کد خبر ۴۱۷۴۱۲
تعداد نظرات: ۱۵ نظر
تاریخ انتشار: ۰۹:۵۹ - ۰۳ مرداد ۱۳۹۷ - 25 July 2018
سواد زندگی (19)
به جای آن که کودک تان را با دوستانش مقایسه کنید، دوران کودکی خودتان را با او همانندسازی کنید...

عصر ایران؛ سواد زندگی - همه ما انتظار داریم فرزندانمان پیوسته در مسیر موفقیت حرکت کنند و در هر جمعی که حضور دارند چهره شاخص آن گروه باشند. این احساس در ذات خود حالت ناخوشایندی نیست یعنی آرزوی فرزندان موفق نه عجیب است و نه بد! اما هنگامی که به مقام مقایسه نزدیک شود تبدیل به تجربه ای آزار دهنده خواهد شد که فشار سنگینی را بر روح و روان فرزندان وارد می کند. 

مقایسه فرزندان=شلیک تیر به مغز آنان / هفت پیشنهاد کاربردی به پدر و مادرها

حالتی را تصور کنید که در آن  فرزند پسر 7 ساله خود را به تازگی در کلاس بسکتبال ثبت نام کرده اید، در حالی که 4 جلسه از آشنایی فرزند شما با رشته ورزشی بسکتبال می گذرد، مربی، والدین را به تماشای یک بازی دوستانه دعوت می کند. در این دیدار فرزند شما در کنار گروه همسالان خود که البته چندماه زودتر تمرین را آغاز کرده اند، بازی می کند.

بازی آغاز می شود و توجه شما به سرعت به سمت یک یا دو کودکی که بهتر از بقیه بازی می کنند جلب شده و با لذت آنها را دنبال می کنید در این هنگام مربی تعویضی انجام داده و فرزند شما وارد زمین می شود. در این مرحله نیز ناتوانی های فرزند شما به سرعت جلب نظر کرده و تمام امیدهایتان از بین می رود. در اینجا اولین چیزی که فراموش می شود تجربه کم فرزندتان است که حتی قوانین ابتدایی مانند خطای رانینگ را نیز به درستی نمی شناسد. حال کافی است مقداری در کنار زمین شیطنت هم داشته باشد و با دوستان خود به خنده و شوخی مشغول شود؛ اینجا است که کاملا خود را برای گرفتن انتقام(!) آماده می کنید. هنوز هم هیچ چیز را به خاطر نمی  آورید مخصوصا اینکه این پسر 7 ساله هنوز به اندازه کافی آموزش ندیده؛ اساس مغزتان غیر از خشم یا ناامیدی فعالیت خاصی را آنالیز نمی کند.

به هرترتیب بازی تمام شده با حسی از سرشکستگی و خجالت سمت مربی رفته از او تشکر و خداحافظی می کنید و سپس از سالن خارج می شوید. فرزند شما بلافاصله متوجه تغییرات رفتاری و سکوت والدین خود می شود. از آنها درباره علت ناراحتی شان سوال می کند و ناگهان آتشفشان فوران کرده و رگبار انتقادات آغاز می شود. در این مرحله جملاتی مانند:

-   آن دوستت نصف تو قد دارد اما عالی بازی می کند!

-   فقط مشغول بازیگوشی و خنده هستی!

-   حیف آن هزینه و زمانی که برای تو متحمل می شوم!

-   و...

 این حالت به ویژه در والدینی که مقداری عصبی هستند به مراتب بیشتر دیده می شود و به ویژه در موضوع تحصیل بسیار پر رنگ است:
  - علی را ببین! تا درس هایش تمام نشده، از اتاقش بیرون نمی آید.
  - وقتی نیکان را می بینم حسرت می خورم که ای کاش پسر من هم مثل او درسخوان بود.
  - نمرات ملیکا روز به روز بهتر می شود ولی تو فقط در جا می زنی.

و در سایر موضوعات هم به همین ترتیب:
  - مرا دق می دهی تا یک لقمه غذا بخوری؛ از نرگس یاد بگیر که چقدر خوب غذایش را می خورد و مادرش را حرص نمی دهد
  - دیدی اتاق مبینا چقدر مرتب بود؟ اما تو چی؟!
  - واقعاً آدم کیف می کند وقتی رفتار مؤدبانه الهام را می بیند؛ همسن توست!

کارشناسان حوزه آموزش در رابطه با آثار سوء اینگونه برخوردها به شدت نگران هستند. اساسا مقایسه، ضربات شدیدی روحی برای فرزندان را به دنبال دارد؛ آنها پیوسته قربانی این رویکرد آسیب رسان از جانب والدین خود می شوند.

وقتی کودکان را مقایسه می کنید، هورمون کورتیزول (هورمون استرس تولید شده در غده آدرنال) در بدن آنها بیش از حد متعارف افزایش می یابد و رفته رفته استرس به بخشی از وجود آنها تبدیل می شود. ادامه این روند، بنیان های اعتماد به نفس کودکان را نیز از بین می برد و او برای همیشه خود را در مقایسه با دیگران، حقیر و ناتوان خواهد دانست. افزایش بی رویه این هورمون در دراز مدت می تواند به انباشت چربی دور شکم منجر شود.

شاید اگر والدین می دانستند که چه سلاح خطرناکی را به سمت فرزندان خود نشانه گرفته اند هرگز اینگونه رفتار نمی کردند.

 در جریان تربیت فرزندان تاریک ترین لحظات برای والدین زمانی شکل می گیرد که آنها از تفکر و تامل فاصله گرفته و اسیر خشم و هیجان می شوند. در رابطه با همین مثال مسابقه بسکتبال، شاید مقداری تفکر بیشتر از جانب والدین خیلی از مشکلات را حل و از بروز دردسرهای جدی در آینده جلوگیری کند. در آن لحظه که فرزند شما بهترین میدان نیست پییش از آنکه گرفتار احساساتی چون اندوه، ناامیدی، حسد و ... شوید، سری به انتظارات خود و مقدار منطق موجود در آنها بزنید. چند سوال ساده همانند یک ماده موثره، سطح تمامی احساسات ناخوشایند شما را کاهش خواهد داد.

-   مگر چند جلسه تمرین داشته؟ او حتی قوانین را هم بدرستی نمی شناسد.

همه بچه ها مثل هم نیستند اساسا خنده و شوخی هم در اندازه خودش مشکلی ندارد چرا بی دلیل خودم را ناراحت می کنم، او به یک مهمانی رسمی که نیامده!

-   بهتر است بگذارم لذت ببرد زیرا او را در حالتی می بینم که شاد و پر هیجان است حتی با آنکه زیاد در جریان بازی نیست.

-  درآینده قطعا بهتر خواهد شد. این قضاوت ها مقداری بی رحمانه است و از انصاف فاصله زیادی دارد.

- مگر در دوران کودکی خودم بهترین بسکتبالیست گروه بوده ام؟! که این انتظار را از فرزندم دارم. اما چون مسیرها و کاستی ها را بهتر می شناسم باید به جای تخریب، به ساختن آینده ورزشی او کمک کنم.

-  اصلاً فرض می کنم که بعد از پایان دوره آموزشی هم نتواند خوب بازی کند، خب! لابد استعدادش در رشته دیگری است؛ همین که فرزندم تجربه های جدیدی کسب کرده، بسیار ارزشمند است.

تمامی این جملات را در مدت کوتاهی در ذهن خود مرور کنید. این ها چیزهای عجیبی نیستند تنها صدای انصاف و وجدان والدین مسؤول است که نباید به قسمت های دوردست ذهن بروند. با تکرار جملاتی از این جنس هم خودتان راحت تر خواهید بود و هم آسیب روحی کمتری به فرزنداتان وارد می کنید.

تصور کنید در همین مثال مسابقه بسکتبال پس از خروج از سالن با روحیه شاداب از فرزند خود به خاطر حضور در مسابقه تشکر و به او خسته نباشید می گوئید؛ سپس همگی شاد و خندان به سمت منزل روانه می شوید. پس از استراحت یا اصلا در روزهای آینده هنگامی که فرصتی مناسب یافتید، فرزند خود را دعوت به گفتگو کرده و توصیه هایی دوستانه در رابطه با لزوم تلاش برای پیشرفت در رشته ورزشی و همچنین رفتار درست در هنگام حضور در یک مسابقه رسمی را به وی انتقال می دهید.

  کدام حالت، صورت رفتاری زیباتری را با خود همراه دارد؟ حتی در مسابقه های آینده چنانچه فرزند شما بهترین نبود یا آنکه میزان پیشرفت او را مناسب ارزیابی نکردید قطعا روش پسندیده کمک به جبران کاستی ها و تلاش برای بهبهود عملکرد او خواهد بود نه سرزنش و مقایسه.

بنابر این، پیشنهاد ما به پدر و مادرها، 7 راهکار علمی و اجرایی زیر است:

1 - هر بار که کودک تان را با فرد دیگری مقایسه می کنید، در واقع تیر به مغز او شلیک می کنید؛ این تیر، بخشی از سلول های مغزی او را می کُشد و هورمون استرس را در بدن او آزاد می کند. یک پدر و یک مادر خوب، هرگز به سمت فرزندشان شلیک نمی کنند. هر بار که وسوسه شدید که او را مقایسه کنید، این تصویر به ذهن تان بیاید که تفنگی را به سمت سر فرزندتان نشانه رفته اید و می خواهید شلیک کنید!

2 - یادتان باشد که هر کودکی، مختصات خاص خود را دارد، یکی در درس ریاضی بهتر است و دیگری در ادبیات و آن یکی در نقاشی و کنار دستی اش در ورزش. به جای آن که در همه موارد، از فرزندتان انتظار داشته باشید، ببینید استعدادش در چیست؟

3 - به جای مقایسه فرزندتان با دیگران او را با خودش مقایسه کنید: آفرین! این بار نیم نمره بهتر شدی... فکر می کنم نسبت به دفعه قبل، کم دقت تر شدی... اتاقت از هفته قبل مرتب تر/نامرتب تر شده است و ... .

4 - به جای مقایسه، با او درباره مشکلات و راهکارها صحبت کنیم، البته نه با زبان نصیحت بلکه در قالب همفکری: می دانم این سؤال را که غلط جواب دادی بلد بودی ولی موقع جواب دادن عجله کردی؛ به نظرت برای این که این مشکل تکرار نشود چه باید کرد؟

5 - به جای آن که کودک تان را با دوستانش مقایسه کنید، دوران کودکی خودتان را با او همانندسازی کنید: من وقتی هم سن تو بود صبح ها دیر بیدار می شدم تا این که پدرم (پدر بزرگ ات) یک ساعت رومیزی برایم خرید و من هر شب آن را کوک می کردم و از آن به بعد، خیلی کم پیش آمد که مدرسه ام دیر شود؛ آیا تو هم دوست داری یکی از آن ساعت ها برایت بخرم؟

6 - به کودک تان درباره این که همیشه حامی او خواهید بود و دوستش دارید اطمینان دهید؛ مقایسه این پیام نادرست را به کودک می دهد که پدر و مادرم مرا دوست ندارند و از من حمایت نمی کنند.

7 - بعضی از رفتارها را به رسمیت بشناسید و ناراحت نشوید. این که کودکان بازیگوشی کنند، چیزهایی را بشکنند، بعضی وقت ها مشق هایشان را ننویسند، بدغذایی کنند و ... جزو طبیعت کودکی شان است و ما بزرگ ترها هستیم که باید این ها را بفهمیم و به کودکان مان استرس وارد نکنیم. آنها فقط کودک هستند، بدون دانش و تجربیات ما؛ به چشم های معصوم شان نگاه کنید...!

* این مطلب توسط مازیار دانیالی و جعفر محمدی نوشته شده است.

مطالب مرتبط
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
انتشار یافته: ۱۵
در انتظار بررسی: ۳
غیر قابل انتشار: ۰
محسن
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۴۴ - ۱۳۹۷/۰۵/۰۳
0
10
دختر سه ساله دارم.
سپاسگزارم
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۵۱ - ۱۳۹۷/۰۵/۰۳
0
8
هنوز. که تیر های مقایسه کردن تا سن 26 سالگی همراه منه.
خویی
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۵۳ - ۱۳۹۷/۰۵/۰۳
5
3
قدیم میگفتند هرچه کاشتیم ان را برداشتیم
ولی حالا جامعه وبه خصوص فضای مجازی نقش تعیین کننده ای درشکل گیری شخصیت کودکان دارد ومقایسه کردن انها با هم دیگر کا رساز نیست
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۰۴ - ۱۳۹۷/۰۵/۰۳
0
10
عالی بود و کاربردی
ممنون
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۱۵ - ۱۳۹۷/۰۵/۰۳
2
6
ممنون از توصیه هاتون. ولی خداوکیلی ، درمقام عمل خود شما چقدر به این توصیه ها عمل می کنید؟ نسل امروز که همیشه متوقع اند هرچه توقعاتشان را برآورده می کنیم بازهم طلبکارند. بنده یک پدر 45 ساله ام. همه این موارد را هم می دانم و بعد از هر بار سرزنش فرزندم، خودم بیش از همه ناراحت می شوم. ولی انسان که دیگ زودپز نیست، بالاخره طاقتش تاق شده و این توصیه ها را فراموش می کند
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۳۰ - ۱۳۹۷/۰۵/۰۳
0
4
باسلام وخسته نباشيد ، در حال حاضر بايد فكري براي نامگذاري روزهاي سال شود وقتي كه روز دختر داريم و روز پسر نه ؟! چطور ميشه از عدم تبعيض صحبت كرد؟ هر سال روز دختر در حال و احوال كودك و نوجوانان پسر دقت كنيد . اين با كدام اصول تربيتي و روانشناسي همخواني دارد. اصلا چرا بايد صرف نوع جنسيت نامگذاري روز داشته باشيم و تبريك و كادو رد وبدل شود؟
مشایخی
Netherlands
۱۲:۴۴ - ۱۳۹۷/۰۵/۰۳
1
3
واقعا بیاید این مطالب رو بیشتر بزنید تا اینکه فلان نماینده چه کرد، فلانی چی دزدید و ... اینا باز یه فایده ای برای مردم داره
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۴۸ - ۱۳۹۷/۰۵/۰۳
0
6
عالي بود متشكرم لطفا نشر اين نوع مطالب كه از ضروريات امروز جامعه ماهستش را ادامه بدين منون ميشم
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۳:۳۴ - ۱۳۹۷/۰۵/۰۳
4
1
نویسنده احتمالا بچه شلوغ کار یا به قول امروزی ها بیش فعال نداره
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۲۶ - ۱۳۹۷/۰۵/۰۳
0
5
اگه این فرامین در خانواده و بویژه مدارس اجرایی شده بود الان نصف ملت عقده ای نبودن
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۱۱ - ۱۳۹۷/۰۵/۰۳
0
2
من نمیدونم این بیش فعالی از کجا درامده چطور قدیم نبود به نظرم ما بزرگترها کم حوصله و بی اعصاب شدیم
الناز در جواب ناشناس بیش فعال
Iran, Islamic Republic of
۱۶:۲۱ - ۱۳۹۷/۰۵/۰۳
0
2
بیش فعالی هیچ ارتباطی با شلوغ کاری نداره. و این مطلب هم قطعا فرزندان سالم رو مخاطب قرار داده. بیش فعالی نیاز به کاردرمانی و اقدامات اموزشی داره و هیچ ارتباطی با شلوغ کاری نداره. بچه سالم باید شلوغ باشه
ناشناس
United States
۱۶:۵۴ - ۱۳۹۷/۰۵/۰۳
0
2
ما سه برادر هستیم و من وسطی هستم اما مادرم همیشه من و برادر کوچکم رو بخاطر برادر بزرگم سرکوفت میزد چرا که بنظرش پسر بزرگش اهل زاد و زندگی و اهل وعیال بود و ما نبودیم همین شد که الان ما دوتا مجرد موندیم
حسین
United Arab Emirates
۱۶:۵۸ - ۱۳۹۷/۰۵/۰۳
0
2
متشکرم. بسیار کاربردی بودند
محمد
Iran, Islamic Republic of
۱۷:۳۴ - ۱۳۹۷/۰۵/۰۳
0
3
یکی از خاطرات تلخ دوران کودکی بنده همین مقایسه های نا بجای من با بقیه بود که والدین انجام میدادن و همین باعث شد که همان استعدادهایی که داشتم هم سرکوب بشه.الان که چهل سالم شده تازه متوجه شدم که من تو ریاضی و فیزیک استعداد خوبی دارم و همینطور در کارهای فنی اما چونکه راهنمای خوبی نداشتم نتوانستم از این استعدادها استفاده کنم
پربازدید ها
علم و فناوری