کد خبر ۴۷۱۵۲
تاریخ انتشار: ۰۰:۰۹ - ۲۰ تير ۱۳۸۷ - 10 July 2008
اين پسر نيز به من ابراز علاقه کرد و بعد از آن من هر روز کيوان و نادر را ملاقات مي کردم. مدتي از اين ماجرا گذشت تا اينکه نادر و کيوان پيشنهاد دادند براي گفت وگو و تفريح به يک کافي شاپ برويم. من قبول کردم و سوار ماشين آنها شدم.

اعتماد: دختر دبيرستاني که در مسير مدرسه از سوي دو پسر اغفال شده بود، خواستار دستگيري متهمان به اتهام آزارجنسي شد.

به گزارش خبرنگار ما هفته گذشته دختري نوجوان به پليس آگاهي استان گلستان مراجعه کرد و ضمن طرح شکايت عليه دو پسر به نام هاي نادر و کيوان مدعي شد از سوي آنها مورد تعرض قرار گرفته است.

سپيده که در مسير مدرسه ابتدا با نادر و سپس کيوان آشنا و از سوي آنان اغفال شده بود در توضيح شکايتش گفت؛ نادر هر روز جلوي در مدرسه ما مي ايستاد و همين که به کوچه مي آمدم مرا زير نظر مي گرفت و بعضي روزها تعقيبم مي کرد. اوايل توجهي به او نداشتم تا اينکه نادر به تدريج سر صحبت را با من باز کرد و با بيان جملاتي عاشقانه چنان فريبم داد که من نيز مجذوبش شدم.

 به اين ترتيب رابطه دوستانه ما شروع شد و من و نادر مرتب يکديگر را در راه مدرسه مي ديديم تا اينکه يک روز نادر را ديدم که همراه جواني ديگر در نزديکي مدرسه ايستاده بود. او با اشاره از من خواست با موبايلش تماس بگيرم. نادر پشت تلفن گفت دوستش کيوان به من علاقه مند شده و قصد دارد با من دوست شود.

دختر نوجوان ادامه داد؛ من از اين حرف نادر عصباني شدم و به او گفتم هرگز حاضر به چنين دوستي نيستم ولي اصرارهاي پسر مورد علاقه ام مرا مجاب کرد با کيوان صحبت کنم. اين پسر نيز به من ابراز علاقه کرد و بعد از آن من هر روز کيوان و نادر را ملاقات مي کردم. مدتي از اين ماجرا گذشت تا اينکه نادر و کيوان پيشنهاد دادند براي گفت وگو و تفريح به يک کافي شاپ برويم. من قبول کردم و سوار ماشين آنها شدم.

 پس از طي مسافتي کوتاه آن دو به من گفتند چون ممکن است کسي مرا داخل خودرو ببيند بهتر است سرم را پايين بگيرم و تا رسيدن به مقصد منتظر بمانم. من نيز اين کار را انجام دادم اما وقتي ماشين متوقف شد و به اطرافم نگاه کردم ديدم وسط يک منطقه بزرگ زراعي هستم و هيچ مغازه و آدمي آن اطراف نيست. آن زمان بود که به نيت کيوان و نادر پي بردم.

دختر شاکي افزود؛ با خواهش و التماس از دو پسر خواستم رهايم کنند ولي آن دو توجهي نکردند. کيوان به من حمله ور شد و مرا مورد تعرض قرار داد اما نادر اصلاً جلو نيامد تا اينکه فهميدم او در حال فيلمبرداري از من است. کيوان پس از دقايقي مرا رها و تهديد کرد اگر درباره اين حادثه حرفي به کسي بزنم فيلم را در تمام شهر پخش مي کند. در حالي که اشک مي ريختم و تمام جانم مي لرزيد از آن دو پسر جدا شدم و به خانه رفتم.

در شرايط سخت روحي و رواني به سر مي بردم و از ترس نمي توانستم به خانواده ام چيزي بگويم اما بالاخره بعد از چند روز تصميم گرفتم عليه آن دو پسر شکايت کنم، چون امکان دارد آنها دختران ديگري را نيز اغفال کنند.پس از طرح اين شکايت کارآگاهان تحقيقات خود را آغاز کردند اما از آنجا که دختر نوجوان اطلاعات زيادي از پسران متجاوز ندارد هنوز سرنخي از آنها به دست نيامده است.

سرهنگ محمد تمسکني زاهدي - معاون اجتماعي پليس استان گلستان - درباره اين ماجرا و حوادث مشابه گفت؛ علت سوء استفاده جنسي، اعتماد و اطمينان بيش از حد دختران به افراد غريبه است. خيالپردازي و آرمانگرايي در مورد جنس مخالف نيز از عوامل اصلي بروز چنين مشکلاتي است که البته نبود نظارت دقيق والدين نيز احتمال وقوع اينگونه حوادث را افزايش مي دهد.
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
علم و فناوری