اعضاي اين جنبش توسط گروه 14 مارس و به رغم توان نظامي عظيم مقاومت، حزب الله دست به سلاح نمي‌برد. به دليل همين صدق گفتار است كه سخنان سيد حسن نصرالله در روز تشييع پيكر شهيد عماد مغنيه،‌ از هم اكنون بيم و هراس شديدي را در دل سران رژيم صهيونيستي انداخته است. دبير كل حزب‌الله لبنان در سخنان خود بر قدرت روز افزون مقاومت و آمادگي اين جنبش براي مبارزه با رژيم صهيونيستي تأكيد كرد. در اين ميان اشاره تلويحي سيد حسن نصرالله بر باز شدن ميدان مبارزه با رژيم صهيونيستي، وعده‌اي است كه نگراني شديد صهيونيست‌ها را سبب شده است. به نظر‌مي‌رسد با توجه به اينكه عماد مغنيه در دمشق و خارج از خاك لبنان توسط جوخه‌هاي ترور رژيم صهيونيستي به شهادت رسيد، حزب الله هم تصميم به مبارزه با اسرائيل در خارج از مرزهاي خود گرفته است. اين نوع جنگ‌مي‌تواند منافع اسرائيل را در تمامي جهان تهديد كند. حزب الله به واسطه اينكه گروهي كوچك است كه پايگاه و منافعي در ديگر كشورها ندارد، از اين طريق آسيب پذير نيست اما اين مسئله نقطه ضعف صهيونيست‌ها محسوب‌مي‌شود. اسرائيل به دليل نفوذ لابي‌هاي صهيونيست و وجود شركت‌ها و تأسيسات اقتصادي- سياسي در كشورهاي متعدد آفريقايي، اروپايي و آمريكايي به شدت آسيب پذير است و جنگ بازي كه صهيونيست‌ها با ترور عماد مغنيه در دمشق آغاز كردند،‌ بي شك پايان دردناكي براي آنها خواهد داشت. رژيم صهيونيستي هم كه به صدق گفتار سيدحسن نصرالله باور دارد، از هم اكنون چه در داخل اسرائيل و چه در تأسيسات وابسته به خود در خارج از مناطق اشغالي و ديگر كشورها، تدابير شديد امنيتي اتخاذ كرده است. در اين ميان معاون جهادي حزب الله لبنان هم به عنوان جانشين شهيد عماد مغنيه، كه بي‌شك از شاگردان اين شهيد بزرگ است، از سوي سيد‌حسن نصرالله تعيين شد و اين خود نشان از عزم جدي حزب الله براي ادامه راه شيهد مغنيه دارد. محققا شاگردان حاج رضوان كه سال‌ها زير نظر او درس جهاد و مقاومت خوانده اند، با تأسي از مشي استاد شهيدشان منافع رژيم صهيونيستي را در تمامي جهان مورد حمله قرار خواهند داد. اكنون هزاران مغنيه در حزب‌الله آماده شهادتند و‌مي‌روند تا به فرموده رهبر خود سيد حسن نصرالله، زمينه محو رژيم صهيونيستي را از صحنه روزگار فراهم كنند لذا هر چند كه عماد مغنيه، مردي كه خواب را به چشمان صهيونيست‌ها حرام كرده بود، به شهادت رسيده است اما كابوس صهيونيست‌ها كماكان ادامه خواهد داشت؛ چرا كه راه وي تا ابد زنده خواهد ماند.

قدس

روزنامه قدس در سرمقاله امروز خود با عنوان "شوراي نگهبان؛ عملكرد قابل دفاع" آورده است: حاكم شدن فضاي انتخابات و شكل‌گيري گفتمان‌هاي رقابتي جهت ورود به عرصه حاكميت، ضمن انبساط سياسي و تحليل‌هاي متفاوت از آرايش سياسي گروه ها و جريانها، باب انتقاد از شوراي نگهبان را گشوده است، به گونه‌اي كه برخي افراد با صبغه فكري و سياسي، عملكرد نظارتي اين شورا را در معرض قضاوتها و ارزيابيهاي يك طرفه و غيرمنطقي خويش قرار داده‌اند.

مقام معظم رهبري، شوراي نگهبان را عماد ملت و دين و مايه اطمينان و سكينه قلب مؤمنين دانسته و در ديدار با اعضاي محترم اين شورا فرمودند: «شوراي نگهبان يك صافي است براي آن كه نگذارد ناخالصي وارد اركان نظام بشود.» مجموعه ياد شده تاكنون به دليل ايفاي نقش كنترلي خود كه مانع ورود برخي افراد فاقد صلاحيت شده است، از سوي بيگانگان و افراد بازمانده از رقابت‌هاي سياسي كه عملكرد آنها فاقد منطق حمايت از آرمان‌هاي انقلاب اسلامي مي باشد، مورد بيشترين تعرض و هجمه واقع شده است.

با استناد به اصول 91 تا 99 فصل شش قانون اساسي، شوراي نگهبان از اختيارات و صلاحيت‌هاي مختلفي برخوردار است كه پاسداري از احكام اسلام و قانون اساسي از نظر عدم مغايرت مصوبات مجلس با آنها، از مهمترين اين اختيارات به شمار مي آيد. شوراي نگهبان علاوه بر اعتبار بخشي به مصوبات مجلس و پاسداري از احكام اسلام و قانون اساسي، دو وظيفه خطير را در ابعاد اجرايي بر عهده دارد؛ نخست، نظارت بر اجراي صحيح انتخابات مهم همچون خبرگان رهبري، رياست جمهوري، مجلس شوراي اسلامي و مراجعه به همه پرسي و ديگري تأييد صلاحيت نامزدهاي انتخابات و همچنين تفسير قانون اساسي در مواقع لزوم است.

اين شورا براساس تكاليف مصرح در قانون اساسي و به منظور صيانت و نگهداري آراي مردم و مهمتر از آن جلوگيري از ورود افراد نالايق و بيگانه با آرمان‌هاي انقلاب اسلامي به بدنه حاكميتي و ركن تصميم گيرنده و قانونگذار كشور، وظايف نظارتي خود را در عرصه انتخابات پيگيري مي نمايد.

در مقاطع انتخابات مختلف، عده اي همنوا با دشمنان -خواسته يا ناخواسته- با طرح ابهام‌هاي بي‌اساس و القاي برخورد جناحي شوراي نگهبان، در صدد تضعيف اين جايگاه خطير حقوقي هستند تا از اين رهگذر با جوسازي و غوغاسالاري و ايجاد موج بدبيني، امكان ورود عناصر فاقد صلاحيت را به حوزه رقابت‌هاي انتخاباتي فراهم كنند.

مقيد نشدن واژه نظارت در اصل 99 قانون اساسي به استصوابي يا استطلاعي، اين شائبه را دربرخي افراد به وجود آورده بود كه اقدامهاي شوراي نگهبان در امر نظارت بر تمامي امور مربوط به انتخابات، محل ابهام، تأمل و ترديد بوده و بعضاً به منظور قابل اعتنا و موجه جلوه دادن شائبه، به بسترسازي در جامعه مبادرت گرديده است.

شوراي نگهبان با علم به مراتب فوق و در راستاي تبيين و تفصيل بيشتر به موضوع و جلوگيري از دامن زدن به شائبه و خاتمه بخشيدن به مناقشات و مشاجره هاي صرفاً لفظي، نظر تفسيري خود را در قالب عبارت‌هايي كوتاه، مبني بر اينكه: «نظارت مذكور در اصل 99 قانون اساسي، استصوابي است و شامل تمام مراحل اجرايي انتخابات از جمله تأييد و رد صلاحيت نامزدها مي شود» اعلام و ابلاغ نمود.

افزون بر تفسير شوراي نگهبان، قانون انتخابات مجلس شوراي اسلامي مصوب 1378.9.7 در اين زمينه اشعار مي دارد: «نظارت بر انتخابات مجلس شوراي اسلامي، به عهده شوراي نگهبان مي باشد. اين نظارت، استصوابي و عام و در تمام مراحل، در كليه امور انتخابات جاري است.»

نبايد فراموش نمود، در هر كشوري به فراخور ظرفيتهاي قانوني و مباني فكري و سياسي آن مكانيسم‌هايي براي چگونگي برگزاري انتخابات تعبيه شده است. كشورهاي برخوردار از نظام دموكراسي، نحوه تعامل‌هاي احزاب و شهروندان را با ساختارهاي نظام براي حضور در عرصه هاي رقابت انتخاباتي متناسب با ايده هاي حاكميتي خود تعريف كرده‌اند.

اين شيوه منطقي و آرام براي كسب قدرت بر اساس آموزه‌هاي قانون اساسي، همواره از كشورمان نمونه‌اي مثال زدني را به وجود آورده است كه براي اثبات انتخابات سالم، به مكانيسم كنترلي نيازمند مي‌باشد.

بدين منظور براي تحقق فرايندهاي دمكراتيك، سازوكاري به نام شوراي نگهبان به منظور صيانت از سلامت آراي مردم انجام وظيفه مي‌نمايد.

با اعلام اسامي 273 تن از نامزدهاي رد صلاحيت شده انتخابات مجلس كه در بررسي مجدد توسط شوراي نگهبان تأييد صلاحيت شدند، مي توان ادعاي آنهايي را كه قبل از پايان مهلت فرايند بررسي صلاحيتها، با پيشداوري انتخابات را غير رقابتي معرفي كرده و با تحليل‌هاي جانبدارانه اظهارهاي بيگانگان را منعكس نمودند، ناصواب و غيرمنطقي ارزيابي نمود. انتظار مي رود جريان‌هاي سياسي فارغ از رويكرد فكري، با نگاه واقع بينانه و با پرهيز از همنوايي با نااهلان، بستر برگزاري انتخاباتي پر شور را فراهم نمايند.

شايسته است همه گروه‌هاي سياسي فعال در عرصه رقابت‌هاي انتخاباتي به اين نكته مهم توجه داشته باشند، در موقعيتي كه دشمنان قسم خورده انقلاب هر روز با طرح اتهام‌هايي جديد فضاي مسموم سياسي را عليه جمهوري اسلامي شكل مي دهند، اتخاذ مواضع همسو با دشمن پذيرفتني نيست.

شايان ذكر است برگزاري انتخاباتي رقابتي و پرشور، مي تواند تجلي «اتحاد ملي» باشد، لذا رقابت‌هاي سياسي بايد به عنوان متغير تابعي از شعار سال، در چارچوب حفظ و توسعه منافع ملي صورت پذيرد.

صداي عدالت

روزنامه صداي عدالت در سرمقاله امروز خود با عنوان "قدرت واقعا دوست داشتني است" به قلم حسن نراقي آورده است: حيفم آمد كه در پيش درآمد اين بحث از تلخيص تعريف سياست در دانشنامه سياسي، آقاي داريوش آشوري ولو به مضمون استفاده نكنم. نويسنده مي نويسد، سياست در معني عام به هرگونه راهبرد روش، مشي براي اداره يا به كرد هر امري از امور، اعم از شخصي و يا اجتماعي، اقتصادي و يا حتي نظامي، مالي و ‌آموزشي اطلاق مي شود. اما سياست به معني خاص و متداول تر آن به هر امري كه مربوط به دولت ومديريت و تعيين شكل و مقاصد و چگونگي فعاليت آن باشد گفته مي‌شود. بنابراين هرگاه از سياست به معني خاص صحبت مي كنيم همواره با دولت يعني سازمان قدرت در جامعه كه نگهبان نظم موجود و پيش برنده اهداف آن است سرو كار داريم. اين يعني اينكه امر سياسي به صورت صريح عبارتست از كوشش براي نگهداري يا به دست آوردن قدرت.

قدرت واقعا دوست داشتني است و حالا در بهترين حالتش بگويد كه من اين قدرت را در دست مي‌گيرم ولي از آن به نفع مردم هم هزينه مي‌كنم. احتمال يافتن چنين رادمردي بسيار اندك است. همه مي‌خواهند براي مردم مثل شمع ذوب بشوند و از شدت خدمت سر از پا نمي‌شناسند. ولي متأسفانه بارها تجربه كرده ايم كه بسياري از اين مدعيان وقتي توسط رقبايشان به گوشه خانه‌هايشان رانده مي‌شوند واقعا عواقب آن را نمي توانند تحمل كنند و تعدادي از آنها در همان ميانسالي دق مرگ مي‌شوند در صورتي كه فكر مي كنم كه اگر سياستمداري مدارج سياسي را توأم با صداقت و صراحت و به تدريج و نه به صورت ناگهاني تجربه كرده باشد تحصيلات لازمه را داشته باشد از شأن و منزلت و جايگاه اجتماعي محكمي برخوردار باشد نه تنها به اين روز نمي افتد بلكه با تجربه‌اش درمي يابد كه افت و خيز لازمه امر سياست است. ضمنا بدانيد تبحر يافتن در امور سياسي با تخصص‌هاي متداول ديگر فرق مي كند. در امور فني شايد بشود تخصصي را با كمي استعداد و يا با تعجيل در آموزش فشرده آنها و يا حتي به صورت استخدامي يا اجاره اي از خارج از كشور تأمين كرد همانطور كه در اكثر مواقع و تا به حال كرده ايم اما امور سياسي را حتي اگر به صورت مشاور از غيرخودي تأمين كنيم مسئله استقلال مملكت مطرح مي شود. يعني مجبوريم براي حفظ استقلال كشور خودمان به پرورش سياستمدار اقدام كنيم كه متأسفانه نكرده ايم. پيامدهايش را هم الان به وضوح مي توان به چشم ديد مي بينيد كه در اموري چون سدسازيف جاده، برق و اب پيشرفت هاي قابل ملاحظه اي كرده ايم ولي سياست‌هاي خارجي امان موفق نبوده چون ابزارش يعني نيروي انساني ورزيده اش را در اختيار نداشته ايم و يا بهتر است در خوش بينانه ترين حالتش بگويم خيلي كم داشتيم. هنوز ما خط بين به اصطلاح مستضعف و مستكبر، بخش خصوصي و دولتي سرمايه مجاز و غيرمجاز و مهمتر از همه حدود احترام به سرمايه توليدي سرمايه دار را تعيين نكرده ايم. هنوز بعد از نزديك به سه دهه آزمايش به همه بانكها اجازه مي دهيم كه فقط با يك پسوند اسلامي بهره هاي آنچناني واقعا كمرشكن و تورم‌زا را به نام كارمزد از مردم بگيرند.

امروز بعد از گذشت نزديك به سه دهه ديگر هيچ توجيهي را در مورد اين كاستي بزرگ نمي توانيم ارائه كنيم. اين حقيقتي است بنابراين فراموش نكنيم كه سياستمداران دست اندركاران از اصلي ترين اركان ساختاري يك جامعه هستند چون عليرغم تدوين و تعيين استراتژي كلي مملكتي، حالا مستقيم يا غيرمستقيم در انتصاب مديران اجرايي كشور هم نقش غيرقابل انكاري دارند. اجازه بدهيد سخن كوتاه كنم و باورم را يكبار ديگر ارائه دهم كه در حال حاضر سواي تعدادي سياستمداران لايقي كه فارغ از آشنايي يا عدم آشنايي من با ايشان حتما وجود دارند بيشتر دست اندركاران و مشاهيد عرصه سياست حالا اعم از خودي و يا غيرخودي سواره و پياده سياست بازها هستند. اميدوارم به كسي برخورد. واقعا قصد بدي ندارم.ا ما بالاخره روزي سره از ناسره بايد جدا بشود.

سياست روز

روزنامه سياست روز در سرمقاله امروز خود با عنوان «مجلس هشتم، قانون انتخابات و جناح‌هاي سياسي كشور» به قلم يوسف‌پور آمده است: قانون انتخابات مجلس تاكنون داراي تغييرات وسيع و گسترده‌اي بوده است با اين وجود بنظر مي‌رسد اين قانون داراي اشكالات زيادي است كه مي‌بايستي توسط مركز پژوهش‌هاي مجلس مورد بررسي قرار گيرد و با توجه به عملكرد اين قانون در هشت دوره گذشته اصلاحات لازم و كامل رادر آن به انجام برسانند.

اولين اشكال قانون انتخابات حضور بسيار گسترده داوطلبين در زمان ثبت‌نام مي‌باشد كه اين مساله در انتخابات رياست جمهوري نيز به چشم مي‌خورد قانونگذار مي‌بايستي شرايطي در قانون فراهم نمايد كه افراد ثبت‌نام شده كساني باشند كه داراي برجستگي‌هاي لازم در حوزه انتخابيه باشند و هر فردي به خاطر داشتن شرايط ابتدايي مبادرت به ثبت‌نام ننمايد بعنوان پيشنهاد مي‌توان شخص داوطلب را ملزم كرد امضاي مثلا دويست نفر از افراد فرهنگي، دانشگاهي و نخبگان حوزه انتخابيه را بعنوان تاييد داشته باشد يا مبلغ ده ميليون تومان به حساب فرمانداري واريز نمايد تا اگر كمتر از 5 درصد آرا ما خوذه را بدست آورد مبلغ مذكور ضبط شود اگر تعداد افراد ثبت‌نام كننده كم شود هيات اجرايي مي‌تواند از داوطلبي كه مدارك ناقص يا داراي ابهام دارد دعوت كند كه توضيحات لازم را ارائه نمايد و در مرحله بعد راي صادر كند كه ممكن است با توضيحات داوطلبين و با ارائه مدارك اثباتي ابهامات هيات اجرايي برطرف گردد.

2. جناح‌اصولگرا كه در حال حاضر با در اختيار داشتن دولت و مجلس سعي در تداوم خدمت رساني خويش در اين دوه قوه كشور را دارد و با انتخاب ساز و كار 6 + 5 توانست در عمل به يك راه‌حل براي رسيدن به وحدت رو يه در حوزه‌هاي انتخابيه دست يابد مسئولين گرايش‌هاي سياسي در جناح اصول‌گرا و همچنين نامزدهاي اين جناح مي‌بايستي با گردن نهادن به تصميمات گروه‌هاي 6+5، راه پيروزي را همواره سازند و در ضمن به يك ساز كار عملي و تكميل شده‌اي دست يابند كه بتوانند در انتخابات آينده مجلس و رياست جمهوري براي رسيدن به وحدت نظر از آن استفاده نمايند تاكيد در انتخاب نامزدهايي با توانايي‌هاي بالاي راي آوري و دوري از انتخاب افراد پيرامون و هم گروه و خالص مودن نيات براي جناح اصولگرا بايد صورت پذيرد تا زمينه مشاركت حداكثري در انتخابات بدست آيد.

3. جناح دوم خرداد (اصلاح طلبان چپ اسلامي) اين جناح توانسته در دوره‌هاي سوم و ششم مجلس شوراي اسلامي و دولت آقاي خاتمي حاكميت قواي مقننه و مجريه را بدست آورد. اما مساله‌اي كه در دوره‌هاي حاكميت اين جناح پيش آمد اين بود كه افراطيون اين جناح، رهبري را به دست آوردند و با افراطي‌گري خويش اعتماد و اقبال مردم را از دست دادند در دوره ششم مجلس افراطيون كار را به جايي رساندند كه با طرح شعارهاي عبور از خاتمي تغيير ساختار نظام جمهوري اسلامي همپوشاني مواضع با كشورها و افراد خارج از كشور نفي حكومت ديني و ساير مواضع ديگر كه در اين سطور نمي‌گنجد، باعث بهت و حيرت ناظران سياسي و دلسوزان انقلاب شدند افراطيون دوم خردادي در زمان رسيدن به قدرت با غوغا سالاري به رقبا اتهام مي‌زدند و در زمان حاكميت هم با فرافكني و مقابله با نهادهاي قانوني نظام به جاي پرداختن به مطالبات مردم از خويش رفع مسئوليت مي‌نمودند.

دو سال اخير جناح خط امام جريان دوم خرداد به رهبري جناب حجت‌الاسلام كروبي ضمن طرد افراطيون و جمع كردن نيروهاي ارزشي و متدين جناح دوم خرداد باعث پالايش اين جناح و بازگشت به مواضع اصولي و نزديك به آرمان‌هاي نظام گرديد. اين حركت را بايد به فال نيك گرفت چرا كه در يك نظام انتخاباتي وجود دو جناح قدرتمند كه قانون اساسي را قبول داشته باشند و در انتخابات با هم رقابت نمايند و در خدمت به مردم و كشور كوشا باشند مطلوب همه كساني است كه دل در گروه آرمان‌هاي انقلاب و امام راحل دارند.

اكنون مي‌بايستي جريانت منتسب به آقاي كروبي مواظبت نمايد كه افراطيون با نفوذ در رسانه‌هيا وابسته به اين جريان يا تشكيلات حزبي آن در آينده اين حركت را به انحراف نكشاند امروز در صحنه بين‌المللي شاهد هستيم كه كشورهاي مترقي با نظام پارلماني و داشتن دو يا چند حزب تثبيت شده در پيشرفت و اعتدال آن كشورها چقدر موثر هستند.

جناح‌ها و احزابي كه در مرحله اول دغدغه منافع ملي كشور را دارند و در مراحل بعدي منافع حزب متبوع خود را پيگري مي‌نمايند.
 
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
نام:
ایمیل:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز:1200
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
تلگرام عصر ایران
بلیط (عصر ایران داخلی)
دلتابان- صفحه داخلی
بلیط (عصر ایران داخلی)
دلتابان- صفحه داخلی
بلیط (عصر ایران داخلی)
دلتابان- صفحه داخلی
عکس
بلیط (عصر ایران داخلی)
دلتابان- صفحه داخلی
نظرسنجی
پیش بینی شما از نتیجه بازی آلمان - سوئد؟
برد آلمان
برد سوئد
تساوی
بلیط (عصر ایران داخلی)
دلتابان- صفحه داخلی