کد خبر ۳۶۲۲۶
تاریخ انتشار: ۱۰:۳۷ - ۳۰ بهمن ۱۳۸۶ - 19 February 2008
روزنامه‌هاي صبح امروز ايران در سرمقاله‌هاي خود به مسائل روز كشور و جهان پرداخته‌اند كه گزيده برخي از آنها در ذيل مي‌آيد.

آفتاب يزد

روزنامه آفتاب يزد در سرمقاله امروز خود با عنوان "خواب سوم!‌‌" آورده است:

از سال 84 تا چند روز پيش، دو "خواب" بازتاب گسترده‌اي در محافل سياسي و خبري داشت. نخستين خواب، مربوط به ساعات اوليه بامداد روز 28 خردادماه 84 و هم زمان با اعلام نتايج اوليه انتخابات رياست جمهوري بود. مهدي كروبي در تشريح اين خواب گفت: شمارش آراء كه شروع شد تا ساعت 5 صبح كه من نماز خواندم و خوابيدم، راي اول را داشتم، اما از ساعت 30 :7 ناگهان در طول زمان كوتاهي، با يك جهش، يكي از آقايان نزديك به يك ميليون راي نصيبش شد... من فكر كردم خواب اصحاب كهف بوده‌ام( "روزنامه شرق – يكشنبه 29 خرداد 84)‌

اين خواب، البته بسيار كوتاه بود، اما با توجه به ادعاهاي مطرح شده توسط كروبي، نتايج بلندمدت داشت به طوري كه اگر مردم اجازه دهند و خدا هم بخواهد، احتمالا ً عده‌اي مايل هستند از دستاوردهاي اين خواب، تا سالهاي طولاني– البته نه به‌اندازه مدت خواب اصحاب كهف!– بهره برداري نمايند. ‌ ‌

حدود 2 سال پس از نقل خبر اين خواب، دبير شوراي نگهبان در خطبه‌هاي نماز جمعه به نقل داستان يك خواب ديگر پرداخت: <يكي از دوستان مي‌گفت در زمان انتخابات در تاكسي از راننده پرسيدم، به چه كسي راي مي‌دهي؟ او گفت: نمي‌دانم. اما مادرم كه چند سال پيش فوت كرده، ديشب به خوابم آمد و گفت به احمدي نژاد راي بده.> 7 ماه پس از آنكه داستان خواب يك راننده ناشناس تاكسي، با پخش مستقيم خطبه‌هاي نماز جمعه تهران از راديو، به سراسر جهان مخابره گرديد، تعداد محدودي از رسانه‌هاي داخلي، اظهارات مرحوم آيت الله توسلي در دقايق پاياني عمر او را به اين شرح مخابره كردند: ‌

<حدود دو ماه پيش، آقاي حاج حسن آقا خميني گفتند من خواب ديدم امام به من فرمودند حسن! من را دارند از خانه بيرون مي‌كنند گفتم آقا چه كسي شما را از اين خانه بيرون مي‌كند؟ باز خواب ديدم كه امام فرمودند من را دارند از خانه بيرون مي‌كنند، تا سه مرتبه من اين خواب را ديدم.>‌‌

مرحوم آيت الله توسلي ضمن نقل داستان اين خواب، به اين نكته اساسي و دقيق نيز اشاره كرده است: < من نمي‌گويم كه خواب، حجت است، اما گاهي خواب هايي هست كه انسان از آنها چيزهايي را متوجه مي‌شود>‌‌

همانگونه كه مرحوم توسلي به درستي تاكيد كرده است، خواب را نمي‌توان حجت شرعي دانست و قاعدتا آقاي سيد حسن خميني نيز خواب خود را به عنوان يك موضوع كاملا مستند مورد توجه قرار نداده است، اما اولا ً نقل داستان اين خواب و ثانياً برخي اظهارنظرهاي قاطع و بي سابقه يادگار امام در خصوص دو موضوع مهم– كه بيان هر دو، پس از زمان ديدن خواب اخير بوده است– احتمالا بي تاثير از خواب مورد نظر نبوده و نشان مي‌دهد كه او نتوانسته است نسبت به آن بي تفاوت باشد. البته اين واكنش نيز طبيعي است چرا كه وقتي خواب نقل شده مربوط به يك فرد ناشناس آنقدر اهميت مي‌يابد كه در تريبوني با ميليون‌ها شنونده در سراسر جهان نقل مي‌شود، قطعا نمي‌توان در برابر خواب نگران كننده سيد حسن خميني روزه سكوت گرفت. در عين حال، اگر كساني معتقدند كه خواب‌ها نيز دو دسته هستند و تنها ‌‌خواب هايي قابليت نقل و ارزيابي دارند كه در راستاي يك ديدگاه خاص باشد، حق دارند كه از كنار خواب سيدحسن خميني به صورت بي تفاوت عبور كنند. اما بعيد است اين برخورد دوگانه، طرفداران زيادي در ميان سياستمداران هوشمند و دلسوزان كشور داشته باشد. به عبارت ديگر اگر كسي گمان مي‌كند آمدن رهبر فقيد انقلاب به خواب نوه خود، حداقل به‌اندازه خواب نقل شده توسط يك فرد ناشناس– راننده تاكسي كه لابد برخورد او با دوست دبير شوراي نگهبان، كاملا تصادفي بوده است – ارزش فكر كردن دارد، بايد قدري به اطراف خود بنگرد و عواملي را كه مي‌تواند موجب نگراني احتمالي روح رهبر فقيد باشد شناسايي نمايد.

بيشترين خطاب اين يادداشت با كساني است كه در دو سه سال اخير تلاش كرده‌اند انتخابات سوم تيرماه 84 را به امور غيرزميني پيوند بزنند و در اين راه حتي از كنار خواب يك فرد ناشناس نيز، بي تفاوت عبور نكرده‌اند. آنها اكنون بايد به اين سوال پاسخ دهند كه آيا حاضرند خواب نوه امام را هم در تريبون‌هاي بزرگ نقل كنند؟ آنها اگر مايل به نقل عمومي‌داستان اين خواب نيستند، اكنون كه داستان خواب را شنيده‌اند آيا مايلند در مورد احتمالات – ولو ضعيف– كه موجب نگراني روح رهبر فقيد انقلاب شده است، انديشه كنند؟ اگر پاسخ مثبت است بسم الله! بعيد است كسي تصور كند كه آنچه امام را نگران ساخته، قطع صادرات گاز تركمنستان به ايران براساس تحريك رقباي داخلي دولت يا توطئه كساني باشد كه از كنار استخرهاي شمال شهر عليه دولت نهم توطئه مي‌كنند. كساني كه خواب سيدحسن خميني را تنها به عنوان يك قرينه و نه به عنوان حجت شرعي و عقلي مورد توجه قرار دهند، مي‌توانند به دنبال شناسايي اقداماتي باشند كه با مباني اصلي امام تعارض داشته و يا مي‌تواند موجب آغاز انحراف در مباني و ديدگاه هايي باشد كه امام <ره> و مردم براي به كرسي نشاندن آن بپا خاستند و نظام جمهوري اسلا مي‌را بنا نهادند . نقدترين موضوع كه در حال حاضر قابل بررسي مي‌باشد، برخي حواشي انتخابات و دغدغه هايي است كه سيد حسن خميني و مرحوم آيت الله توسلي نيز به شدت نسبت به آن نگران بوده‌اند و اتفاقاً نقل كننده خواب دوم نسبت به آن مسئوليت مستقيم دارد.

همبستگي

روزنامه همبستگي در سرمقاله امروز خود با عنوان "چرا مجلس ششم؟"به قلم مازيار آقازاده آورده است:

چندي است كه برخي از احزاب ، اشخاص و مطبوعات و رسانه هاي جناح اصولگرا به بازخواني پرونده عملكرد مجلس ششم نشسته اند و تقريباً روزي نيست كه در مطالب روزنامه ها (كيهان و رسالت) سايت ها و نطق ها و موضع گيري هاي آنان حمله اي به مجلس ششم صورت نگيرد. قطعاً هر عقل سليمي مي داند كه هر مجلسي داراي نقاط قوت و ضعف است كه بايد به موقع و بجاي خود مورد نقد قرارگيرد. اما نكته اينجاست كه چرا اقتدارگرايان امروز و در آستانه انتخابات مجلس هشتم به فكر نقد عملكرد مجلس ششم افتاده اند و چه چيزي آنها را واداشته تا بي محابا به فكر نقد مجلس ششم بيفتند؟ به نظر مي رسد اين اقدام اقتدارگرايان يك تاكتيك سياسي و تبليغاتي از سوي آنان براي فرار از نقد عملكرد مجلس هفتم است. بايد اذعان كرد كه كارنامه عملكرد مجلس هفتم و دولت نهم آنقدر خالي از فايده و پر از اشتباه است كه نمي خواهند افكار عمومي در آستانه انتخابات مجلس هشتم به پرسش از عملكرد مجلس هفتم و اقدامات اين مجلس ساكت و مطيع (و به قول برخي از نمايندگان اصولگراي مجلس هفتم در مشت دولت نهم) در راستاي شعارهاي دهان پركن اقتصادي و رفاهي داده شده در چهار سال پيش بپردازند. در حالي كه بجاست در آستانه انتخابات مجلس هشتم به نقد عملكرد مجلس هفتم نشست و دليل اينكه امروز طراحان عمليات رواني و تبليغاتي جناح اصولگرا با مسكوت گذاردن نقدعملكرد مجلس هفتم به تخريب مجلس ششم پناه برده‌اند در اين است كه در چهار سال فعاليت مجلس هفتم هيچ سنگر قابل دفاعي ندارند كه پشت آن موضع بگيرند بنابراين به اين فكر افتاده اند كه بهتر است براي فرار از پاسخگويي و نقد مجلس هفتم موضوع انحرافي تخريب مجلس ششم را پيش بكشند تا هم به زعم خودشان حرفي براي گفتن داشته باشند... چرا كه به نظر مي رسد از باب عملكردشان در مجلس هفتم حرفي براي گفتن و ارئه گزارش به ملت ندارند و هم اينكه با انحراف افكار عمومي توجه آنها را بجاي نقد عملكرد مجلس هفتم به مجلس ششم جلب كنند و از سوي ديگر وقت فعالين سياسي و اصلاح طلب را به جاي پرداختن به نقد مجلس هفتم (كه بهترين و به موقع ترين زمان آن اكنون است) به پاسخگويي در قبال عملكردشان در مجلس ششم صرف كنند و مهم تر از همه با ايجاد انشقاق در جريان اصلاح طلب و با بزرگ كردن اظهارات و مواضع برخي افراد و جريانات اصلاح طلب ميان آنها اختلاف افكني كنند. در اين راستا ذكر نكاتي چند ضروري به نظر مي رسد: 1- احزاب و فعالين سياسي اصلاح طلب بايد توجه داشته باشند كه در دام اين تاكتيك سياسي و تبليغاتي در چارچوب عمليات رواني طراحي شده از جانب رقيب گرفتار نشوند و با تمام توان خويش به جاي پاسخ گفتن و موضع گيري در قبال تخريب عملكرد مجلس ششم به نقد اصولي و حساب شده مجلس هفتم همت گمارند چرا كه به نظر مي رسد رقيب اقتدارگرا با وقوف به عملكرد ضعيف و پر انتقاد خود در مجلس هفتم (كه حتي صداي برخي اصولگرايان مستقل را نيز بلند كرده) سعي دارد تا آتش حملات رسانه‌اي خود را به مجلس ششم متمركز كند. در اين زمينه بايد برخي از بزرگان جريان اصلاح طلب كه در هفته هاي اخير باگشودن پرونده مجلس ششم به تحقق اين استراتژي در قالب عمليات رواني اقتدارگرايان كمك كرده‌اند ، بيشتر به هوش باشند. 2- اتفاقاً اگر پرونده مجالس هفتگانه پس از انقلاب در يك نگاه منصفانه و كارشناسي مورد بازخواني و نقد قرار گيرد مجلس ششم نه تنها نمره‌اي منفي نمي‌گيرد بلكه در مقام مقايسه با مجالس قبل و بعد از خود عملكرد بسيار مثبتي داشته است. هيچ مجلسي همانند مجلس ششم در پي گيري حقوق شهروندان، نقد عملكرد دستگاههاي حاكميتي و ارايه طرح هاي راهگشاي اقتصادي موفق عمل نكرده است و اگر انسداد مصوبات مجلس ششم از سوي شوراي نگهبان نبود قطعاً امروز كارنامه با معدل بالاتري كسب مي كرد. كسانيكه امروز و گذشته به نقد (و در واقع تخريب) مجلس ششم همت گمارده‌اند خود بارها اعتراف كرده‌اند كه از شنيدن نطق‌هاي پيش از دستور مجلس ششم لرزه براندامشان مي‌افتاده است. اين اعتراف خود بهترين گواه براي اثبات عملكرد مثبت مجلسي پرسشگر و فعال در احقاق حقوق شهروندان و پرسشگري از دستگاههاي حاكميتي است. در واقع فلسفه تشكيل پارلمان نيز نظارت و پرسشگري بر قوه اجراييه در معناي خاص و حاكميت در معناي عام از سويي و احقاق حقوق ملت از سوي ديگر مي باشد و مجلس ششم در اين دو حوزه كارنامه موفقي از خود به جاي گذاشته است. كساني كه امروز نقد ، پرسشگري و طراوت مجلس ششم را مورد نكوهش قرار مي دهند و ضعف ، سستي و بي عملي مجلس هفتم را با عنوان (مجلسي آرام و غيرمتشنج) مي ستايند در واقع خواهان آرامشي گورستاني از سويي و فرار از پاسخگويي به ملت و نمايندگان منتخب آنان از سوي ديگر هستند و رد صلاحيت هاي گسترده اخير داوطلبان اصلاح طلب مجلس هشتم نيز در راستاي تشكيل چنين مجلس مطلوب و مطيع است كه نه از پرسشگري در آن خبري باشد و نه از حقوق شهروندي در آن اسمي. اين چنين مباد.

جمهوري اسلامي

روزنامه جمهوري اسلامي در سرمقاله امروز خود با عنوان دو اصل مهم آورده است:

ديروز سالروز قيام مردم تبريز عليه رژيم فاسد و منحط شاهنشاهي در 29 بهمن 1356 بود . به همين مناسبت جمعي از اقشار مختلف مردم آذربايجان شرقي روز يكشنبه با رهبر معظم انقلاب حضرت آيت الله خامنه اي ديدار كردند. رهبر انقلاب در اين ديدار بر دو اصل مهم و سرنوشت ساز كه معطوف به نياز امروز جامعه انقلابي ايران است تاكيد كردند كه يكي به ضرورت همگرائي خانواده انقلاب مربوط است و ديگري مهمترين شاخص براي انتخاب نمايندگان مجلس شوراي اسلامي است .

اگر بپذيريم كه انقلاب اسلامي هنوز كارهاي بزرگي را پيش رو دارد كه بايد انجام دهد و آنچه تاكنون انجام شده درعين حال كه مهم است فقط بخشي از رسالت اين انقلاب است طبعا بايد اين واقعيت را نيز بپذيريم كه بيش از گذشته به همبستگي و وحدت نيازمنديم . آنچه پيروزي انقلاب اسلامي را به ارمغان آورد وحدت و يكپارچگي اقشار مختلف مردم كشور بود كما اينكه موفقيت نظام جمهوري اسلامي مقابله با توطئه هاي سنگين و پياپي دشمنان داخلي و خارجي انقلاب در 29 سال گذشته نيز مرهون وحدت و يكپارچگي مردم و پشتيباني آنها از مسئولان بوده است . اين واقعيت را دشمن درك كرده و براي آنكه بتواند نظام جمهوري اسلامي را از پشتوانه مردمي محروم نمايد به حربه ايجاد تفرقه متوسل شده و با برنامه ريزي و سرمايه گذاري اين هدف شوم را دنبال مي كند.

اعلام سال 1386 به عنوان سال « اتحاد ملي و انسجام اسلامي » اقدام هوشيارانه رهبر معظم انقلاب در برابر ترفند دشمنان تفرقه افكن و فتنه انگيز در داخل و در سطح جهان اسلام بود. در بيانات روز يكشنبه نيز ايشان با تاكيد بر اينكه راه صحيح و تضمين شده حراست از انقلاب و اقتدار نظام جمهوري اسلامي حضور مردم در صحنه حفظ يكپارچگي و رها نكردن دستاوردهاي بزرگ انقلاب اسلامي است اين نكته را متذكر شدند كه « امسال سال اتحاد ملي ناميده شد و معناي آن اينست كه خانواده انقلاب بايد بدون توجه به مسائل جزئي و بگومگوهاي بي اهميت همگرائي خود را روز به روز مستحكم تر كند » .

اين اصل مهمي است كه عمل به آن قطعا مي تواند تداوم انقلاب و پيشرفت هاي روزافزون كشور و ملت ايران در پرتو نظام جمهوري اسلامي را تضمين كند. زمينه اين همگرائي در جامعه ما فراهم است و خانواده انقلاب نيز خانواده بزرگ ملت ايران است . سعه صدر نگاه باز پرهيز از تنگ نظري ها و عبور از مسائل كوچك و كم اهميت راهكارهاي همگرائي خانواده انقلاب هستند اموري كه در همين بيانات نيز مورد توصيه رهبر معظم انقلاب بوده اند.

اصل دوم به انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي مربوط مي شود. رهبر معظم انقلاب ضمن بيان اهميت اين انتخابات در ديدار روز يكشنبه انتخابات نمايندگان اصلح را يكي ديگر از مسائل مهم انتخابات دانستند و فرمودند : « مهمترين شاخص براي انتخاب افراد اينست كه بايد مسئولان و منتخبان روز به روز شعارهاي انقلاب اسلامي را زنده تر كنند و اين مساله ربطي به جناح بندي ها و اسم ها ندارد » . در تبيين همين نكته بسيار مهم ايشان افزودند : راه حل مشكلات كشور و رسيدن به آرمان ها عمل به شعارهاي انقلاب اسلامي است ... كساني بايد در مراكز تصميم گيري حضور يابند كه معتقد به اسلام شعارهاي انقلاب اسلامي و توانائي هاي ملي باشند » .

توجه به اين ويژگي ها طبعا راه را براي ورود افرادي كه ظاهر و باطن آنها يكي نيست و عرصه تبليغات انتخاباتي را وسيله اي براي فريب مردم قرار ميدهند تا بعد از ورود به مجلس با آنچه در باطن دارند اهداف خود را دنبال كنند مسدود مي كند. اين نيز هشداري بود كه در همين بيانات رهبري مورد تاكيد قرار گرفت : « همچنين بايد مراقب افراد دو رو و دو رنگ و كساني كه ظاهر و باطن آنان يكي نيست بود » . اين هشدارها به نمايندگان مجلس منحصرنيستند و شامل همه مسئولان در دستگاه هاي مختلف مديريتي كشور مي شوند.

توجه به اين هشدارها درعين حال كه راه را بر ورود عناصر نامتجانس با انقلاب و نظام جمهوري اسلامي به مجلس مي بندد بهيچوجه با ضرورت برخورداري مجلس از تنوع افكار و سليقه ها نيز منافات ندارد. مجلس شوراي اسلامي جاي تبادل افكار و تجلي سلايق گوناگون است و اين تنوع عامل مهمي براي حفظ تعادل و جلوگيري از گرايش به افراط و تفريط مي باشد. ركن اصلي در ويژگي هاي نمايندگان مجلس همانگونه كه در بيانات رهبر معظم انقلاب مورد تاكيد قرار گرفته پاي بندي به شعارهاي انقلاب است . اين پاي بندي بايد در زبان و عمل نشان داده شود تا همواره شعارهاي انقلاب زنده بمانند و جهت گيري برنامه ريزي و مديريت كشور نيز در مسير انقلاب باشد. رعايت اين اصل موجب مي شود مجلس به مجمعي مركب از وفاداران به انقلاب تبديل شود و نهادي كه به فرموده حضرت امام خميني در راس امور است همواره در خدمت تقويت آرمانهاي انقلابي باشد.

برخورداري جامعه امروز ما از دو اصل مهم « همگرائي در خانواده انقلاب » و « زنده نگهداشتن شعارهاي انقلاب » قدرتمندترين عامل براي تداوم انقلاب و اقتدار نظام جمهوري اسلامي ايران خواهد بود.

كيهان

روزنامه كيهان در سرمقاله امروز خود با عنوان "مسئله سال "به قلم حميد اميدي آورده است:

كمتر از يك ماه تا انتخابات مجلس شوراي اسلامي باقي مانده است و مردم، مسئولان امر، احزاب و گروههاي سياسي به همراه كانديداهاي مورد نظرشان، خود را براي برگزاري انتخاباتي شكوهمند آماده مي كنند.22بهمن امسال و حضور ميليوني مردم كه خود را پاك باخته انقلاب و آرمانهاي آن مي دانند، نشانه اي روشن و پيامي آشكار براي كساني بود كه در پندار باطلشان خورشيد انقلاب اسلامي و مكتب امام خميني(ره) در پشت ديوار فراموشي رو به افول نهاده است.

جوانان پرشور و مردان و زناني كه جوشش درونشان عشق به اسلام و آرمانهاي انقلاب اسلامي است به خوبي نشان دادند كه انقلاب و شعارهاي آن، امروز در ميان آنان زنده تر از گذشته است و كساني كه به شعارهاي انقلاب اسلامي توجه بيشتري نشان مي دهند، بيشتر مورد وثوق و علاقه مردم قرار مي گيرند.

مقام معظم رهبري انتخابات مجلس هشتم را مهمترين مسئله امسال عنوان كرده و آن را ميدان بزرگي براي نشان دادن عزم و استقامت، رشد ملي و دانايي و بصيرت ملت ايران دانسته و تاكيد مي نمايند كه تلاش براي شناسايي و انتخاب نامزدهاي اصلح و مراعات رفتار صحيح انتخاباتي و پرهيز از تخريب نامزدها، بايد مدنظر مردم و گروه هاي سياسي قرار گيرد.

به راستي با وجود همه مسايل و مناسبات داخلي و خارجي خصوصاً فشارها، تهديدها، تحريم ها و توطئه هايي كه از سوي دشمن در سال جاري عليه ملت ايران صورت گرفت و در مواقعي كشور را در آستانه يك برخورد و چالش جدي با دشمن قرار داد، چرا انتخابات مجلس مهمترين مسئله سال مي شود؟ اين يادداشت و نكاتي كه در پي خواهد آمد درصدد تبيين اين موضوع است؛

1- يكي از دلايل عمده تعبير «امتحان الهي» براي انتخابات پيش رو، رفتار و عملكرد برخي از گروه ها و جناحهاي سياسي كشور است كه با بداخلاقي هاي سياسي و انتخاباتي، پاي خود را از حريم شأنيت و شايستگي مردم و نظام اسلامي فرا مي گذارند. نگاهي گذرا به چگونگي رفتار آنان نشان مي دهد كه متأسفانه پيروزي خود را در عرصه انتخابات الزاماً در گرو طرد و حذف رقيب به هر قيمت مي دانند. نقدهايي كه كاركرد تخريب دارند و تضعيف هايي كه بوي حذف از آن به مشام مي رسد با ادبيات و لحن سياسي كه گاه مرز بي انصافي و بدگويي را درمي نوردد، حاصل آن چيزي است كه اين روزها كم و بيش ديده مي شود. در اين ميان بعضي براي نيل به مقصود، حتي اصل كارآمدي نظام و انقلاب را نيز زير سؤال مي برند تا رقيب خود را مورد بازخواست قرار دهند و متأسفانه آنچه مورد غفلت قرار مي گيرد مصلحت عمومي و منافع ملي كشور است كه در ميان دعواهاي جناحي به سادگي قرباني مي شود.

حقيقت آن است كه پايه هاي حكومت و نظام اسلامي بر دوش مردم مسلمان و انقلابي ايران استوار است و حضور همه جانبه و هوشمندانه آنان در تمامي صحنه هاي دفاع از آرمانهاي انقلاب- بويژه در انتخابات- ضامن بقاء و تداوم آن شده و مي شود. هيچ قدرت و سلاحي نيز قادر به شكست اراده ملتي كه مصمم و معتقد به حفظ انقلاب است، نمي باشد. انتخابات پشتوانه و ذخيره تسخيرناپذيري براي نظام و ميداني بزرگ براي تجلي و ظهور اين اراده پولادين است.

2- نكته مهمي كه نبايد آن را از نظر دور داشت، طمع دشمن است. به خوبي پيداست كه مخالفان نظام جمهوري اسلامي و در راس آنان آمريكا روي انتخابات آتي حساب ويژه اي باز كرده اند. در جريان انتخابات مجلس هفتم، محافل آمريكايي از هدررفت سالها كار اطلاعاتي و فرهنگي خود در ايران خبر دادند. آنان مي خواهند آب را به جوي سابق برگردانند، لذا سعي دارند از يك سو با پيش كشيدن بحث تشديد تحريم ها و قطعنامه سوم، فضاي موجود را حاصل وفاداري نيروهاي اصولگرا به آرمانهاي انقلاب معرفي كنند و از سوي ديگر با حمايت صريح از گروه هاي اصلاح طلب و برجسته سازي نداي صلح طلبي آنان، فضاي لازم را براي جايگزيني آنان در مجلس و دولت آينده فراهم نمايند.

البته تجربه 29 سال انقلاب اسلامي به وضوح نشان داده است كه مردم فهيم ايران دست دشمن را به خوبي خوانده و اتفاقاً با فشار دشمن منسجم تر شده و اعتماد بيشتري به نظام و مسئولان مي نمايند. هر چند برخي از گروه هاي سياسي كه پايگاه اجتماعي و مردمي ندارند، براي موفقيت چشم به همين فشارهاي خارجي دوخته و بارها چنين تمنايي را بروز داده اند. بهر حال دشمن درصدد است تا ضمن آنكه انتخابات مجلس هشتم را كم رونق نمايد، امكاني هم براي عبور دادن هواداران و عناصر داخلي خود از صافي نظارت و ورود به مجلس مهيا سازد.

اكنون دشمن در خارج از مرزها و در مقابل نفوذ و اقتدار منطقه اي و فرامنطقه اي ايران زمين گير شده است. خيلي دور از ذهن نيست اگر تصور كنيم كه دشمن سعي خواهد كرد آنچه را كه در بيرون مرزها از انجام آن ناتوان شده، در داخل كشور و لابه لاي كشمكش هاي جناحي و سياسي جلو ببرد.

مقام معظم رهبري مي فرمايند: «انتخابات يكي از عرصه هاي مهم ملت ايران است. اين جا بايستي ملت ايران هوشياري به خرج دهد و بداند اين يكي از همان امتحان ها، يكي از همان عرصه هاي كارآمدي، يكي از همان پيچ هايي است كه از غفلت ما در آنجا ممكن است دشمن استفاده كند و به ما ضربه بزند.»

3- تجربه 29 ساله انقلاب نشان مي دهد آنگاه كه در مسيري كه معمار كبير انقلاب اسلامي و رهبري فرزانه ترسيم نموده اند، به شعارهاي انقلاب عمل كرديم، گوهر ناب «پيروزي» را صاحب شده ايم. پيروزي انقلاب اسلامي و پيروزي هاي چشمگير سالهاي دفاع مقدس از جمله آثار پربركتي است كه حاصل پايبندي و عمل به شعارها و آرمانهاي انقلاب است.

هرگاه در دايره نظام و در چارچوب قوانين اسلامي، عملكرد و مشي سياسي، اقتصادي، فرهنگي و اجتماعي خود را قالب زده ايم، بناي موفقيت و پيروزي را علم كرده ايم و آنگاه كه شعارهاي انقلاب و عمل به آن در عملكردها و مرامنامه ها و اساسنامه ها و مشي فردي و گروهي مان رنگ باخت به جاي كعبه مقصود، ره تركستان پيش گرفتيم، شكاف طبقاتي و ازهم گسيختگي فرهنگي آثار ناميموني است كه حاصل آن لاقيدي هاست.

رهبر معظم انقلاب انتخاب نمايندگان را يكي از مسايل مهم انتخابات دانسته و مي فرمايند: «مهمترين شاخص براي انتخاب افراد اين است كه بايد مسئولان و منتخبان روز به روز شعارهاي انقلاب اسلامي را زنده تر كنند و اين مساله ربطي به جناح بنديها و اسمها ندارد.» معظم له با تاكيد بر اينكه راه حل مشكلات كشور و رسيدن به آرمانها، عمل به شعارهاي انقلاب اسلامي است، خاطرنشان مي نمايند «كساني بايد در مراكز تصميم گيري حضور يابند كه معتقد به اسلام، شعارهاي انقلاب اسلامي و توانايي هاي ملي باشند.»

4- يكي از تاكيدات سكاندار انقلاب آن است كه بايستي مراقب افراد دورو و دورنگ و كساني كه ظاهر و باطن آنان يكي نيست، بود. مردم ما امروز به نيكي دريافته اند كه كم نيستند گندم نمايان جوفروشي كه وقتي پاي منافع فردي يا جناحي آنان در ميان است و كرسي هاي قدرت را نه با نيت خدمت به مردم بلكه براي مقاصد گروه سياسي اشان نشانه رفته اند، انقلابي دوآتشه مي شوند و مدام دم از خط امام(ره)، شعارهاي انقلاب و پيروي از رهبري مي زنند!

آنان به خوبي آموخته اند در هنگامه اي چون انتخابات كه سرنوشتشان به دست مردم رقم مي خورد، چگونه با تظاهر به انقلابي گري و خرج كردن از امام راحل(ره) سوار بر موج فزاينده رويكرد و عشق مردم به امام و آرمانهاي انقلاب شوند و اسب مراد خويش را برانند. همين ها هم وقتي كه خرشان از پل گذشت، قصد كردند امام(ره) را به موزه تاريخ بسپارند! و رجوع به شعارهاي انقلاب را ارتجاع معرفي كردند.

همين ها روز حادثه، دستهاي خود را جلوي دشمن بالا برده و آنچه در توان داشتند در راه هدم شعارها و ارزشهاي اسلامي و انقلابي به كار گرفتند. بدون شك «نفاق» و تظاهر به آنچه كه با باطنشان يكي نيست، استراتژي تعريف شده براي برخي از گروههاي سياسي است كه ديگر امروز دستشان براي مردم رو شده است؛ امتحان پس داده هايي كه حنايشان در بازار انتخابات و نزد مردم رنگي ندارد.

5- طبيعي است بايد گروههاي سياسي كه خود را عضوي از «خانواده انقلاب» مي دانند، با رعايت اخلاق انتخاباتي، تكيه بر توانايي هاي خود و پرهيز از تخريب رقيب، فضايي همگون براي مشاركت حداكثري مردم فراهم آورند. جريانها و فعالان سياسي بايستي در مسير انقلاب و در راستاي حفظ و تامين منافع و مصالح مردم، اختلاف سلايق را به حداقل برسانند و با ايجاد رقابتي سالم و شفاف زمينه ساز حضوري شكوهمند و انتخاباتي افتخارآميز باشند.

يقين كنيد كه بگومگوهاي بي اهميت و بي حاصل، ذائقه مردم را تلخ خواهد كرد و ثمره اي جز دلزدگي جامعه به دنبال نخواهد داشت؛ چيزي كه سم مهلك در سهيم شدن مردم در حكومت- خصوصا در ايام انتخابات- است.

اين مقال را با كلام نوراني حضرت امام(ره) به پايان مي برم؛ «انتخابات در انحصار هيچ كس نيست. نه در انحصار روحانيين است، نه در انحصار احزاب است، نه در انحصار گروهها است. انتخابات مال همه مردم است.»

حزب الله

روزنامه حزب الله در سرمقاله امروز خود با عنوان "مشاوران بدون حكم" آورده است:

1 - «مطبوعات زنجيره‌اي دوم خرداد» اين تركيب آشنا را بارها شنيده و در اخبار و گزارش و تحليل‌ها خوانده‌ايم. عبارتي كه بسياري از كارشناسان سياسي معتقدند، فاتحه به اصطلاح اصلاحات را خواند.

اين تركيب متهم رديف اول به زمين خوردن دولت خاتمي و دور شدن گروه‌هاي دوم خردادي از قدرت بود، اما چگونه؟

تشريفاتي كه به صورت قارچ‌گونه و با شعار توسعه سياسي به ميدان رسانه‌اي پا گذاشتند. به تدريج سعي داشتند ذائقه عمومي را به سمت نيازهاي كاذبي كه بيشتر مطلوب احزاب و گروه‌هاي سياسي بود تا عموم مردم، سوق دهند.

اين جنجال‌هاي سياسي اگرچه در برهه‌اي با مظلوم‌نمايي اين رسانه‌ها در قالب توقيف و تعطيلي قوت گرفت. اما بالاخره دود اين آتشي كه سردمداران دوم خرداد به پا كردند، در چشم خود آنها رفت و قاطبه مردم كه از دعواها و تنش‌هاي سياسي بي‌حاصل به ستوه آمده بودند از اين جريان روي‌گردان شدند. چنان‌كه اكنون نيز تحليل‌گران خود اين جريان به اين تصور اعتراف مي‌كنند و آفت فعاليت رسانه‌اي ـ سياسي خود را بي‌توجهي به مفاهيم عدالت گستري و دغدغه‌هاي معيشتي مردم مي‌دانند. بدين‌ترتيب زرق و برق تبليغاتي دولت به اصطلاح اصلاحات در قالب انتشار نشريات اگرچه در ابتدا متوليان امر را در اين جريان مشعوف كرده بود، اما نهايتا همين نشريات روي‌گرداني مردم از دوم خرداد را تضمين كردند.

2 - «لا يلسع‌المؤمن من جحر مرتين» اين روايت مشهور از امام صادق (ع) اگرچه اشاره به آن دارد كه مؤمن از يك سوراخ دو بار گزيده نمي‌شود و طبيعتا اشاره به تجربه‌هاي خود فرد دارد، اما عبرت گرفتن از تاريخ و تجربه‌هاي ديگران نيز همواره مورد تأكيد آموزه‌هاي اسلامي و بلكه هر عقل سليمي است. بنابراين طي كردن مسيري كه ديگران رفته و به نتيجه‌اي نرسيده‌اند، جز ندامت حاصلي نخواهد داشت.

3 - شعارهاي نابي كه دكتر محمود احمدي‌نژاد در اوان برگزيده شدن و بلكه قبل از آن مطرح مي‌كرد حكايت از احياء نمودن آرمان‌هاي انقلاب و بنيانگذار جمهوري اسلامي خميني كبير داشت.

شعارهايي كه پس از 27 سال غبار فراموشي بر آنها سايه انداخته بود و احمدي‌نژاد با طرح دوباره و وعده عملي كردن آنها نور اميدي در دل مستضعفان تاباند و دلسوزان انقلاب و پيروان ولايت را خشنود كرد و البته اين راه پرسنگلاخ و مانعي بود كه جز با جسارت و مقابله با ويژه‌خواران و از سوي ديگر تجربه‌اندوزي از اقدامات اسلاف با موفقيت عملي نمي‌شد. محمود احمدي‌نژاد اگرچه در بسياري از موارد با جسارت در مقابل برخي انحرافات ايستاد. اما برخي از تصميم‌گيري‌ها و اقدامات دولت نهم ثابت كرد كه هنوز از اشتباهات گذشتگان عبرت نگرفته است. چنان‌كه برخلاف ديدگاه بسياري، نگارنده معتقد است، احمدي‌نژاد با انجام برخي امور دقيقا جا پاي خاتمي گذاشت. چنانكه رايحه خوش خدمت جانشين مشاركت و مشاركت خلف صالح! كارگزاران بود. اگرچه جهت‌گيري‌ها و سلايق اين سه حزب دولتي متفاوت و بلكه بسيار متفاوت است اما هر سه مسير واحدي را براي حيات و استمرار آن طي كرده‌اند و متأسفانه اين دور باطل، دولت نهم را هم درگير كرد.

4 - با گسترش فرهنگ رسانه‌هاي الكترونيكي به‌ويژه در دوره انتخابات رياست جمهوري اخير، عرصه مجازي براي بداخلاقي انتخاباتي برخي كانديداها انتخاب شد و به‌تدريج پس از پيروزي احمدي‌نژاد تركيب «مطبوعات زنجيره‌اي دوم خرداد» جاي خود را به «سايت‌هاي زنجيره‌اي» داد. اگرچه از ساحت رئيس‌جمهور مكتبي به دور است كه وي را به راه‌اندازي اين جريان متهم كنيم و خود نيك آگاهيم كه حتما شخص ايشان با چنين رويه‌اي مخالف هستند اما متاسفانه نمي‌توان برخي انحرافات را در لايه‌هاي سوم وچهارم تبليغاتي و رسانه‌اي دولت انكار كرد. تكذيب منتسب بودن به دولت هم دردي را دوا نمي‌كند و موجب قلب واقعيت نمي‌شود.

آگاهان سياسي منصف مي‌دانند كه در دو سال اخير برخي پايگاه‌هاي مجازي با رشد قارچ‌گونه كه وصف حمايت از دولت را يدك مي‌كشيدند، چگونه تبديل به عرصه‌اي براي تاخت و تاز بي‌حد و حصر به منتقدان دلسوز و هم مغرض شدند. اين اتفاق محصول همان نگاه انحرافي برخي مشاوران رسانه‌اي بدون حكم است چرا كه بديهي است در بحبوحه‌اي كه حرف مشاوران رسانه‌اي حكم‌دار خريداري ندارد و بزرگترين رسانه دولت به جنگ علني با يكي از اين مشاوران برمي‌خيزد و عرصه اجرايي از بهره‌مندي از نظرات كارشناسي آنها تهي مي‌شود، عده‌اي مشاوران رسانه‌اي پنهان و بدون حكم به دليري ميدان را تصاحب مي‌كنند.

به راستي آيا براي دولتي كه اقبال مردمي به آن به دليل سر دادن شعار احياي فرهنگ اخلاق، معنويت و عدالت بود. شايسته است كه چنين قرباني بازيچه عده‌اي به ظاهر حامي شود؟

و پرسش نهايي اين است كه دود اين آتش به چشم چه كسي خواهد رفت؟

قدس

روزنامه قدس در سرمقاله امروز خود با عنوان «تهران- ابوظبي ؛ گسترش مناسبات دوجانبه » آورده است: شيخ محمد راشد آل‌مكتوم، نخست وزير امارات متحده عربي، روز گذشته در رأس يك هيأت سياسي و اقتصادي بلندپايه وارد تهران شد. گرچه اين سفر كوتاه بود، اما با توجه به اينكه وي بلندپايه‌ترين مقام اماراتي بود كه طي 29 سال گذشته به ايران سفر مي كرد، توجه محافل خبري جهان و منطقه را به خود جلب نمود. حمايت متقابل دو كشور از حقوق هسته اي يكديگر و اظهارات نخست وزير امارات متحده عربي در رد ادعاي كشورهاي غربي درباره تهديد بودن ايران براي كشورهاي عربي منطقه، نشان مي‌دهد تلاشهاي محافل غربي و صهيونيستي براي ايجاد اختلاف ميان ايران و كشورهاي عربي حوزه خليج فارس، به شكست انجاميده است. هرچند كشورهاي غربي براي بازگرداندن دلارهاي نفتي كشورهاي عربي به چرخه اقتصادي خود از طريق فروش تسليحات به اين كشورها به ايجاد فضاي ناامن در منطقه نياز دارند، اما منافع ايران و كشورهاي عربي حوزه خليج فارس در برقراري صلح و امنيت پايدار در اين منطقه است، به همين دليل دكتر احمدي نژاد در چارچوب پيشنهادهاي 12‌گانه خود به اجلاس سران شوراي همكاري خليج فارس، تشكيل سازمان همكاري امنيتي مشترك را ميان ايران و كشورهاي عربي اين منطقه مطرح كرد و در جريان ديدار با نخست وزير امارات متحده عربي، بار ديگر بر تحقق امنيت پايدار ميان دو كشور و در منطقه تأكيد نمود.

در واقع، سفر شيخ محمد راشد آل مكتوم به تهران، بيانگر ادامه روند بهبود و تقويت مناسبات دوجانبه است كه در پي سفر تاريخي رئيس جمهور ايران به ابوظبي در ارديبهشت ماه گذشته آغاز شده است و باتوجه به اينكه همين روند گسترش روابط و همكاريهاي دوجانبه ميان ايران و ديگر كشورهاي عربي حوزه خليج فارس نيز جريان دارد، مي توان اميدوار بود كه در آينده منطقه خليج فارس نيز همانند ساير مناطق جهان شاهد شكل‌گيري و همكاريهاي اقتصادي ايران و امارات متحده عربي بوده و همچنين مي‌تواند بسترساز تشكيل سازمان همكاري مشترك اقتصادي در منطقه باشد.

مردم سالاري

روزنامه مردم سالاري در سرمقاله امروز خود با عنوان « سياست خارجي بوش در آفريقا » به قلم نادعلي باي آورده است:

جورج بوش رئيس جمهور آمريكا از 15 تا 21 فوريه 2008 - 26 بهمن تا دوم اسفند جاري - سفر يك هفته اي خود به پنج كشور آفريقايي كه دومين سفر وي بعد از رسيدن به مقام رياست جمهوري است را آغاز كرده است.

سفر بوش در حالي صورت مي گيرد كه مردم تانزانيا پيش از ورود وي به اين كشور دست به تظاهرات اعتراض آميز زده‌اند. اصلاحات سياسي و اقتصادي، همكاري‌هاي نظامي و سياست آمريكا براي كمك به منطقه آفريقا در مبارزه با بيماري‌هاي ايدز و مالاريا و فساد از جمله محورهاي مذاكرات رئيس‌جمهور آمريكا با رهبران اين پنج كشور عنوان شده است. انتظار مي‌رود تمركز بوش بر روي اصلاحات دموكراتيك و اقتصادي، كمك‌هاي نظامي و مبارزه عليه ايدز و مالاريا باشد.

جورج بوش كه در آغاز سفر خود به آفريقا در جمهوري بنين صحبت مي‌كرد گفت وي كاندوليزا رايس وزير خارجه آمريكا را به كنيا اعزام مي‌دارد تا اين پيام را به رهبران كنيا برساند كه خواستار پايان خشونت ها در كنيا است.

بوش كنيا را تحت فشار قرار داده است تا به يك موافقت‌نامه تقسيم قدرت به دنبال انتخابات جنجال برانگيز ماه گذشته تن دهد. ادامه خشونت‌ها در تانزانيا و كمك چند ميليون دلاري آمريكا به اين كشور، از ديگر مسائل مورد بحث در ديدار رهبران دو كشور بود.

كارشناسان مي‌گويند اين سفر در حقيقت تلاشي از جانب جورج بوش براي تاكيد بر جنبه هاي مثبت ميراث سياست خارجي اوست.

آمريكا قصد دارد پايگاهي نظامي در آفريقا با نام «افريكام» با همكاري ارتش كشورهاي آفريقايي تاسيس كند كه وظيفه آن مبارزه با تروريسم است. كشور ليبريا تنها كشوري است كه به آمريكا پيشنهاد داده تا واشنگتن پايگاهي نظامي در اين كشور دائر كند. در حال حاضر آمريكا 1700 نيرو در كشور جيبوتي دارد.

براي رئيس جمهور بوش كه سياست خارجي او تحت تاثير وضعيت عراق قرار داشته است، اين سفر موقعيتي است تا وي جنبه‌هاي ترحم‌برانگيزتر دوران رياست جمهوري خود را نيز نشان دهد.

بوش هم اكنون وارد مرحله‌اي از دوران رياست جمهوري خود شده است كه به قول يك مقام كاخ سفيد: «او به جاي رهبري در سياست خارجي، مديريت آنرا به عهده گرفته است.» اين به اين معناست كه سياست ايالات متحده بيشتر به سمت انفعالي گرايش دارد تا فعال. سفر اخير بوش به پنج كشور آفريقايي نيز در همين زمينه قابل بررسي و تحليل است.

در طول اين سفر بوش بر تعهد حكومت خود به آفريقا از طريق پيشگام‌هايي نظير پيشگامي در مبارزه با ايدز تاكيد خواهد ورزيد. ولي مقامات ايالات متحده هشدار مي‌دهند كه اهميت آفريقا براي ايالات متحده در چارچوب مبارزه با تروريسم است. بنابراين نقطه تاكيد ايالات متحده، شاخ آفريقا خواهد بود. اين منطقه به جاي سرفرماندهي مستقر نشده آفريكام همچنان تحت قلمرو سرفرماندهي مركزي است. در شاخ آفريقا، نيروي مشترك ويژه شاخ آفريقا كه در جيبوتي مستقر است همچنان در پس پرده به اتيوپي كه در حال مبارزه با عوامل باقي مانده اتحاديه دادگاه‌هاي اسلامي در سومالي و در تعقيب سازمان هاي مرتبط با القاعده است كمك تداركاتي مي‌رساند.

صداي عدالت

روزنامه صداي عدالت در سرمقاله امروز خود با عنوان "چرا اين خميني جوان؟" آورده است:

آقاي سيد‌حسن خميني فرزند مرحوم سيد‌احمد خميني و نوه رهبر فقيد انقلاب اسلامي هم‌اكنون ضمن اشتغال به تحصيل علوم مذهبي در حوزه علميه قم، توليت آرامگاه مرحوم امام خميني را برعهده دارد. در مناسبت‌هاي رسمي كه مربوط به بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران مي‌باشد حضور ايشان ضروري به نظر مي‌رسد وانگهي كه عملا ايشان به عنوان نماينده بيت آن مرحوم در انظار عمومي و رسانه‌هاي گروهي هرازگاهي حاضر شده و نظراتي را بيان مي‌نمايد. حمله يك سايت مدافع سياست‌هاي آقاي احمدي نژاد (1) به ايشان پس از آن صورت گرفت كه او در اظهارات اخيرش انتقاداتي را نسبت به مسئله رد صلاحيت‌ها ابراز نمود.

ولي سوال اينجاست كه آيا اين اقدام يك پروژه تعريف شده بر عليه ايشان مي‌باشد يا مي‌توان آن را يك رخداد شبه اتفاق ناميد. بديهي است كه آقاي سيد‌حسن خميني به دليل موقعيت نسبي ويژه و تقريبا منحصر به فردش با مرحوم امام خميني و به تبع آن جايگاهش در بيت و آرامگاه و ساير موسسات وابسته از پتانسيل بالايي در هرم قدرت ايران مي‌تواند برخوردار شود. بدين لحاظ چنانچه هر قدرتي در ايران پس از انقلاب اهتمام بر اطلاق داشته باشد با هر نيروي ديگري كه قصد تزاحم داشته باشد برخورد خواهد كرد و در اين صورت آقاي سيد‌حسن خميني _ اگر ميل به چنين چيزي داشته باشد _ نه تنها از اين قاعده مستثني نخواهد بود، بلكه در كانون توجه آن قرار خواهد گرفت. مطالبي كه در سايت فوق‌الاشاره ذكر شده است معطوف به تنعم و رفاه نسبي خميني جوان است.

همچون: زندگي در شمال شهر تهران (جماران)

استفاده از اتومبيل 80 ميليون توماني بي _ ام _ دبليو چهره‌ با نشاط و شاداب (به تعبير آنها با لپهاي گل انداخته)احتمال استفاده از سوناي بخار؛ تقريبا كل حرف اين سايت چنين چيز‌هايي است.به نظر مي‌رسد نويسندگان اين سايت در دوره سن جواني قرار داشته باشند.

انتقادات ذكر شده نشانه بيان احساسات جوانانه است و بر اساس محاسبات اقتصادي بيان شده كه در اين دوره سني مهم جلوه نموده و ارزش بيان كردن دارد مثل تيپ و قيافه، اتومبيل، چگونگي گذران اوقات فراغت و يا محله زندگي. مضاف بر ادله فوق اين افراد همچنين از نظر اقتصادي احتمالا متعلق به طبقه متوسط به پائين جامعه قرار دارند.

اما از سوي ديگر در طرفداران دولت هم احتمالا نسبت به آقاي سيد‌حسن خميني حساسيت‌هايي وجود داشته و دارد و اين جوانان هم درآمد و شد با محافل وابسته چيزهايي در آن رابطه شنيده‌اند و به خيال خود اكنون موقعيت را مناسب يافته و كاري را كردند كه ديگران نمي‌توانستند بكنند.

بنابراين به نظر نويسنده: آنچه رخ داد در يك سيستم علت و معلولي غير منتظره نيست لذا به نظر مي‌رسد كه اين امكان هميشه وجود خواهد داشت كه روزي نوبت اين آسياب بقيه باقيماندگان متن را شامل شود (يعني جبهه اصولگرايان را) پس آفرين به آريالاي ح _ ش _ كه زودتر از بقيه ايشان آخر ماجرا را خواند.
 
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
علم و فناوری