کد خبر ۴۲۵۱۷
تاریخ انتشار: ۱۰:۲۰ - ۲۴ ارديبهشت ۱۳۸۷ - 13 May 2008
روزنامه‌هاي صبح امروز ايران در سرمقاله‌هاي خود به مهمترين مسائل روز كشور و جهان پرداخته‌اند كه گزيده برخي از آنها در زير مي‌آيد.
آفتاب يزد

روزنامه آفتاب يزد در سرمقاله امروز خود با عنوان مهرورزي ؛ چرا فقط با خارجي‌ها؟! آورده است:از آغاز فعاليت‌هاي مرتبط با انتخابات رياست جمهوري سال 84، تيم تبليغاتي محمود احمدي‌نژاد به دنبال اثبات اين نكته بودند كه پيروزي او، موجب تحولات عميق و نوآوري‌هاي بي‌سابقه در عرصه مديريت كشور خـواهـد شـد. بـر همين اساس، بخشي از تبليغات احمدي‌نژاد و تيم او بر اموري متمركز شد كه پيش از آن، مـورد توجه ساير كانديداها نبود. انتقاد كم سابقه از مديريت‌هاي گذشته و ادعاي علني در خصوص نفوذ مافياهاي گوناگون در عرصه‌هاي سياسي و مديريتي، وعــده‌هـاي عـامـه پسنـد از قبيـل آوردن پـول نفـت بر سر سفره‌هاي مردم و انتقاد از كساني كه به خاطر نوع پوشش و آرايش جوانان، مزاحمت‌هايي براي آنها فراهم مي‌كنند از نوآوري‌هاي تبليغاتي تيم احمدي نژاد بود كه نمي‌توان تأثير آن بر نحوه تقسيم آرا ميان كانديداها را ناديده گرفت. پس از انتخابات نيز مردمدر مقـاطـع مختلـف، شـاهـد روش‌هاي ابتكاري و بي‌سابقه مديريتي بودند كه از مرحله معرفي وزيران به مجلس آغاز شد و همچنان ادامه دارد.

امروز با گذشت بيش از دو سوم از دوره مسئوليت دولت نهم، قضاوت در اين مورد كه روش‌هاي بديع اين دولت، چه دستاوردهاي مثبت و پيامدهاي منفي براي مردم داشته است، چندان مشكل نيست. اما آنـچـه مـوجـب نـگـرانـي‌اسـت نهادينه شدن برخي اقدامات و اظهارات مي‌باشد كه تأثير آن تنها به دوره مسئوليت چهارساله دكتر احمدي‌نژاد و همكاران او محدود نخواهد شد.

الـبـته براي اين اقدامات نگراني‌ساز، مي‌توان نـمـونـه‌هـاي مـتـعـددي در عـرصـه‌هـاي گـونـاگـون اقتصادي، سياسي و مديريتي ارائه نمود اما در ميان همــه نمـونـه‌هـا، نحـوه مواجهه با بلندپروازي‌ها و حق‌كشي‌هاي ضد ايراني برخي كشورها– به ويژه همسايگان ايران – بيش از همه نگران كننده است كه مي‌توان همه آنها را ناشي از مهرورزي‌هاي ويژه دولت نهم دانست.

در نخستين روزهاي سال گذشته، بدرقه بي‌نظير دريـانـوردان متجـاوز انگليسـي تـوسط عـالـي‌تـرين مقـام‌هـاي ايـراني نشان داد روشي جديد در حوزه ديپلماسي خارجي ايران در حال تجربه شدن است. پـس از آن، در هنگـام بـرگـزاري كنفـرانـس سـران كشورهاي حاشيه خزر، برخي سران تازه به دوران رسيده آن كشورها، ادعاهايي در مورد قراردادهايدو جانبه ايران با شوروي مطرح كردند كه مفهومي جز ناديده گرفتن بخشي از حقوق ايران نداشت. اصرار بر مهرورزي در برابر ساير كشورها، در اين موضوع نيز خود را نشـان داد و نـه تنهـا مقـام‌هـاي ايـرانـي بـه مـدعيانطمع ورز، پاسخي ندادند بلكه به جاي روي ترش كردن بـراي ميهمانان پرمدعا، بعضي از صاحب‌خانه‌ها به خاطر دفاع از سهم 50 درصدي ايران در خزر، مورد حمله قرار گرفتند و حتي لقب <دشمنان ملت ايران> به آنها داده شد! اندكي بعد، عالي‌ترين مقام اجرايي، منتقدان سفر خود به كنفرانس دوحه را به تنگ نظري متهم كرد و برخلاف ديدگاه بسياري از منتقدان، سفر خود را بسيار مفيد دانست. او حتي در اظهار نظري عجيب، بيانيه پاياني كنفرانس را بسيار مثبت خواند در حالي كه در همان بيانيه، به صراحت از <تجاوزگري ايران به جزاير سه گانه> !! انتقاد شده بود.

قاعدتا سناريونويسان سياست خارجي در دولت نهم، براي همه اقدامات و اظهارات خود توجيهاتي دارند كه لزوم كاهش تنش ها و جلب دوستي‌ها مي‌تواند مهم ترين آن توجيهات باشد. لابد در سال 87 هم بر همان اساس، همراهي ناجوانمردانه سران دولت عراق با ادعاهاي مضحك در خصوص جزاير سه گانه ايران تنها با اين واكنش مواجه مي شود كه < از دوستان عراقي خود گلايه كرديم. > ‌ ‌

همچنين به جاي انتقاد شديد از پوتين به خاطر خوش رقصي روز آخر رياست خود و امضاي فرمان تـحـريم ايـران، سـخنگوي وزارت خارجه به توجيه موضوع مي پردازد كه <اين اقدام، پيامد طبيعي صدور قطعنامه شوراي امنيت بوده‌است.> از سوي‌ديگر عليرغم اوج گيري ادعاهاي ضد ايراني دولتمردان مصري، ديپلمات برجسته ايراني تنها به ذكر اين نكته اكتفا مي كند كه <بين دو كشور، موضوعاتي وجود دارد كه قابل حل است.> قبل از اين مساله هم، سفير ايران به توجيه راهزني مقامهاي آذربايجان پرداخته بود كه <تـوقيـف محمـولـه سـوخـت نيروگاه بوشهر، انگيزه سياسي ندارد.>

مسئولان دولت نهم، لابد به خود حق مي دهند كـه هـمـچـنـان در بـرابـر دشمني ها و خواسته‌هاي غيرقانوني برخي كشورها، مهرورزي خود را به نمايش بگذارند. اما آنها بايد توضيح دهند كه چرا در داخل كشور و در برابر اعمال اختيارات قانوني ساير نهادها و قوا، بي صبري به خرج مي دهند؟ دولتي كه در مواجهه با بسياري از < بي مهري> هاي خارجي، مهرورزي خود را به نمايش مي گذارد، آيا حق دارد در برابر اقدامات داخلي تا اين حد، بي مهري كند؟ اين بي‌مهري را مـي‌تـوان در متـن استعفـانـامـه دكتـر الهـام و پاسخ رئيس جمهور به او مشاهده كرد. راستي عوامل <فشار و بي انـصـافـي> و نـيـز قدرت طلبان خودخواه كه در نامه احـمـدي‌نـژاد بـه آنـها اشاره شده است چه كساني هستند؟ آيا اين افراد، حتي به اندازه سران روسيه، مصر، عراق و آذربايجان، لياقت برخورداري از مهرورزي دولت نهم را نداشتند!؟

جمهوري اسلامي

روزنامه جمهوري در سرمقاله امروز خود با عنوان پيروزي ملت در تابستان داغ لبنان ! آورده است:سير تحولات پرشتاب لبنان در روزهاي اخير به زيان آمريكا صهيونيستها و جناح 14 مارس به پيش مي رود . بدين ترتيب وعده هاي « ديويدولش » دستيار وزير خارجه آمريكا براي تغيير موازنه سياسي به نفع جناح « سينيوره » و تثبيت آن پوچ از آب درآمده است و نقشه هاي بيگانگان يكي پس از ديگري در اين كشور با شكست مواجه مي شود.

اگر چه سينيوره و جناح 14 مارس نيروهاي مقاومت اسلامي را به « كودتا » متهم كرده اند ولي مسئله اينست كه آنها با صدور دستور بركناري فرمانده نيروهاي امنيتي فرودگاه بيروت و دستور جمع آوري شبكه مخابراتي حزب الله در واقع آغازگر اين بحران بوده اند و البته هرگز انتظار نداشتند كه در اين تصميمات خود دچار عقب نشيني و شكست شوند و حمله آنها با « ضد حمله » مواجه گردد.

دولت سينيوره در يك عقب نشيني آشكار تصميم گيري در مورد 2 مصوبه اخير را كه به بحران كنوني منجر شده به ارتش لبنان واگذار نموده و ارتش نيز هرگونه تصميم در اين خصوص را به بررسي و تحقيق در اين زمينه منوط كرده است . همين امر شكنندگي اوضاع لبنان را نشان مي دهد. دريك تحول جديد ارتش لبنان از نيروهاي مقاومت خواسته است خيابانهاي بيروت را ترك نمايند كه اين امر با موافقت حزب الله مواجه و عملي شده است .

علاوه بر اين تحركات مرموز نيروهاي وابسته به جناح 14 مارس با برخورد جدي نيروهاي مقاومت اسلامي در منطقه جبل لبنان و طرابلس مواجه و به شكست آنان منجر شده است . گزارش ها حاكيست دروزي هاي وابسته به « وليد جنبلاط » در منطقه جبل لبنان سركوب شده و عده اي از آنها توسط نيروهاي مقاومت اسلامي دستگير و به ارتش لبنان تحويل گرديده اند.

بدين ترتيب جناح 14 مارس نه تنها از طريق مانور سياسي دولت غيرقانوني سينيوره با بركناري مسئول امنيت فرودگاه بيروت و انحلال شبكه مخابراتي مقاومت به جائي نرسيده بلكه حمله نظامي براي خلع سلاح مقاومت از طريق جنگ داخلي هم با شكست مواجه گرديده است .

در چنين شرايطي جناح 14 مارس به « جنگ رواني » متوسل شده و مرتبا به تبليغات رسانه اي عليه نيروهاي مقاومت مي پردازد و آنان را به كودتا و اقدامات ايذائي متهم مي كند و حال آنكه جناح 14 مارس به خاطر شكست طرحهايش غافلگير شده و دستپاچگي كنوني نشان مي دهد كه آنها انتظار شكست و ناكامي را نداشته اند . آمريكا در يك اقدام جايگزين روز 2 شنبه با برپائي يك « تله كنفرانس اضطراري » با شركت 15 كشور حامي جناح 14 مارس درصدد جمع بندي شرايط جديد و يافتن راه حلي براي بحران عدم كارآئي جناح 14 مارس برآمد . يكي از راهكارهاي مطرح تلاش مجدد براي « بين المللي كردن بحران لبنان » است كه دقيقا به خاطر شكست طرحهاي كنوني آمريكا در لبنان مورد توجه قرار گرفته است . موضوع مهم ديگر اينست كه دولت سينيوره بر اثر ناكامي در انجام طرحهاي شكست خورده اش در معرض كناره گيري قرار دارد ولي فشارهاي فزاينده اي بر دولت سينيوره وارد مي شود كه مانع كناره گيري و استعفاي وي شوند و او را تحرك نمايند تا به هر قيمت ممكن به حيات سياسي دولت ناكام خود ادامه دهد و شكست خود را نپذيرد.

خشم آمريكا و اسرائيل از اينست كه دولت سينيوره فاقد كارآئي لازم است و چون پايگاه سياسي ـ اجتماعي قابل ذكري در ميان مردم لبنان ندارد عملا متكي به قدرتهاي بيگانه است . بعلاوه با در نظر گرفتن نقش دولت سينيوره در جنگ 33 روزه و افشاي خيانتهاي سينيوره و دستيارانش در خدمت به اسرائيل اشغالگر در واقع به عنوان يك « دولت خائن » مستحق محاكمه و مجازات است و آينده اي براي خودش قائل نيست . در چنين شرايطي « آهارون زنيفي فركش » رئيس سابق سازمان جاسوسي و ضد جاسوسي ارتش صهيونيستي اعتراف كرد كه هيچ نيروئي در لبنان قادر به مقابله با حزب الله و ساير نيروهاي مقاومت اسلامي نيست و در واقع اسرائيل و آمريكا هم در موقعيتي نيستند كه با حزب الله و مقاومت اسلامي وارد جنگ شوند . وي اعتراف مي كند كه اسرائيل و آمريكا از ناتواني جناح 14 مارس از سال 1385 آگاه بوده اند و كاملا مي دانسته اند كه اين جناح جرات مقابله با حزب الله را ندارد .

با اينهمه سئوال جدي اينست كه وعده هاي آمريكا به جناح 14 مارس بر چه مبنائي مطرح شده بود كه « ديويد ولش » دستيار « رايس » وعده مي داد اوضاع را به نفع سينيوره تغيير دهد و تثبيت كند و چرا آمريكا وعده يك « تابستان داغ » را به مزدورانش در لبنان مي داد پاسخ اين سئوال روشن است . اگر آمريكا اسرائيل و جناح 14 مارس مي توانستند شبكه اطلاعاتي حاكم بر فرودگاه بيروت را در اختيار بگيرند و شبكه مخابراتي حزب الله را هم از ميان ببرند ديگر براي انجام وعده هاي آمريكا و اسرائيل مشكلي وجود نداشت و آن وقت « تابستان داغ لبنان » با كشتار مردم بي دفاع و ايجاد جنگ داخلي در اين كشور به سادگي امكان پذير مي شد.

تصادفي نبود كه « سيد حسن نصرالله » رهبر حزب الله لبنان 2 تصميم خائنانه دولت سينيوره را اعلام جنگ عليه نيروهاي مقاومت ناميد و آنرا تعدي و تجاوز به خطوط قرمز نيروهاي مقاومت دانست و به صراحت اعلام كرد كه هر دستي براي تجاوز به خطوط قرمز مقاومت دراز شود قطع خواهد شد.

كاملا آشكار است كه لبنان موقتا از خطر ورود به يك جنگ داخلي نجات يافته و اگر دشمنان ملت لبنان فرصت يافته بودند شبكه مخابراتي مقاومت را نابود و امنيت فرودگاه بيروت را درهم بشكنند اين روزها شاهد شروع يك جنگ داخلي تمام عيار در لبنان بوديم كه اوج آن باعث تبديل شدن ماههاي آينده به تابستاني پرالتهاب در لبنان مي شد و ملت مظلوم لبنان اعم از شيعه و سني و مسيحي و... در آتش كينه آمريكا و صهيونيست ها مي سوختند اما اين بار آتش بيار معركه مزدوران لبناني آمريكا و رژيم صهيونيستي بودند. البته هنوز هم تا بركناري دولت سينيوره قطعي نشود و تا يك دولت مردمي بر سر كار نيايد و تا رئيس جمهور جديد انتخاب و معرفي نگردد احتمال بروز بحران جديد و فاجعه اي ديگر چندان هم غيرمنتظره نيست.

خشم امروز كاخ سفيد و پنتاگون و سيا از يكطرف و صهيونيست ها از سوي ديگر و ابراز ناكامي جناح خائن سينيوره از درون كاخهاي شيشه اي بيروت دقيقا از شكست طرحهاي مشترك دشمنان ملت لبنان حكايت دارد ولي آنها هنوز هم كاملا مايوس نشده اند و به همين دليل ملت لبنان بايد همچنان هشيار باشد و با اعتماد به رزمندگان مقاومت اسلامي راه پرفراز و نشيب پيروزي را هموار سازد و مطمئن باشد كه روز پيروزي ملت مظلوم لبنان در تابستان داع اين كشور نزديك است.

كيهان

روزنامه كيهان در سرمقاله امروز خود با عنوان مسير نوآوري به قلم حميد اميدي آورده است: رهبر معظم انقلاب در سفر اخير خود به استان فارس، در جمع نخبگان اين خطه با تاكيد بر اينكه شعار نوآوري، شعاري حقيقي و نياز لحظه به لحظه كشور است، فرمودند: «نوآوري به معناي زمينه سازي براي بروز استعدادها، شكوفا شدن فكرها و استفاده كردن از گذشته براي پيشرفت سريع و بنا كردن آينده اي روشن است و اين مسئوليت بزرگ امروز ملت، نخبگان و مسئولان است.»

بدون ترديد يكي از وظايف رسانه ها، فضاسازي لازم براي زنده ماندن، تبيين و رشد و جاري شدن اين عنصر آينده ساز كه سرنوشت كشور با ميزان موفقيت و نيل به اهداف ترسيم شده در اين مسير، در هم آميخته شده است، مي باشد. بالطبع نيز مطالبه تحقق نوآوري و شكوفايي از نهادهاي مختلف و پيگيري اين موضوع نيز در دستور كار رسانه ها قرار مي گيرد.

حقيقت آن است كه نامگذاري سالهايي كه مزين به نام ائمه عليهم السلام بودند و حتي سال اتحاد و انسجام اسلامي بيش از هر چيز، بار فرهنگي داشتند؛ اما سال «نوآوري و شكوفايي» با وجود ابعاد فرهنگي كه داراست، اجرايي تر، عيني تر و واقعي تر از ساير نامگذاريها مي نمايد. آنچه در اين ميان حائز اهميت مي باشد، تبيين استراتژي و تعيين خط مشي است كه طي آن اين «اصل» به يك «شعار» تغيير ماهيت ندهد. در واقع بايستي دغدغه اي جدي و كارساز در انديشه مسئولان، نخبگان و عامه مردم ايجاد شود تا همگي تحقق اين اصل را يك «ضرورت» دانسته و فعاليت هايشان را در راستاي ايصال به اين اصل مهم برنامه ريزي نمايند.

متأسفانه و بنا بر تجربه سالهاي اخير در اين بخش، كه عمدتاً وظيفه مسئولان و مديران ارشد كشور و دستگاه ها و نهادهاي ذيربط بويژه نهادهاي فرهنگي و فرهنگ ساز است، با مشكل مواجه ايم. نه موضوعات در جامعه خوب تبيين مي شوند و نه ابعاد آنها روشن مي گردد. گاهي اوقات اصل موضوع روي زمين مي ماند و تنها به تعدادي تابلوي تبليغاتي شهري، زيرنويس تلويزيوني، برپايي چند سمينار، همايش و ارائه تعدادي مقالات كه هيچ گزارشي از نتايج عملي آنها نيز در دسترس نيست و در نهايت بعضي از سخنرانيها، آن هم براي زينت كلام و به روز حرف زدن، بسنده مي شود.

آنچه كه رهبر فرزانه انقلاب بر آن تاكيد مي ورزند «نياز لحظه به لحظه» به حقيقتي به نام «نوآوري» است. مسئله اي كه نبايد به سادگي از كنار آن گذشت و نبايستي اجازه داد تجربه هاي ناموفق سالهاي قبل، بار ديگر درباره اين مسئله حياتي تكرار شود. امروز، پرهيز از شعارزدگي و حفظ اصالت «اصل نوآوري و شكوفايي» و تبيين و تحقق آن، وظيفه اي ملي به شمار مي آيد. در اين باره چند نكته گفتني است؛

1- يكي از پيش نيازهاي اين مسير براي رسيدن به نتيجه مطلوب، زمينه سازي ذهني و فرهنگي براي اقشار مختلف جامعه است. امروز هر ايراني به خوبي مي داند كه در فعاليت هاي خود بايد روش ها و نوآوري هايي به كارگيرد تا كشور به اهداف تعريف شده در چشم انداز بيست ساله نظام برسد. اما، بدون ايجاد فرهنگ اين كار و طراحي و تامين بايسته هاي آن بطور قطع راه به جايي نخواهيم برد.

خلاقيت و نوآوري يك شبه، بطور ناگهاني و با صدور يك دستورالعمل و بخشنامه عملي نمي شود. فراهم كردن بستر و ساختار لازم براي تحقق اين امر جزء ضروريات اوليه به حساب مي آيد. رهبر انقلاب با روشن بيني و آگاهي دقيق از اين موضوع، سالهاست كه بسترسازي براي اين كار را آغاز نموده اند. طرح موضوع نهضت نرم افزاري و توليد علم و تاكيد جدي بر عقب ماندگي علمي كشور و ضرورت يافتن روش هاي نو براي كاهش فاصله علمي با جهان در ملاقات با اقشار مختلف مردم، دانشجويان و نخبگان و مسئولان، بطور مكرر و مشروح، دال بر اين معناست.

بطور حتم ايجاد و رشد «فرهنگ» نوآوري در جامعه و تحول و شكل دادن به انديشه و نگاه مديران، مسئولان و نهادهاي كلان تصميم ساز، جزء گامهاي اوليه اين راه است.

2- يكي ديگر از لوازم ضروري اين كار، تغيير در نگرش ها و روش هاي موجود و تمهيد براي بروز خلاقيت و نوآوري است. بايد بپذيريم كه نوآوري در فضاي همكاري، همدلي و تفاهم و مشاركت و همبستگي و در محيطي بانشاط كه صحنه تلاش و كوشش و رقابت و تكاپو است، شكل يافته و رشد مي كند.

انگيزه هاي كم سو و بي رمق در كنار بي تفاوتي و دلمردگي، آفتي مخرب براي نوآوري است. محيط هاي اداري كه گرفتار درد كهنه بروكراسي و روزمرگي اند و همه منتظرند تا ساعات كار اداري پايان پذيرد؛سازمانها و نهادهايي كه در عمل، مجالي براي انتقاد شنيدن و ارائه پيشنهاد باز نكرده اند؛ مديراني كه خلاقيت لازم و قدرت ريسك كردن ندارند و در مقابل نيروهاي مبتكر و كارشناسي كه گاه خود را تحت مديريت مديران كار نابلد ديده و فضاي لازم براي طرح خلاقيت خود نمي بينند و البته، كساني كه در چنبره مشكلات اوليه زندگي از ازدواج و اشتغال گرفته تا معيشت و مسكن، گرفتار آمده اند، طبعا نمي توانند نوآور باشند.

آنچه در اين بيان آمد نه نمايي از وجهه عام كشور، بلكه واقعيتي است كه بخش هايي از نظام مديريتي و اداري و اقشار جامعه را در برگرفته است و ما براي رفع موانع نهضت نوآوري و پيشرفت كشور نمي توانيم آن را ناديده بگيريم.

نوآوري قبل از هر چيز نيازمند تغيير نگرش ها، باورها و روش هاست. نيازمند مسئولان خلاق و نوآور است. نيازمند فضاي اميد و انگيزه است. محيط نقدپذيري و پيشنهادطلبي را مي طلبد. نيازمند سعه صدر و ميدان دادن به نيروهاي جوان، خلاق و مبتكر است و نيازمند مديراني مثبت نگر با نگاهي فراخ بسوي افقهاي بلند پيشرفت و توسعه است.

3- يكي از راهكارهاي رسيدن به تصميمات درست و كارشناسي شده و انتخاب مسير صحيح، انجام مشاوره با نخبگان در حوزه ها و موضوعات تخصصي آنان است.

بدون ترديد توسعه قلمرو مشورتي مسئولان و تصميم گيران امور و بهره مندي از ديدگاهها و نظرات نخبگان علمي، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي مي تواند باعث تسريع در پيشبرد طرحها و كارآمدي در اجراي سياستها و نظام تصميم گيري شود.

سياست گذاران و متوليان امور كشور بايد با نزديك شدن به محققان و نخبگان و ميدان دادن به خلاقيت هاي آنان در ابداع الگوهاي جديد اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي تلاش مضاعف نمايند، چرا كه بدون نوآوري در عرصه هاي گوناگون بويژه نظامات اقتصادي، اجتماعي و مديريتي، نمي توان به شكوفايي در ظرفيت هاي بالقوه و اهداف راهبردي پيشرفت و توسعه دست پيدا كرد.

از سوي ديگر همفكري و بها دادن به نخبگان فكري و اجرايي كشور، احساس تعلق و وابستگي آنان به كشور را تقويت كرده و مانع پيشرفت پديده اي به نام «فرار مغزها» مي شود. نخبگان ايران اسلامي در همه عرصه هاي علمي و فرهنگي عاشق اين سرزمين و نظام مقدس جمهوري اسلامي اند.مجال بروز خلاقيت و تسري انديشه آنان در صحنه هاي اجرايي و نظام تصميم گيري كشور علاوه بر آنكه به روند نوآوري و شكوفايي، پويايي و طراوت مي بخشد، مسير ميان بري كه حكيم فرزانه انقلاب بدان اشاره كرده اند را جلوي پاي ما مي گشايد.

4- يكي ديگر از پيش نيازهاي اين راه، طراحي و تدوين اهداف، ابعاد و راهكارهاي رسيدن به موضوع (نقشه راه) و تعيين شاخصهايي براي سنجش و ارزيابي روند و چگونگي پيشرفت امور است.

بايد براي جلوگيري از دوباره كاريها و اتلاف فرصت ها و هزينه ها در تمامي حوزه ها اعم از سياست، اقتصاد و فرهنگ، سند و نقشه راهبردي تهيه و ابلاغ شود. با تهيه و تدوين اين سند، مديران و مسئولان نظام مي توانند با اجرا و بكارگيري روشها و شيوه هاي مدون، خود را در مسير تحقق اصل نوآوري و شكوفايي قرار دهند.

يادمان نرود كه رهبري انقلاب تاكيد كرده اند؛ «نظام جمهوري اسلامي ايران در آستانه ورود به دهه چهارم حيات پر بركت خود است كه لازمه ورود به دهه چهارم، برطرف كردن كمبودها و حركت با شتابي بيشتر از حد متعارف براي جبران عقب ماندگي هاي تاريخي و رسيدن به اهداف و آرمانهاي تعيين شده است.»

موضوع و اصل نوآوري و شكوفايي فقط به سال 87 اختصاص ندارد، بلكه شاهراهي است كه سالهاي سال، چرخ پيشرفت، توسعه و عدالت از آن عبور مي كند؛ اما مردم انتظار دارند در سال پاياني دولت عدالت خواه و اصولگراي نهم، زحمات و طرحهاي ابتكاري دولت به بار نشسته تا از ثمرات شيرين آن بهره مند شوند.

جريان اصولگرا به عنوان مدافع اصول و ارزشهاي انقلاب و نظام بايستي بتواند با خلاقيت و نوآوري، موانع رشد و توسعه كشور را از پيش پا بردارد؛ خصوصا آنكه نتايج انتخابات مجلس هشتم و رويكرد دوباره مردم به اصولگرايان نشان از تداوم حاكميت اصولگرايي در كشور است و اين، انتظار بر حق مردم را بيشتر و وظيفه مجلس و دولت را سنگين تر مي كند.

كارگزاران

«ملاحظاتي بر حوادث لبنان» عنوان سرمقاله امروز كارگزاران به قلم «سيد محمدعلي ابطحي» است كه در آن مي‌خوانيم: لبنان در چند روز گذشته تا مرز درگيري‌هاي تاريخي داخلي پيش رفت. اين اتفاق غيرمنتظره نبود. بعد از درگيري‌هاي سياسي اكثريت و اقليت كه در نتيجه آن انتخاب رئيس‌جمهور مرتب به تاخير مي‌افتاد، و جامعه كشور‌هاي عربي به‌رغم همه تلاش‌هايش ناكام ماند، جناح حكومتي علاقه‌مند بود كه شرايط را تغيير دهد. در غياب حضور اقليت در دولت دومصوبه ارائه كرد: يكي تغيير مسوول امنيت فرودگاه كه از اعضاي حركت امل بود و ديگري برچيدن خطوط ارتباطي اختصاصي حزب‌الله كه به‌خصوص در ايام جنگ با اسرائيل بسيار تاثيرگذار بود. به احتمال قوي دولت لبنان مي‌دانست كه اين دو مسئله به عكس‌العمل حزب‌الله و امل و ساير جريانات مخالف مي‌انجامد و در صورت محدود بودن مي‌خواست از آن به عنوان برگ فشار جهاني بر اقليت بهره بگيرد و كار را به نفع خود يكسره كند.

تعبيرات زشت و تند و بي‌منطقي كه خيلي از رهبران گروه اكثريت لبناني و فشار تبليغاتي و جانبدارانه بعضي از رسانه‌هاي عربي مثل العربيه عليه گروه اقليت داشتند جزئي از اين سناريو بود. اما سرعت‌عمل، و فراگيري عمليات حزب‌الله كه در كمتر از نصف‌روز بيروت غربي را به تصرف خود درآورد، چنان غافلگير‌كننده بود كه محاسبات اكثريت حكومتي درهم ريخت و به خاطر بافت لبنان كه هيچ گروهي نمي‌تواند وجود ديگري را ناديده بگيرد، حل ميانه‌اي به وجود آمد كه ارتش مورد قبول دو طرف قرار گرفت و بيروت و لبنان از مرز خطر درگيري‌هاي داخلي فاصله گرفت. با توجه به بافت لبنان كه همه از قدرت خود خبر دارند، شروع‌كننده اين تحريك دولت لبنان بود و خواسته يا ناخواسته اين ظرفيت را آفريدند كه حزب‌الله شروع‌كننده مسائل داخلي لبنان تلقي نشود و به نظر تقريبا تمام تحليلگران جهاني حزب‌الله پيروز اين معركه داخلي معرفي شود. اما به‌رغم اين پيروزي داخلي، بايد به چند مورد مهم توجه كرد: 1- با تلاش‌هاي تبليغاتي رسانه‌هاي عربي و حكومت‌هاي بعضي ازكشورهاي منطقه و شيعه بودن حزب‌الله و امل در يكسو و سني بودن رهبر اكثريت در ديگرسو، اين اختلافات "سياسي" به شدت به رويارويي سني و شيعه تبليغ شد.

در حالي كه سيدحسن به عنوان پرچمدار مقاومت در ميان سنيان كمتر از شيعيان، طرفدار نداشت. مردم سني خود لبنان و نيز سنيان سراسر جهان اسلام زير بمباران اين نكته هستند كه شيعيان در لبنان مي‌خواهند به بهانه مقاومت، سني‌هاي لبنان را محدود كنند. گرچه زدودن اين اتهام از اذهان سنيان جهان كار راحتي نيست اما حزب‌الله بايد بتواند مسائل خود را در داخل لبنان و در چارچوب نزاع‌هاي سياسي داخلي در افكار عمومي دنيا معرفي كند. اين نقطه آسيب‌پذيري مهمي براي حزب‌الله خواهد بود كه در كنار حوادث عراق به آنها با ديد شيعيان مخالف سني و نه يك گروه درگير در حوزه مسائل سياسي داخل لبنان نگاه شود.

2- به نظر مي‌رسد اكثريت و مخالفان حزب‌الله از مسائل چند روز پيش درصددند كه بيشترين استفاده را از سازمان‌هاي جهاني به كمك كشورهاي عربي داشته باشند. فشار خارجي در كشور كوچكي مثل لبنان كه تقريبا آشكارا همه اطراف سياسي و قدرت در آن به خارج وصل هستند خيلي شكننده و پرفشار خواهد بود. جريان اقليت و حزب‌الله بايد به اين نكته توجه كنند و آنها نيز بايد از ابزارهايي كه دارند در اين معادلات جهاني سهيم باشند. همه در دنيا بر اين باورند كه در لبنان نمي‌توانند هيچ طايفه‌اي را ناديده بگيرند. در اين برداشت جهاني بايد گروه اقليت استفاده كنند و شريك تصميمات بين‌المللي خود را بدانند.

3- بي‌شك مردم داخل لبنان كه خود را آماده زندگي آرام كرده بودند از هر نوع درگيري شهري كه زندگي آنان را مختل مي‌كند خسته‌اند. اختلافات سياسي در سطوح پارلمان و دولت و تبليغات تقريبا براي نسل فعلي و نسل قبلي لبناني امري عادي شده است ولي اخلال در زندگي روزمره بسيار براي آنان دشوار است. هر طرفي كه بتواند به آرامش مردم كمك كند، طرف برنده در لبنان در نزد افكار عمومي داخلي محسوب مي‌شود.

4- مردم مسلمان دنيا بعد از پيروزي حزب‌الله بر اسرائيل، سيدحسن نصرالله را محبوب‌ترين مرد عرب قبول كردند. واقعا هم حق داشتند. در هيچ جنگي هم كه دولت‌ها با ارتش‌هاي منظم عليه اسرائيل انجام داده بودند، پيروز نشده بودند. سايه ستم و تحقيري كه جهان عرب و اسلام از سوي اسرائيل تحمل كرده بودند، با پيروزي يك حزب بر اسرائيل دليل موجهي براي اين محبوبيت سيدحسن نصرالله بود. به هر دليل حزب‌الله درگير مسائل داخلي لبنان شد. شايد هم چاره‌اي نداشت. اما اين پيروزي بر اسرائيل و اصل مقاومت كه سرمايه‌اي بسيار بزرگ‌تر از مسائل داخلي لبنان است نبايد فداي مسائل لبنان شود. اين واقعيتي است كه حتما حزب‌الله مي‌داند و به همين دليل طولاني شدن مسائل داخلي لنان در درازمدت به نفع حزب‌الله نيست. لبنان را همه به كشور گفت‌وگو مي‌شناسند. بافت طايفه‌اي لبنان اين حقيقت را به وجود آورده است. بايد همه در اين چارچوب تلاش كنند

تهران امروز

«تعدد يا قحط الرجال در اردوگاه اصلاح‌طلبان؟» عنوان يادداشت امروز تهران امروز است كه در آن مي‌خوانيم: اعلام نام‌هاي مختلف به عنوان نامزد احتمالي اصلاح‌طلبان در انتخابات رياست جمهوري دهم، خبر از شروع زودهنگام جنب و جوش‌هاي انتخاباتي در اين اردوگاه دارد.

اگرچه برخي از اصلاح‌طلبان راهيابي تعداد اندك همقطاران خود به پارلمان هشتم در وضعيت كنوني را به نوعي پيروزي تعبير كردند، پرواضح است كه اين جبهه سياسي كشور در انتخابات مجلس هشتم هم نتوانست در رقابت با اصولگرايان پيروز شود، شكستي كه آنها مدعي‌اند ناشي از ناعادلانه بودن رقابت بوده است.

اين شكست باعث شد كه اصلاح‌طلبان از هم‌اكنون اينگونه‌ نشان دهند كه خود را براي حضور در رقابت‌هاي انتخابات رياست جمهوري دهم آماده مي‌كنند اگرچه پيش از اين نيز بحث در اين باره مطرح شده بود اما اعلام آمادگي محمدرضا عارف براي شركت در انتخابات رياست جمهوري سال 87 اين بحث‌ها را وارد فضايي جديد و جدي‌تر كرد.

عارف دو روز پيش از برگزاري دور دوم انتخابات مجلس هشتم صحبت از اين تصميم خود به ميان آورد اما حضورش در انتخابات رياست جمهوري را به عدم حضور خاتمي مشروط كرد. اين تصميم با تبريك سيدمحمد خاتمي رو به رو شد تا عارف به نوعي از درستي اين تصميم مطمئن شود.

رئيس دولت اصلاحات پس از راي دادن در دور دوم انتخابات مجلس همچنين به خبرنگاران گفت كه از فعاليت در عرصه سياست اعلام بازنشستگي مي‌كند.

اين موضع‌گيري اگرچه از سوي بسياري از فعالان اصلاح‌طلب «خنده‌دار» توصيف شد اما زنگ خطري بود براي آناني كه اميدوار بودند با بازگشت خاتمي به عرصه انتخابات بار ديگر به دايره قدرت بازگردند.

اعلام بازنشستگي خاتمي نتيجه ديگري هم داشت؛ محمدرضا عارف مطمئن‌تر از گذشته از حضور خود در رقابت‌هاي رياست جمهوري دهم سخن به ميان آورد، آنچنان كه در مصاحبه‌اي چنين گفت: «هر نظامي افرادي را در آب نمك مي‌خواباند تا در شرايط لازم از آنها استفاده كند، فكر مي‌كنم من يكي از آن افراد هستم».

روز گذشته خبري دال بر آن منتشر شد كه جبهه مشاركت و سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران كه به عنوان دو حزب راديكال ميان اصلاح‌طلبان مطرح هستند، جلسه‌اي را با عارف درباره انتخابات رياست جمهوري برگزار كردند.

اما اين تمام ماجرا نيست. بررسي اشخاصي چون محمدعلي نجفي و اسحاق جهانگيري در جلسات مختلف مجاهدين و مشاركت نشان مي‌داد كه آنها تمام اميدشان را به عارف نبسته‌اند و به دنبال گزينه‌هاي ديگري نيز مي‌گردند. آنچنان كه محسن آرمين از اعضاي سازمان مجاهدين با اشاره به احتمال عدم نامزدي خاتمي تاكيد كرده بود: «به دنبال گزينه‌اي غير از خاتمي خواهيم بود».

اين موضوعات در حالي مطرح است كه حزب اعتماد ملي و هواداران مهدي كروبي در سوي ديگر اردوگاه اصلاح‌طلبان همچنان بر نامزدي دبير كل حزبشان تاكيد دارند، درخواستي كه كروبي در اختتاميه نشست دو روزه روساي مناطق حزب اعتماد ملي درباره‌اش گفت كه هنوز براي انتخابات رياست جمهوري تصميمي نگرفته است و در نهايت تصميم حزب را مورد توجه قرار مي‌دهد.

اعضاي حزب كارگزاران سازندگي نيز كه تا پيش از انتخابات رياست جمهوري نهم از آن به عنوان راست سنتي نام برده مي‌شد و حالا در دايره اصلاحات جاي دارند، همچنان از حسن روحاني به عنوان اصلي‌ترين گزينه خود ياد مي‌كنند، اگرچه نبايد نام‌هايي چون غلامحسين كرباسچي و سيدحسين مرعشي را در اين حزب از ياد برد.

نگاهي كلي بر آرايش و تصميمات نه چندان پايدار اردوگاه اصلاح‌طلبان نشان مي‌دهد اگر سيدمحمد خاتمي تمايلي به حضور در رقابت‌هاي انتخابات رياست جمهوري آتي نداشته باشد، بايد منتظر چند نامزد از سوي اصلاح‌طلبان براي حضور در اين انتخابات باشيم، موضوعي كه دليل اصلي شكست اين طيف سياسي در انتخابات رياست جمهوري نهم بود.

جوان

«60 سال جنايت» عنوان سرمقاله امروز جوان به قلم «محمدرضا جمالى» است كه در آن مي‌خوانيم: در آستانه شصتمين سالروز اشغال فلسطين از سوى صهيونيست ها قرار گرفته ايم.رژيمى كه 60 سال با استفاده از زور و با حمايت قدرت هاى سلطه گر به اشغال و ارعاب و كشتار مردم فلسطين مى پردازد.رژيم صهيونيستى به واسطه اين كه از ابتدا بر اهداف استعمارى بنيانگذارى گرديد يك ماهيت جعلى و پوشالى دارد كه با هدايت و حمايت قدرت هاى سلطه گر امريكا و انگليس در پى تثبيت موقعيت خود است.

به طورى كه امريكا با سرمايه گذارى هاى كلان مادى از منافع شهروندان امريكايى در پى حفظ موجوديت اسراييل است.

اين رفتار و پيروى كردن از لابى صهيونيست ها و نفوذ آنها در هيات حاكمه امريكا به قدرى زياد است كه بوش و سياستمداران كاخ سفيد را سگ دست آموز لابى صهيونيست ها عنوان كرده اند.مردم امريكا امروز با يك تضاد تاريخى روبه رو هستند؛ از يك طرف مى بينند دولت آنها دايم شعار دموكراسى و آزادى سر مى دهد ولى از طرف ديگر نظاره گر هستند ماليات هاى شهروندان صرف رژيمى مى شود كه سرتا سر عمر خود بر اهداف خشونت آميز و نظاميگرى متكى بوده است.

بنابراين بسيارى از آزادى خواهان مسيحى و حتى يهودى درون كشورهاى اروپايى و امريكايى به عنوان حاميان اصلى اسراييل اين سوال را دارند كه چرا بايد منافع ملى آنها فداى عده اى نژادپرست بر اساس عقايد باطل و دروغ شود.

پروپاگانداى تبليغاتى آژانس هاى حزبى صهيونيستى و رسانه هاى وابسته اجازه نمى دهد كه بر خلاف مطامع و منافع آنها خبرى به بيرون منعكس شود، به طورى كه فضاى دموكراسى امريكايى يك فضاى وارونه است و بيشتر در جهت تحكيم ابزار سلطه قدرت ها مى باشد.

سوال اينجاست چرا صهيونيست ها امروز در يك حركت وسيع تبليغاتى اقدام به برگزارى جشن پيروزى! كه همان روز نكبت و شومى بود كه فلسطين اشغال شد، مى باشند.

به نظر مى رسد تحكيم موقعيت نيروهاى جهادى و پيروزى حزب الله در نبرد 33 روزه و قدرت گرفتن اين جنبش عربى اسلامى در جهان اسلام به عنوان جنبشى پيروز و پيشتاز موجب شد تا اسراييل به عنوان يك حركت تبليغاتى به اين اقدام دست بزند تا بتواند سرپوشى بر شكست هاى خود و درگيرى هاى گسترده بين جناح هاى سياسى و نظامى اسراييل درست نمايد.

امروزه حزب الله، حماس و جهاد اسلامى قوى تر از گذشته مى باشند و حول محور نابودى رژيم جعلى اسراييل و حق حاكميت فلسطينيان يك اجماع حاصل شده است. بازيگران خوار و زبون عرب به حاشيه رانده شده اند و پول هاى عربستان سعودى و امارات و سياست هاى عقيم و زبون آ نها كارايى خود را از دست داده است.

بندبازى و دوگانگى هاى دولت هاى مصر، ليبى، مراكش و برخى مرتجعين عرب كه خود را مدافع آرمان ملت فلسطين و آزادى قدس شريف مى دانستند آشكار شده است و مردم فلسطين به اين نتيجه رسيده اند كه خود بايد اقدام كنند.

به همين خاطر امروز مبارزه روندى روبه رشد را طى مى كند كه در خالص ترين شكل خود حول محور عزت اسلامى به عنوان آرمان مشترك همه مسلمانان شكل گرفته و به اين خاطر است كه ديگر نمى شود بر سر آرمان فلسطين معامله كرد و اين بدترين شرايط براى يك رژيم فريبكار و جنايتكار است كه بر اساس كشتار و خونريزى به حيات ادامه مى دهد.

جشنى كه امروزه صهيونيست ها به خاطر 60 سال اشغالگرى، جنايت، كشتار و ويرانگرى برگزار مى كنند، محكوم به ويرانى و شكست است و امت اسلامى بر سر آرمان آزادى قدس معامله نخواهد كرد و حتما به اشغالگران و حاميان آنها و كسانى كه به آرمان امت اسلامى خيانت كنند درس عبرت خواهند داد و آن روز بسيار نزديك تر از آن زمانى است كه صهيونيست ها فكر مى كنند.
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
علم و فناوری