کد خبر ۴۲۰۹۲
تاریخ انتشار: ۱۲:۵۸ - ۱۹ ارديبهشت ۱۳۸۷ - 08 May 2008
در بانك با پسري به نام حامد آشنا شدم او متوجه شد كه من ميليون‌ها پول در حسابم دارم.وي ادامه داد: چند روز بعد حامد به همراه پدر و مادرش به خواستگاري من آمد.روز خواستگاري با چرب زباني خودش را در دل من و خانواده‌ام جا كرد.

تهران امروز: راز كلاهبرداري 40 ميليوني خواستگار قلابي، با شكايت صاحب مهدكودك فاش شد.

خواستگار قلابي كه خود را صاحب چندين شركت در ايران و تركيه معرفي كرده بود، نمي‌دانست كه بعد از سه ماه در دام پليس گرفتار خواهد شد.

بنا بر اين گزارش در روزهاي پاياني سال 86، دختر 36 ساله‌اي به نام مينا به شعبه چهارم بازپرسي دادسراي بعثت مراجعه كرد و مدعي شد كه در دام يك خواستگار كلاهبردار گرفتار شده است.اين دختر كه صاحب يك مهدكودك است به بازپرس گفت: دي ماه امسال آپارتمان را فروختم و پولش را در بانك ريختم. آن روز در بانك با پسري به نام حامد آشنا شدم او متوجه شد كه من ميليون‌ها پول در حسابم دارم.

وي ادامه داد: چند روز بعد حامد به همراه پدر و مادرش به خواستگاري من آمد.روز خواستگاري با چرب زباني خودش را در دل من و خانواده‌ام جا كرد.

او ادعا كرد كه شركت و كارخانه در تهران و تركيه دارد اما آدرس‌هايي از شركت به ما نداد. او طوري رفتاري كرد كه گويا يك مرد ثروتمند و باتجربه است. در واقع جايي براي شك و ترديد نگذاشت. بعد از مدتي‌ من و حامد با هم نامزد شديم. روزهايي كه با او بيرون بودم مرتب با موبايلش صحبت مي‌كرد و مي‌گفت براي شركت در مزايده نياز به پول دارد. من هم چون به او اطمينان داشتم و فكر مي‌كردم شريك زندگي‌ام است. مبلغ 38 ميليون تومان به او پول دادم.

وي در ادامه گفت: همان موقع من آپارتماني در تهران خريده بودم اما چون پول‌هايم را به حامد داده بودم، نصف پول آپارتمان را چك دادم و قرار شد حامد تا پايان سال پول را به حساب من واريز كند. اما يك هفته قبل از موعد چك، ناگهان حامد به طور مرموزي ناپديد شد.هر چه با موبايلش تماس مي‌گرفتم كسي گوشي را جواب نمي‌داد تا اينكه زن جواني به نام خاطره با من تماس گرفت و مدعي شد كه صاحب همان شركتي است كه حامد با آنها كار مي‌كند. او گفت كه حامد توسط پليس سنندج بازداشت شده است چون اجناس غير قانوني از مرز وارد كرده است.چند ساعت بعد حامد با شماره تلفن ناشناسي تماس گرفت و گفت در زندان است و براي آزادي او بايد يك وثيقه دو ميليون توماني بگذارم. او از من خواست كه دو ميليون تومان به حسابش واريز كنم تا او آزاد شود. من هم از همه جا بي خبر و غافل از اينكه او مرا به بازي گرفته است، دو ميليون تومان به حسابش واريز كردم.اين دختر ساده لوح افزود: فرداي آن روز حامد به خانه ما آمد و باز هم با چرب زباني قصد گرفتن پول از من را داشت.

به او گفتم اگر پول مرا ندهد از او شكايت مي‌كنم. با گفتن اين حرف باز هم حامد ناپديد شد و من تصميم گرفتم از اين خواستگار كلاهبردار شكايت كنم.با شكايت اين دختر جوان، كارآگاهان تحقيقات خود را آغاز كردند و در بررسي‌ها روشن شد كه حامد 17 فقره سابقه كيفري دارد. در حالي كه تحقيقات براي دستگيري اين خواستگار كلاهبردار ادامه داشت، شاكي پرونده به اداره آگاهي مراجعه كرد و مدعي شد كه مخفيگاه حامد و همدستش خاطره را در كرج شناسايي كرده است. بدين ترتيب با راهنمايي اين دختر، حامد و خاطره چهارشنبه هفته گذشته در فرديس كرج دستگير شدند. آنها در حالي دستگير شدند كه سوار بر يك سمند مسروقه بودند.

خواستگار كلاهبردار در بازجويي‌ها مدعي شد كه خودروي سمند را از زني در كرج به سرقت برده است.وي همچنين ادعا كرد كه خاطره همسرش است و با همدستي او نقشه سر كيسه كردن صاحب مهدكودك را طراحي و اجرا كرده‌اند.

مرد كلاهبردار اعتراف كرد كه روز خواستگاري با پرداخت پول به پيرمرد و پيرزني از آنها خواسته كه نقش مادر و پدر وي را در روز خواستگاري اجرا كنند و بدين ترتيب دختر جوان را فريب داده است. حامد و خاطره با صدور قرار قانوني روانه زندان شدند و تحقيقات در اين پرونده همچنان ادامه دارد. به گزارش خبرنگار ما، بازپرس شعبه چهارم دادسراي بعثت از افرادي كه در دام اين كلاهبرداري گرفتار شده‌اند، خواست تا براي شكايت به دادسراي بعثت مراجعه كنند.

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
نام:
ایمیل:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز:1200
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
تلگرام عصر ایران
بلیط (عصر ایران داخلی)
دلتابان- صفحه داخلی
بلیط (عصر ایران داخلی)
دلتابان- صفحه داخلی
بلیط (عصر ایران داخلی)
دلتابان- صفحه داخلی
عکس
بلیط (عصر ایران داخلی)
دلتابان- صفحه داخلی
بلیط (عصر ایران داخلی)
دلتابان- صفحه داخلی