کد خبر ۴۱۴۷۷۹
تاریخ انتشار: ۱۵:۳۳ - ۰۹ شهريور ۱۳۹۴ - 31 August 2015
این همان دوچرخه ای است که طی ماه های اخیر در فضای مجازی هر کسی مطلبی را در موردش نوشته و کامت ها و لایک های فراوانی به خود دیده است.
ماجرای ۴۵ سال امانت‌ داریحاج حسن نعلچگر ۴۵ سال است در مغازه نعل‌سازی خود منتظر است فردی که دوچرخه‌ای را جلو مغازه‌اش گذاشته برای بردن دوچرخه باز گردد ولی هنور خبری از آمدنش نیست و حاج حسن خود را ملزم به حفظ امانت می‌داند.
 
به گزارش مهر، در نگاه اول یک دوچرخه ۲۸ ساده و فرسوده است که روزگاری جوانان قدیم زنجان با این دوچرخه خاطرات و عاشقانه های فراوان داشته اند ولی پشت این دوچرخه قدیمی و فرسوده قصه مردانگی و امانتداری ۴۵ ساله خودنمایی می کند.
 
از راسته مسگری در بازار پایین شهر زنجان عبور می کنیم و صدای چکش های مسگرها همانند یک موسقی یکنواخت زیبا گوش هایمان را نوازش می دهد؛ در گوشه ای از این راسته مغازه ای قدیمی که زنگارهای سال های دور را در خود نمایان دارد، توجهمان را جلب می کند، دوچرخه فرسوده و سیاهی که بر اثر گذر زمان و ماندن مدوام مقابل هوا از رنگ و رو رفته است.
 
این همان دوچرخه ای است که طی ماه های اخیر در فضای مجازی هر کسی مطلبی را در موردش نوشته و کامت ها و لایک های فراوانی به خود دیده است.

ماجرای ۴۵ سال امانت‌ داری 
حاج حسن نعلچگر متولد ۱۳۱۶، بازمانده از دوران راستی و صداقت آن زمانی است که خودش می گوید همه راستگو بودند و هنوز دروغ گفتن یک برگ برنده نبود و برای ناحق کردن حق از هم سبقت نمی گرفتند. حاج حسن از مردم روزهای راستی و امانت داری است.
 
وقتی وارد کوچه نساجی مازنداران می شوی و به سمت ورودی بازار بزرگ زنجان می روی، در تراکم مغازه های مسگری و جغور بغورفروشی، در غوغای کار و تلاش، پیرمردی را می بینی که هنوز در مغازه قدیمی خود منتظر بازگشت مامور شهرداری است که برای جبران خطایش دوچرخه ای را جلوی مغازه وی گذاشته و رفته است.
 
حکایت دوچرخه جلوی مغازه حاج حسن، حکایت ۴۵ سال امانتداری جوانان با معرفت و مردم دار سال های نه چندان دور زنجان است، حکایت رازهای نهفته در زنجان، حکایت هایی که هرکدام قصه پرغصه و پندآموزی دارد.
 
حاج حسن نعلچگر همان نعل ساز پیری است که به گفته خودش وقتی حدود ۴۵ سال پیش ماموران شهرداری زنجان برای ساماندهی محله مسگرها می آیند، یکی از این ماموران دوچرخه وی را به گوشه ای پرت کرده و دوچرخه اش می شکند.
 
حاج حسن می گوید روزگاری که ما جوان بودیم، روزگار یک رنگی و صداقت بود هر چند این روزها هم خوب است ولی روزگار بی انصافی است.

ماجرای ۴۵ سال امانت‌ داری 
دوچرخه حاج حسن که دو چرخه ای فرسوده بوده، می شکند و مامور شهرداری برای جبران خطایش یک دوچرخه نو را عصر همان روز برای حاج حسن می آورد و بدون حرفی دوچرخه را آنجا می گذارد و می رود؛ دوچرخه ای که اکنون بعد از گذشت ۴۵ سال حتی یک بار هم کسی سوار آن نشده است.
 
حاج حسن نعلچگر در گفتگو با مهر می گوید: دوچرخه من قراضه و فرسوده بود، همان لحظه که مامور آن را پرت کرد داخل گودال وسط میدان افتاد و شکست و او عوضش را یک دوچرخه نو آورد.
 
وی ادامه می دهد: بعد از این قضیه سعی کردم مامور را پیدا کنم ولی هر چقدر دنبالش گشتم تا از هم حلالیت بطلبیم ولی پیداش نکردم و هنوز هم از این فرد خبری نیست.
 
نعلچگر ادامه می دهد: به نظر من این دوچرخه امانت است و باید امانت داری کنم.
 
حاج حسن نعلچگر هر روز صبح هنگام باز کردن مغازه اش دوچرخه را جلوی مغازه می گذارد و عصر موقع بستن مغازه دوچرخه را به داخل می برد، کاری که طی ۴۵ سال هر روز تکرار شده است.
ارسال به تلگرام
برچسب ها: امانت داری ، دوچرخه
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
علم و فناوری