کد خبر ۴۱۱۳۰
تاریخ انتشار: ۱۹:۱۱ - ۰۸ ارديبهشت ۱۳۸۷ - 27 April 2008
مهجاد
دوستان تحریمی را باید اصلی ترین برنده انتخابات مجلس هشتم دانست. پیروزی آن ها گرچه در مرحله اول خفیف بود و چندان به چشم نیامد اما تردیدی نیست که برنده قاطع دور دوم به ویژه در تهران تحریمی ها بودند. چرا که رای سیصد هزاری اصولگرایان در انتخابات را نمی توان پیروزی به حساب آورد و اساسا آدم شرمش می شود با این مقدار رای ادعا کند که نماینده مردم در مجلس هست. با این حال همانگونه دوستان تحریمی می خواستند میزان مشارکت مردم در انتخابات به کمترین حد خود در سالیان اخیر رسید و  اصلاح طلبان هم در تهران راهی به پارلمان نیافتند تا همه چیز به کام آن ها تمام شود.  طبعا همانطور که اگر اصلاح طلبان در انتخابات موفق می شدند همه حق داشتند از آن ها سوال کنند برای تحول خواهی چه برنامه ای دارند و حضورشان چه کمکی به برنامه های حقوق بشری و دموکراسی خواهی می رساند اکنون ما هم حق داریم از بردگان واقعی این انتخابات سوال کنیم از نتیجه پیروزی بزرگ آن ها به زندانیان سیاسی چه می رسد و دانشجویان چگونه از مواهب ان برخوردار می شوند؟


حق داریم سوال کنیم که برنده این انتخابات چه  سودی به مطبوعات می رساند و چگونه می توان از نتایج این پیروزی حاصلی درو کرد. خوشبختانه با کاهش مشارکت مردم در انتخابات ریاست جمهوری گذشته و مجلس هشتم شرایط همانگونه که دوستان تحریمی می خواستند پیش رفت و حالا وقت ان است تا گامی پیش آیند و مرحله دوم پروژه شان را معرفی کنند. مگر نه این است که آن ها همیشه نسخه می پیچند که باید صندوق های رای را خالی نگاه داشت و ژست سیاسی می گیرند که تمام افتخارشان این است که تا به حال مهری بر صفحه شناسنامه شان ننشسته است؟ خب حالا که شرایط وفق مراد آن ها پیش رفت و چند دوره است انتخابات در حد پایینی از مشارکت برگزار می شود کی قرار است حاصل آن سر سفره هایمان بیاید؟
 
 

آیا فقط باید به این دلخوش کرد که مشروعیت پایین آمده؟ در پس این اتفاق چه نتیجه روشن و مشخصی به دست می آید؟


تردید ندارم در دو سه روز گذشته دوستان تحریمی یکی از بهترین روزهای عمرشان را گذراندند و از کم شدن مشارکت مردمی در پوستشان نمی گنجیدند اما بیشتر از آن به این جمله اعتقاد راسخ دارم که این شادمانی پایدار و مستمر نخواهد بود. نمونه این شادمانی را خودم چهارسال پیش در هنگامه انتخابات مجلس هفتم احساس کردم اما در طول چهار سال عمر مجلس هفتم بارها بارها حسرت خوردم و آهی به افسوس کشیدم که اگر در بررسی فلان لایحه چهار نفر اصلاح طلب حضور داشتند آن لایحه به تصویب نمی رسید و یا در فلان موقعیت می شد نارضایتی و گله ها را به پارلمان کشاند. بارها به عنوان خبرنگار پارلمانی افسوس خوردم که اگر در کمیسیون امنیت ملی یا اصل نود دوتا نماینده موثراصلاح طلب حضور داشت چه اخبار پشت پرده خوبی می شد از حاکمیت بیرون کشید و در راستای آن فضا سازی کرد. بار ها آهی عمیق از ته دل کشیدم که اگر تعداد اعضای اصلاح طلب مجلس بیشتر از این بود می شد نماینده به هیات نظارت بر مطبوعات فرستاد و در نطق های پیش از دستور سهم بیشتری طلب کرد.


اکنون اما تحریمی ها به خواست خود رسیده اند. دیگر حق آن ها نمی دانم که طلبکارانه سوال کنند این نمایندگان که به مجلس رفتند در برابر نقض حقوق دانشجویان چه اقدامی انجام دادند و در برابر فشارها و محدودیت ها چه کردند. حالا ان ها هستند که باید جواب دهند با به نتیجه رسیدن پروژه شان چه فوایدی به دست آمده و کدامین درد از ما دوا می شود.


دوست ندارم مانند بحث های کوچه و بازار بشنوم مگر فلان موقع که اصلاح طلبان در قدرت بودند چه کردند. می خواهم صریح جواب بشنوم که گام بعدی چیست و سود این پیروزی کدام است. این سوالی است که من ماه ها است از دوستان تحریمی می پرسم تا بلکه در این شرایط اسف بار سیاسی با شنیدن جوابی قانع کننده من هم با آن ها همراه شوم. اتفاقا اگر ببینم نتیجه عینی، عملی و ملموسی در انتظار است چه باک که من هم همگام با رفقا ندای تحریم سر دهم اما دریغ که جز شعار و ژست و خیال، پاسخ قانع کننده ای نمی بینم.


از دوستان تحریمی عزیز می خواهم لطفا حالا که برنده شدند در مقام یک کنشگر سیاسی که نسخه سیاسی خاصی تجویز می کردند نسبت به تبعات دستور العمل صادره پاسخگو باشند و ادامه راه را با چراغ قوه نشانمان دهند که این مسیر به کجا ختم می شود؟

 

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
علم و فناوری