کد خبر ۴۵۹۴۱
تاریخ انتشار: ۰۸:۵۲ - ۰۵ تير ۱۳۸۷ - 25 June 2008
شاکي ادامه داد؛ پس از چند روز متوجه شدم متهم در نزديکي محل سکونت ما زندگي مي کند و به جاي آنکه مرهمي بر زخم من بگذارد، مرتب تهديدم مي کند و با انداختن نامه هايي با مضامين محرک در خانه مرا آزار مي دهد.

اعتماد: دادگاه کيفري استان اصفهان که راي بر قصاص چشم يک جوان 17 ساله داده بود، اجراي اين حکم را با توجه به نظريه پزشکي قانوني متوقف کرد.

اين حکم پس از آن صادر شد که يک جوان دانشجو در جريان نزاع چشم راست خود را از دست داد و در دادگاه براي متهم درخواست قصاص کرد.

قضات شعبه 17 دادگاه کيفري استان اصفهان که مسووليت رسيدگي به اين پرونده را برعهده داشتند، با استناد به ماده 269 قانون مجازات اسلامي قصاص چشم متهم را قانوني تشخيص دادند. در اين ماده قانوني تصريح شده است؛ «قطع عضو يا جرح آن اگر عمدي باشد موجب قصاص است و حسب مورد مجني عليه مي تواند با اذن ولي امر جاني را با شرايطي که ذکر خواهد شد، قصاص نمايد.»

هيات قضات پس از تصميم گيري براي صدور حکم مبني بر قصاص عضو متهم، موضوع را به پزشکي قانوني اعلام کردند تا نظر اين سازمان را درباره کيفيت و نحوه اجراي اين حکم جويا شوند.

متخصصان پزشکي قانوني پس از مطالعه حکم دادگاه با توجه به شرايط موجود طي نامه يي به دادگاه کيفري استان اصفهان قصاص چشم پسر نوجوان را مقدور ندانستند و اعلام کردند در صورت اجراي اين حکم امکان آسيب به اعضاي ديگر بدن متهم وجود دارد. پس از صدور اين نظريه قضات دادگاه اجراي حکم را متوقف کردند چرا که در ماده 272 قانون مجازات اسلامي پنج شرط براي اجراي حکم قصاص عضو تعيين شده است که طبق اين شروط بايد تساوي اعضا در سالم بودن، اصلي بودن و محل عضو مجروح يا مقطوع رعايت شود، همچنين قصاص نبايد موجب تلف شدن جان يا عضو ديگر يا بيشتر از اندازه جنايت باشد. با صدور دستور توقف اجراي حکم قصاص دانشجوي مجروح به اين تصميم اعتراض کرد و قضات اعتراض وي را وارد دانستند اما بار ديگر اجراي حکم را به اعلام نظر کارشناسان متخصص منوط کردند.

وقوع حادثه

به گزارش پايگاه اطلاع رساني عبرت اين حادثه شب نيمه شعبان سال گذشته رخ داد و راننده دو خودرو با هم درگير شدند که در جريان اين دعوا پسر 17 ساله با چرخاندن رنجير ضربه يي به چشم جوان دانشجو وارد و وي را مصدوم کرد. پس از اين حادثه پسر مجروح بلافاصله به بيمارستان انتقال يافت اما پزشکان اعلام کردند به خاطر شدت صدمه وارده امکان بهبودي چشم راست وي وجود ندارد و بايد چشم تخليه شود. بعد از چند عمل جراحي سرانجام چشم جوان دانشجو تخليه و پروتز جاي آن کار گذاشته شد. در عين حال شاکي از مراجع قضايي خواستار پيگيري موضوع شد.

وي در جلسه محاکمه يي که در اين خصوص تشکيل شد، گفت؛ شب نيمه شعبان بود و من با خانواده ام مانند هر سال تصميم گرفتيم به خيابان برويم و در جشن و سرور برپا شده شرکت کنيم. هيچ گاه باور نمي کردم که در چنين شبي يکي از روزنه هاي نگاهم به دنيا به اين سادگي بسته شود. آن شب از چند خيابان گذشتم. تا اينکه به ترافيک سنگيني نزديک شدم و در اين هنگام، نگاهم به صورت طبيعي به اين طرف و آن طرف افتاد. در همين زمان بود که ناگهان متوجه بد و بيراه گفتن پسر نوجواني شدم که در خودروي کناري من به رانندگي مشغول بود. ابتدا فکر کردم با من نيست، ولي بعد از چند دقيقه آن پسر از ماشين پياده و به سمت من حمله ور شد و شروع به کتک کاري کرد. او مدعي بود من به خانواده اش نگاه آلوده کرده ام. فهميدم آن پسر فرد شروري است. ديگر نمي توانستم تصميمي به جز مقاومت در مقابل او بگيرم، به همين دليل به زد و خورد پرداختم اما او ناگهان زنجير بلندي را از جيبش خارج و شروع به چرخاندن آن ميان مردم کرد و به سمت من آمد. سعي کردم از دستش فرار کنم، ولي نتوانستم و زنجير او به شدت به صورتم برخورد کرد و عينکم به گوشه يي پرت شد. نمي دانستم چه شده است و فقط به خوني که در چهره ام جاري شده بود توجه داشتم. بعد از اين ماجرا مرا به بيمارستان منتقل کردند و پزشکان گفتند به علت آسيب کلي چشم، قطعاً دچار نابينايي مطلق مي شوم.

شاکي ادامه داد؛ پس از چند روز متوجه شدم متهم در نزديکي محل سکونت ما زندگي مي کند و به جاي آنکه مرهمي بر زخم من بگذارد، مرتب تهديدم مي کند و با انداختن نامه هايي با مضامين محرک در خانه مرا آزار مي دهد. قصد داشتم از او بگذرم و با مجازات قانوني مناسب او را تنبيه کنم ولي ظاهراً اين رويه نتيجه بخش نيست و او بايد سزاي عملش را ببيند، بنابراين از دادگاه تقاضاي قصاص عضو دارم.

جوان مجروح پس از آنکه متوجه شد امکان اجراي حکم قصاص وجود ندارد ضمن اعتراض به اين موضوع بار ديگر به دادگاه مراجعه کرد و اين بار گفت؛ نمي دانم چه شد که خودروي من درست در مجاورت ماشين اين جوان و خانواده اش قرار گرفت و به دنبال آن متهم به بهانه يي با من درگير شد و چشمم را از من گرفت. نمي دانم او با توجه به اينکه پدر و مادرش را به همراه داشت چرا و به چه علت بايد زنجير خطرناک را در جيبش مي گذاشت.

وي ادامه داد؛ در جلسه اول بازپرسي اين فرد و خانواده اش من را مسخره کردند و سعي بر اين داشتند تا حقيقت را کتمان کنند اما حقيقت به درستي روشن شد. من با مجموعه رفتارهايي که شد و براي آنکه اين گونه حادثه ها تکرار نشود، از دادگاه کيفري تقاضاي قصاص دارم. 18 ماه از اين واقعه گذشت و خانواده متهم حتي براي دلجويي من يک بار هم اقدام نکردند و همين مساله باعث شد بيش از بخشش به قصاص او بينديشم.

اصرار جوان مجروح به اجراي حکم قصاص و اعلام ممکن نبودن آن از سوي پزشکان سبب شده اين واقعه به پرونده يي پيچيده تبديل شود و هنوز هيات قصاص نتوانسته اند در اين مورد تصميم قطعي اتخاذ کنند.

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
علم و فناوری