کد خبر: ۳۸۲۵
تاریخ انتشار: ۱۴:۳۸ - ۰۲ مهر ۱۳۸۵ - 24 September 2006
احتمال حمله اسرائیل به تاسیسات اتمی ایران

اکبر هاشمی رفسنجانی در خطبه دوم نماز جمعه اخیر تهران ، اشاره ای هر چند مختصر به یک «مساله مهم» کرد که قطعاً مخاطبان او در خارج از کشور، بر روی آن بخش از سخنان وی، تمرکز ویژه ای خواهند داشت.

 هاشمی با اشاره به جنگ 33 روزه لبنان و اسراییل گفت: ماجرای لبنان، هنوز تمام نشده است و نباید آن را پایان یافته تلقی کرد. اسراییلی ها در این جنگ شکست خوردند و اکنون تعادل ندارند و احتمال دارد به خاطر مشکلات داخلی ناشی از این ناکامی، بخواهند دست به کارهایی بزنند که به منزله ریختن بنزین بر آتش و به آشوب کشیدن منطقه است ...  (نقل به مضمون) .

 هاشمی رفسنجانی، چهره ای است که بنا به شخصیت فردی، تجربیات سیاسی و دسترسی به اطلاعات فوق سری، وقتی سخنی (آن هم در یک تریبون رسمی که مورد توجه محافل سیاسی داخل و خارج است) بر زبان می راند، دقیقاً معنا و هدف خاصی از آن را دنبال می کند.

 وقتی هاشمی از احتمال دست زدن اسراییل به اقداماتی برای برون فکنی بحران ناشی از شکست خبر می دهد قطعاً اطلاعاتی در دست دارد که به استناد آنها، اینگونه سخن می گوید.

 اما در میان دولتمردان اسراییلی چه می گذرد و آنها چه فکرهایی را در سر دارند؟ پاسخ این سوال را، دقیقاً نمی دانیم ولی با توجه به بافت قدرت در تل آویو و شوک بزرگی که جنگ 33 روزه به ساختار سیاسی ـ نظامی اسراییل وارد ساخته است، می توان درک کرد کرد سران صهیونیست برای برون فکنی بحرانی که با آن است به گریبان اند، نیازمند یک «وضعیت ویژه» هستند. این «وضعیت ویژه» هر چه باشد، وظیفه اش این است که اولاً خاطره تلخ شکست اخیر را تا در اذهان عمومی و تاریخ اسراییل نهادینه نشده است، از بین ببرد و ثانیاً ابهت از دست رفته و غرور غرق شده اسراییل را احیا کند.

 این مساله، به ویژه و به طور اخص در مورد دولت اولمرت به نحو بارزتری صدق می کندکه  اینک به شدت تحت فشار افکار عمومی اسراییل و جناح های رقیب است.

 اولمرت آرزو داشت با شکست حزب الله، به "مرد تاریخی اسراییلی ها" تبدیل شود ولی آنچه در جنگ اخیر گذشت از او چهره ای شکست خورده، ضعیف و سست بنیاد به نمایش گذارد و حتی کار را بدانجا کشاند که اولمرت در آستانه سقوط قرار گرفت ولی ترس از بازخوردهای بین المللی این امر، باعث شد برای حفظ آبرو هم که شده، او همچنان بر مسند امور باشد تا آب ها از آسیاب بیفتد و جانشین شایسته تری برای اولمرت شکست خورده، پیدا شود.

 از این رو، شکستن وضع موجود که سایه سنگینی بر اسراییل و مشخصاً بر روی حزب حاکم انداخته، فقط با یک اقدام خارق العاده میسر است. اما این اقدام خارق العاده چه می تواند باشد؟!

 این، سوالی است که پاسخ آن، برای استراتژیست های اسراییلی، بسیار رعب آور و تردید برانگیز است .

اقدام خارق العاده اسراییلی ها، نمی تواند افروختن جنگی دیگر در لبنان ـ دستکم در کوتاه مدت ـ باشد؛ در تعامل با فلسطینیان نیز گزینه خاصی که بتواند جبران شکست لبنان را بکند، وجود ندارد مگر آنکه تل آویو  از حکومت خودگردان فلسطینی "به سمت به رسمیت شناختن اسراییل"را اخذ و این امتیاز بزرگ را به نام دولت اولمرت ثبت کند .
گذشته از ان دو گزینه ، مساله ایران نیز از اصلی ترین دغدغه های اسرائیلی هاست .

 با مروری بر اظهارات مقامات اسراییلی از جمله اولمرت و تعدادی از سران ارتش اسراییل، در می یابیم که پس از جنگ لبنان، آنها بارها بارها از حمله به ایران سخن گفته اند و حتی صراحتاً تهدید کرده اند که مشابه عملیات اوسیراک در 1981را در ایران اجرا خواهند کرد.

 در عملیات مذکور، هواپیماهای اسراییلی، به نیروگاه اتمی عراق حمله و آن را منهدم کردند و بدین ترتیب رژیم سابق بغداد را از دستیابی به فناوری هسته ای باز داشتند.

 اوسیراک، به ویژه از آن نظر برای اسراییلی ها یک خاطره به یاد ماندنی شد که هیچ پیامدی برایشان نداشت.

 بی گمان در میان کشورهای جهان، رژیمی که بیشترین نگرانی را درباره فعالیت های هسته ای ایران دارد، اسراییل است.

 آنها بر این باورند که ایران در صدد دستیابی به سلاح هسته ای است و اگر به این هدف راهبردی نایل شود، آنچه اتفاق خواهد افتاد، نه یک گام به جلو توسط ایران بلکه یک دگرگونی عمیق در منطقه (و حتی جهان) خواهد بود که معادلات را به هم ریخته و خاورمیانه جدیدی خواهد ساخت.

 از این رو، این ایده در میان سران صهیونیسم وجود دارد که اگر دستیابی ایران به سلاح هسته ای را نزدیک ببیند برای جلوگیری از وقوع این مساله، باید دست به هر کاری بزنند زیرا از نظر آنان هزینه هر اقدامی ـ ولو حمله نظامی ـ به مراتب کمتر از هزینه های درازمدت تحمل ایران اتمی در منطقه است.

 اینک، هر چند حتی در صورت تمایل ایران به سلاح اتمی راه دراز و چند ساله ای برای رسیدن به آن نقطه وجود دارد لکن شرایط داخلی اسراییل از یک سو و نیز ناکامی جبهه آمریکا ـ اروپا در توقف فعالیت های هسته ای ایران از سوی دیگر باعث شده است خطر حمله اسرائیل به تاسیسات هسته ای ایران ، همچنان پابر جا بماند ، چه آنکه در نهایت در تل آویو با رژیمی سرو کار داریم که تجاوز و نقض هنجارهای بین المللی از خصایص ذاتی آن است .

  در شرایط کنونی حمله به تاسیسات هسته ای ایران می تواند استرس داخلی اسرائیل را  تخلیه کند و این برای دولت اولمرت می تواند یک راه گریز باشد .

 از سویی دیگر ، چون ایران در آستانه تولید سلاح هسته ای قرار ندارد ، پس از حمله احتمالی به تاسیسات هسته ای ایران توسط اسرائیل ، رسانه ای صهیونیستی می توانند تا سال ها چنین تبلیغ کنند که اگر نبود حمله اسرائیل، اکنون ایران سلاح اتمی داشت و امنیت جهان را بر هم زده بود .

 در این میان آنچه باعث شده است اسرائیلی ها تا کنون از دست زدن به چنین اقدامی اجتناب کنند ، واهمه آنها از قدرت پاسخگویی ایران و غیر قابل پیش بینی بودن ابعاد اقدام متقابل کشورمان است ، چه آنکه آنان نیک می دانند در صورت چنین حمله ای ، ایران موضوع را از طریق شکایت به مراجع غیر موثری مثل شورای امنیت ، پیگیری نخواهد کرد بلکه راسا دست به اقدام مشابه و حتی شدید تر خواهد زد .

 به هر حال آنچه مسلم است این که نباید به موفقیت های به دست آمده در  عرصه دیپلماتیک بسنده کنیم بلکه ضمن ادامه دیپلماسی کنونی ، بایستی توان بازدارندگی نیروهای مسلح نیز همواره رو به رشد باشد و در ضمن از طریق کانال هایی به اسرائیل این هشدار داده شود که "اوسیراک" تمام شده و ماجراجویی با ایران بهای سنگینی برای اسرائیلی ها خواهد داشت ؛ صهیونیست ها را باید مطمئن کرد که حتی اگرآغاز بازی با آنان باشد ، قطعا چگونگی پایان ماجرا مطابق میل آنها رقم نخواهد خورد .

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
تلگرام عصر ایران
بلیط (عصر ایران داخلی)
بلیط (عصر ایران داخلی)
بلیط (عصر ایران داخلی)
عکس
بلیط (عصر ایران داخلی)
بلیط (عصر ایران داخلی)