کد خبر ۵۸۹۴۳۹
تاریخ انتشار: ۱۲:۴۴ - ۰۹ بهمن ۱۳۹۶ - 29 January 2018
عملیات سپر فرات ارتش ترکیه و گروه‌های مسلح سوری مورد حمایت ترکیه در منطقه جرابلس علیه داعش و عملیات شاخه زیتون که اکنون در منطقه عفرین در جریان است یرای جلوگیری از تشکیل یک اقلیم مستقل کرد در شمال سوریه تعریف می‌شود.

حمید رضا مهاجر

تردیدی نیست که بحران سوریه مانند همه بحران هایی که کشورها را به جنگ داخلی سوق می دهند دارای عوامل و ریشه های داخلی است اما یک واقعیت را نیز نمی توان انکار کرد و آن اینکه ابعاد این بحران، بدون در نظر گرفتن نقش بازیگران خارجی غیر ممکن است.

بازیگرانی که جنگ داخلی سوریه به یکی از عرصه های جدی رقابت و همکاری آنان در سطوح منطقه ای و بین المللی تبدیل شده است. یکی از این بازیگران خارجی، ترکیه است که از آغاز بحران سوریه، نقش محوری و تاثیرگذاری در جریان تحولات آن ایفا کرده است.

ترکیه و سوریه حدود 900 کیلومتر مرز مشترک دارند و داشتن چنین مرزی کافی است تا بتوان روابط میان دو کشور را با همه فراز و نشیب هایش، تاریخی توصیف کرد.

یکی از نتایج طبیعی گستردگی مرزها، اهمیتی است که دو کشور در اقتصاد یکدیگر ایفا می کنند. از سوی دیگر، سوریه، دروازه ترکیه به خاورمیانه ای است که پس از جنگ جهانی اول از آن خارج شد و بازگشت به آن با به قدرت رسیدن حزب عدالت و توسعه در اولویت سیاست خارجی ترکیه قرار گرفت. با به قدرت رسیدن این حزب در ترکیه، خاورمیانه در کنار بالکان و آسیای مرکزی به عنوان عمق استراتژیک تعریف شد.

ریشه‌ها و محورهای 4 گانه تنش ترکیه با روسیه



بررسی تاریخ روابط ترکیه و سوریه نشان می دهد که این روابط از چهار عامل اساسی متاثر شده اند:

1- مساله الحاق استان اسکندرون سوریه به ترکیه در سال 1939: فرانسوی ها در تلاش بودند سوریه را به 6 دولت کوچک به این شکل تقسیم کنند: دولت شام، دولت حلب، دولت علوی در خط ساحلی، دولت دروزی در منطقه جبل الدروز، دولت لبنان و دولت هاتای (اسکندرون).


مقاومت مردمی مسلحانه مانع از تقسیم سوریه توسط فرانسوی ها شد و به این ترتیب فرانسوی ها استقلال سوریه را به شرط جدایی لبنان پذیرفتند.
این امر باعث اعتراض ترکیه شد.

با به توافق رسیدن فرانسه و ترکیه در سپتامبر 1938، حاکمیت استان اسکندرون(هاتای) از سوی پاریس به آنکارا واگذار شد. اما دمشق هیچگاه این حاکمیت را به رسمیت نشناخت.

2 -مساله تقسیم آب رودخانه فرات: یکی از نگرانی های جدی سوریه، کنترل منابع آبی از سوی ترکیه است. رودخانه فرات اهمیت استراتژیکی در بخش کشاورزی سوریه و به ویژه تولید غله در این کشور ایفا می کند.

ترکیه در دهه های گذشته با احداث سدهای متعدد بر روی این رودخانه، کمیت آب ورودی به سوریه را 29 درصد کاهش داده و همین باعث تشدید نگرانی سوری ها شده است.

با وجود اینکه طرفین در سال 1987، توافقنامه ای درباره تقسیم منابع آبی امضا کردند و ترک ها تعهد دادند با افزایش نیازمندی سوریه، منابع آبی بیشتری به همسایه جنوبی خود تخصیص دهند اما موضوع آب همواره به عنوان یکی از مشکلات جدی در روابط دو کشور مطرح مانده است.

3- مساله کردها در شمال سوریه: ترکیه کردها را معضل امنیتی خود می داند و این چالش امنیتی شامل کردهای سوریه نیز می شود. به لحاظ روابط تاریخ عشایر کرد در دو سوی مرز، منطقه کردستان سوریه امتداد طبیعی کردستان ترکیه به شمار می رود.

از اواسط دهه 80 میلادی، تهدیدات گروه پ.ک.ک علیه مواضع ارتش ترکیه افزایش یافت. آنکارا، دمشق را متهم به حمایت مادی و تسلیحاتی از این گروه می کرد. اختلافات دو کشور تا مرز جنگ به پیش رفت تا اینکه در سال 1998 توافنامه امنیتی آدانا میان طرفین به امضاء رسید. نتیجه این توافقنامه این بود که منابع آبی بیشتر از آن سوریه شود و عبدالله اوجالان رهبر پ.ک.ک از آن ترکیه!


4- چالش در قالب محورهای منطقه ای: حق با دکتر ابراهیم بالچی عضو دفتر مطالعات پل استیفتینگ آلمان بود که در جریان دیدار تاریخی بشار اسد از ترکیه در سپتامبر 2009 در مقاله ای اظهار داشت که این روابط، عمر زیادی نخواهد داشت!

در جریان این دیدار، طرفین بیش از پنجاه تفاهم نامه همکاری مشترک با یکدیگر امضا و توافق کردند با تاسیس شورای همکاری های استراتژیک، روابط خود را به عالی ترین سطح ممکن ارتقا دهند. ترکیه با اعمال سیاست صفرسازی مشکلات با همسایگان در تلاش بود قدرت نرم خود را در منطقه افزایش دهد، سیاستی که از سال 2003 تا 2010، مبنای سیاست خارجی ترکیه در خاورمیانه را تشکیل می داد.

در جریان بحران سیاسی عراق پس از انتخابات سال 2010 دمشق در کنار آنکار و ریاض ایستاد و از ایاد علاوی در برابر نوری مالکی مورد حمایت ایران، پشتیبانی کرد. در نهایت پس از دیدار محمود احمدی نژاد از دمشق، اسد، تهران را به آنکارا و ریاض ترجیح داد و از نخست وزیری مالکی حمایت کرد و به این ترتیب ماه عسل روابط ترکیه و سوریه به پایان رسید.

با آغاز بحران سوریه در سال 2011، آنکارا با حمایت از تظاهرات پراکنده در سوریه تلاش کرد تا با اعمال فشار به دمشق، آنچه اردوغان در آن زمان سیاست های اسد نامید، تغییر دهد. این درخواست ها در همان سال و در دیدارهای متعدد احمد داوود اوغلو، وزیر خارجه وقت ترکیه به دمشق ابلاغ شد. در نهایت با نپذیرفتن بشار اسد، اردوغان، سفیر ترکیه را در مارس 2012 از دمشق فراخواند. این نخستین مرحله از رفتار ترکیه در قبال بحران سوریه بود که می توان آن را مرحله فشارهای سیاسی ترکیه برای تغییر رفتارهای نظام سوریه نامید.

با آغاز تابستان 2012 آنکارا سیاست حمایت از مخالفین نظام سوریه برای برکناری بشار اسد را انتخاب کرد این رویکرد کاملا با سیاست بی طرفی ترکیه در قبال انقلاب های عربی در تونس، مصر و لیبی مغایرت داشت.

اردوغان در آن زمان اعلام کرد که بشار اسد مشروعیت خویش را از دست داده است و باید از قدرت کناره گیری کند. تا اواخر سال 2016 ترکیه تبدیل به مرکز پشتیبانی مالی، سیاسی، اطلاعاتی و نظامی مخالفین نظام سوریه شد. در طول این سالها، فرودگاه استانبول تبدیل به درگاه ورودی هزاران جهادی از سرتاسر جهان شد که برای ساقط کردن نظام سوریه آمده بودند. از سوی دیگر ترکیه با مشکل بزرگی تحت عنوان هجوم آوارگان مواجه بود که بسیاری از آنان ترکیه را به عنوان کریدور عبور به اروپا می دیدند.


کنترل حلب از سوی ارتش سوریه و نزدیکی به آنکارا به موسکو، دو عامل نظامی و سیاسی تاثیر گذار در تغییر رفتار دولت ترکیه در قبال بحران سوریه بود. با وجود اینکه ترکیه از گروه های مسلح حمایت می کرد اما اعلام پذیرش راهکار سیاسی برای حل مسالمت آمیز بحران برای حکومتی که سالها از گزینه نظامی برای اسقاط دولت سوریه یک تغییر رویکرد اساسی به شمار می رفت.

کودتای بخش هایی از ارتش ترکیه علیه اردوغان و حمایت تهران و موسکو از دولت ترکیه در برابر سکوت معنادار واشنگتن، ریاض و پایتخت های اروپایی، شوک بزرگی به رئیس جمهور ترکیه وارد کرد. بن علی یلدیریم نخست وزیر ترکیه در اولین سخنان پس از شکست کودتا اظهار داشت که آنکارا، روابط خویش با بغداد و دمشق را ترمیم خواهد کرد. اظهارنظری که هر چند در آن زمان، مبالغه آمیز به نظر می رسید اما حاکی از این بود که حکومتی که خود از لبه سقوط نجات یافته به دنبال ایجاد تغییر در برخی از سیاست های کلی خویش است.

حمایت امریکایی ها از شبه نظامیان کرد که در سال 2017 به اوج خود رسید، نگرانی تاریخی ترکیه از مرزهای جنوبی خویش را تشدید کرد. دولت ترکیه معتقد است که امریکایی ها در سوریه هیچ اهمیتی به نگرانی های آنها نمی دهند. سرکوب شبه نظامیان حزب سوریه دموکراتیک و جلوگیری از تاسیس یک اقلیم کرد مستقل در شمال سوریه به همراه بازگشت آوارگان از ترکیه به سوریه، اولویت های سیاست خارجی ترکیه در قبال بحران سوریه را تشکیل می دهند. به این ترتیب در لیست اهداف اساسی که آنکارا امروز در قبال این بحران، پیگیری می کند کناره گیری بشار اسد از قدرت اهمیت زیادی ندارد.


ترکیه تا زمانی که بحران خاتمه نیابد و تکلیف آینده سیاسی سوریه روشن نشود خواهان کشیدن نوار امنیتی به عرض 30 کیلومتر در شمال سوریه است. عملیات سپر فرات ارتش ترکیه و گروه های مسلح سوری مورد حمایت ترکیه در منطقه جرابلس علیه داعش در سال 2017 و عملیات شاخه زیتون که اکنون در منطقه عفرین در جریان است در راستای جلوگیری از تشکیل یک اقلیم مستقل کرد در شمال سوریه تعریف می شود. سیاستی که با استراتژی ایالات متحده در سوریه تناقض جدی دارد.

شبکه خبری المیادین اخیرا سندی را منتشر کرده نشان می‌دهد مجموعه واشنگتن متشکل از امریکا، انگلیس، فرانسه، عربستان سعودی و اردن به دنبال تقسیم سوریه به اقلیم های مستقل در قالب یک رژیم سیاسی کنفدرالی هستند. در این سند که قرار است به مذاکرات ژنو ارائه شود، هیچ اشاره ای به دوره انتقالی یا کناره گیری بشار اسد نشده و عملا سوریه را تحت وصایت سازمان ملل قرار می دهد.

نکته جالب توجه در ساختار مجموعه واشنگتن حذف ترکیه و قطر است. با وجود اینکه غیبت قطر در این مجموعه را می توان در قالب اختلافات شدید دوحه و ریاض ارزیابی کرد اما عدم حضور ترکیه در این گروه، نشان می دهد اختلافات میان آنکارا و واشنگتن در قبال آینده سوریه تا چه اندازه جدی است.

ارسال به تلگرام
برچسب ها: ترکیه و سوریه
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
علم و فناوری