کد خبر ۴۱۰۷۴
تاریخ انتشار: ۱۱:۱۵ - ۰۸ ارديبهشت ۱۳۸۷ - 27 April 2008
روزنامه‌‌هاي صبح امروز ايران در سرمقاله‌هاي خود به مسائل روز كشور و جهان پرداخته‌اند كه گزيده برخي از آنها در ذيل مي‌آيد.

قدس


"نتيجه انتخابات ؛ تثبيت گفتمان اصولگرايي " عنوان سرمقاله امروز روزنامه قدس به قلم غلامرضاقلندريان است كه در آن آمده است:


مردم فهيم و آگاه كشورمان با حضور گسترده در دومين مرحله رأي گيري انتخابات مجلس هشتم، انتخاب خود را تكميل كردند. با وجود تبليغات گسترده بيگانگان مبني بر عدم مشاركت مردم و يا حضور محدود در انتخابات، مردم با رفتار سياسي توأم با بصيرت، معرفت و درك واقعيتهاي داخلي و بين المللي، نشان دادند در عرصه دفاع از آرمانهاي نظام اسلامي و حمايت از دستاوردهاي انقلاب، هرگز تحت تأثير القائات دشمنان قرار نمي گيرند و با وظيفه ملي و ديني خود به خوبي آشنايند.


پيام حضور گسترده شهروندان در انتخابات و گزينش افراد با تعلقات حزبي، نمايانگر بينش عميق مردم از هدفها و خط مشي احزاب مي باشد.


اكنون در هشتمين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي، گفتمان اصولگرايي توانست با ارايه برنامه ها و انعكاس عملكرد جريان متبوع خود، همراهي و همسويي آراي عمومي را براي يك دوره كاري ديگر به دست آورد.


تحليلگران، نتايج اين انتخابات را تثبيت گفتمان اصولگرايي بر مبناي عملكرد اصولگرايان ارزيابي مي كنند، به نحوي كه براساس مشاهدات ميداني، بسياري از رأي دهندگان در حوزه هاي رأي گيري به دنبال نامزدهاي اصولگرا بودند؛ نكته اي كه رهبر انقلاب نيز روز 22 اسفند ماه سال گذشته آن را مورد تأكيد قرار داده و خاطرنشان ساختند به افرادي رأي بدهيد كه راه را براي خدمتگزاري دولت هموارتر كنند.


نامزدهاي جريان اصلاح طلب با تبليغات فراوان بر ضد سياستهاي داخلي و خارجي دولت، در تلاش بودند با ايجاد جوسازيهاي كاذب و بهره برداري از مشكلات معيشتي مردم، مسير دستيابي به كرسيهاي مجلس را براي همفكرانشان هموار نمايند و با ايجاد شكاف در اعتماد مردم نسبت به اصولگرايان، بستر پيروزي خود را فراهم آورند؛ ولي مردم با شعور بالاي سياسي خويش، با وجود مشكلات موجود و با توجه به اينكه برنامه هاي اصولگرايان، كار و تلاش براي تثبيت استقلال سياسي و اقتصادي كشور است، همان رويكرد را تأييد كردند و اكثريت مجلس را به اصولگرايان سپردند و نشان دادند بار ديگر ملت، دولت و مجلس براي پيشرفت كشور، با هم متحد هستند.


يكي از مهمترين محورهاي تبليغاتي اصلاح طلبان، انتقاد از سياستهاي اقتصادي اصولگرايان بود كه وضعيت به وجود آمده در نابساماني اقتصادي را محصول روشهاي ناكارآمد جريان حاكم معرفي نموده و با ارايه ايده اقتصادي، مشي اصلاحات را به عنوان راهكار مرتفع نمودن گراني و تورم به مخاطبان ارايه نمودند تا از اين رهگذر فرصتي براي راهيابي به حاكميت فراهم نمايند. اين در حالي است كه نتيجه انتخابات، برنامه هاي اعلامي آنان را با توجه به تجربه 8 ساله حاكميت اصلاحات و حضور در دو قوه مجريه و مقننه بي ثمر نمود و نشان داد جامعه نمي خواهد تجربه ناموفق گذشته را تكرار كند و هوشمندي آحاد شهروندان حداقل فرصت حضور جريان مذكور را براي يك دوره چهار ساله از آنان سلب كرد.

ملت ايران عملاً نشان داد به كساني كه مورد حمايت جرج بوش قرار مي گيرند و رئيس جمهور آمريكا براي آنها آرزوي توفيق مي كند، رأي نداده و نخواهند داد.


جريان دوم خرداد - كه به دليل فقدان حضور در قوه مقننه و مجريه در حاشيه قدرت بوده و با برنامه ريزي و ترميم ضعفها و جبران شكستها به ميدان آمده بود- با وجود به كارگيري تمام ظرفيتهاي موجود، نتوانست براي ورود به مجلس از شهروندان رأي اعتماد بگيرد.


آنها كه حتي با استفاده از نام خاتمي اين فرصت را نيز به آزمون گذاشتند تا شايد بتوانند محبوبيت رئيس جمهور سابق را هزينه كسب قدرت نمايند، با عدم اقبال افكارعمومي مواجه شدند و وزن سياسي آنها مورد ارزيابي قرار گرفت.


از سوي ديگر، به اين نكته بايد اذعان نمود كه فضاي اصولگرايي و گرايش مردم به آنها موجب گرديد ليدر اصلاح طلبان يعني آقاي خاتمي اعلام بازنشستگي سياسي نمايد كه مي توان اين روند را نقطه محوري شكست دوم خرداديها قلمداد نمود.


آنچه مسلم است، مردم با انتخاب دوباره جريان اصولگرايي، عملاً به شعارهاي اين حزب پاسخ مثبت دادند. بدين ترتيب، اينك نوبت نمايندگان است كه با اهتمام مجدانه، به آنچه وعده داده اند، بويژه براي حل مشكل معيشتي جامعه، جامه عمل بپوشند و با شتاب بخشيدن به فعاليتهاي خود، اجازه ندهند اعتماد شكل گرفته بين مردم و اصولگرايان در پيچ وخم مشكلات آسيب ببيند و شعار انتخاباتي اين گروه (پروا مكن بشتاب، همت چاره ساز است) الگوي كاري قرار گرفته و به استراتژي تبديل شود.


به نظر مي رسد اين جريان بايد از همه ظرفيتهاي علمي و كارشناسي، بويژه همدلي و همكاري قواي مقننه و مجريه براي خدمت به ملت و انجام كارهاي اساسي جهت رفع مشكلات موجود در كشور استفاده بهينه نمايد.


بديهي است، اگر منتخبان قدر فرصت به وجود آمده براي خدمتگزاري را ندانند و مطالبات ملت را تحت الشعاع مسائل حاشيه اي قرار دهند، اعتماد مردم به آنها تضعيف شده و نظام، كشور و آحاد ملت آسيب خواهند ديد.


بنابراين، شايسته است نمايندگان با شناخت اولويتهاي مشكلات جامعه، در برنامه اي هماهنگ با دولت اصولگرا بستر حل معضلات جامعه را فراهم آورند تا در سال نوآوري و شكوفايي شاهد ارايه و اجراي طرحها و برنامه هايي مبتكرانه از سوي اصولگرايان در راستاي تثبيت اعتماد ملي باشيم.


اعتماد ملي


روزنامه اعتماد ملي در سرمقاله امروز خود با عنوان "ماموريت اردوغان در دمشق " آورده است: سفر رجب طيب اردوغان به سوريه مي‌تواند از منظرهاي گوناگوني تعبير و تفسير شود. اگر روابط خوب و همه‌جانبه دو طرف را با دوراني كه ارتش تركيه راهي مرزهاي مشترك شده بود تا خواسته‌هاي خود را بر دمشق تحميل كند مقايسه كنيم، متوجه خواهيم شد كه اوضاع تفاوت فراواني كرده است. امروز ترك‌ها و سوري‌ها روابط گسترده اقتصادي و سياسي دارند و كميسيون مشترك اقتصادي آنها كه روز گذشته تشكيل جلسه داد مي‌خواهد در همين راستا گام بردارد.


اما خارج از اين مهم، سفر اردوغان به سوريه به نوعي هم ماموريتي خاص در خود دارد، ماموريتي كه در آن وي بايد ميان رژيم اشغالگر قدس و سوريه ميانجيگري كند و روابط ميان اين دو را با بازگرداندن جولا‌ن به صورت عادي برگرداند. حال آنچه كه باعث شده مقامات تل‌آويو نخست‌وزير اسلا‌مگراي تركيه را مامور اين كار كنند و آنها را به اين سمت و سو كشانده است به منويات اين رژيم بازمي‌گردد. اين رژيم به خوبي آگاه است كه تنها يك كشور مسلمان غيرعرب مي‌تواند واسطه صلح باشد و از جانب ديگر هم قصد دارد با دادن وعده بازگرداندن بلندي‌هاي جولا‌ن، سوريه را از جبهه‌اي كه در آن قرار دارد جدا كند. اسرائيل كه در تابستان 2006 شكست تلخي را از مقاومت اسلا‌مي لبنان تحمل كرد و اين روزها هم در پشت دروازه‌هاي غزه زمين‌گير شده است، سوريه را مهم‌ترين كشور در خط مقدم جبهه مقابل خود مي‌داند و اين كشور را واسطه ارتباط ايران با لبنان و تقويت حزب‌الله و مقاومت اسلا‌مي در غزه برمي‌شمرد و بنابراين تلا‌ش دارد تا سوريه را از ايران جدا كرده و به اين ترتيب نظم موجود را بر هم زند. در مورد اين آرزوي مقامات تل‌آويو بايد گفت سوري‌ها هشيارتر از آن هستند كه بخواهند با اين سياست اسرائيلي‌ها بازي خورده و موقعيت كنوني خود را از دست دهند. به نظر مي‌رسد در حال حاضر روابط با ايران چنان براي سوري‌ها مهم است كه به گفته پاره‌اي از تحليلگران عرب، آنها آن را با بلندي‌هاي جولا‌ن هم معاوضه نمي‌كنند.

اما نكته‌اي ديگر در مورد آنچه كه اسلا‌مگراهاي تركيه به دنبال آن هستند؛ به نظر مي‌رسد ماموريت آنها هدفمند بوده و آنها به دنبال هدف خاصي هستند، اينكه ترك‌ها ساليان دراز است پشت دروازه‌ورود به اتحاديه اروپا مانده‌اند مي‌تواند دليلي بر اين مدعا باشد كه مي‌خواهند از اين طريق مجوز ورود به اين اتحاديه را به دست آورند. در پايان بايد گفت با توجه به مواضع مشخص رژيم صهيونيستي، اردوغان هم از اين ماموريت خود طرفي نخواهد بست.


جمهوري اسلامي


روزنامه جمهوري اسلامي در سرمقاله امروز خود با عنوان "فاجعه انساني در عراق "آورده است: در ميان رويدادهاي تاسف بار عراق در طول بيش از 5 سال اشغال اين كشور توسط آمريكا و انگليس يتيم و بي سرپرست شدن 5 ميليون كودك و بيوه شدن يك ميليون زن عراقي كه خبر آن اين روزها به رسانه ها راه يافته بشدت غم انگيز و دلخراش است و خبر از يك فاجعه انساني در عراق ميدهد.


خبر اينست : نجات ابراهيم رئيس سازمان « زن عراقي در راه صلح و دموكراسي » در گفتگويي اختصاصي با شبكه خبري « العالم » گفت : « در نتيجه اشغال عراق از سوي آمريكا حدود يك ميليون نفر از زنان بي سرپرست خانواده هاي اغلب 5 نفره خود را به تنهايي اداره مي كنند . » وي افزود : « همچنين بنابر اعلام وزارت « برنامه ريزي » عراق پنج ميليون كودك از مجموع جمعيت 30 ميليون نفري اين كشور هم اكنون يتيم هستند . » نجات ابراهيم در عين حال گفت : « مراكز نگهداري كودكان بي سرپرست عراق تنها ظرفيت نگهداري از 450 كودك بي سرپرست را دارند . » براساس اين خبر وي افزود : « يك ششم مردم عراق را يتيمان تشكيل مي دهند. »


نكته بسيار مهمي كه در اين خبر نهفته است اينست كه دنياي اسلام با گستره اي كه شامل بخش اعظم آفريقا و آسيا و بخش هائي از اروپا و اقيانوسيه مي شود با جمعيتي بيش از 1 5 ميليارد و با ثروت سرشاري كه در اختيار دارد از يكطرف اجازه داده است سرزمين اسلامي عراق جولانگاه نظاميان آمريكائي و انگليسي شود و به اشغال آنها درآيد و از طرف ديگر اجازه ميدهد هر روز عده اي از مسلمانان در اين سرزمين به قتل برسند خانه هاي آنها ويران شود كودكان يتيم و زنها بي سرپرست گردند و ذخاير عظيم اين مردم مسلمان توسط بيگانگان اشغالگر به غارت برود. مهمتر آنكه اين كشتارها و غارت ها و ظلم ها در عين حال كه نتيجه مستقيم اشغال عراق توسط آمريكا و انگليس است به نام خود عراقي ها و مسلمانان تمام مي شود و هر روز در رسانه هاي جهان بويژه رسانه هاي غربي اعلام مي كنند تروريست ها فلان مكان را منفجر كرده اند و فلان تعداد عراقي را كشته اند و فلان جنايت را مرتكب شده اند...


علاوه بر كشته شده ها و كودكان يتيم و زنان بي سرپرست عده زيادي نيز مجروح و معلول در اين 5 سال برجاي مانده كه هر روز بر تعداد آنها اضافه مي شود و هرگز در گزارش هائي كه از عراق داده مي شود از وضعيت اسفبار آنها چيزي گفته نمي شود. فقر ناشي از بيكاري و ويراني هائي كه همه آنها معلول جنگ و اشغال عراق توسط آمريكا و انگليس هستند مشكل اساسي ديگري است كه مردم عراق را تحت فشار شديد قرار داده و درهم كوبيده است . چقدر تاسف بار است كه ملتي با آنهمه نفت و منابع آب و خاك مستعد كشاورزي و معادن و ساير امكانات اكنون با فقر شديد دست و پنجه نرم مي كند و نميداند با 5 ميليون كودك يتيم چه كند درحالي كه فقط براي 450 نفر آنها جا و امكان رسيدگي دارد!


از همه اينها اسفبارتر عوارضي است كه گريبانگير زنان بي سرپرست عراقي مي شود. آنها علاوه بر تامين خود بايد كودكان خود را نيز تامين و سرپرستي كنند. مخارج خوراك پوشاك تحصيل بهداشت و درمان يكطرف جلوگيري از انحرافات اخلاقي فرزندان و پيوستن آنها به باندهاي جنايتكار از طرف ديگر مسئوليت هائي هستند كه برعهده اين زنان بي سرپرست قرار دارند.


ابعاد فاجعه هنگامي بيشتر مشخص مي شود كه به فقدان زمينه هاي اشتغال و عمق فقر و ناداري جامعه عراق و دام هائي كه بر سر راه زنان و كودكان و نوجوانان كمين كرده اند توجه كنيم . باندهاي قاچاق كودكان باندهاي قاچاق دختران مراكز فسادي كه بر سر راه زنان فقير و بي سرپرست كمين كرده اند و تروريست هائي كه با دلارهاي آمريكائي عضوگيري مي كنند مشكلاتي هستند كه زنان بي سرپرست عراقي با آنها مواجهند.


در چنين وضعيتي آيا مسلمانان در برابر اين فاجعه بزرگ تكليفي احساس نمي كنند آيا فرياد زنان درمانده عراقي به گوش مسلمانان نمي رسد علماي اسلام فرياد استغاثه كودكان عراقي را نمي شنوند سران كشورهاي اسلامي بويژه آنها كه با زمامداران آمريكا و انگليس نرد عشق ميبازند و به بوش كوچك هنگامي كه در سفر خداحافظي به خاورميانه عربي مي آيد هداياي يك ميليون دلاري ميدهند و همه امكانات كشورهايشان را براي پذيرائي شاهانه از او بسيج مي كنند آيا فرياد خرد شدن استخوان هاي كودكان گرسنه عراقي و افغاني و درهم كوبيده شدن خانه هاي مردم مظلوم و بي گناه فلسطيني را نمي شنوند


اگر اراده اي در كار باشد مسلمانان مي توانند با بسيج كردن امكاناتشان اولا جلوي اين نسل كشي هاي بزرگ را بگيرند و عراق و افغانستان و فلسطين را از اشغال بيگانگان نجات بدهند و ثانيا همه مشكلات كودكان و زنان بي سرپرست اين كشورها را حل كنند. ولي افسوس كه سران كشورهاي اسلامي درگير منازعات بيهوده هستند علما به وظايفشان عمل نمي كنند سخنوران ساكتند قلم ها راكدند و اين مجموعه حداكثر به انتشار بيانيه هاي تكراري بدون پشتوانه عملي اكتفا مي كنند! اگر درست است كه پيامبر اكرم فرموده است : « من اصبح لايهتم بامورالمسلمين فليس بمسلم » و « من سمع رجلا ينادي يا للمسلمين ولم يجبه فليس بمسلم » ـ كه البته درست است ـ پس اين سكوت و بي عملي چه توجيهي دارد


كيهان


روزنامه كيهان در سرمقاله امروز خود با عنوان "مزد وحدت" به قلم حميد اميدي آورده است: انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي پايان پذيرفت. آزموني كه جداي از نتيجه آن - كه اميدواركننده و روشني بخش است- نمره قبولي براي مردم ايران اسلامي به همراه داشت. مردم نشان دادند با وجود مشكلاتي همچون تورم و گراني، هرگز ميدان را به نفع دشمنان انقلاب خالي نخواهند كرد و همواره در عرصه هاي سرنوشت ساز و حساس كشور حاضر خواهند شد.


حضور چشمگير مردم در انتخابات- دور اول و دوم- و افزايش ضريب مشاركت آنان در اين رأي گيري، نشان از بلوغ و شعور سياسي مردمي دارد كه عليرغم موج تحريمها و تهديدهايي كه از سوي دشمنانشان عليه استقلال و عدالت طلبي آنان برپا مي شود، دست از آرمان خواهي و وفاداري به اصول و ارزشهاي انقلاب برنداشته و در پاسخ به نداي رهبر حكيم و فرزانه اشان، هوشمندانه در عرصه انتخابات حاضر شده و نمايندگاني اصلح را روانه خانه ملت كردند.

با توجه به تحليل ها و گمانه زني هايي كه در جريان انتخابات وجود داشت، يكي از تحليل هاي محتمل آن بود كه اصلاح طلبان در اين دوره از مجلس شوراي اسلامي بتوانند به اقليت تاثيرگذاري دست پيدا كنند. اما پيروزي قاطع اصولگرايان، چه آنان كه مورد حمايت مستقيم جبهه متحد اصولگرايي قرار گرفته و چه كانديداهاي مستقل و اصولگرايي كه وارد مجلس شدند، نشان داد برخلاف همه گمانه ها و حتي ظن دوستاني كه وضعيت نسبتا ناپايداري براي جريان اصولگرايي در انتخابات قائل بودند، رويكرد مردم به سمت اسلام و انقلاب، آرمانهاي امام راحل(ره)، و خدمتگزاران واقعي شان است.


انتخابات سومين شوراي شهر تهران تجربه اي «تلخ» و «شيرين» بود. تلخ براي اصولگرايان كه نتيجه تشتت و تعدد ليست ها را چشيدند و شيرين براي اصلاح طلبان كه موفقيت نسبي خود در اين انتخابات را جاني دوباره در كالبد مهجور اصلاح طلبي كه ديگر از سوي مردم طرد شده بود، پنداشتند.


اما آن تجربه تلخ شوراي سوم، اصولگرايان را بر آن داشت كه با آسيب شناسي مسير طي شده، راه موفقيت خود را در «وحدت» نيروهاي اصولگرا ببينند و در نهايت به شيريني پيروزي براي خدمت بيشتر به مردم، مبارزه با مفاسد اقتصادي و اجتماعي، بسط عدالت و رفاه و ايجاد جامعه اي سربلند در مجلسي كارآمد، برسند. آنها دريافتند كه تفرقه و تشتت نتيجه اي جز ورود جريانهاي غيراصولگرا به كانون قدرت و خدمت ندارد و بايستي بپذيرند در خانواده اصولگرايي، سليقه هاي مختلفي وجود دارد كه براي حفظ وحدت و نيل به موفقيت بايد مديريت شوند.


از سوي ديگر تجربه شيرين شوراي سوم شهر براي اصلاح طلبان، ولوله اي در اردوگاه آنان به پا كرد. در روزهاي آغازيني كه خود را براي انتخابات مجلس تدارك و تجهيز مي كردند و عده اي از آنان چمدانهاي خود را براي ورود به مجلس هشتم مي بستند، دمادم صحبت از ائتلاف و جبهه يكپارچه اصلاح طلبان بود. ميانه راه اختلاف ميان گروه هاي اين جريان بالا گرفت و عده اي سفره شان را جدا كرده و خود را از زير علم ائتلاف كنار كشيدند. آخر سر هم كه دعوا بالا گرفت و كار به تهديد به تسويه حساب با يكديگر كشيده شد.


دوم خردادي ها كه در مرحله اول انتخابات با بي اقبالي از سوي مردم مواجه شدند، آستانه تحملشان پايين آمد. آنها كه بررسي هاي آماري و نظرسنجي ها نشان مي داد وضعشان نسبت به دور اول بدتر شده است براي آنكه انتقام بگيرند، اقدامات دولت را زير سؤال بردند و واكنش هاي تندي نسبت به اقبال مردم به جريان اصولگرا، نشان دادند. آنهايي كه روزگاري با ژست مردم سالارانه، شعار تبديل مخالف به موافق سر مي دادند، امروز كمترين استقبال مردم از جناح رقيب را تاب نمي آوردند.


در اين ميان با وجود همه فشارهايي كه از داخل و خارج وارد شد و حتي ماجراي قطعنامه سوم تحريم كه آن را براي جلوگيري از حضور و مشاركت حداكثري مردم در آستانه انتخابات صادر كردند و سخنان بوش كه به طور رسمي از جريان اصلاح طلبي حمايت كرد، همه به نوعي همه زمينه ها را فراهم كردند تا جريان اصولگرايي با عدم اقبال از سوي مردم مواجه شود، با اين وجود ديديم كه مردم به اصولگرايان و برنامه هاي آنان رأي دادند.


مردم تجميع خلاقيت ها و ظرفيت هاي نيروهاي انقلاب را يك نعمت و فرصت مغتنم براي آباداني و توسعه كشور مي دانند. از اين رو شايد بتوان «وحدت» را محوري ترين عامل پيروزي اصولگرايان ناميد. قطعا ادامه و استمرار اين روند مي تواند به پايداري اصولگرايي و حفظ خط خدمت و گسترش عدالت و امنيت كمك شاياني نمايد. اصولگرايان نبايستي ترديد داشته باشند كه پيروزي قاطعشان در اين انتخابات، در كنار ساير عوامل، مزد وحدتشان است.


مردم نمايندگان و كارگزاراني مي خواهند كه خود سالم بوده و در جهت تامين سلامت جامعه - خصوصاً در عرصه اقتصادي- انديشه كنند و قدم بردارند. يكي از رموز موفقيت اصولگرايان در اين ميدان، سلامت دروني آنان است. جبهه اصولگرايي تلاش كرد تا اين سلامت را به نمايش بگذارد. مردم كمتر گزارشي از سوءاستفاده هاي آنچناني ميان اين جريان به گوششان رسيد.


علاوه بر عوامل فوق، جريان اصولگرا كوشيد به جاي آنكه دست به تخريب رقيب بزند، به اثبات خود بپردازد و فرآيندي را سپري كند كه بوي رقابت آن چناني و مرسوم كه رقبا براي رسيدن به هدف خود دست به هر كاري- ولو مجاز- مي زنند، به مشام مردم نرسد. ادبيات حاكم بر اين جريان و نحوه گفتمان با مردم و حتي رقيبان در جناح مخالف، مويد اين معني است. مردم نيز اين رفتار را رفتاري صحيح ومطابق با نظر خودشان يافتند و به اصولگرايان روي خوش نشان دادند.


و نهايت آنكه اصولگرايان، گفتمان انقلاب اسلامي را وجه غالب خود قرار دادند و ارزشها و اصول اسلام و انقلاب را چارچوبهايي مسلم و ثابت فرض كردند و تلاش نمودند با استمزاج از مردم، اولويت ها و مشكلات مردم را بشناسند و اولويت هاي آنان را اولويت هاي خودشان قرار داده و بر اساس آن برنامه هاي خود را تنظيم و اعلام كنند. مردم ايران عاشق انقلاب و حامي نظامند و همين، خاستگاه رويكرد آنان به «اصول»گرايي است.


و اما سخني با منتخبين ملت؛ در جريان انتخابات، ائتلاف ها و نامزدهاي انتخاباتي شعارها و برنامه هاي متفاوتي را براي جلب نظر و راي مردم اعلام مي كردند. اين شعارها بيش از آنكه به امور اجتماعي و يا فرهنگي مردم بپردازد، معطوف به رفع مشكلات و نيازهاي اقتصادي مردم بود كه البته نشان دهنده خواست كلي و جهت گيري آراء رأي دهندگان نيز مي باشد.


مردم انتظار دارند نمايندگانشان در مقام قانون گذار و ناظر بر اجراي قوانين، به گونه اي عمل نمايند تا با برنامه اي مدون و كارساز تورم و گراني در كشور مهار شده و در آينده اي نه چندان دور مشكل مسكن و اشتغال جوانان حل شود.


در كنار حمايت از دولت، نقد مشفقانه و كارساز فراموش نشود. اگر در كار دولت اشكالي وجود دارد، بدنه عظيم كارشناسي مجلس به سادگي و بي اعتنا از كنار آن عبور نكند؛ چرا كه در نهايت مردم از آن لطمه خواهند ديد. بايستي تعاملي سازنده و همه جانبه بين دولت و مجلس برقرار شود.


يكي از آفات فعاليت نمايندگي غلبه نگاه محلي بر نگاه ملي است. رسيدگي به حوزه انتخابيه مهمترين بخش از فعاليت هاي يك نماينده را تشكيل مي دهد، اما آنجا كه منافع ملي ناديده گرفته شود، طبعاً كسي آن را نمي پذيرد. به عنوان مثال برداشت از صندوق ذخيره ارزي براي طرح هاي عمراني بعضي از حوزه ها كه به اصرار و رايزني برخي از نمايندگان صورت پذيرفت، بدون توجه به آثار تورمي اين كار در سطح كشور، در كنار آباداني مقطعي در آن منطقه، كار ناصوابي بود كه اتفاق افتاد.


اگر نمايندگان مجلس به شعارهاي اصلي انقلاب رجوع كنند، راه حل بسياري از مشكلات را در تحقق اين شعارها خواهند يافت. استقلال، آزادي، عدالت و رفع تبعيض جان مايه اصلي شعارهاي انقلاب است كه برنامه ريزي براي اجراي هر كدام مي تواند گره هاي بسياري را از مشكلات مردم بازنمايد.


مردم از آزمون انتخابات سرافراز بيرون آمدند و انتظار دارند كه منتخبينشان نيز از آزمون نمايندگي سربلند بيرون بيايند.


حزب الله


روزنامه حزب الله در سرمقاله امروز خود با عنوان "تلاش براي انزواي دمشق" آورده است: سوريه بر خلاف غالب كشورهاي عربي تاكنون به سازش با رژيم صهيونيستي تن نداده است. اما روزهاي اخير اخبار متفاوتي در خصوص دمشق به گوش مي‌رسد كه‌مي‌تواند با يكديگر ارتباط داشته باشد. يكي از مسائلي كه اخيرا مطرح شده است، بحث هسته‌اي سوريه است. آمريكا و رژيم صهيونيستي كه سياست مقابله و به انزوا كشاندن سوريه را پي‌گيري مي‌كنند، بار ديگر مسئله فعاليت‌هاي هسته‌اي اين كشور و انهدام اين مراكز به دست هواپيماهاي رژيم صهيونيستي را مطرح كرده ‌اند.


اين در حالي است كه مدارك و مستنداتي در اين خصوص وجود ندارد و اين ادعا با واكنش سخت آژانس بين الملل انرژي اتمي مواجه شده است. طي اين مدت تلاش شده انفجاري كه حدود 6 ماه پيش به واسطه تجاوز هواپيماهاي اسرائيلي به خاك سوريه رخ داد، انهدام تأسيسات هسته‌اي اين كشور عنوان شود كه دمشق با ياري كره شمالي در حال ساخت آن بوده است. فارغ از صحت و سقم اين ادعا،‌ ايالات متحده و اسرائيل با استفاده از اين ترفند، تلاش دارند كه سوريه را به انزوا بكشانند و از نقش موثر اين كشور در معادلات منطقه‌اي بكاهند. خصوصا اينكه سوريه در ماه‌ هاي اخير به بازيگري منطقه‌اي و جهاني مبدل شده است. برگزاري نشست سران عرب و همسايگان عراق در سوريه بيانگر گرايش اعراب به اين كشور و نقش دمشق در تحولات جهاني است. اين دو كشور پيش از اين هم و به روش هاي ديگر براي دستيابي به اين هدف تلاش كرده بودند كه مهم‌ترين آنها فشار بر دمشق در جريان پرونده ترور رفيق حريري، نخست وزير سابق لبنان بود.


افزون بر اين واشنگتن و تل‌آويو با طرح اين ادعا‌مي‌توانند فشار خود بر كره شمالي و ايران را نيز افزايش دهند. به رغم ادعاهاي آمريكا در خصوص توافق با كره شمالي به نظر مي‌رسد كه روابط دو طرف كماكان پرتنش دنبال مي‌شود و هنوز اختلافات بر سر موضوع هسته‌اي اين كشور پا برجاست. از اين روي ايالات متحده‌مي‌كوشد از طريق وارد كردن اين اتهامات، فشارهاي خود بر پيونگ يانگ را نيز افزايش دهد. از سوي ديگر با توجه به روابط استراتژيك تهران و دمشق، انزواي دمشق‌مي‌تواند بر تهران نيز تأثيري منفي داشته باشد و به كاهش توان جمهوري اسلامي در معادلات منطقه‌اي منجر شود. خبر ديگري كه در خصوص سوريه مطرح مي‌شود، بحث برقراري ارتباط با اسرائيل است. اسرائيل و سوريه به صورت رسمي از سال 1967 كه اسراييل بلندي هاي جولان را به اشغال خود درآورد، در حال جنگ به سر مي برند و مذاكرات دو كشور هم تاكنون به دليل عدم دستيابي به توافق بر سر مسئله بلندي هاي جولان، با بن بست مواجه شده است.جولان از لحاظ موقعيت جغرافيايي شرايط حساسي دارد، كه مهترين و استراتژيك ترين قسمت آن كه بلندي هاي جولان است كه در مربع مرزي سوريه، لبنان، اردن و اسرائيل قرار دارد، كه در سال 1967 در جريان جنگ شش روزه توسط اسرائيل اشغال شد.


تسلط اسراييلي‌ها بر بلندي هاي جولان، ارتش اين كشور را از لحاظ نظامي در موقعيتي مسلطي نسبت به سوريه قرار داده است. گفته مي‌شود در مذاكراتي كه با ميانجيگري تركيه برگزار شده،‌ اسرائيل وعده داده كه جولان را به سوريه پس خواهد داد.


به واقع شرايط رژيم صهيونيستي در حال حاضر به نحوي است كه به شدت به برقراري رابطه با دمشق نياز دارد. اسراييل در شرايطي پيشنهاد عقب نشيني از جولان را مطرح كرده است كه در دو جبهه جنوب لبنان و غزه در شرايط سختي قرار دارد به همين دليل رهبران اسرائيل مي خواهند با دادن اين هزينه، سوريه را از هم پيمان استراتژيكش،‌ ايران، دور كنند و ترتيبي را اتخاذ كنند كه به موجب آن دمشق دست از حمايت گروه هاي جهادي نظير حماس و حزب الله لبنان بر دارد. خصوصا كه پس از ترور شهيد مغنيه امكان وقوع جنگي تمام عيار ميان اسرائيل و حزب الله وجود دارد. لذا رژيم صهيونيستي در نظر دارد با كشاندن اسد به پاي ميز مذاكره خيال خود را از سوريه به عنوان كشوري كه ممكن است به نفع حزب الله وارد جنگ شود، راحت كند. با توجه به اهميت ويژه برقراري ارتباط با دمشق براي تل‌آويو، به نظر مي‌رسد كه اسرائيل و ايالات متحده با طرح موضوع پرونده هسته‌اي سوريه تلاش دارند كه دمشق را به عادي سازي روابط با رژيم صهيونيستي وادار كنند تا بتوانند اندكي از شرايط بغرنج اين رژيم در منطقه بكاهند لذا از اين موضوع به عنوان اهرم فشار براي جلب نظر اين كشور استفاده‌مي‌كنند. از اين روي مباحث جديدي كه از سوي اين كشورها مطرح شده است، توطئه‌اي براي بهبود شرايط اين رژيم مجعول در منطقه است چرا كه در حال حاضر عرصه بر اسرائيل به شدت تنگ شده است و اين رژيم سخت ترين روزهاي حيات خود را سپري‌مي‌كند.

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
علم و فناوری