مدیسه - داخلی
صباویزن- داخلی
بدون تاریخ بدون امضا- داخلی
کوروش - داخلی
امارات- داخلی
دعوتنامه - داخلی
آبشار عاطفه ها - داخلی
اسنایپرفون
بازارچه خیریه - داخلی
خیریه نسیم وصال
خیریه امام هادی
شیخ دانایی برای جمعی سخن می گفت و پند می داد.

در بین پندها لطیفه ای برای حضار تعریف کرد همه دیوانه وار خندیدند.

بعد از لحظه ای او دوباره همان لطیفه را گفت و تعداد کمتری از حضار خندیدند.

او مجددا لطیفه را تکرار کرد تا این که دیگر کسی در جمعیت به آن لطیفه نخندید.

او لبخندی زد و گفت: وقتی که نمی توانید بارها و بارها به لطیفه ای یکسان بخندید پس چرا بارها و بارها به گریه و افسوس خوردن در مورد مسئله ای مشابه ادامه می دهید؟

گذشته را فراموش کنید و به جلو نگاه کنید!
ارسال به تلگرام
مدیسه - داخلی
صباویزن- داخلی
بدون تاریخ بدون امضا- داخلی
کوروش - داخلی
امارات- داخلی
دعوتنامه - داخلی
آبشار عاطفه ها - داخلی
اسنایپرفون
بازارچه خیریه - داخلی
خیریه نسیم وصال
خیریه امام هادی
برچسب ها: داستان کوتاه
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
نام:
ایمیل:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز:1200
ایر تویا -داخلی
دلتابان
پربازدید ها
ایر تویا -داخلی
دلتابان
بلیط (عصر ایران داخلی)
بلیط (عصر ایران داخلی)
بلیط (عصر ایران داخلی)
عکس
بلیط (عصر ایران داخلی)
بلیط (عصر ایران داخلی)
نیازمندیها