کد خبر ۴۸۰۰۷
تاریخ انتشار: ۱۳:۲۶ - ۳۱ تير ۱۳۸۷ - 21 July 2008
حاجي عسگري اميدوار است قول پيگيري سه روزه از طرف مسوولان واقعيت داشته باشد و از اين دربه دري دربيايد اما مي گويد تا زماني که مطمئن نشود عزمي براي انجام امورش وجود دارد، اينجا خواهد ماند، چون جايي براي ماندن ندارد.
اعتماد: پهن کردن وسايل و به قول برخي «آوردن ناموس» به کوچه و خيابان، از فرط مشکلات مالي، ديگر چندان جاذبه خبري ندارد. اما اگر آن اثاث که تنها به وسعت اشغال چند متر از پياده رو دم در بنياد شهيد و امور ايثارگران است متعلق به يک جانباز 50 درصد باشد، مساله فرق مي کند.

مختار حاجي عسگري جانباز 50 درصد همه چند پشتي و زيرانداز و چند کارتن وسايل و اثاث خانه اش را مقابل در بنياد پهن کرده و چادري را سرپناه زن و دو فرزند دانشجويش کرده تا هم سقفي داشته باشند و هم اعتراض خود را به همه آنچه کم کاري بنياد مي داند، اعلام کند.

تازه از راه رسيده بوديم، صورتجلسه تخليه خانه اش که از طرف شوراي حل اختلاف صادر شده بود را ديديم. بندهاي نامه يي به تاريخ 14/4/83 را با هم خوانديم؛ «احتراماً بازگشت به نامه شماره 5032/04/200 مورخه 7/4/83 آن معاونت درخصوص برادر مختار حاجي عسگري جانباز 50درصد تحت پوشش اين اداره کل با کد جانبازي 2301217442 به استحضار مي رساند حسب تحقيقات مسکن به عمل آمده و همچنين اطلاعات پرونده اين اداره کل نامبرده مستاجر بوده و تنها يک فقره وام به مبلغ 20 ميليون ريال در سال 82 دريافت کرده است. در ضمن تصوير استعلام از سازمان مسکن و شهرسازي مبني بر فاقد سابقه مالکيت نامبرده در سيستم جامع و همچنين تصوير فرم تحقيقات مشاور تحقيق مسکن جهت مزيد استحضار به حضور ارسال مي گردد.» در گوشه يي از نامه پاراف شده بود؛ «بسمه تعالي، معاونت محترم مسکن هماهنگي جهت خريد اقدام شود، 17/4».

داشت مي گفت؛ «از ساعت 7 روز گذشته اينجا هستم، چند نفر از مسوولان را هم ديدم، گفتم من 25 ميليون تومان از کجا بياورم خانه رهن کنم، نمي توانم به زن و بچه ام بگويم روي اين تکه کاغذ بنشينند، قبول دارم همه مشکلات ما حل مي شود اما تنها روي کاغذ. آقاي حقيقي رئيس مرکز هاتف را هم ديده ام، مي گويد حل کردن کار تو، تنها از من برمي آيد و هر زمان از اينجا بروي کارت را درست مي کنم.»

به اتفاق يکي از اين دوستان براي ارائه توضيحات خدمت جواد حقيقي مدير مرکز هاتف بنياد شهيد و امور ايثارگران رفتيم که تنها توضيح شان فرستادن ما به دفتر روابط عمومي کل بود. حدود يک ربع ماندن در اتاق روابط عمومي و مذاکرات مسوول اين دفتر با ساير مديران به انتظار ما در دفتر ارتباط با رسانه ها، براي گرفتن فهرست خدماتي که به اين جانباز ارائه شده انجاميد. بيش از نيم ساعت معطلي در اين دفتر و استفاده از محضر آقاي فيضي خواه مدير ارتباط با رسانه ها هم نتيجه يي نداد و کل توضيحات مسوولان بنياد شهيد و امور ايثارگران بعد از درنورديدن 7 طبقه سازمان به توضيحات شفاهي يکي از کارکنان دفتر ارتباط با رسانه ها منتهي شد؛ «در سال 83، سه ميليون تومان بلاعوض، در سال 82، دو ميليون تومان وام، معرفي به تاکسيراني در سال 71 و پاره يي خدمات ديگر که به اوايل دهه 70 برمي گشت همه مستندات بنياد شهيد براي ارائه خدمات قابل تامل به اين جانباز 50 درصد بود.»

مختار حاجي عسگري پس از دوندگي هاي بسيار ما در بنياد که حدود يک ساعت و نيم طول کشيد از امضاي نامه يي خبر داد که به موجب آن متعهد شده در صورتي که بنياد مشکل زمين پدري اش را با شهرداري حل کند، ديگر از بنياد مسکني طلب نکند؛ «پدرم زميني دارد که آن را ساخت و به من هم اجازه داده يک طبقه براي خودم بسازم تا از اين آوارگي دربيايم، ساختم اما شهرداري براساس کميسيون ماده 100 آن را تخريب کرد، الان از من تعهد گرفته اند اما خودشان تعهدي نداده اند که اگر اين کار را نکردند آن وقت چه؟ نمي دانم. چهار سال است که نامه مکتوب را براي زمين و زمان چرخاندم، کاري از پيش نرفت، الان هم نمي توانم به قول شفاهي اعتماد کنم.»

حاجي عسگري اميدوار است قول پيگيري سه روزه از طرف مسوولان واقعيت داشته باشد و از اين دربه دري دربيايد اما مي گويد تا زماني که مطمئن نشود عزمي براي انجام امورش وجود دارد، اينجا خواهد ماند، چون جايي براي ماندن ندارد.

اما يک روز پس از پيگيري هاي اعتماد، تماس هاي شهروندان جانباز و خانواده شهيد از فراگير بودن اين مشکل حکايت دارد.

رضا ف. که به درخواست خودش اسم شهرتش به طور کامل نوشته نمي شود، در تماس با اعتماد مي گويد که جانباز 60 درصد است و به خاطر نداشتن مسکن مجبور شده از تهران به کرج عزيمت کند و تاکنون تنها سه ميليون تومان وام براي مسکن آن هم 9 سال پيش از بنياد شهيد گرفته است. اين جانباز 60 درصد مدعي است با دهقان رياست بنياد شهيد و امور ايثارگران هم ديدار حضوري داشته اما تنها نتيجه آن دادن وام دوباره بود.

رضا ف. مي گويد؛ «هر بار مشکلاتمان را مي گوييم با اصرار مقداري پول به صورت وام مي پردازند و همه چيز به فراموشي سپرده مي شود؛ «الان ديگر وام به درد من نمي خورد، فقط بدهي هايم بيشتر مي شود. الان هم با حکم شوراي حل اختلاف تمام دو ميليون پول پيش خانه کنوني ام به صاحبخانه داده شد و مجبورم تا 15 مردادماه خانه ام را تخليه کنم و من هم با پنج نفر عائله به خيابان بيايم.»

علي ي. به شماره پرونده 14660/ 60/1 فرزند شهيد است. او در تماس با اعتماد از يک ماه سکونت در خيابان وحدت اسلامي، خيابان مختاري غربي، کوچه صفا، بن بست شهيد عباس کاظمي مي گويد.

اين فرزند شهيد مي گويد بعد از حکم تخليه خانه 25 متري اش با زن و بچه اش دم همان خانه ساکن شده است. علي هم مي گويد بنياد در قبال خريد خانه به ما وام 16 ميليوني مي دهد که با توجه به اينکه من هيچ پولي براي خريد خانه ندارم، هيچ وقت نمي توانم از اين وام استفاده کنم.

گفتني است برخي از مسوولان بنياد شهيد به صورت غيررسمي از نقص قوانين موجود در اين باره شکايت مي کنند و مدعي اند بنياد تنها وظيفه اجرايي دارد و هر چه ابلاغ کنند، آن کار را مي کند.
 
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
علم و فناوری
بلیط (عصر ایران داخلی)
عکس