کد خبر: ۵۷۶۸۴۳
تاریخ انتشار: ۱۲:۲۶ - ۱۳ آذر ۱۳۹۶ - 04 December 2017
دبیر شورای نگهبان گفته اند کسانی به نظارت استصوابی ایراد می گیرند که خود رد صلاحیت شده اند.

آیا فقط رد صلاحیت شده ها منتقدبرخی ردصلاحیت ها هستند؟عصر ایران؛ سروش بامداد- دبیرشورای نگهبان در دیدار با اعضای دفتر نظارت و بازرسی انتخابات استان بوشهرگفته اند: «نظارت استصوابی که مطابق آن می توان انتخابات حوزه ای را باطل یا تأیید کرد برای برخی قابل قبول نیست.

در حالی که بر اساس تفسیر شورای نگهبان از قانون اساسی (درباره کلمه نظارت) و قانون عادی، نظارت شورا استصوابی است و کسانی مخالف آن هستند که خود رد صلاحیت شده اند و به همین دلیل از قانون ایراد می گیرند.»

با تأکید بر این که آیت الله احمد جنتی واجد سمت های متعدد دیگر و از جمله ریاست مجلس خبرگان رهبری هستند در ابتدا باید توضیح داد که این گفتار معطوف به سخنان ایشان در مقام دبیر شورای نگهبان است وگرنه این قلم به خبرگان نمی پردازد و می داند که رییس مجلس خبرگان در جایگاهی است که معمولا رسانه ها تنها به نقل خبر بسنده می کنند.

این استدلال که «رد صلاحیت شده ها با نظارت استصوابی مخالف اند» و سخنان نقل شده در بند اول از چند منظر جای نقد دارد:

نخست این که با این استدلال می توان گفت علت اعتراض فارغ التحصیلان دانشگاه صنعت نفت هم این است که قول استخدام آنان عملی نشده یا کلا منتفی شده وگرنه اعتراض نمی کردند. می توان گفت: نخوب! معلوم است این. وقتی شخص اعتراض می کند که احساس می کند حق او تضییع شده است.

در قرآن کریم هم آمده است: صدای تان را بلند نکنید مگر وقتی که مورد ظلمی قرار گرفته اید. نمی خواهیم بگوییم اعمال نظارت استصوابی یا رد صلاحیت الزاما ظلم است اما طبیعی است که اعتراض و مخالفت هنگامی است که چنین احساسی درمی گیرد.

دانش آموزی که نمره مردود می گیرد اعتراض می کند نه محصلی که 20 گرفته. مدیر روزنامه ای که توقیف شده اعتراض می کند نه روزنامه در حال انتشار و این حکایت را با موارد متعدد دیگر می توان ادامه داد.

از آقای جنتی می توان پرسید اگر رد صلاحیت شده ای به رد صلاحیت اعتراض کند اشکال قانونی یا شرعی دارد؟ مگر بسیاری از محکومین دادگاه ها به حکم صادره اعتراض نمی کنند و دادگاه تجدید نظر نیز در موارد بسیاری حکم متفاوت صادر نمی کند؟ وقتی دادستان سابق تهران حکم خود را قبول ندارد و معترض است دیگران جای خود دارند.

نقد دبیر محترم هنگامی وارد است که شخص به لحاظ مادی یا از جنبه های دیگر ذی نفع باشد. مثلا در مدرسه ای قرار بوده معلمی معاون شود و وقتی حکم او نیامده معترض شود. اما اگر از حقوق همین معلم بی هیچ دلیلی یا بدون اعلام هیچ دلیلی کسر شود حق ندارد اعتراض کند؟

دوم این که فارغ از این که تفسیر شورای نگهبان از واژه « نظارت» به «استصوابی» و نه «استطلاعی» را قبول داشته باشیم یا نه و مثلا بخواهیم بگوییم پس چرا « نظارت» قید شده درباره جاهای دیگر و مشخصا رییس جمهوری و صدا وسیما استصوابی نیست، در چارچوب همین نظارت استصوابی اگر فردی به رد صلاحیت خودش توسط دفتر نظارت اعتراض کند آیا کل نظارت استصوابی را زیر سؤال برده است؟ هر جا که بحث داوری در بین باشد سلایق فردی هم دخالت دارند. تصور کنیم- فقط تصور کنیم- ترکیب فقهای شورای نگهبان تغییر کند. آیا نتیجه اعلام صلاحیت ها تغییر نخواهد کرد؟ بنا بر این اعتراض به افراد به منزله مخالفت با کلیت یا یک قانون نیست.


سوم: دبیر شورای نگهبان هم به تفسیر قانون اساسی و هم به قانون عادی اشاره کرده اند. جالب است به پیشینه تاریخی اشاره شود و بدانیم شماری از نمایندگان مجلس سوم در سال 1371 به استناد تفسیر رد صلاحیت شدند و بعد از آن مجلس چهارم شکل گرفت که طبعا چون برآمده اعمال نظارت استصوابی بودند موضع مفی نداشتند و به صورت قانون درآمد. حالا تصور کنیم- فقط تصور کنیم- که مجلس فعلی بخواهد این قانون را اصلاح کند. آیا شورای نگهبان چنین مصوبه ای را تأیید خواهد کرد؟ بنا براین عملا راه اصلاح از طریق قانون عادی مسدود است مگر این که بحث به مجمع تشخیص مصلحت بکشد.

چهارم: دبیر شورای نگهبان نظارت استصوابی را این گونه توضیح داده اند: « بر پایه آن می توان انتخابات حوزه ای را باطل یا تأیید کرد.» اما آیا قصه فقط منحصر به همین است یا نظارت استصوابی یعنی شورای نگهبان می تواند از الف تا یای انتخابات دخالت کند.از آغاز آن که ثبت نام کاندیداهاست تا پایان که تأیید یا ابطال است. به تازگی البته این نظارت استمرار یافته و بعد از تأیید انتخابات هم دیدیم که خانم مینوخالقی نماینده منتخب اصفهان را حذف کردند با این توجیه که نظارت تا تصویب اعتبارنامه ادامه دارد و ممکن است تا هنگام تحریر این مطلب بیش از این ادامه یافته باشد.

پنجم این که همه منتقدان کسانی نیستند که صلاحیت شان تأیید نشده است. چرا که در آخرین انتخابات 12 هزار نفر کاندیدا شدند اما نصف آنان رد شدند. آیا از 80 میلیون ایرانی تنها 6 هزار نفر رد شده منتقد نظارت استصوابی‌اند؟ اگر چنین است چرا طیف همفکر ردصلاحیت شده های سیاسی رای بیشتری می آورند؟

البته بسیاری از منتقدین اساسا ثبت نام نمی‌ کنند و کاندیدا نمی شوند یا نشده اند اما نگران کیفیت مجلس هستند. کار به جایی رسیده که برای بیرون ماندن از حذف های شورای نگهبان گروه های سیاسی ناگزیرند سراغ چهره های غیرسیاسی بروند و مشکلات آنها تازه بعد از انتخاب شروع می شود.

نکته ششم این است که شماری از نمایندگان تمام دوره را با ترس از رد صلاحیت در دوره بعد سپری می کنند و عملا شهامت نماینده سلب می شود.

این گفتار نمی خواهد نقد نظارت استصوابی باشد و از این رو ادامه نمی یابد. غرض تنها اشاره به همان سخن آیت الله جنتی دبیر شورای نگهبان بود.

ارسال به تلگرام
برچسب ها: شورای نگهبان
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
نام:
ایمیل:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز:1200
مدیا- داخلی
دلتابان
پربازدید ها
بلیط (عصر ایران داخلی)
عصر ایران داخلی (تخفیفان)
عکس