کد خبر ۴۹۵۹۶۳
تاریخ انتشار: ۰۷:۲۰ - ۰۵ مهر ۱۳۹۵ - 26 September 2016
روزنامه آفرینش نوشت:

اين هفدهمين پرسش مهر بود از سوي رئيس جمهور ، در نخستين روز ورود دانش آموزان به مدرسه. سوالي تامل برانگيز، که مي تواند و بايد، هر ذهني را درگير کند. اين سوال، طنين کوبه اي است که رئيس جمهور بر زنگ مدرسه مي کوبد، زنگي براي بيدار باش. براي هوشياري ما در برابر اتفاقات دردناک جهان پيرامونمان.سوالي براي بيرون آمدن از پيله ي بي تفاوتي و فرو رفتن در عمق حادثه هايي که قلب جهان اسلام را خسته و رنجور کرده است. اين که ديگر سکوت و درنگ کافي است ديگر کسي حق سکوت وبي تفاوتي ندارد.

وقتي در خبرها مي شنويم که در حمله اي سبعانه ، زنان و کودکان کشته، زخمي و آواره شده اند، با خود مي انديشيم که اگر تنها آمار زنان و کودکان گفته مي شود، نکند به اين دليل باشد که جنگ و خشونت ، ربطي به زنان و کودکان ندارد. اين که هدف و رويکرد تمام سازمان ها و نهادهايي که براي دفاع تدارک ديده شده اند، صلحي است مدام براي زنان و کودکان. اما اين صلح و آرامش ، چرا هرگز ، تضمين نمي شود؟ چرا هرگز از حد يک ذهنيت ، يک کورسو، يک کلمه ناتوان عبور نمي کند؟

خشونت هزار راه براي رسوخ در جان و جامعه ي مردمان دارد و صلح تنها يک راه. خشونت هيچ حد ومرزي ندارد . اما صلح فقط در دل ها مي تپد. خشونت شبِ تاريکِ جهل است که طولاني است و پايان ناپذير، و صلح و آرامش ، لفاف و پوشش لطيفي است که با خنجر خشونت دريده مي شود و جوي خوني که از آن جاري مي شود، تا اعماق تاريخ مي رود و در آينده رسوخ مي کند.

خشونت از کجا مي آيد؟

اين سوالي دوسويه است. سوالي که هم رئيس کشور حق دارد از فرزندانش بپرسد و هم فرزندان محقند که از رئيس سرزمين دير سالشان بپرسند. صلح ، آرامش و روشناييِ دانايي و شعور، از پرنيان آسماني ملايک فرو مي بارد و خشونت ، جراحتي است که بر سر هر گردنه و گذرگاهي در روي زمين کمين کرده است.

خشونت از خلاء آغاز مي شود. محصول نبود بينش انساني است و فرآورده ي تعصبي است کور، که جسم و جان و شعور مردمان را به يک نسبت ، به آتش مي کشد.

اين، تنها ويرانه هاي شهرها و جسدهاي درهم کوبيده نيست که از خشونت به جاي مي ماند ( که اين هم هست). خشونت، در ذهن وفکر نيز رخنه مي کند. خشونت، گير افتادن درگرداب پايان ناپذير تعصب جاهلانه است. خشونت و عصبيت، همزاد همند؛ با هم افزايي ديوانه وار و کور. خشونت از آنجا مي آيد که " من " ، " نگاه من " ، " فکر من " ، " زادگاه من " ، " نژاد من " ، " زبان من" و... اصلِِ همه چيز مي شود. اصلي متقن که مي خواهد خود را با جراحت و خونريزي، با درد و زخم ، با مرگ و ويراني ، بر همه تحميل کند.

بديهي است که اين خشونت، آموختني است. زيرا از عقيده جاهلانه اي سر بر مي کند که ريشه در تعصبات کور دارد.

رئيس جمهور مي داند که انگشت بر روي چه گذاشته است. اين سوال ، يک سوال آگاهانه است که هدفش سوق دادن نوجوانان و جوانان به سمتي است که بدانند، چرا از يک فرد يا جامعه ي آگاهِ مومن به آرمان هاي الهي و انساني، از فرد و جامعه اي که به آفرينندگي کلمه ، ايمان دارد، هرگز خشونت سر نمي زند.

محدوده خشونت هر روز گسترده تر مي شود. از مرزهاي قوانين و کنوانسيون ها عبور مي کند، و قانون گذاران اين مجامع، دروغ گويان بزرگي هستندکه وقتي پشت تريبون مي ايستند و ميکروفون هايشان را تنظيم مي کنند، خوب مي دانند که گوش شنوندگانشان کر و سرشان جاي ديگري گرم است. گرم هزينه هاي تسليحاتي و سپرهاي موشکي که از خورد و آسايش و رفاه زنان و کودکان بي دفاع جهان ، زده مي شود.

اين دوران خشن، که کودکانش را مي درد و تکه تکه مي کند، به سوي کدام فردا گام برمي دارد؟

ما چگونه مي توانيم ، جهاني را ، از چنين خشونت فراگيري ، برهانيم؟

و چرا " ما " ؟

هر کلمه طنين خاص خودش را دارد و به شيوه ي خاص خودش فضاي اطرافش را مرتعش مي کند. طنين ارتعاش ها و امواج، در بي نهايت ، رها مي شود. چرا در جهان به اين بزرگي فقط " ما " طنين انداز مي شود؟ آيا فقط " ما " مانده ايم؟

وقتي به اين " ما " فکر مي کنم، جهاني آخرالزماني را تصور مي کنم. جهاني که در آن ، بسياري سکوت مي کنند، بسياري پنهان مي شوند، بسياري کتمان مي کنند، بسياري نگاه مي کنند اما نمي بينند، فقط " ما " مانده ايم، که مي بينيم ، که پنهان و کتمان نمي کنيم.

پس ، آن که مي بيند و کتمان نمي کند، مي پذيرد که مسئولانه عکس العمل نشان دهد.

مخاطب رئيس جمهور در اولين روز سال تحصيلي ، نه فقط محصلان رو به آينده، که تمام مردان و زنان اين سرزمين مقدس هستند. سرزميني که در همواره ي تاريخ، طالع صلح و آشتي ، از آن سر زده است.
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
علم و فناوری
بلیط (عصر ایران داخلی)
دلتابان- صفحه داخلی
عکس