کد خبر ۴۶۳۱۰
تاریخ انتشار: ۱۰:۱۸ - ۱۰ تير ۱۳۸۷ - 30 June 2008
روزنامه‌هاي صبح امروز ايران در سرمقاله‌هاي خود به مهمترين مسائل روز كشور و جهان پرداخته‌اند كه گزيده برخي از آنها در زير مي‌آيد.

آفتاب يزد

روزنامه آفتاب يزد در سرمقاله امروز خود با عنوان دو دو تا حداكثر چند تا!؟ آورده است:

دو گفتگوي اخير رئيس جمهور و تأكيد او بر پيگيري طرح تحول اقتصادي، بار ديگر موجب شد كه عده‌اي از صـاحـب نـظـران و كـارشناسان و تعدادي از نمايندگان سرشناس مجلس، دغدغه‌ها و نگراني‌هاي خود نسبت به شرايط اقتصادي كشور را بيان كنند. در اين ميان، يك نكته تقريباً در همه اظهارنظرها وجود داشت كه نشان مي‌داد نـمـايـنـدگـان مـجلس – هفتم و هشتم – و نيز اغلب كارشناساني كه در خارج از حلقه مديريتي و كارشناسي دولـت نـهم هـسـتـنـد، در مـراحـل تدوين طرح حضور نداشته‌اند. همين مسئله موجب شد كه بار ديگر مكانيزم تصميم‌سازي و تصميم‌گيري در دولت دكتر احمدي نژاد در كانون توجهات قرار گيرد. اظهار نظرهاي اخير همچنين نشان داد حتي برخي از شركاي آقاي احمدي نژاد در اداره كشور يـعـنـي نـمـايـنـدگـان مـوثر مجلس، اميدي به پذيرش ديدگاههاي خود توسط دولت ندارند. آنها اين نااميدي را در قالب ارائه پيشنهاد رفراندوم مطرح كرده‌اند.

پيشنهاد رفراندوم از يكسو به اين معني است كه منتقدان، از نهايي شدن طرح در دولت و عدم تأثير مشاوره‌هاي بيروني بر سرنوشت آن مطمئن شده‌اند و از سوي ديگر، اطمينان دارند كه در يك رفراندوم عمومي، اكثريت مردم با مباني و مفاد طرح، موافقت نخواهند كرد و نگراني‌هاي موجود خودبخود برطرف خواهد شد.

الـبـتـه فرصت ديگري لازم است تا مشخص شود اينگونه برنامه‌ريزي‌ها براي اداره كشور، تا چه حد با شعار <كابينه 70 ميليوني> و نيز ادعاي <باز كردن حلقه مديريتي كشور> همخواني دارد. اما در اين مرحله، نمي‌توان دست بر روي دست گذاشت و دل به گزارش‌هاي يكطرفه‌اي خوش داشت كه دولتي‌ها در تمجيد از طراحي‌هاي خود ارائه مي‌كنند.

اين نكته از آن جهت اهميت دارد كه مسئولان دولت نــهـم، تــقــريـبــاً در مــورد هـمــه بــرنــامــه‌ريــزي‌هــا و سياست‌گذاري‌هاي پيشين خود نيز با همين حرارت و جـديـت سـخـن گـفـته‌اند و امروز نتايج برخي از همان روش‌هاي مديريتي و برنامه‌ريزي‌ها، در برابر چشمان مردم و كارشناسان قرار دارد.

رئيس كميسيون اقتصادي مجلس كه دو روز قبل با شـكـسـتـن <تـابو>ي رفراندوم، پيشنهاد همه پرسي در خصوص طرح تحول اقتصادي را مطرح كرده بود، ديروز در مجلس اظهار داشت: <خدا را شاهد مي‌گيرم كه در بررسي لايحه بودجه 85، هر چقدر جوش زدم و فرياد زدم، گوش نكردند و گفتند تورم نداريم...> اين روحاني وابسته بـه طيف اصولگرايان، سپس براي آنكه با برخي اتهام افكني‌ها مواجه نشود شهادتين خود را ادا كرد و گفت: <از فرط جوش زدن به خاطر بعضي اقدامات دولت، ممكن است در صحن مجلس جان بسپارم.> كلام آخرين رئيس كميسيون اقتصادي مجلس هم اين بود كه <مي‌خواهم كمك كنم به اين دولت تا تورم نيافريند.>

در ماههاي گـذشته، احمد توكلي و تعداد ديگري از اقتصاددانان مجلس هم اعلام كرده بودند كه در دو سال اخير ، بارها نسبت به تورم زا بودن بعضي لوايح دولت تذكر داده‌اند اما كسي گوش نكرده است.

البته رئيس كميسيون اقتصادي مجلس كه امروز از احتمال جان سپردن در صحن مجلس به خاطر <حرص خوردن از اقدامات دولت> سخن مي‌گويد، چند هفته قبل در توجيه سكوت مجلس هفتم در برابر تصميمات تورم‌زاي دولت نهم گفته بود: <اگر با بعضي درخواست‌هاي دولت مخالفت مي‌كرديم، به كارشكني در برابر رئيس جمهور محبوب متهم مي‌شديم!>

به هر حال آنچه كه امروز مي‌تواند مورد استناد قرار گـيــرد، دسـتــاوردهــا و نـتــايـجــي اســت كـه از نـحـوه تصميـم‌گيري‌هاي سه سال گذشته دولت حاصل شده است. عدم تغيير <مكانيزم تصميم‌گيري> در دولت و اصرار دولتي‌ها بر موفق جلوه دادن عملكرد گذشته خويش نيز ثابت مي‌كند كه اصولاً وجود اشكال شكلي و ماهوي در تصميم‌سازي‌ها و تصميم‌گيري‌ها، مورد پذيرش حاميان دولـت نهـم نمـي‌بـاشـد. حتـي بـرخلاف اجماع نسبي اصـولگـرايـان، اصلاح‌طلبـان و كـارشنـاسـان مستقل در اعتراض به بعضي از برنامه‌ريزي‌هاي دولت، حاميان رئيس جمهور معتقدند كه آنچه توسط دولت نهم انجام مي‌شود مورد تاييد اكثريت مردم قرار دارد. پس شايد بهترين كار آن باشد كه نمايندگان مجلس، اعتراض‌هاي پراكنده خود را به اراده‌اي جمعي تبديل و دولت را به برگزاري رفراندوم در بعضي موضوعات مهم– اقتصادي و غيراقتصادي – وادار نمايند. قاعدتاً دولت هم كه خود را مستظهر به پشتيباني قاطبه ملت مي‌داند از اين رفراندوم استقبال خواهد كرد. اگر اين همه پرسي، اعلام موافقت اكثريت مردم را بدنبال داشته باشد، دولت نهم در يكسال باقيمانده از دوره مسئوليت خود، با فراغ بال به انجام وظيفه براساس برنامه‌هاي خود ادامه خواهد داد و يا با كسب نظر از ديدگاه منفي مردم، تغيير رويكرد را خواهد پذيرفت. اما اگر دولت با رفراندوم مخالف باشد، نمايندگاني كه خود را براي جان دادن در صحن مجلس به خاطر اقدامات <حرص دهنده> دولت آماده كرده‌اند، لابد مي‌توانند در مرتبه‌اي پايين‌تر، اتهام افكني‌ها و حملات رسـانـه‌اي حـاميـان دولـت را تحمـل كننـد و بر اجراي پيشنهادهاي خود در اين خصوص پافشاري نمايند.

در غير اين صورت، شرايط فعلي اقتصادي – كه برخي عوامل بيروني از جمله تحريم‌ها و تورم جهاني نيز بر آن بي‌‌ تأثير نبوده است – مردم را در برنامه ريزي‌هاي اوليه اقتصادي دچار ابهام خواهد كرد و آنها به راحتي نخواهند توانست در محاسبات ساده يا پيچيده زندگي، مشخص كنند دو دو تا، حداكثر چند تا خواهد شد!‌

اعتماد ملي

روزنامه اعتماد ملي در سرمقاله امروز خود با عنوان انتشار خبر اختصاص بودجه چهارصد ميليون دلا‌ري براي انجام تحركات جديد عليه ايران، هرچند اقدام جديدي نيست، اما حامل يك پيام خاص است. به صورت سنتي در سال‌هاي اخير كنگره آمريكا رقم بيست ميليون دلا‌ر را جهت براندازي حكومت ايران و كمك به نيروهاي مخالف و ناراضي اختصاص مي‌داده است لذا به نظر مي‌رسد راهبرد آمريكا در خصوص جمهوري اسلا‌مي ايران تغيير ظريفي يافته است. از يك طرف افزايش بودجه دولتي عليه منافع ايران به آن معنا است كه آمريكا در ادامه سياست‌هايش با توفيق همراه نبوده و نيازمند افزايش فشار بر جمهوري اسلا‌مي است.

معناي ظريف ديگر افزايش بودجه عليه ايران كاهش احتمال استفاده از ديگر حربه‌ها بر ضد ايران است. از سوي ديگر آمريكا تعهداتي را كه در سال 1981 براي عدم مداخله در امور داخلي ايران سپرده بود، زير پا مي‌گذارد.

آمريكا نتايج لا‌زم از حمله به افغانستان و عراق را به دست نياورده است. هم در محاسبه زماني و هم هزينه‌هاي اختصاصي، واقعيت فراتر از آني بود و شد كه آمريكايي‌ها تنها تصور مي‌كردند. ‌ اختصاص ميلياردها دلا‌ر به بحران عراق، افزايش تعداد تلفات و كاهش شديد محبوبيت سران كاخ سفيد و انزجار عمومي از سياست‌هاي يك‌جانبه آمريكا، آنها را وادار نمود تا به اين تلقي پاسخ دهند كه چه بسا نيازمند تكميل پازل‌هاي بحران در منطقه خاورميانه هستند. ولي آمريكا نه در بعد نظامي شاهد دورنماي مثبتي بر ضد ايران است و نه اپوزيسيون مورد حمايت آمريكا از توان لا‌زم براي انجام تغييرات برخوردار است. ‌ لذا افزايش بودجه نظامي از سوي مقامات كاخ سفيد و انتشار آن توسط مجله نيويوركر و خبرنگار جنجالي آن سيمور هرش بيش از آنكه حاوي اطلا‌عات دقيق و يا رويكرد غيرمترقبانه‌اي باشد، مي‌تواند نوعي جنگ رواني در كنار ساير حلقه‌هاي اعمال فشار بر ايران است. با اين تصميم‌ها آمريكايي‌ها كه بي‌تدبيري خود را در امور مختلف نشان داده‌اند، تنها خوراك و دسترنج مختصري براي معدود فراريان و نمايشگران به‌ظاهر سياسي فراهم مي‌آورند تا از عافيت بي‌بهره نباشند. بايد به سران كاخ سفيد توصيه و تاكيد نمود راه تعامل آمريكا و ايران از طريق اختصاص بودجه‌هاي براندازي كه معادل پول قلك دانش‌آموزان ايراني هم نيست نمي‌باشد. از سوي ديگر پيام‌هاي متناقض آمريكايي‌ها در كميسيون مشترك امنيتي در عراق و اظهار علا‌قه كاندوليزا رايس براي ايجاد دفتر حفاظت منافع در تهران با اقدامات اينچنيني ناسازگاري دارد.نمي‌توان فرض كرد كه آنها آن‌قدر باهوش هستند كه زنجيره‌اي از رفتارهاي درغايت مشترك را به نمايش مي‌گذارند.
بيشتر بايد بر اين فرض پاي فشرد كه آمريكايي‌ها بيش از گذشته، سرگردان و فاقد راهبرد هستند. خصلتي كه به يك عادت در سياست خارجي آمريكا بدل شده است.

جمهوري اسلامي

روزنامه جمهوري در سرمقاله امروز خود با عنوان گفتا زكه ناليم ...! آورده است:
انتشار اخبار جديد درباره ابعاد ماجراي پاليزدار و اينكه وي توانسته با پشتوانه بعضي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و از طريق افرادي در بازرسي كل كشور اسناد برخي قراردادهاي سري نظامي را نيز به دست بياورد اين ماجراي كاملا مشكوك را وارد مرحله جديدي كرده و به آن ابعاد بيشتري داده است .

در اين زمينه چند نكته كليدي وجود دارد كه توجه به آنها به حفظ كيان نظام مربوط مي شود و نبايد از آنها غفلت كرد.

1 ـ مدافعان گروه پاليزدار اگر تاكنون بر اين نكته تاكيد مي كردند كه وي و همدستانش اقدام به افشاگري عليه كساني كرده اند كه به بيت المال دست اندازي داشته اند اكنون با توجه به كشف ابعاد جديد اين ماجرا نمي توانند با تكيه بر اين نكته به حمايت خود از اين گروه ادامه دهند. علاوه بر اينكه اتهامات مربوط به دست اندازي به بيت المال نيز صحت ندارد اصولا جمعاوري اسناد قراردادهاي نظامي آنهم از نوع سري آن چه ربطي به اين باصطلاح افشاگري دارد اين اقدام نشان ميدهد ماجرا بسيار فراتر از آنچه عده اي درصدد هستند وانمود كنند و سرانجام كار اين گروه را يك خطا تلقي نمايند و با يك صلوات پرونده آنها را مختومه نمايند مي باشد و نبايد از كنار آن به آساني گذشت .

2 ـ وجود چند نماينده مجلس در پشت اين ماجرا و حمايت هاي همه جانبه آنها از اين افراد قطعا اين نمايندگان را از اعتبار ساقط مي كند . به سراغ اسناد قراردادهاي نظامي سري رفتن هيچ ربطي به انجام وظيفه نمايندگي ندارد. حتي در چارچوب تحقيق و تفحص در دايره اي كه مجاز است نيز رفتار كاملا غيرعادي كه اين مجموعه از خود نشان داده اند و اسناد را در تعداد و اشكال متعدد تكثير نموده و در چندين محل جاسازي كرده اند با وظايف نمايندگي مجلس سازگاري ندارد. كار نمايندگان مردم در مجلس قانونگذاري بايد از ديگران شفاف تر باشد و هيچ زاويه اي با قانون پيدا نكند . پنهان كردن اسناد كشور در قالب اوراق و سي . دي در بيش از 10 مكان و حتي پنهان نمودن كامپيوتر مربوط به اين اسناد و فعاليت هاي مربوطه اقدامي خارج از چارچوب وظايف نمايندگي است و هيچ نماينده اي نمي تواند با قرار گرفتن در پشت سپر انجام وظايف نمايندگي براي خود مصونيت بسازد.

3 ـ با توجه به اين واقعيت ها قوه قضائيه بايد بدون ملاحظه و در نهايت قاطعيت با افراد خاطي حتي اگر نماينده مجلس هستند برخورد قانوني كند و ميان آنها و ساير افراد اين مجموعه تفاوتي قائل نشود. اكنون اين شبهه در جامعه مطرح است كه بانمايندگاني كه در اين ماجرا دست داشته اند به دليل وابستگي آنها به مراكز قدرت برخورد نمي شود. شايد قوه قضائيه چنين ملاحظه اي را در نظر نداشته باشد لكن براي آنكه به چنين چيزي متهم نشود بايد هر ملاحظه ديگري را نيز كنار بگذارد و با همه كساني كه در اين ماجرا دخالت داشته اند برخورد قاطع قانوني كند.

4 ـ اين واقعيت را نبايد ناديده گرفت كه ضعف برخورد با خطاكاران و متجاوزان به قانون موجب شده است عده اي راه هاي نادرستي را در پيش بگيرند و چنين تصور كنند كه اين قبيل كارها خدمت به جامعه محسوب مي شود. اين وجه خوشبينانه ماجراست صورت ديگر ماجرا كه شايد به واقع بيني نزديكتر باشد اينست كه عده اي با سواستفاده از زمينه پيش آمده در اثر كوتاهي در اعمال قانون و ملاحظه كاري ها اهداف سياسي خود را تحت عناويني از قبيل « افشاگري » دنبال مي كنند. قطعا اگر ملاحظه كاري ها كنار گذاشته شود و همه دستگاه ها بويژه قوه قضائيه به قانون عمل كنند و هيچكس و هيچ گروه را از شمول قانون استثنا نكنند ريشه اين قبيل سواستفاده ها نيز خشكانده خواهد شد.

5 ـ اكنون كه پاي اسناد قراردادهاي سري نظامي نيز به ميان آمده بررسي ها بايد فراتر از اغراض سياسي داخلي و گروهي و باندي صورت گيرد. احتمال وجود اهداف و اغراض مهمتري كه به خارج از مرزها مربوط ميشود را نبايد در اين ماجرا ناديده گرفت . حتي اگر درباره خود افراد خاطي نيز چنين احتمالي منتفي باشد از امكان وجود دست هاي پنهاني كه ممكن است گردانندگان پشت پرده اين ماجرا باشند نبايد غافل شد. حمايت شبكه هاي تبليغاتي خارجي از اين ماجرا بر اين حساسيت ميافزايد. پيگيري اين موضوع با اين نگاه مي تواند افق هاي جديدي را بگشايد و اگر بررسي ها دقيق باشد مي تواند به مسدود نمودن منافذ خطرناك منجر شود.

6 ـ از همه مهم تر زمينه سازي هائي است كه در طول ساليان متمادي براي بي اعتبار ساختن چهره هاي اصلي انقلاب صورت گرفته و راه را براي بازي هاي سياسي رسوائي از قبيل آنچه تحت عنوان هم قسم شدن عده اي براي باصطلاح افشاگري صورت گرفته هموار نموده است . قلم هاي بي پروا زبانهاي بي مهار و محافل منفي باف و توطئه گري كه در طول سالهاي بعد از جنگ خود را پشت نقاب هاي مذهب ارزش و اصلاحات پنهان كردند وبا اين سپرهاي بظاهر موجه هرچه خواستند عليه هر كس نوشتند و گفتند و طراحي كردند و متاسفانه يا با آنها هيچ برخوردي صورت نگرفت و يا توسط مراكز قدرت حمايت شدند بزرگترين مشوقان گروه هائي هستند كه امروز براي خود آنها نيز دردسرساز شده اند.

اين جماعت كه امروز از اين ماجراي مشكوك مينالند بايد آن روز كه اين شيوه آبروبري را براي اولين بار ديدند با آن برخورد مي كردند تا امروز همان چيزي كه آن روز تماشايش مي كردند و شاهد ساكتش بودند و سكوتشان هم نوعي حمايت تفسير مي شد به سراغ خودشان نيايد. كوتاهي هاي ايشان در اعمال قانون نسبت به قلم ها و زبان هاي بي مهار و برخورد با هتاكي ها و بي حرمتي هاي برنامه ريزي شده در محافل پنهان از مصاديق همان مصرع معروف شعر بلند گفتگوي عقاب با خود است كه در نهايت خود را مقصر دانست و : گفتا ز كه ناليم كه از ماست كه بر ماست !

آيا زمان آن فرا نرسيده است كه در اعمال قانون ملاحظات و مصالح را كنار بگذاريم و قلم ها و زبان ها را به حفظ حرمت انسان ها موظف نمائيم به نظر مي رسد اگر اين دو اصل تعطيل شده را احيا كنيم زمينه سواستفاده از همه كساني كه تحت عناويني از قبيل افشاگري اهداف و اميال خود را دنبال مي كنند از بين خواهد رفت و جلوي وارد شدن لطمات سنگين به نظام و چهره هاي خدوم نيز گرفته خواهد شد.

كيهان

روزنامه كيهان در سرمقاله امروز خود با عنوان كابوس آشفته فتنه جويان به قلم حميد اميدي آورده است:

مقام هاي رژيم صهيونيستي در ماههاي اخير تلاش زيادي كردند تا در ماجراي پرونده هسته اي ايران، دولت بوش را به تفكرحمله عليه ايران وادار نمايند. نشريه نيويورك تايمز به نقل از برخي از مقامات آمريكايي مي نويسد «دهها فروند جنگنده نظامي اسراييل ماه جاري ميلادي در رزمايش گسترده اي در درياي مديترانه شركت كردند كه به نظر مي رسد تمريني براي حمله هوايي به ايران بود.» ظاهراً اسرائيل با تمرينات نظامي اخير درپي القاي اين پيام است كه چنانچه در اين مسير آمريكا با رژيم صهيونيستي همراه نشود، به تنهايي توانايي انجام عمليات عليه تهران را دارد! آيا واقعاً چنين است؟ و آيا اساساً جنجال و بحراني كه غرب در ارتباط با مسايل هسته اي ايران به راه انداخته در شرايطي قرار دارد كه وارد فاز نظامي شود؟

جمهوري اسلامي ايران بارها اعلام كرده كه در چارچوبNPT و مقررات آژانس انرژي اتمي، فعاليت هاي هسته اي خود را ادامه مي دهد. بازرسي هاي مكرر و دوره اي آژانس و گزارش مقامات اين نهاد بين المللي كه متولي و ناظر قانوني امور اتمي در جهان است، به صراحت حكايت از شفافيت فعاليت هاي هسته اي ايران دارد. اما عليرغم اين موضوع و تحت تاثير تلاشهاي غرب، بويژه آمريكا، شوراي امنيت سازمان ملل دست به صدور قطعنامه هاي تحريم عليه منافع ايران زد و در نتيجه تنگناهاي حاصل از اين اقدام، پرونده هسته اي كشورمان را به چالش و سپس پاي ميز مذاكرات كشاند. به هر تقدير اكنون طرفين اين ماجرا به مذاكره و راه حل هاي ديپلماتيك تن داده اند و اساساً زمينه اي براي طرح گزينه حمله نظامي وجود ندارد. سفر اخير سولانا به تهران و ارايه بسته پيشنهادي 1+5 و مذاكراتي كه با مقامات هسته اي ايران صورت داد، جزء آخرين اقدامات اتحاديه اروپا و غرب براي پايان دادن به چيزي است كه آن را مناقشه هسته اي ايران مي خوانند.

خبر مربوط به تمرين نظامي اسراييل در درياي مديترانه كه گفته مي شد به منظور آمادگي براي حمله به ايران است، نه تنها از سوي مقامات اين رژيم تكذيب نشد، بلكه از سوي كاخ سفيد نيز مورد تاييد قرار گرفت. اين مساله نمايانگر آن است كه در شرايط پيش آمده رژيم صهيونيستي براي اثبات هويت جعلي خود نياز به عرض اندامي مجدد دارد و به همين دليل نگاه خود را معطوف به ايران كرده است. يك مقام اسراييلي دراين باره گفته است كه « ما درباره مانورهايي با طيف گسترده و شركت دهها فروند هواپيما در آن سخن مي گوييم كه با توجه به دامنه و مسافت هاي مورد نظر در اين مانورها، هدف از آنها به وضوح ايران است.» آيا رژيم صهيونيستي توان حمله به ايران را دارد؟!

اسراييل براي حمله به تاسيسات هسته اي ايران با اين پيش فرض كه تركيه اجازه استفاده از حريم هوايي كشورش را براي حمله به ايران ندهد، نيازمند گذر از حريم هوايي عراق كه در كنترل آمريكاست، مي باشد. به نظر نمي رسد در شرايط فعلي، آمريكا به رژيم صهيونيستي چراغ سبز نشان دهد چرا كه اولا بعد از جنگ 33 روزه لبنان و شكست مفتضحانه ارتش اسراييل از رزمندگان حزب الله، پنتاگون درمورد ظرفيت نظامي اسرائيل سؤالات جدي را مطرح كرده است. ثانياً از آنجا كه از نظر ايران آمريكا و اسرائيل دوقلوهاي به هم چسبيده اند، هرگونه احساس خطري از سوي هر كدام، منافع ديگري را به مخاطره خواهد انداخت و مسئله سوم و مهم براي آمريكا افزايش قيمت نفت به 200 و حتي 250دلار در صورت حمله اسرائيل به ايران خواهد بود. دولت بوش كه دنبال پيروزي مك كين، هم حزبي خود، در انتخابات رياست جمهوري آمريكاست، مايل نيست يك بحران اقتصادي جديد را بپذيرد و در اين ميان انتخابات را به رقيب وي، يعني اوباما، واگذار كند.

از اين رو خليل زاد، سفير آمريكا در سازمان ملل، در پاسخ به خبرنگاران كه در مورد گزارش هاي منتشر شده راجع به تمرينات نظامي اسرائيل و احتمال حمله اين رژيم به ايران از وي سؤال مي كردند پاسخ داد: ما در مرحله ديپلماسي بوده و خواستار حل و فصل ديپلماتيك اين مسئله هستيم. اين چيزي است كه ما بر آن تاكيد داريم.

رژيم صهيونيستي كه تنها دارنده زرادخانه هسته اي در منطقه است، راكتور هسته اي «اوسيراك» عراق را در سال 1981بمباران كرد و سپتامبر گذشته نيز منطقه اي را در سوريه هدف حمله مشابه قرار داد كه به ادعاي آمريكا محل يك راكتور مخفي احداث شده با كمك كره شمالي بود. آن روز كه اسرائيل به سوريه حمله هوايي كرد با علم به اين كه سوريه پاسخي به اين حمله نخواهد داد، تلاش مي كرد خود را پيروز اين نبرد نظامي نشان دهد تا شايد آبروي از دست رفته ارتش خود را بازگرداند، اما مسلماً در مورد ايران وضعيت فرق مي كند و ايران در مقام دفاع، تعرض هيچ متجاوزي را بدون پاسخ نمي گذارد.

«سام گاردنر» سرهنگ بازنشسته نيروي هوايي آمريكا كه هم اكنون در برپايي رزمايش براي آژانس هاي مختلف دولت آمريكا مشاركت دارد در اين باره مي گويد: «تاسيسات هسته اي ايران به حدي دور از يكديگر، متعدد و مستحكم اند كه اسرائيل قادر نخواهد بود آنها را از بين ببرد.»

جالب آنكه شبكه تلويزيوني الجزيره كه معمولاً عليه جمهوري اسلامي ايران موضع مي گيرد، طي نظرسنجي كه توسط پايگاه اينترنتي خود انجام داده و از شركت كنندگان سؤال كرده كه؛ آيا اسرائيل قادر است به ايران حمله كند؟ اعلام كرده است كه 70درصد شركت كنندگان به اين پرسش جواب منفي داده اند.

سازمان ملل نيز اولين قرباني هرگونه اقدام نظامي احتمالي اسرائيل عليه ايران خواهد بود. بان كي مون كه بارها سخنان دكتر احمدي نژاد در مورد رژيم صهيونيستي را محكوم كرده است، تاكنون به شكل غيرقابل توجيهي در مقابل تهديدات آشكار اسرائيل براي حمله به ايران، سكوت اختيار كرده است. بطور حتم عملكرد دوگانه سازمان ملل در قبال اين موضوع، ترديدهاي جدي در جامعه بين المللي درباره قابليت هاي اين سازمان جهاني در پيشگيري از وقوع يك جنگ عمده ديگر در خاورميانه، ايجاد كرده است. بان كي مون با ناديده گرفتن اعتراضات رسمي ايران به سازمان ملل درباره تهديدات علني رژيم صهيونيستي به معمولي ترين وظيفه رسمي خود يعني انتشار يك بيانيه درباره رفتار اين رژيم جنگ طلب نيز عمل نكرده است.

بدون ترديد يكي از اولين پيامدهاي چنين عملكرد جانبدارانه اي از سوي سازمان ملل، در صورت بروز يك جنگ ديگر در خاورميانه، موقعيت اين نهاد بين المللي را بيش از اين تضعيف خواهد كرد، چرا كه دنيا اين سازمان جهاني را به خاطر ناتواني در مديريت اين بحران مورد سرزنش قرار خواهد داد و در اين راستا، زمينه هاي منطقي براي لغو حق غيرقانوني و ناعادلانه «وتو» نيز فراهم مي آيد.

حمله نظامي به ايران عليه تاسيسات هسته اي آنهم از سوي رژيمي كه در برابر رزمندگان حزب الله و مردم بي دفاع غزه تاب مقاومت نمي آورد و تن به عقب نشيني و آتش بس و شكست مي دهد، اساساً امري محال و كابوسي آشفته براي فتنه جويان است؛ هماناني كه بقاء خود را در زوال ديگران مي جويند.

صداي عدالت

بيم‌ها و اميدها
محمد مهدي مظاهري

نزديك به سه دهه است بحث خاورميانه عاري از تسليحات هسته‌اي (‏WMDEZ‏) و امحاء تسليحات كشتار جمعي به شكل جدي‌تري از سوي مجمع عمومي سازمان ملل و كشورهاي مختلف جهان پيگيري مي‌شود؛ ولي به دلايل متعدد از جمله عدم الحاق رژيم صهيونيستي به دو پيمان اساسي (‏NPT‏) و (‏BTWC‏) مانع اصلي تحقق خواست كشورهاي منطقه بوده و است. لازم به ذكر است طرح اوليه خاورميانه عاري از تسليحات هسته‌اي براي اولين بار به شكل طرح مشترك از سوي ايران و مصر در سال 1974 تسليم مجمع عمومي سازمان ملل شد و با تلاش و همكاري دو كشور گام‌هاي اساسي براي تحكيم خلع سلاح هسته‌اي و جامه عمل پوشاندن به (‏WMDEZ‏) فراهم گشت. ولي همانطور كه ذكر شد بعد از وقوع انقلاب اسلامي و احساس خطر رژيم صهيونيستي از بيداري ملت‌هاي منطقه، اين رژيم با دهن‌كجي آشكار به تمام قطعنامه‌ها و پادمان‌هاي بين‌المللي مانع اصلي اجرايي شدن اين پيمان شد. ‏

در بررسي علل عدم تحقق طرح خاورميانه عاري از تسليحات هسته‌اي مي‌توان به موارد ذيل اشاره نمود:

1- تجربه احساس خود كوچك‌بيني و عدم داشتن عمق استراتژيك: توجيه مناسبي براي سران اين رژيم در دستيابي به تسليحات هسته‌اي فراهم بوده است. چرا كه انزواي ديپماتيك و وجود دشمنان زياد در اطراف دولت يهود دستاويز مناسب و عامل اصلي در عدم تمكين رژيم صهيونيستي در برابر مقررات و قوانين بين‌المللي بوده و است. لذا خوداتكايي و كاستن از تهديدات فزاينده به ظن سران رژيم صهيونيستي، آن را به سوي تسليحات هسته‌اي كشانده است. ‏

‏2- تجربه اصلي بازدارندگي: جنگ‌هاي گذشته با اعراب سران رژيم صهيونيستي به اين باور رسانده است نه تنها راه مقابله با نيروهاي نظامي دشمن و رفع هرگونه تهديد احتمالي،‌اتكا به تسليحات هسته‌اي بر اساس اصل بازدارندگي است. به‌طوري‌كه برخي از استراتژيست‌هاي رژيم صهيونيستي اذعان مي‌دارند تجهيز اين رژيم به تسليحات هسته‌اي باعث شد كه در جنگ 1967 و 1971 اعراب از گسترش جنگ به داخل سرزمين‌هاي اشغالي خودداري ورزند و بطوريكه موشه آرنز در تهديد آشكارا اعراب اعلام كرد "اگر اعراب نفت دارند ما كبريت داريم" يا در جنگ خليج‌فارس رژيم بعث به رغم ادعاهاي واهي مبني بر حمله مستقيم به اسرائيل به دليل تبعات حملات تلافي‌جويانه و ترس از بكارگيري تسليحات اتمي از سوي اين رژيم از درگيري مستقيم خودداري ورزيد. ‏

‏3- حفظ برتري نظامي: وسعت كم و نداشتن جمعيت بالا و عدم توانمندي مناسب نظامي براي تداوم جنگ به مدت طولاني باعث شده است كه سران رژيم صهيونيستي ضمن اذعان به ضعف‌هاي استراتژيك خويش،‌ تنها راه مقابله با جنگ‌هاي فرسايشي و مقابله با نيروي نظامي اعراب را در وارد آوردن حملات پيشگيرانه كشتار جمعي حتي در صورت لزوم سلاح هسته‌اي جست‌وجو كنند. ‏

‏4- سياست يك بام و دو هواي غرب: در حالي كه ايران و ديگر كشورهاي مسلمان منطقه، حتي از استيفاي حق طبيعي خويش بر اساس مفاد پيمان ‏NPT‏ در موارد صلح هسته‌اي محروم هستند و هرگونه فعاليت آنان برهم زننده امنيت و توازن قوا در منطقه اعلام مي‌گردد. رژيم صهيونيستي با حمايت آشكار غرب تلاش گسترده‌اي را در انباشت و تجهيز تسليحات هسته‌اي و ديگر سلاح‌هاي كشتار جمعي فراهم نموده است. بنا به اعتراف وانوفو دانشمند اسرائيلي و نيز عكسبرداري‌هاي هواپيماهاي جاسوسي غرب، عمده فعاليت اين رژيم در نيروگاه ديمونا و ذكر يا صورت مي‌گيرد. در شرايط فعلي نيز اين رژيم با داشتن 200 كلاهك هسته‌اي ششمين عضو باشگاه هسته‌اي كشورهاي جهان است. در واقع رفتار دوگانه غرب و حمايت از تجهيز اين رژيم به گسترش تسليحات هسته‌اي مانع اصلي تحقق روياي خاورميانه‌اي عاري از تسليحات هسته‌اي بوده و است. ‏

‏5- حفظ آپارتايد هسته‌اي: همانطور كه گفته شد اين رژيم با حمايت غرب امكان كوچكترين فعاليت هسته‌اي حتي به شكل صلح‌آميز را نيز از سوي كشورهاي منطقه برنمي‌تابد و آن را تهديدكننده امنيت ملي خود مي‌داند به‌طوري‌كه اين رژيم در سال 1982 راكتور هسته‌اي عراق معروف به تموز (‏TAMUZ‏) را بمباران كرد و آن را حق طبيعي خويش دانست. در وضعيت فعلي نيز با بي‌شرمي آشكار اين رژيم با وجود داشتن تسليحات هسته‌اي و تبديل شدن به مصدر ناامني در منطقه، انگشت اتهام را به سوي ايران دراز كرده و از قصد خويش براي حمله به ايران بحث مي‌كند. در خاتمه بايد گفت، تلاش‌هاي جهاني و طرح‌هاي مشترك كشورهاي مسلمان منطقه فقط در صورتي بعد عملي خواهند گرفت كه حاميان جهاني رژيم صهيونيستي بپذيرند كه تسليحات كشتار جمعي اين رژيم، مانع اصلي صلح و ثابت در منطقه بوده و تا زماني كه رفتار دوگانه غرب در برخورد با مسائل هسته‌اي منطقه تداوم داشته باشد؛ روياي بزرگ خاورميانه عاري از تسليحات هسته‌اي محقق نخواهد شد و همچنان سايه شوم و هراسناك تهديدات اتمي اين رژيم بر منطقه گسترده‌تر خواهد شد. از اين روز براي تحقق اين روياي بزرگ، مجامع بين‌المللي و كشورهاي مسلمان منطقه ضمن رايزني‌هاي ديپلماتيك با همديگر، بايد زمينه را براي اجرايي‌شدن سه معاهده ‏NPT،BWC‏ و ‏CWC‏ و الحاق اين رژيم به كنوانسيون‌هاي مذكور فراهم سازند.‏

مردم‌سالاري

حساب ذخيره ارزي را خالي نكنيم
كيان راد

برداشت مبلغ كلان ديگري از صندوق ذخيره ارزي نشان مي دهد كه با وجود انتقادهايي كه در گذشته در زمينه برداشت بي رويه از اين صندوق صورت گرفته بود، هنوز هيچ چاره اي براي رفع اين مشكل انديشيده نشده است. بيهوده نيست كه براساس آمار بين المللي، ايران از نظر شفافيت عملكرد حساب ذخيره ارزي از 10 نمره، نمره 2 گرفته است. چرا كه با برداشت هاي بي رويه از اين حساب، منابع ارزي موجود در آن صرف هر كاري مي شود به جز سرمايه گذاري هاي زيربنايي.

البته در اين موضوع ترديدي نيست كه وقوع خشكسالي شديد در كشور، خسارات فراواني به مردم و به ويژه كشاورزان و دامداران وارد كرده كه بايد به طريقه اي جبران شود. اما قرار نيست جبران هر خسارتي از حساب ذخيره ارزي صورت گيرد. اگر قيمت نفت به حدي كم بود كه پولي در حساب ذخيره ارزي اندوخته نمي شد - كما اينكه در دوره اول رياست جمهوري سيد محمد خاتمي اينگونه بود - تكليف خسارت ديدگان از خشكسالي و ساير حوادث غيرمترقبه چه بود؟ آيا نبايد در كشوري حادثه خيز همچون ايران بودجه اي به اين منظور پيش بيني شود؟

حال، فرض كنيم كه اين پيش بيني ها صورت نگرفته و براي جبران خسارات وارده به مردم ناشي از خشكسالي، چاره اي جز برداشت از حساب ذخيره ارزي نيست.

در مورد واردات كالاها چه بايد گفت؟ تا چه زماني نيازمند واردات كالاها و اجناسي همچون ميوه و مركبات هستيم؟ آيا نمي توان با يك برنامه ريزي دقيق و با حمايت از كشاورزان، خسارات را كاهش و ميزان توليد را افزايش داد؟ چرا بايد همواره پشت حوادث غيرمترقبه مخفي شويم و هيچ مشكلي را به گردن نگيريم؟ بايد باور كنيم كه در برخي حوزه ها ضعف داريم و اين ضعف ها را بايد رفع كنيم.

با برداشت بي رويه از حساب ذخيره ارزي مشكلا ت ما به طور ريشه اي حل نمي شود. بايد بررسي كنيم كه چرا نروژ كه كشور كم سابقه اي از نظر توليد نفت است در رتبه اول بهره گيري مطلوب و شفاف از حساب ذخيره ارزي قرار دارد و كشور ما با صد سال سابقه توليد نفت هنوز در ابتداي راه است؟ اي كاش به جاي برداشت از حساب ذخيره ارزي براي رفع نيازهاي مصرفي، به سرمايه گذاري هاي ساختاري و زير بنايي بپردازيم و مثلا با تامين بودجه مورد نياز براي افتتاح فازهاي 9 و 10 ميدان گازي پارس جنوبي از بروز مشكل كمبود گاز درسال جاري جلوگيري به عمل آوريم. به نظر شما برداشت از حساب ذخيره ارزي براي رفع نيازهاي مصرفي مهم تر است يا رفع نيازهاي زيربنايي و ساختاري؟ اي كاش كمي بيشتر بينديشيم و حساب ذخيره ارزي را بيهوده خالي نكنيم.

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
علم و فناوری