کد خبر ۴۶۹۵۸
تاریخ انتشار: ۱۰:۵۷ - ۱۸ تير ۱۳۸۷ - 08 July 2008
روزنامه‌هاي صبح امروز ايران در سرمقاله‌هاي خود به مهمترين مسائل روز كشور و جهان پرداخته‌اند كه گزيده برخي از آنها در زير مي‌آيد.
كيهان

روزنامه كيهان در سرمقاله امروز خود با عنوان "كوچه هاي بن بست بغداد" به قلم سعدالله زارعي آورده است:

سه روز پيش يكي از مقامات كاخ سفيد و وزير خارجه عراق بطور همزمان از «پيشرفت در مذاكرات طرفين در توافقنامه امنيتي، سياسي و اقتصادي» خبر دادند و بسياري از خبرگزاري ها زمان امضاي اين توافقنامه را نيمه دوم مرداد ماه آينده اعلام كردند.

در ارتباط با اقدامات جديد آمريكا براي واداشتن طرف عراقي به تسليم چند نكته اساسي وجود دارد:

1- در روند جديد بار اصلي مذاكره از مجموعه شيعيان و سني ها برداشته شده و سكولارهاي كرد عراق ميدان دار توافقنامه امنيتي شده اند. سفر سه هفته پيش جلال طالباني رئيس جمهور و سفرهاي مكرر وزير خارجه عراق- هوشيار زيباري- به واشنگتن و مواضعي كه از سوي اين گروه در رابطه با حصول توافق بين مقامات مذاكره كننده عراقي با مقامات آمريكايي بطور رسمي اتخاذ شده است، از نقش آفريني كردها حكايت مي كند. در عين حال دخالت همزمان طالباني- رئيس جمهور و رهبر اتحاديه ميهني- و وزير كرد خارجه و عضو حزب دمكرات كردستان - زيباري- نوعي رقابت ميان دو حزب دمكرات و اتحاديه ميهني را تداعي مي كند. به عبارت ديگر آمريكا با برقراري نوعي خاص از رابطه ميان دو گروه كردي تلاش كرده است تا از حيثيت آنان براي پيشبرد طرح خود- كه عراقي ها آن را نمي پذيرند- استفاده نمايد. چند هفته پيش خبرگزاري فرانسه از تلاش مسعود بارزاني رئيس اقليم كردستان براي در اختيار گرفتن پست رياست جمهوري عراق و حذف اتحاديه ميهني خبر داده بود.

2- آمريكايي ها طي هفته هاي گذشته طرح بديلي را ارائه كردند كه براساس آن دستگاه سياسي اين كشور در مقايسه با روند قبلي، با سرعت كمتر و ظرافت بيشتر به اهداف توافقنامه عراق، آمريكا (sofa) دست مي يابد، براساس يكي از بندهاي طرح جديد كه چهار روز پيش، بوش آن را كاملا به نفع مردم عراق توصيف كرد، به جاي اعمال فراگير كاپيتولاسيون، مصونيت قضايي نيروهاي آمريكا در عراق- كه اينك مجموع نظاميان، شبه نظاميان و غيرنظاميان اين كشور در عراق به بيش از 300هزار نفر مي رسد- اين مصونيت از «نظاميان در حال مأموريت» آغاز مي شود ولي گام به گام همه شهروندان آمريكايي مستقر در عراق را دربر مي گيرد. براساس يكي ديگر از بندهاي طرح جديد، آمريكايي ها پس از نايل شدن به توافق كامل و قانوني با عراقي ها- يعني تصويب در پارلمان از طريق اعمال فشار سياسي بر طيف هاي تشكيل دهنده آن و برگزاري «رفراندوم هدايت شده»، نيروهاي خود را به حدود 55000 نفر تقليل مي دهند و در عين حال اجازه افزايش اين تعداد به حدود 100هزار نفر را دريافت مي كنند و سپس مازاد نيروهاي موجود را به خارج از عراق- و نه الزاماً به پايگاه هاي خود در آمريكا- انتقال مي دهند.

براساس يكي ديگر از بندهاي طرح جديد آمريكا كه بعضي از رسانه هاي عراق آن را درز داده اند، آمريكايي ها به جاي اصرار بر استقرار 14 پايگاه بزرگ و كوچك نظامي، به استقرار حدود 19 كنسولگري در 19 استان اين كشور با استعداد حدود 10هزار ديپلمات! روي آورده اند.

اينها اگرچه عنوان ديپلماتيك دارند ولي در عمل «ژنرال هاي يقه سفيد» هستند كه در پوشش ديپلمات به اقدامات امنيتي و سياسي خاص- به منظور كنترل فضاي سياسي عراق- مبادرت خواهند ورزيد. به عبارت ديگر آمريكايي ها ابعاد طرح قبلي خود را كه با واكنش شديد مراجع و مردم عراق مواجه و از سوي نخست وزير عراق رسماً رد شد، بازسازي كرده و با پوشش نرمي ارائه كرده اند ولي در نهايت بازگرداندن گام به گام عراقي ها را به همان اتفاقيه مدنظر دارند.

3- آمريكايي ها در روند جديد، تغيير شرايط داخلي عراق را در دستور كار خود قرار داده اند. اين تغيير شرايط به ناچار بايد بر بستر قانون اساسي و نظم جديد عراق صورت پذيرد و در نهايت به نفي آن بيانجامد. بر همين اساس، آنان به نتايج انتخاباتي شوراهاي شهر و روستاي عراق- كه طي4 ماه آينده برگزار خواهد شد- و نيز به نتايج انتخاباتي مجلس نمايندگان عراق- كه در آذرماه سال آينده برگزار مي شود- چشم دوخته و براي آن دست به طراحي خاص زده اند. آمريكايي ها، براساس گزارش «انتوني كردزمن»- رئيس مركز مطالعات استراتژيك واشنگتن- در نظر دارند با خلع يد دولت و مجلس عراق و يا با ارعاب اين دو نهاد قانوني و مردمي، انتخابات شوراها را با «چتر سازمان ملل» برگزار نمايند و از سوي ديگر مانع ارائه ليست هاي انتخاباتي از سوي گروه هاي شناخته شده عراق- كه اينك اكثريت پارلماني و اكثريت كرسي هاي كابينه را در اختيار خود دارند- گردند و به اسم انتخابات آزاد جريانات متمايل به خود را در شوراهاي شهر و روستا- كه قدرت اصلي استان ها و شهرستان ها را تشكيل خواهند داد و موفقيت دولت مركزي در گرو همكاري آنان با دولت است- به قدرت برسانند.

اخيراً ژنرال پترائوس- فرمانده نيروهاي آمريكايي در عراق- با صراحت از تصميم آمريكا براي برقراري انتخابات آزاد به گونه اي كه سكولارها بتوانند جايگاه مناسبي در دولت و مجلس پيدا كنند، سخن گفت و اضافه كرد كه «اين موضوع را به نخست وزير عراق متذكر شده است»!

آمريكايي ها اميدوارند از طريق مدل سازي انتخابات شوراها بتوانند بر انتخابات آينده مجلس نمايندگان عراق نيز اثر بگذارند و در نهايت به روي كار آوردن يك دولت متمايل به خود نايل گردند. آمريكايي ها از اين طريق- كاملا غيرقانوني و اغتشاش گرايانه- درصدد تحول اساسي در عراق و تشكيل يك حكومت سكولار كه كاملاً با اتفاقيه عراق هماهنگ باشد، هستند. برهمين اساس در گزارش اخير فرمانده نظاميان آمريكايي در عراق به كنگره به نحو كنايه آميزي نوشته شده بود: «موضوع اصلي فعاليت هاي فعلي آمريكا در عراق، عملياتي نمودن رويه هاي مختلف در 12 تا 14 ماه آينده مي باشد.»

4- آمريكايي ها براي اعمال فشار بر دولت كنوني عراق و تضعيف آن بازي چندگانه اي را به مرحله اجرا گذاشته اند. آنان از يك سو روي امضاي توافقنامه توسط چهره هاي سياسي مسئول شيعه- و به طور مشخص نوري مالكي نخست وزير و عبدالعزيز حكيم رئيس ائتلاف يكپارچه شيعه عراق- پافشاري مي كنند. چرا كه مي دانند امضاي مسئولان كردي عراق نمي تواند معرف امضاي عراق باشد. از سوي ديگر مانورهاي زيادي روي جدا كردن كردها از شيعيان- كه بقاي دولت ائتلافي نوري مالكي تا حد زيادي به تداوم ائتلاف شيعيان و كردها بستگي دارد- انجام مي دهند و تلاش مي كنند تا به تدريج ادبيات آرام حاكم ميان اين دو طايفه را به ادبيات پرخاشجويانه عليه يكديگر تبديل كنند. نظير واكنش تند و همزمان نماينده مقتدا صدر و علي الاديب عضو برجسته حزب مالكي عليه مصافحه طالباني و باراك وزير كار رژيم صهيونيستي (كه در حاشيه اجلاس سوسياليست هاي ايتاليا با تلاش محمود عباس صورت گرفت). اقدام بعدي آمريكايي ها ايجاد اختلاف ميان شيعيان عراق و تبديل آنان به دو گروه موافق و مخالف دولت مي باشد.

در يك جمع بندي كلي بايد گفت اقدامات اخير آمريكايي ها كه از روزهاي آغازين سال 2007 ميلادي شروع شده، اينك از ورود اين كشور به عمليات سياسي خبر مي دهند. مقامات سياسي و نظامي واشنگتن از دامنه حساسيت خود بر روي تحولات جاري افغانستان، فلسطين، لبنان و هر جاي ديگر، تا حد زيادي كاسته و بر افزايش حساسيت روي هر نوع رخداد در جغرافياي عراق متمركز كرده اند از نظر آنان عراق نقطه ثقل حركت در خاورميانه به حساب مي آيد.

اما آيا آمريكايي ها مي توانند به «نقشه راه» خود در عراق جامه عمل بپوشند و به اهداف خود دست پيدا كنند؟ بررسي شرايط عراق بيانگر آن است كه هر روز بر دامنه بي اعتمادي طيف هاي مختلف عراقي نسبت به نيات و اقدامات آمريكا از يك سو و همگرايي ميان طيف هاي عراقي افزوده مي شود. همين دو- سه روز پيش عدنان الدليمي رئيس جبهه توافق عراق- بزرگترين فراكسيون اهل سنت در مجلس- از بازگشت 5 وزير سني به كابينه عراق و توافق كامل با نوري مالكي خبر داد و يك عضو ديگر اين فراكسيون- شذي العبسي- از وجود 23 هزار زنداني عراقي دربند آمريكا كه 500 تن از آنان را كودكان زير 17 سال و حداقل 12 نفر از آنان را زنان بي گناه عراقي تشكيل مي دهند، انتقاد كرد و همزمان با آن پليس عراق در هفته گذشته از كشف يك زندان سري و جسد 7 عراقي در نزديكي سامرا خبر داد و آمريكايي ها را عامل آنها دانست و حسن السنيد عضو شيعه كميسيون امنيتي مجلس عراق اظهارنظر مقامات كردي عراق در مورد نزديك شدن به توافق با آمريكايي ها بر سر اتفاقيه را رد كرد و گفت: دولت عراق هرگز تسليم جدول زماني آمريكايي ها- پايان ماه جولاي- براي امضاي توافقنامه امنيتي با واشنگتن نمي شود» در همان حال همزمان با پيوستن سني ها به كابينه نوري مالكي، جريان صدر از توافق امنيتي با دولت نوري مالكي تحت عنوان «بشارت هاي صلح» خبر داد. از همين رو به نظر مي رسد كه به موازات پيچيده تر شدن طرح آمريكا براي تسلط بر عراق، طيف هاي مختلف عراقي به يكديگر نزديكتر مي شوند و در اين بين آمريكايي ها نمي توانند با دستيابي به توافق امنيتي با بخشي از جريان كرد- يعني حزب دمكرات كه دولت اقليم كردستان عراق را در اختيار دارد- به تزلزل در ساختار امنيتي و سياسي عراق- و به طور مشخص انحلال دولت مردمي اين كشور- دست پيدا كنند.

اما از آن طرف بايد گفت كه «بيداري» مهمترين عنصر برهم زننده طرح هاي آمريكايي در عراق و ساير كشورهاي اين منطقه است. در اين ميان آمريكايي ها كه اين روزها به خواب سنگين عراقي ها نيازمندند، هرگونه اقدام در جهت بيدارسازي مردم را دخالت يك كشور همسايه در كار كشور همسايه ديگر معرفي مي كنند و اين در حالي است كه خود با بيش از 300هزار نيروي نظامي و سياسي بر مقدرات عراق حاكم شده اند. اما اين وظيفه حساس ديني و قانوني ترين كاري است كه يك همسايه در راستاي منافع عمومي منطقه- و طبعاً منافع ملي كشور خود- مي تواند و بايد تعقيب نمايد.

آفتاب يزد

روزنامه آفتاب يزد در سرمقاله امروز خود با عنوان "حكومت زميني ترازوي آسماني!‌" آورده است:

بسياري از وابستگان به دولت نهم و حاميان ويژه آن تـلاش مـي‌كـنـنـد رئـيس جمهور و دولت محبوب خود را پـديـده‌اي متفاوت نسبت به روساي جمهور و دولت‌هاي پيشين جمهوري اسلامي معرفي كنند. آنها براي اثبات اين تفاوت، از يكسو به اتهام افكني‌هاي بعضاً غيرمنصفانه عليه مـسـئـولان قـبلـي روي مي‌آورند و از سوي ديگر ادعاهايي در خصوص موفقيت‌هاي مشعشع و بي نظير دولت نهم مطرح مي‌نمايند. اين نوشتار در حال حاضر به دنبال ارزش‌گذاري بر اين روش حاميان دولت نيست زيرا به نظر مي‌رسد تغييرات گسترده در شرايط اقتصادي و اجتماعي، قضاوت مردمي در خـصـوص دولـت نـهم را آسان كرده است. اما آنچه اين يادداشت به آن مي‌پردازد مبتلا شدن عده‌اي از حاميان دولت فعلي به همان بليه‌اي است كه برخي طرفداران دولت‌هاي قبلي به ويژه دولت سازندگي را گرفتار كرده بود.

در آن زمان، براي رئيس دولت چهره‌اي مقدس ترسيم مي‌شد كه مخالفت با او، تا حد دشمني با پيامبر (ص) قبيح بود. رسانه ملي و برخي حاميان آن دولت هم آنقدر بر موفق جلوه دادن دولت سازندگي اصرار داشتند كه هر كلنگ‌زني را تا حد فتح‌الفتوح بالا مي‌بردند. آنها همچنين، بارها ثابت كردند كه هيچ علاقه‌اي به انعكاس كمبودها، ضعف‌ها و همچنين مفاسد موجود در بدنه مديريتي كشور ندارند. در دوره خاتمي نيز عده‌اي از همراهان افراطي او، از اينكه همان شرايط تكرار شود ناراضي نبودند، اما عدم هماهنگي رسانه ملي با اين سياست و حضور برخي مخالفان جدي خاتمي در اركان قدرت، اين شانس را از طرفداران افراطي سلـب كـرد. ايـن در حـالي است كه عليرغم ادعاهاي فراوان در خصوص <متفاوت بودن> دولت نهم – به ويژه در مقايسه با دولت رفسنجاني – به نظر مي‌رسد شرايط تبليغي و رسانه‌اي، در حال بازگشت به قبل از سال 76 – زمان انتخاب خاتمي– است. ‌ ‌

البته اين بار، شروع رفتارهاي سابق كمي مشكل بود. زيرا احمدي‌نژاد تا قبل از انتخاب به رياست جمهوري، چهره‌اي مشهور در سطح عالي نظام نبود و پيشينه او به لحاظ انقلابي و نزديكي با امام و رهبري نيز به هيچ وجه قابليت مقايسه با رفسنجاني نداشت. اما به نظر مي رسد شتاب حاميان دولت بـراي رسيدن به شرايط تبليغي مربوط به دوره سازندگي‌برخي ضعف‌هاي موجود در اين زمينه را برطرف كرد، به طوري كه امروز از يكسو ، انتخاب رئيس جمهور فعلي به امور آسماني پيوند زده مي‌شود و از سوي ديگر اصرار عجيبي وجود دارد كه بسياري از مخالفان و منتقدان دولت، داراي انواع مفاسد، رذايل و ضعف‌هاي مديريتي معرفي شوند. متاسفانه اين روش، برخي از منتقدان را نيز تحت تأثير قرار داده است به طوري كه آنها خود را ملزم مي‌دانند انتقادهاي احتياط‌آميز را با مقدمه‌اي سراسر تعريف و تمجيد از دولت و شخص رئيس جمهور مزين نمايند و آنگاه با استفاده از لفافه‌هاي پيچ در پيچ، انتقادها را مطرح نمايند. البته فضاسازيهاي رسانه‌اي و تريبوني، بعضاً همين مقدار از نقد را نيز آنقدر به تأخير مي‌اندازد تا جايي كه كار از كار مي‌گذرد و نهايتاً، مردم قصه <انتقاد> را مي‌شنوند؛ بدون آنكه فايده‌اي از نقادي ببرند.

بهترين نمونه براي اثبات اين مدعا، مشكلات اقتصادي كشور و نقش سياست‌ گذاري‌هاي دولت نهم در اين زمينه است. در دو سال اخير تعدادي از اقتصاد دانان اصولگرا، به صراحت اعلام كرده‌اند كه از ابتدا، برخي از برنامه‌هاي اقتصادي دولت نهم را <تورم‌زا> و <مشكل‌ساز> مي‌دانسته‌اند اما سكوت كرده‌اند تا به كارشكني در برابر دولت متهم نشوند! تعداد ديگري هم مدعي هستند كه <آنها هشدار داده‌اند – لابد به صورت محرمانه – اما كسي به هشدار آنها توجه نكرده است.> اكنون در آستانه ارائه طرح تحول اقتصادي رئيس جمهور، همين وضعيت در حال تكرار است. نگاهي به انتقادهاي مطرح شده توسط تعدادي از نمايندگان اصولگراي مجلس، نشان مي‌دهد كه اكثر آنها، هم نسبت به اين طرح نگراني دارند و هم خود را موظف مي‌دانند انـگيزه رئيس جمهور را بستايند و <نيت خير> او را عاملي در بـررسي‌هاي كارشناسي خود قرار دهند. در حالي كه نتيجه دخالت دادن انگيزه‌ها و خصلت‌هاي شخصي در بررسي‌هاي كارشناسي، در سال‌هاي گذشته بارها تجربه شده و در يكي دو سال اخير نيز دستاورد آن به صورت ملموس در اختيار مردم است.

نگارنده نيز مانند حاميان دكتر احمدي نژاد، بر پركاري و انگيزه او براي حل مشكلات مردم صحه مي‌گذارد اما فراموش نكنيم كه دولت فعلي و رئيس آن، يك دولت و رئيس زميني هستند كه توسط مردم مومن ايران انتخاب شده‌اند ولذا ارزيابي عملكرد آنها بايستي با ترازوهاي زميني و معيارهاي كاملاً انساني انجام گيرد نه معيارهاي آسماني كه هيچ كس جز حضرت حق، بر آنها تسلط ندارد. قطعاً ايمان و بندگي يك رئيس، او را در انجام وظايف خود يـاري خواهد كرد. اما ارزيابي معنوي و اجردهي به نيت، از صلاحيت انسان‌هاي جايز الخطا خارج است و تنها معيار قابل اتكا براي ارزيابي عملكرد يك مسئول زميني، نتايج حاصل از عملكرد اوست نه اميد بستن مطلق به خيرخواهي و انگيزه مقدس او. ‌ ‌

بارها در همين ستون كلام امام علي (ع) نقل شده كه فرموده است <خود را از اينكه مرتكب خطا شوم بالاتر نمي‌دانم.> در اين شرايط، هر كس با كنارگذاشتن مترها و معيارهاي انساني، بررسي عملكرد يك مدير يا تحقيق در مورد برنامه‌هاي بعدي او را تنها با دلخوشي نسبت به <خوش نيت> بودن، پيگيري كند، حتي به آن مدير خدمت نكرده است؛ ضمن آنكه گاه هزينه‌هاي تحميل شده به مردم به هيچ وجه قابل جبران نخواهد بود.

دعوت رئيس جمهور از كارشناسان اقتصادي، نشان مي‌دهد كه او نيز حاكميت معيارهاي علمي و انساني را لازمه موفقيت برنامه‌هاي خود مي‌داند. پس بهتر است حـامـيـان و مـنـتقدان او نيز ترازوهاي زميني را جايگزين مـعـيـارهـايـي نمايند كه بعضاً براي محك زدن مديران و كارگزاران حكومتي، به كار گرفته مي‌شود. آنها بايد مطمئن باشند كه امدادهاي غيبي – كه به وجود آنها ايمان داريم – در عملكرد مديران نمايان مي‌شود و نتايج آن نيز با همان معيارهاي زميني، قابل تشخيص مي‌باشد.

اعتماد ملي

روزنامه اعتماد ملي در سرمقاله امروز خود با عنوان "مي‌توان اميدوار بود" آورده است:

از مجموع شواهد و قرائن چنين برمي‌آيد كه گويا قرار است مسير پرونده هسته‌اي در جهتي مطلوب قرار گيرد. بررسي و تحليل گفتمان حاكم در هفته‌هاي اخير در ميان متوليان سياست خارجي و راهبردي ايران و مقامات 5+1 گوياي اين حقيقت است كه طرفين از طرح مواضع احساسي و هيجاني فاصله گرفته، درصدد دستيابي به فرمولي خردمندانه براي نيل به يك راه‌حل منطقي و بين‌الطرفيني هستند. از آغاز هم چنين انتظاري از طرفين مي‌رفت. ايران كشوري حساس، پرقدرت و اثرگذار است. ايران در يكي از حساس‌ترين نقاط ژئوپليتيك جهان قرار گرفته است. بيش از 40 درصد انرژي جهان از منطقه‌اي مي‌گذرد كه ايران بالا‌ترين مرزهاي آبي و خشكي را در آن دارد.

از سوي ديگر وجود دو بحران افغانستان و عراق و وجود نيروهاي آمريكايي و ناتو، خواسته يا ناخواسته منطقه را در آستانه برخورد و چالش قرار داده است.

در اين ميان غرب به صورت غيرمنطقي بر خواسته‌هاي خود پافشاري مي‌كرد و ايران نيز خواستار حفظ شأن و منزلت خود بر اساس وزن و جايگاه خويش در منطقه و جهان بوده است.

روشن است اصرار براي مقابله و تقابل طرفين به نفع هيچكدام نخواهد بود. تنش هم به ضرر غرب و هم به نفع ايران نبوده و نخواهد بود. ايران در سال‌هاي پس از جنگ، قدم‌هاي بسيار بلندي به سوي پيشرفت و اصلا‌ح زيرساخت‌ها برداشته است. حجم سرمايه‌گذاري‌ها در ايران و جذب سرمايه‌هاي فراوان و ايجاد روحيه نشاط و كارآمدي، حاصل تلا‌ش‌هاي فراوان است. دستيابي به انرژي صلح‌آميز هسته‌اي، پيشرفتي نمادين در تمام عرصه‌هاي علم و دانش در كشور است، لذا اين پرونده تنها شكلي نمادين داشته و البته توفيقات ايران در گستره فراواني پهن گشته است.

لذا نبايد و نمي‌توان به گونه‌اي رفتار كرد كه كليت منافع و دستاوردهاي انقلا‌ب اسلا‌مي مورد خدشه و آسيب قرار گيرد. آمريكا و رژيم منحوس اشغالگر قدس، بيش از هر دولتي درصدد اعمال خدشه به اين نيروي مستقل، قدرتمند و جديد جهان اسلا‌م است. جمهوري اسلا‌مي كه تركيبي متقن از دينداري و مردم‌سالا‌ري است، اينك به الگويي براي طيف‌هاي مسلمان منطقه و جهان اسلا‌م بدل شده است. واضح است اين درخت تنومند نيازمند مراقبت و تدبير است، اين اتفاقات جديد و فضاي مثبت حاكم بر مذاكرات ظاهرا در نتيجه تجديدنظر استراتژيك در تيم هدايت‌كننده مذاكرات صورت مي‌پذيرد. اخبار مويد اين حقيقت است كه ابتكار عمل در اختيار نهادها و شخصيت‌هايي قرار گرفته كه درصدد هدايت پرونده هسته‌اي ايران در مسير منطقي هستند، در اين راهبرد جديد تلا‌ش مي‌شود تا از رفتارهاي احساسي، هيجان‌آميز و نسنجيده پرهيز شده و مبتني بر خرد ملي، شناخت دقيق از موضوع و پرهيز از ماجراجويي، ضمن تاكيد بر حقوق و منافع ملي ايرانيان شرايط نويني را رقم زد.در اين وضعيت جديد مي‌توان اميدوار بود طرف‌هاي غربي نيز ضمن درك اين حقيقت كه موضوعات كليدي ايران در دست مدبرانه چه نهادهايي هست، بايد از شرايط جديد استفاده كرده، ضمن پرهيز از رفتارهاي رندانه ديپلماتيك، چشمان خود را به روي واقعيت بگشايند.

هرگونه اهمال و بي‌توجهي به فضاي جديد و حقوق مسلم ايران و نياز جامعه جهاني به صلح و البته اولويت بخشيدن به منافع تمام طرف‌هاي درگير تنها فرصت را به جنگ‌طلبان داده و ميدان را به تندروها واگذار خواهد نمود. حال بايد منتظر اقدامات طرفين نشست، اقداماتي كه مي‌تواند نويدبخش فضاي جديد در صحنه مناسبات ديپلماتيك و پرونده مناقشه‌انگيز هسته‌اي ايران باشد.

مردم سالاري

روزنامه مردم سالاري در سرمقاله امروز خود با عنوان "جدول زمان بندي خاموشي ها تزئيني است!" آورده است

از مدتي پيش كه برنامه ريزي هفتگي براي زمان بندي قطع برق آغاز شد، قرار بر اين شد كه در انتهاي هر هفته، زمان بندي خاموشي هاي هفته بعد اعلا م شود، انتقادهايي مطرح شد مبني بر اين كه بار ديگر همچون سال هاي جنگ شاهد قطع برق هستيم. ضمن اين كه عده اي ديگر اين نكته را مطرح كردند كه 5 سال پيش نيز كشور دچار خشكسالي شده بود اما هيچ گاه قطع برق به اين حد نرسيده بود كه باعث بروز مشكل و اختلال در زندگي شهروندان و روستاييان و حتي صنايع بزرگ و كوچك شود.

با اين وجود آنچه در اين نوشتار كوتاه مدنظر ماست، در مورد جدول زمان بندي قطع برق است كه متاسفانه اغلب شاهد قطع برق در خارج از روال اعلا م شده هستيم. گويا جدول زمان بندي خاموشي ها، صرفا يك جدول تزئيني است! در نخستين هفته از اجراي اين طرح جديد، هنگامي كه با قطع برق، خارج از زمان بندي اعلا م شده مواجه شديم پيگيري هايي با شماره تلفن هاي اعلا م شده از سوي وزارت نيرو انجام داديم. البته خوشبختانه متصديان مربوطه با وجود آن كه مجبور بودند به تماس هاي مكرر شهروندان پاسخ دهند با سعه صدر و روي خوش، به خوبي مشكل را پيگيري مي كردند اما پس از چند روز كه اين مشكل تداوم داشت به اين نكته رسيديم كه اين بندگان خدا مقصر نيستند. چرا كه اين زمان بندي از ابتدا مشكل دارد و در اغلب مناطق در زمان هاي اعلا م شده، قطع برق صورت نمي گيرد و زمان ديگري كه در جدول اعلا م شده نيست، قطع برق دارند.

اكنون پرسش اينجاست كه وقتي قطع برق، باز هم در زمان هاي نامشخص و خارج از زمان بندي اعلا م شده صورت مي گيرد، چرا به تداوم اعلا م برنامه هاي خاموشي هاي زمان بندي شده اصرار داريم؟

وقتي قرار است هر موقع كه لا زم شد برق قطع شود اصلا چرا برنامه ارائه مي دهيم؟ و نكته آخر اين كه از همين جا مشخص مي شود كه در كشورمان تا چه حد براي برنامه ريزي در كارها ارزش قائل هستند.

قدس

روزنامه قدس در سرمقاله امروز خود با عنوان "دي -8 آرمان بلند، نگاه اميدوار" آورده است: سران و هيأت‌هاي نمايندگي هشت كشور اسلامي موسوم به دي- 8 نشست دو روزه خود را در كوالالامپور پايتخت مالزي برگزار كردند.

دي- 8 محصول تفكر دو اقتصاد دان در دو كشور مالزي و تركيه است كه در سال 1996 ميلادي اين گروه را با همكاري ساير رهبران كشورهاي عضو بنيانگذاري كردند.

مهاتير محمد، رئيس جمهور وقت مالزي و تورگوت اوزال رئيس جمهور وقت تركيه - هر دو از شخصيت‌هاي اقتصاد دان در موقعيتي مناسب توسعه اقتصادي - اجتماعي و فرهنگي كشورهاي محوري تر در جهان اسلام را در گرو همكاريهاي اقتصادي - تجاري و تبادل اطلاعات علمي و فني دانستند و انديشه تأسيس دي- 8 را پي گرفتند.

تورگوت اوزال و مهاتير محمد به درستي در يافته بودند كه مناسبات تجاري - اقتصادي كشورهاي اسلامي با دنياي غرب در يك روند طبيعي و با رعايت منافع و مصالح متقابل در جريان نيست و نوعي استعمار تجاري و نابرابري ميان دنياي اسلام و كشورهاي صنعتي پيشرفته وجود دارد. كشورهاي اسلامي ذخاير طبيعي خود را با نازلترين قيمت به غرب صادر مي كنند و كالاهاي صنعتي مورد نياز خود را از غرب با قيمت بالا وارد مي كنند.

اين روند شكاف بين جهان اسلام و جهان غرب را روز به روز بيشتر مي كند و راه حل در درون كشورهاي اسلامي و توسعه مناسبات تجاري - اقتصادي و تبادل اطلاعات فني و دانش است.

«دي- 8» در واقع محصول همين برداشت است.

اين گروه تاكنون يازده نشست در سطح وزيران امورخارجه و شش نشست دوره اي در سطح سران برگزار كرده است و راههاي عملي توسعه همكاري ها را در تمامي ابعاد سياسي - اقتصادي، تجاري - فرهنگي و علمي مورد بحث و تبادل نظر قرار داده است.

اما حقيقت آن است كه دي -8 تا دستيابي به تمامي اهداف تعريف شده هنوز فاصله زيادي دارد.

نگاهي به موقعيت استراتژيك دنياي اسلام و بويژه هشت كشور عضو دي -8 به خوبي نشان مي دهد كه اين كشورها از دو ويژگي بسيار مهم و تأثيرگذار بر روند تحولات منطقه اي و جهاني برخوردارند.

1 - تسلط بر مهمترين ، حياتي ترين و پر رفت و آمدترين تنگه ها

2 - ذخاير فسيلي انرژي

تسلط كشورهاي عضو دي- 8 بر تنگه هاي استراتژيك و تسهيل كننده تجارت جهاني به تنهايي كفايت مي كند كه اگر اين كشورها در يك گروه مؤثر منطقه اي فعال شوند. روند منطقه گرايي را در بعد جهاني تقويت نمايند. تنگه هاي باب المندب و سوئز در اختيار مصر است، تنگه هرمز در اختيار ايران است، تنگه هاي بسفر و داردانل در حوزه قدرت و نفوذ تركيه است و تنگه مالاكا در شرق كه دو اقيانوس هند و كبير را به هم اتصال مي دهد در اختيار مالزي و اندونزي از اعضاي شرق دي -8 است. به اين ترتيب حياتي ترين مسيرهاي دريائي توسعه اقتصادي و تجاري جهان در حوزه قدرت و نفوذ دي -8 قرار گرفته است. تنگه هايي كه انتقال سوخت و كالاهاي تجاري را تسهيل كرده اند و حتي تصور اينكه يك روز اين تنگه ها مسدود شوند و اقتصاد جهان بتواند روي پاي خود بايستد وجود ندارد.

در كنار اين موقعيت مساعد ژئو استراتژيك جهان اسلام تعيين كننده ترين ماده حياتي انرژي براي اقتصاد بين الملل را در اختيار دارد. تركيب اين مجموعه مساعد، بالقوه قدرتي را بوجود آورده است كه بالفعل كردن آن آرماني است كه دي -8در واقع به دنبال تحقق آن است. نقشه راه كه وزيران امور خارجه در نشست كوالالامپور خود روي آن به بحث و تبادل نظر پرداختند و نويد تحقق آن را براي دهه دوم فعاليت دي -8 دادند. بدين معنا است كه در دهه پيش رو از 2008 تا 2018 گروه دي -8 بتواند به اهداف و علايق مورد نظر خود دست يابد اين واقعيت نيز امروزه قابل درك تر شده است كه تغيير روند تجارت و سرمايه و پركردن شكاف هاي موجود بين كشورهاي اسلامي و دنياي صنعتي تنها در سايه همكاريها امكان پذير خواهد بود و مسير همكاري‌هاي مؤثر و پايدار از توسعه اقتصادي عبور مي كند و در نهايت به همگرايي سياسي منتهي مي گردد. دي -8 در جهتي درست قرار گرفته ولي لازمه تحقق آرمان‌هايش وجود يك اراده سياسي قدرتمند است كه بتواند تفكر استقلال در تمامي ابعاد سياسي - فرهنگي و اقتصادي - علمي و فني را تقويت كند، جهان اسلام در وابستگي به هر كدام از اين موارد نمي تواند به آرمانهاي خود دست يابد.

قدرت، مقوله اي تجزيه ناپذير است قدرت اقتصادي بدون قدرت سياسي و هر دو آنها بدون قدرت معنوي و فرهنگي نه تنها قابل دسترسي نيست كه اگر هم دست يافتني باشد، قابليت حفظ در بلند مدت نمي يابد. در جهان امروز كه سرنوشت قدرت بين الملل نيز نامشخص است، فرصت براي شكل دهي قدرت‌هاي منطقه اي مساعدتر از هر زماني شده است.

دي- 8 از اين مزيت برخوردار است كه مي تواند بصورت يك قدرت منطقه اي با قابليت مشموليت كل دنياي اسلام در جهاني كه آشكارا تك قطبي بودن قدرت بين الملل را رد كرده است و ميل به چند جانبه گرايي دارد عرض اندام كند اما لازمه تحقق چنين هدفي پذيرش يك نقشه راه متعهدانه جمعي است ، توفيق يا عدم توفيق دي -8 را در آينده مي توان از ميزان تعهدپذيري جمعي در بعد سياسي و توسعه اقتصاد ،تجارت ، علوم و فنون در داخل آن در نظر گرفت و گفت: كه اگر دي- 8 بتواند توازن لازم را بين سياست مستقل ، اقتصاد جمعي مستقل و فرهنگ اسلامي پويا برقرار كند موفق خواهد بود.

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
علم و فناوری