کد خبر ۳۶۱۹۴۱
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۰۹:۲۹ - ۳۰ مهر ۱۳۹۳ - 22 October 2014
روزنامه اطلاعات - سیدمصطفی محقق داماد

 آنانکه  صاحب این قلم را میشناسند میدانند که وی حداقل با فقه ،فقها و فقاهت  آشنایی دارد ،فقیهان زیادی را از نزدیک دیده ، وبا سیره عملی آنان مواجه بوده است زیرا همه قبیله او عالمان دین بودند. اجازه بفرمایید سخنم را با خاطره ای ازپدرم« سید محمد محقق داماد » آموزگار فقاهت قرن معاصر آغاز کنم وسپس درددلی را به دفاع از فقاهت شیعی، این میراث عظیم ماندگار از سلف صالح ،با خوانندگان ارجمند در میان گذارم..

کودک بودم و به مقتضای سن با همسنان خود یعنی بچه های شش – هفت ساله  فامیل در منزل بازی میکردیم. عصر تابستان بود وشهر قم ایام گرم خود را طی میکرد. پدرم در زیرزمین استراحت میکردند . سروصدای بچه ها ایشان را از خواب بیدار کرد. آمدند وخطاب به من  جمله ای گفتند که اینجانب اگرچه آنروز نفهمیدم ولی عینا به خاطر سپرده ام و بعد ها به عمق آن واصل شدم. ایشان خطاب به من فرمودند : مصطفی !! این بار تو را تنبیه نمی کنم چون عقاب بلا بیان قبیح است. ولی از این به بعد باید بعد از ظهرها که وقت استراحت است در منزل سروصدا نکنی و با وجود این تذکر از این به بعد اگر تکرار شود تنبیه خواهی شد.!! (این قاعده فقهی مستند به حکم عقل است وزیربنای اصلی از اصول حقوق بشر و اصل قانونمند بودن جرم و مجازات در قوانین اساسی دنیای معاصر را تشکیل میدهد. یعنی مجازات کردن برای عملی قبل از ممنوع ساختن آن زشت است)
 
این داستان که نمونه ای است از عمل یک فقیه نشان میدهد که  موازین ، مبانی و قواعد فقهی برای شخص فقیه چنان ذهنیتی را فراهم می سازد که گویی با گوشت ،خون وپوستش عجین میشود که حتی درزندگی شخصی و حریم خصوصی خود آنهم با مولیّ علیه خویش نیز نمی تواند خلاف آن عمل کند،تا چه رسد به  فضای اجتماعی و حقوق شهروندان اگر به قدرتی دست یافت  .
 
ذکر این مقدمه بدان جهت بود که چند روز قبل یکی از خبرگزاری های رسمی خبری را به تلفن همراه اینجانب ( وشاید دیگران) ارسال داشت مبنی براینکه عالیجنابی از صاحبان منصبی که مقتضای آن منصب فقاهت همراه با عدالت بود و بنابراین از فقیهان عادل رسمی کشور جمهوری اسلامی محسوب می شدند اظهار فرموده اند که برخی افراد مورد نظر مبارک ایشان را بایستی بدون محاکمه اعدام میکردند.اگر بنابه محاکمه بود هیچ قاضی عادل وآگاهی جز حکم اعدام برایشان صادر نمی کرد .معظم له برای توجیه نظر خویش به دادگاه صحرائی موسولینی پس از جنگ جهانی توسط پارتیزانها تمسک فرموده وگفته اند فقط در دادگاه از ایشان سوال شده که نامت چیست؟ وقتی گفت نامم موسولینی است قاضی دستورداد ببرید اعدام کنید . 

با قطع نظر از جمله درباره حضرت مولی علی (ع) وَ إِنَّهُمْ لَیَطْلُبُونَ حَقّاً هُمْ تَرَکُوهُ وَ دَماً هُمْ سَفَکُوهُ-که بنای تحلیل ومقام بررسی نیست ، اینک عرض من این است که:

اولاً این صاحب منصب فقاهت  نظرشان  محمول بر فتوای  ایشان است ونظام قضائی کشور از مقلدین ایشان نمی باشند. ایشان فقاهت خود را بایستی در روند تصویب قوانین اعمال نمایند ونه در تریبونهای سخنرانیهای اجتماعی .البته  هرچند مقتضای استقلال قضائی آنست که به اینگونه اظهارات بی اعتنا باشد و وظائف خودرا مطابق با تکالیف شرعی و قانونی خود انجام دهد ولی ناگفته پیداست که انتشار این گونه مطالب چهره قضای اسلامی را ملکوک میکند ودستگاه قضائی نمی تواند نسبت به این گونه ضربه های وارده بی تفاوت باشد. زیرا نحوه سخن گفتن به گونه ایست که گوئی عنان اختیار وتصمیم گیری بدست گوینده بوده و خواهد بود.

ثانیاً  ایشان البته به از دیگران میدانند که منابع فقه امامیه منحصر به چهار منبع است  کتاب، سنت ،اجماع وعقل .در سراسر فقه اصطلاح «بالادلة الاربعه» بکرّات مشهود است (رک:الحدائق الناضرة/ج21ص395/المناهل/ص271/المکاسب.ج1ص253) اگر فقیهان به سیره عمل میکنند  منظورشان سیره متشرعه است (رک: مصباح الفقیه /ج 2ص170  /العروة الوثقی ، ج1ص 101) ونه رویه قضائی  دادگاه موسولینی  دیکتاتور ایتالیا .  آیا منصب رسمی فقاهت این حق را برای ایشان ایجاد کرده که منبعی جدید برمنابع فقاهت بیفزایند ؟آیا این گونه سخن گفتن چوب حراجی نیست که بر پیکر فقاهت وقضاوت وارد میگردد ؟ 

ثالثاً از قواعد مسلم فقه اسلامی  که میتواند بشریت به آن افتخار کند احترام به دماء، اعراض وجان انسانهاست. مجازات بدون محاکمه  آنهم مجازات اعدام را چگونه ایشان میتواند به فقاهت اسلامی منتسب سازد؟  

رابعا ظاهرا معظم له در این جملات معیار «عدالت وآگاهی قضائی» را هم معین فرموده و الگوی کامل را قاضی دادگاه صحرائی موسیلینی دانسته و به قضات دسنگاه قضاء آموزش داده اند که از سنت حسنه! ورویه قضائی معزی الیه پیروی نمایند!! عجبا لحلم الله ! جای شیخ انصاری ها خالی است که  کتاب القضاء ورساله شریفه عدالت خویش را باز نگری وبا این فرمایشات فقیهان عصر ما مقایسه کنند وببینند چگونه محصول عمرشان روبه ویرانی می نهد.

البته در هنگام نگارش این سطور نگران آنم که معظم له درپاسخ این نقد به ذیل دامن گشاد وگسترده مصلحت تمسک نمایند که دراین صورت  قلم را سرمی شکند واز نگارش باز میدارد. بفرمایند که مصلحت چنان دیدیم و چنان گفتیم و چنان کردیم و چنان خواهیم کرد. اینجا دیگر جای سکوت است و با کمال صراحت اعتراف می کنم که لااقل این نویسنده توان دفاع ندارد. این سخن مبتنی بر نظریه فقه مصلحت اندیش است که می تواند همه اصول اخلاقی و فقهی شریعت احمدی و دین محمدی را منزوی سازد که البته برای اینجانب مبانی فکری و علمی این نظریه فاقد توجیه است  والی الله المشتکی.

این یادداشت صرفا به انگیزه دفاع از مقام شامخ فقه و فقاهت بود که توسط این طلبه کوچک با اذن فحوا از سوی اساتید بزرگوار، فقیهان عالیقدر و مرجعیت معظم شیعه که میراث دار بزرگان گذشته می باشند، نگاشته شد. در این مقال از سخن  گفتن پیرامون موازین قانونی و حقوق اساسی ملت ایران لب فرو می بندد و به موقعی و یادداشتی دیگر موکول می نماید بشرط بقاء الحیات.

ازآن سموم که برطرف بوستان بگذشت        عجب که بوی گلی هست وعطر نسترنی
کناره گیر و زبان درکش و تماشا کن           که کس بدهر ندیده چنین عجب زمنی  
مزاج دهر تبه شد ازین بلا حافظ                  کجاست فکر حکیمی ورای برهمنی  

والسلام علی من اتبع الهدی - سید مصطفی محقق داماد -28مهرماه 93
 
 

ارسال به تلگرام
برچسب ها: اعدام ، محاکمه ، فقاهت
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۱۳۰
غیر قابل انتشار: ۰
مهدي
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۰:۳۱ - ۱۳۹۳/۰۷/۳۰
20
479
من فقط مي‌توانم به اين نامه تعظيم کنم، احسنت کلمه قاصري براي توصيف اين نامه است.
پربازدید ها
علم و فناوری
عکس