کد خبر: ۵۳۹۰۲۰
تاریخ انتشار: ۰۸:۲۸ - ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۶ - 15 May 2017
برای تحول اقتصاد کشور منتظر اتفاق بزرگ نباشیم
احمد جزایری
در حالیکه تب انتخابات در کشور به اوج خود رسیده و کاندیداهای ریاست جمهوری هر کدام به شیوه ای سعی در جلب نظر افکار عمومی و افزایش آراء خود دارند ، و تلاش برای اقناع جامعه در تمامی حوزه ها به اوج خود نزدیک می شود. آنچه که برای مردم اقشار مختلف جامعه مهم است طرح و برنامه ای است که در چهار سال آینده بتواند سطح زندگی آنها را ارتقاء داده و مهمترین رکن هر خانواه یعنی اقتصاد را تضمین کند. این مهم از طریق جملات و کلمات کلی که بر روی عبارات مشخص که هزاران بار شنیده شده است، به تنهایی میسور نمی باشد.

اشتغال ، تورم ، رکود ، رونق اقتصادی ، افزایش تولید و در نهایت بهبود شرایط اقتصادی نیاز به نگاهی دقیق ، موشکافانه و با تکیه بر تجربیات و شرایط گذشته و پیش بینی شرایط و محیط بین المللی در آینده امکانپذیر می باشد . عبارات و مفاهیم مذکور آنچنان در هم تنیده شده اند که برای مهار و یا بهبود یکی از آنها باید صدها و یا هزاران عوامل محیطی را مورد بررسی ، ارزیابی وتحلیل دقیق علمی قرارداد، تا در نهایت بتوان با تکیه بر آنها وعده ای محکم ، عقلانی و سنجیده ارائه کرد. برنامه ای که علاوه بر تحقق آن ، امید را بعنوان یکی از ارکان مهم زندگی اجتماعی هر شخصی مورد هدف قرار ندهد و َبه عالی ترین شکل خود حرکت پیش رونده جامعه را به رخ کشد.

درمیان تمامی تحلیل ها، اظهار نظرها و ارزیابی هایی که شنیده می شود ، آنچه که تفکر همگانی را به خود معطوف داشته و احیاناً برنامه موجود را تحت الشعاع خود قرار داده ، افزایش پارامترهایی است که در حال حاضر اقتصاد بر پایه آنها بنا شده و به پیش می رود. به عنوان نمونه ، افزایش تولید که قطعاً رشد تولید ناخالص ملی را در پی خواهد داشت ، بحثی است که همه کاندیداها و مشاوران بر آن تاکید داشته و عوامل دیگر چون اشتغال ، تورم و خروج از رکود را با آن بصورت مستقیم مرتبط دانسته و نسبت می دهند.

اما فارغ از اینکه با توجه به ظرفیت های موجود امکان افزایش تولید اساساً وجود دارد و یا مثلاً هدف گذاری تولید روزانه 6 میلیون بشکه نفت با توجه به شرایط موجود امکانپذیر می باشد یا نه ، آنچه که مهم به نظر می رسد پنهان ماندن بخش عمده ای  از ظرفیت هایی است که به واقع اقتصاد هر کشوری را می تواند تحت الشعاع خود قرار دهد داده و با نیروی مضاعف آن را به پیش برده،  در نهایت در آمد قابل توجهی را نصیب کشور نماید.

اینکه در سایر کشورها بانکداری بعنوان یک صنعت موفق و درآمدزا تلقی می شود و بانکهای بزرگی در دنیا توانسته اند عملاً اقتصاد ، چرخش و کنترل پول را در کشور متناسب با سایر پارامترهای اقتصادی به یک تعادل نسبی برسانند، ناشی از طرح و برنامه ای مبتنی بر اصلاح روند و بروکراسی موجود است، نه افزایش تعداد بانکها و به اصطلاح رشد کمی به جای کیفی.

در شرایطی کاملاً در جهت مخالف سیستم بانکداری کشور به جای حرکت در مسیر خود ( البته در سه سال گذشته روند در حال اصلاح است) به بنگاه داری و فعالیتهای اقتصادی رو آورده و خود به نوعی به جای تزریق منابع مالی به صنعت و بازار سرمایه ، در واقع رقیبی برای بخش خصوص و نیازمند سرمایه  محسوب شده و عملاً ورشکستگی بسیاری از واحدای صنعتی کوچک و متوسط را پیامد داشته است.

به راحتی می توان با نگاهی کارشناسانه و دقیق میزان خسارات ناشی از این رویکرد غلط اقتصادی را محاسبه کرد و بصورت غیر مستقیم دریافت رکود مسکن و صنعت ، افزایش بیکاری و در نهایت ورشکستگی تعدادی از بانکها چطور با این رویه غلط ارتباط داشته و از سوی دیگر چطور می توان با روندی کاملاً متفاوت بانک را از یک "رقیب" به یک "همراه" تبدیل کرد و در نهایت وعده هایی را که روز اول برای مردم ارائه می شود؛ در پایان دوره به منصه ظهور گذاشته شود. از این دست مثالها که با تحلیل کارشناسانه می توان پیامدهای اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی و در بسیاری موارد بین المللی آن را مورد ارزیابی وتحلیل قرار داد تقریباً بسیار و حتی بی شمار هستند، مواردی که اصولاً نیاز به افزایش تولید یا فعالیت خارق العاده ای ندارند. بلکه نگاه کارشناسانه فارغ از سیاست و یا حزب گرایی می تواند بطور مستقیم و غیر مستقیم ارکان مهم اقتصادی را تحت الشعاع خود قرار دهد. در یک کلام مدیریت منابع موجود می تواند در بهینه سازی اقتصادی کشور ، فارغ از تحریم و یا ارتباط با سایر کشورها ( که البته مهم هم هستند) بهره وری و افزایش بهبود شاخصهای اقتصادی را در پی داشته باشد.

اساساً براساس نظریات "الوین تافلر" در "موج سوم" ، تولید و تکیه بر تولید انبوه مبنای ساختاری "موج دوم" را تشکیل می دهد. پس از انقلاب صنعتی آنچه که برای تشخص یک جامعه و کشور مهم بود ، میزان صنعتی بودن و تولید انبوه در آن کشور بود.

 انگلستان با تولید محصولات نساجی که بعدها به شبه قاره  هند آن را گسترش داد، پیشرو در این تفکر بنیادین بود، پس از آن به تدریج فرانسه و قاره سبز نیز به این گرایش روی خوش نشان دادند و اروپای قرن نوزدهم کاملاً صنعتی شد. در اوایل قرن بیستم نیز "فورد" معروف در آمریکا پایه گذار "تولید انبوه" بود که از قضا به عصر "فوردیسم" نیز لقب گرفت. اما در پایان قرن بیستم و هزاره دوم ، این تفکر به نوعی جای خود را به ارائه خدمات مالی داد و بازارهای بورس و مالی به شدت جان گرفتند .

 اواسط دهه هفتاد پایان عمر عصر فوردیسم در ایالات متحده تلقی می شود و "وال استریت" بعنوان پیشرو در ارائه خدمات مالی جای تولید انبوه را مطابق با "موج دوم" تافلر گرفت . از آن پس به تدریج این تفکر در اروپا نضج گرفت  و در حال حاضر آنچه که شاهد هستیم گسترش تولید به سمت شرق و ارائه خدمات مالی در غرب  است ( گرچه چین با تشکیل بورس شانگهای رقیب جدی ای برای وال استریت محسوب شده است).

بنابراین تفکر صنعتی شدن و تولید محض گرچه مبنای رشد اقتصادی تلقی می شود اما به یاد داشته باشیم که در کنار پارامترهای مهمی چون سیستم بانکی و ارائه خدمات مالی است که این صنعت می تواند به حرکت خود ادامه دهد.

چین هم اکنون بعنوان شتاب دهنده به این مهم ، با ارائه خدمات مالی نقش مهمی در تولید غرب آسیا و یا آفریقا ایفا می کند و از این رهیافت توانسته متوسط رشد اقتصادی 7 درصد را سالانه به خود اختصاص دهد. از این رو تولید محض بعنوان عامل اصلی در رشد اقتصادی و بهبود پارامترهای اقتصادی گرچه لازم است اما کافی به نظر نمی رسد ، آنهم در شرایطی که در رشد فن آوری کاملاً قابل محسوس است و تقریباً شرکتهای بزرگ صاحب دانش فنی در حوزه های مختلف به ویژه نفت ، گاز و پتروشیمی بصورت سالیانه تجدید نظر قابل ملاحظه ای در دانش روز داشته  و فن آوری جدیدی را به منظور تولید محصولات با کیفیت و قیمت مناسب تر و سازگار با محیط زیست به بازار عرضه می کنند.

"سلامت ، محیط زیست وصرفه جویی" ، 3  عامل مهم در به روز رسانی فن آوری صنایع مختلف محسوب می شوند که شرکتها و کشورهای صاحب صنعت همواره آن را مد نظر قرار می دهند. به یاد داشته باشیم که دیگر تعداد واحدهای تولیدی و یا تناژ محصولات نمی تواند ملاکی برای رشد اقتصادی و یا بهبود شرایط اقتصادی یک کشور محسوب شود. آنچه مهم است تولید باید در طرح و برنامه اقتصادی لحاظ شود که بتواند این سه عامل مهم را مد نظر قرار دهد. سه عاملی که فارغ از نوع محصول تولیدی می تواند عاملی برای حرکت دادن صنایع پایین دست، آنهم با هزینه هایی به مراتب پایین تر از آنچه در چند سال گذشته اتفاق می افتاد ، باشد.

تولید بامحوریت فنآوری به روز دنیا و نیم نگاهی به بازار اساساً با بحث تحول و رشد اقتصادی خواهد شد. در غیر این صورت تولید ، یعنی هدر دادن منابع ، خوراک و امکانات با سقوط کشور.

فن آوریهای نوین ، ضامن تحول اقتصادی

در بحث "مدیریت منابع" موجود در کشور و پیامد آن افزایش تولید واحدهای فعلی، آنچه که از همه مهم تر و اساسی تر به نظر می رسد ، مدیریت "شدت مصرف انرژی" در کشور است، که تقریباً در شرایط فعلی تبدیل به شعار شده و برای جلب نظر وتوجه بسیار مفید؛ ولی تقریباً غیر کارآمد است.

 اگر به جای افزایش مثلاً تولید بنزین درکشور ، از طریق گروههای کاملاً حرفه ای و کارشناس راههای برون رفت از این معضل را در قالب فن آوری روز خودرو و یا فن آوری تولید محصولات و فرآورده های نفتی مورد ارزیابی قرار دهیم، می توانیم علاوه بر درآمدزایی از طریق "کاهش شدت مصرف سوخت" ، سلامت جامعه و در نهایت محیط زیست کشور را نیز ارتقاء دهیم. وقتی می خوانیم که براساس گزارش بانک جهانی در سال 2016 خسارات ناشی از آلودگی هوا در ایران 5/13 میلیارد دلار برآورده شده ، آیا نباید بیاندیشیم که با اصلاح روند فعلی می توان سالانه مقدار قابل توجهی از این خسارات را کاهش دهیم و در نهایت به وعده هایی که همانا بهبود شرایط اقتصادی آحاد مردم است، عمل کنیم.؟؟

کشور روسیه در دوران ریاست جمهوری ولادیمیر پوتین (دوره اول) بر پایه همین راهبرد توانست اقتصاد روسیه را پس از بحران فروپاشی به یک ابرقدرت تبدیل کند. راهبرد کاهش شدت مصرف انرژی تا 50 درصد و افزایش دو برابری صادرات انرژی توانست این کشور را از تورم دو رقمی در اوایل هزاره سوم به یک کشور تصمیم گیر در حوزه اقتصاد جهانی تبدیل کند. توجه و لزوم بکارگیری از فن آوری به روز دنیا، کلید کاهش شدت مصرف انرژی در کشور است که می تواند از پیامدهای اقتصادی ، محیط زیستی وخسارات مترتب به صنایع پایین دست جلوگیری کند که خود بامحاسبه دقیق سالانه چندین میلیارد دلار برآوردمی شود.

 متاسفانه آنچه که در شرایط فعلی مهم به نظر میرسد توجه به کمیت است تا کیفیت. اگر بجای ارائه ارقام تولیدی در سال، توجه به کیفیت محصولات تولیدی و نیاز بازارهای جهانی و داخلی شود ، علاوه بر توجه ویژه به صنعت پایین دست، افزایش بهره وری که پیامد استفاده بهینه از خوراک بالادستی است را نیز در پی خواهد داشت .

به بیان دیگر استفاده از فن آوری روز دنیا این امکان را دارد که خوراک ارزشمندی را که برای صنایع نفت و گاز مورد استفاده قرار می گیرد به محصولاتی با ارزش افزوده بالاتر ( فارغ از میزان تولید ) تبدیل کرد.

حال اگر فن آوریهای بکار گرفته شده مربوط به چندین دهه پیش باشد ، علاوه بر افزایش شدت مصرف انرژی ، محصولات تولیدی نیز کمتر مورد نیاز بازار بوده و در نهایت این محیط زیست است که مورد آسیب جدیدی قرار می گیرد و خساراتی که علاوه بر تهدید سلامت جامعه ، اقتصاد کشور را نیز تحت تاثیر قرار میدهد.

با نگاهی به مطالب ذکر شده می توان به راحتی دریافت که اصلاح روند فعلی تولید با نیم نگاهی به مناسبات موثر بر این نظام مانند فعالیتهای بانکی و .... می تواند راهگشای بهبود شرایط اقتصادی ، افزایش تولید ، کاهش نرخ بیکاری و رونق اقتصاد کشور باشد.

 درآمد ناشی از چنین اصلاح روند، شاید به مراتب از میزان تولید فعلی کشور نیز در حوزه های مختلف برابری  کند که البته دست آورد و تحولی شگرف خواهد بود. در ادامه تحلیلی مختصر از چنین اصلاح روندی را از نظر می گذرانیم که با تاکید بر حوزه ای تخصصی که از نظر دور داشته شده است  علاوه بر نگاهی کاملاً جدی به بحث تولید و افزایش تولید ناخالص ملی با اصلاح کاملاً نوآورانهٌ در زمینه ای خاص می توانیم به راحتی انقلابی شگرف در اقتصاد را شاهد باشیم.

صنعت تایر، عامل اصلی کاهش شدت مصرف سوخت

کاربرد SBR به عنوان خوراک خام برای تهیه آج لاستیک ماشین از یک سو و الزامات برچسب انرژی انواع تایر خودرو با هدف بهبود ایمنی، بازده اقتصادی و اثرات زیست محیطی در حمل و نقل جاده ای به جهت کاهش مصرف سوخت سبب ایجاد موج جدیدی در استفاده از مواد اولیه مدرن نظیر ESBR {کائوچوی مصنوعی) شده است.

واحدهای

در نوامبر 2012 در اروپا قانون استفاده از برچسب انرژی برای تایرهای انواع خودرو اجباری شده و لذا در هنگام خرید با مشاهده برچسب انرژی بر روی تایر می توان مشخصات و ویژگی های آن را بررسی کرد. به طور کلی برچسب انرژی حاوی سه دسته اطلاعات مهم به صورت زیر بوده و لاستیک ها را به ترتیب از G (ضعیف) به A (بهترین) رده بندی می کند:

بازده مصرف سوخت

استحکام و قدرت تایر در هنگام رطوبت

سرو صدای خارجی تایر در هنگام چرخش

واحدهای

افت انرژی در زمان حرکت تایر خودرو  به عنوان مقاومت غلتشی معرفی می شود. این مقاومت همواره در برابر حركت خودرو بوده و به ترمزدهي كمك می کند. همچنین تأثیر مستقیم بر روی مصرف سوخت و بنابراین محیط زیست دارد و باتوجه به آیین نامه EU، مقاومت غلتشی در لاستیکها به صورت گرید A تا G معرفی می شود که گرید A بالاترین کارایی و G کمترین کارایی را داراست و هرچقدر این مقاومت کمتر باشد افت انرژی کمتر خواهد شد. سالانه میزان صرفه جویی سوخت مابین بهترین و ضعیف ترین گرید تقریباً معادل 90 لیتر بوده که این مقدار در زمان عمر مفید تایر برابر با 5 تانکر سوخت (240 لیتر) خواهد بود. مطابق با شکل 1 در صورت استفاده از تایری با گرید B ، یک ماشین شخصی تقریباً 1/0 لیتر به ازای هر 100 کیلومتر سوخت کمتری نسبت به ماشینی با تایر C مصرف خواهد کرد و این مقدار بین گرید A-G در حدود 6/0 لیتر به ازای هر 100 کیلومتر می باشد.

واحدهای

باتوجه به مطالعات صورت گرفته 30-33 % هزینه سوخت مربوط به مقاومت غلتشی بوده و این مقدار در حدود $ 21/0 در هر 6/1 کیلومتر می باشد. %3 کاهش سوخت معادل $ 02/0 صرفه جویی در این مسافت خواهد بود.

سازندگان تایر برای اندازه گیری مقاومت غلتشی آن از یک یا دو استاندارد اندازه گیری ISO28580 و SAE J1269 استفاده می کنند و نتایج این آزمایشات به صورت عددی ثبت شده و توسط OEM و دیگر سازمانهای نظارتی استفاده می شوند. در جدول 1 اطلاعات مربوط به RRC برای دسته های مختلف نشان داده شده است.

واحدهای

استحکام تایر در برابر رطوبت/ شدت عملکرد ترمز

برچسب استحکام و قدرت یک تایر در زمان رطوبت، اطلاعاتی در ارتباط با اهمیت ایمنی در جاده های مرطوب در اختیار متقاضی قرار می دهد. معیار این استحکام در قوانین EU مانند معیار بازدهی سوخت به صورت گرید A تا G محاسبه و ارزیابی شده است. تفاوت خط ترمز بین گریدها 3 متر (تقریباً معادل طول یک ماشین) بوده و لذا تفاوت بین دو گرید A تا G معادل 18 متر (4 ماشین) خواهد بود البته این مسافت برای یک جاده بدون تصادف ارزیابی شده است.

واحدهای

مقادیر حاصله از اندازه گیری این استحکام برای تایر های مختلف توسط آزمایشات صورت گرفته جهت استفاده برای سازندگان در جدول زیر نشان داده شده است.

واحدهای

انتشار صدا/ شدت سرو صدای خارجی

شدت سنجی سرو صدای یک تایر بر مبنای دسیبل ارزیابی شده است و این مقدار به سه دسته موج صدا تقسیم می شود. دسته اول به صورت یک آرک سیاه نشان داده می شود که بیانگر بهترین عملکرد برای سنجش صدای است و این بدان معنی است که سطح  تایر حداقل dB 3 زیر حد مجاز می باشد. این در حالی است که نشانه دسته سوم 3 آرک سیاه رنگ بوده و بیانگر کارایی ضعیف تایر از نظر صدا می باشد. مطالب فوق نشاندهنده این است که سطح صدا برای یک تایر بین این دو حد بالا و پایین خواهد بود.

شایان ذکر است قانون سنجش صدای تایر تحت عنوان قانون 661 در سالهای 2012 تا 2016 معرفی شده است. شکل زیر نشان دهنده نتیجه تست سنجش صدای یک تایر است که در برچسب آن ثبت خواهد شد.

واحدهای

شکل 3- تفاوت شدت سروصدای یک تایر

همچنین در جدول زیر می توان اطلاعات دقیق تری در ارتباط با داده های آماری در ارتباط با مصرف SBR در انواع تایردر صنعت تایر سازی را مشاهده کرد.

جدول تفاوت میزان مصرف سوخت در گرید های مختلف برای عمده خودرو های مورد استفاده در کشور

واحدهای

با توجه به قوانین سازمان حفاظت از محیط زیست جهت صدور برچسب تایر برای صنایع تایر سازی و تفاوت بین گریدهای مختلف، استفاده از  ESBR مطابق با آخرین فناوری روز دنیا و ورود آن به بازار قادر خواهد بود تا گرید تایر ها را در حداقل شرایط از گرید G به E ارتقا بخشد. براساس آمار بدست آمده( سال ) 1393 همچنین با توجه به آنچه پیشتر بیان شد، این تولید منجر به صرفه جویی 220 میلیارد تومانی خواهد بود. این مقدار برای هر ماشین معادل کاهش 52 لیتر سوخت در هر سال بوده و باچشم اندازی به آینده در سال 1404 این مقدار به 630 میلیارد تومان (با درنظر گرفتن نرخ ثابت برای بنزین –لیتری 1000 تومان) خواهد رسید.

نتیجه گیری

آنچه که از مباحث ذکر شده بر می آید ، می توان چنین نتیجه گرفت که برای درآمدزایی و افزایش میزان درآمد کشور فارغ از مباحثی که برای افزایش میزان تولید مطرح می شود ، با شرایط فعلی و حتی مواردی که بسیار جزئی و در منظر بسیاری از اشخاص ناچیز محسوب می شود می توان افزایش درآمد پایداری را ایجاد نمود. از اولین نکات مهم در توسعه پایدار یک کشور ، توجه ویژه به واحدهای "دانش بنیان" است که از طریق فکر ، ایده و نوآوری تولید شده توسط آنها می توان به راحتی وضعیت و روند فعلی را تا حد زیادی تغییر داد و از طریق تغییر روند شدت مصرف انرژی که بعنوان یکی از ارکان مصرفی کشور محسوب می شود، درآمد بسیار قابل توجهی را فراهم کرد.

ملاحظه می کنیم که چگونه با تغییر تنها یک "گرید" در برچسب انرژی می توان در انواع تایرها ، مصرف سوخت ، سلامت آحاد جامعه  و محیط زیست را تحت تاثیر قرار داد. بدون تردید چنین روندی می تواند در مقیاسهای بزرگ و در تمامی زمینه ها تحول بزرگی در همان مفاهیم پایه ای اقتصاد و یعنی اشتغال ، کاهش تورم و خروج از رکود ایجاد نماید. درتعاریف بین المللی توسعه پایدار ، نگاه ویژه به "نوع آوری" که هم اکنون شرکتهای بزرگ چون "اپل" و "سامسونگ" بر پایه همین مفهوم درآمد سالانه میلیاردها دلار دارند ، را به راحتی می توان در روند تولید و مصرف فعلی کشور چنان بکار گرفت تا از کنار آن بتوان ساده ترین مفهومی که شاید همگان به راحتی از کنار آن می گذرند ، با نگاهی دقیق و موشکافانه می تواند درآمدی بسیار برای کشور به ارمغان آورد.

به بیان دیگر، تحول اقتصادی کشور چنان نیست که حتماً باید اتفاق بزرگی رخ دهد تا این مهم به نتیجه برسد، بلکه تجمیع مواردی است که از قضا بسیار کم اهمیت تلقی می شود، اما وقتی با نگاهی ویژه و از زاویه نوآوری و تغییر روند مشخص فعلی به آن نگاه شود می تواند بسیار درآمدزا باشد.

تغییرات بنیادین در اقتصاد یک کشور در مقیاسهای کوچک و در روندی کاملاً پیش رونده و تکمیلی امکانپذیر است. نباید منتظر معجزه یا اتفاقی بزرگ باشیم تا از طریق آن در یک شب تمام مشکلات حل شود. ایجاد گروهها و تیم های متخصص کارشناس در قالب گروهها و شرکتهای "دانش بنیان" نه تنها می تواند باعث ایجاد اشتغال آنهم در گروه تحصیل کرده و فارغ التحصیل دانشگاه شود، بلکه پیامد آن امکان باز شدن گره های کوچک در جای جای اقتصاد و صنعت ایران از طریق ایجاد "خلاقیت" و "نوآوری" کاملاً امکانپذیر می باشد.

از این رهگذر است که سلامت روانی جامعه به خاطر ایجاد انگیزه و "مفید واقع شدن" تعیین شده و آن اتفاق بزرگ در یک برنامه منسجم به وقوع خواهد پیوست .

به امید آن روز.

واحدهای
پربازدید ها
نیازمندیها