کد خبر ۵۹۳۳۵۴
تاریخ انتشار: ۱۰:۰۸ - ۲۸ بهمن ۱۳۹۶ - 17 February 2018

سرگئی لاوروف می گوید که نیروهای آمریکا بدون اجازه دمشق در خاک سوریه حضور دارند.

به گزارش یورونیوز، رابطه واشنگتن و مسکو در چه مرحله ای است؟ همکاری روسیه، ایران و ترکیه مسئله سوریه را به کدام سو سوق خواهد داد؟ آیا دلیلی وجود دارد که اتحادیه اروپا روسیه را تهدید به شمار آورد؟ این سوالات را با وزیر خارجه روسیه سرگئی لاوروف مطرح می کنیم.

اولین سوالم درباره رابطه ایالات متحده آمریکا و روسیه است. پس از گذشت یک سال از انتخاب دونالد ترامپ بعنوان رییس جمهوری آمریکا روابط مسکو و واشنگتن بیش از هر زمان دیگری دچار تنش شده است. آیا روسیه انتظارات بیشتری از ریاست جمهوری ترامپ داشت؟

«روسیه هیچگاه روی پیروزی یا شکست ترامپ شرط بندی نکرده است»

سرگئی لاوروف: «نمی گویم که ما اسیر یک سری از انتظارات بودیم. در حال حاضر صحبتهای زیادی می شود در این باره که روسیه روی پیروزی یا شکست ترامپ شرط بندی کرده بود. در واقع حمایتهایی از انتخاب دونالد ترامپ بود اما از سوی برخی از سیاستمداران و افراد مشهور و برخی از نمایندگان مجلس. اما مقامات رسمی از بالا تا پایین، از رییس جمهوری روسیه گرفته تا وزیر خارجه مسئولان سیاست خارجه روسیه هیچگاه روی پیروزی یا شکست ترامپ شرط بندی نکردند و خیلی شفاف و صریح هم گفتند که فدراسیون روسیه همیشه و در همه کشورها مایل به همکاری با رییس جمهوری و منتخب مردم آن کشور است. در حقیقت ما فالگیر نیستیم و نمی توانیم آینده را پیش بینی کنیم و یا پادرمیانی کنیم. (با خنده). هنوز چیزهایی می گویند درباره مداخلات دولت روسیه در اتفاقات و روند پیش از انتخابات در آمریکا. اما من یک واقعیت تأییدشده (مستند) هم ندیده ام.»

سرگئی لاوروف می افزاید: «امیدوارم این گرایشاتی که در واشنگتن رواج یافته، خاموش شوند. رییس جمهوری آمریکا باید با کنگره به توافق برسد و با توجه به گرایشات موجود در کنگره خط مشی خود را دنبال می کند. ترامپ بارها تاکید کرده که مایل است وعده های انتخاباتی اش را از جمله دست یابی به روابط عادی، دوستانه و مبتنی بر احترام متقابل را با روسیه محقق کند.»

و کسی هم که او را مجبور به امضای لایحه تحریم ها روسیه و ارسال اسلحه به اوکراین نکرده است.

سرگئی لاوروف: «زمانیکه مصوبه ای در کنگره آمریکا و با تعداد آرائی کافی به تصویب می رسد بطوریکه حق وتوی رییس جمهوری باطل می شود، آن قانون لازم الاجرا خواهد شد رییس جمهور باید روابطش را با کنگره در طیف گسترده ای از مسائل ارزیابی کند. جای تاسف است که پس از گذشت یکسال از ریاست جمهوری ترامپ، روابط ما با واشنگتن در مقایسه با زمانیکه دموکراتها در امریکا بر سر کار بودند- نه تنها بهبود نیافته، بلکه بدتر هم شده است. منظورم اشغال غیر قانونی املاک دیپلماتیک ماست که هم با با کنوانسیون وین مغایرت دارد و هم خلاف قانون اساسی آمریکا و اصولی است که جامعه این کشور بر پایه آن بنا شده است.مالکیت خصوصی مقدس است. این شرایط نادیده گرفته است. ما همانطور که قبلا گفتیم اقدامات قانونی را شروع کرده ایم.

امیدوار بودید که روابط تان با امریکا به سوی عملگرایی (پراگماتیسم) پیش برود (یا با مصلحت اندیشی همراه شود) آیا هنوز امیدی برای رسیدن به چنین روابطی هست؟

سرگئی لاوروف: «عملگرایی به چشم می آید. همکاریهای ما درزمینه برنامه های فضایی ادامه داشته است. (همکاریهایمان درباره مسئله سوریه متوقف نشده است. برغم پاره ای دشواریها منافعمان با هم گره خورده است و هنوز کاهش درگیری ها در مناطق جنوب سوریه که با مشارکت روسیه ایالات متحده آمریکا و اردن شکل گرفت وجود دارد. البته باید توافقهایی درباره خروج تمام نیروهای غیر سوری از منطقه صورت بگیرد.»
«بازی آمریکا برای حمایت از کردها بازی خطرناکی است»

در سوریه منافع آمریکا و ترکیه که در پیمان ناتو متحد هم هستند به شدت از هم دور شده است. منظورم عملیات عفرین است. ترک ها آشکارا گفته اند که در عفرین متوقف نخواهند شد. آیا روسیه بایست این را در نظر می گرفت؟

سرگئی لاوروف: «آمریکایی ها از همان بدو دخالت در سوریه به کردها متوسل شدند و موضع ترکیه را نادیده گرفتند. بر هیچکس پوشیده نبوده و نیست که از نظر ترکیه بعضی جناحهای سوریه انشعابی از حزب کارگران کردستان هستند که از نظر ترکیه و برخی از کشورها در لیست سازمانهای تروریستی قرار دارند. ترکیه بارها گفته است که هر طور شده از اینکه کردها کنترل اوضاع را در مرز سوریه و ترکیه در دست بگیرند جلوگیری می کند. اما ایالات متحده آمریکا در این دوره بطور مرتب نیروهای کرد را مسلح کرده و موضع ترکیه را نادیده گرفته است. بازی آمریکا با مسئله کردستان آنهم زمانیکه درک محدودی از خواسته های ژئوپولیتیک وجود دارد، بازی خطرناکی است. این بازی ممکن است برای کشورهایی که کردها که در آن مستقر هستند مشکل ساز بشود. ما باید به جای انجام کارهای که کل منطقه را مثل اواخر قرن گذشته دچار تنش کند، به فکر این باشیم که چگونه می توان حقوق کردهایی را که در مرزهای کنونی این کشورها مستقر هستند، تضمین کنیم.»

حضور جهانی ایالات متحده آمریکای تحت ریاست جمهوری دونالد ترامپ کم رنگ شده است. آیا شما با این موضوع موافقید یا اینکه به نظرتان آمریکا مثل دهه های گذشته خود را درگیر مسائل جهانی می کند؟

سرگئی لاوروف: «من موافق نیستم که حضور ایالات متحده آمریکا در امور بین الملل کمرنگ شده است. درست است که دونالد ترامپ گفته است که میخواهد در درجه اول عظمت آمریکا را به آن بازگرداند، اما کسانی که تصور می کنند این شعار دعوت به منزوی کردن آمریکا و پشت پا زدن به امور خارجی است، سخت در اشتباهند. حضور بین المللی ایالات متحده آمریکا نه کاهش یافته و نه گسترش. اما حضور نظامی این کشور در عرصه جهانی در حال گسترش است. آمریکا بدون دعوت در سوریه حضور دارد. در افغانستان با دعوت آمد. اما ۱۵ الی ۱۶ سال حضور آمریکا در افغانستان هیچ اتفاق خوبی در پی نداشت: تهدیدهای تروریستی از میان نرفت، تولید مواد مخدردر افغانستان ۱۰ برابر شد. این مسئله [ افزایش تولید مواد مخدر] باعث نگرانی شرکای ما در آسیای میانه است. اروپا را هم نگران می کند. زیرا مواد مخدر به اروپا می آید و تروریستها هم بدون توجه به مرزها در سراسر جهان پخش شده اند. در عراق هم همینطور. آمریکا زمان ریاست جمهوری اوباما ادعا کرد که از عراق خارج شده است. اما الان هم دوباره در عراق مستقر شده است و حضورش بیشتر خواهد شد. ایالات متحده آمریکا توان نظامی خود در جنوب شرق آسیا را به بهانه بحران هسته ای در شبه جزیره کره، تقویت کرده است. حضوری که بسیار بیشتر از اندازه ای است که برای مقابله با تهدیدهای کره شمالی لازم است. آمریکا این کار را به وضوح با هدف استقرار در دریای جنوب چین و با توجه به اختلافات ارضی بین چین و تعدادی از کشورهای اتحادیه کشورهای جنوب شرق آسیا انجام می دهد.»

وی می افزاید: «البته موضوع حضور ایالات متحده آمریکا در عرصه جهانی سوالات زیادی را مطرح می کند. مسئله، مسئله سیستم دفاع موشکی آمریکاست که در حال حاضر بطور در اروپا در رومانی لهستان و در شرق آسیا و کره جنوبی خیلی فعال است. ژاپن هم بطور فعال به این موضوع علاقه نشان می دهد. در نتیجه [تقویت] این سیستم دفاع موشکی نه تنها برای ما بلکه برای چین هم مشکل ساز خواهد بود. به این ترتیب همانطور که می بینید حضور آمریکا در حال رشد است اما در جهتی که بی خطر نیست.»

آیا روسیه از راست افراطی در اروپا حمایت می کند؟

طی سال گذشته کشورهای اروپایی و اتحادیه اروپا به تبعیت از ایالات متحده آمریکا، روسیه را متهم به تبلیغات و حمایت از احزاب پوپولیست و راست افراطی کرده است. آیا اروپایی ضعیف و بی ثبات از نظر استراتژیک برای روسیه فایده ای دارد؟

سرگئی لاوروف: «البته که نه. ما این را بارها گفته ایم و رئیس جمهوری ما هم همین حرف را گفته است. ما می خواهیم سردرگمی ها و ضعف های کنونی در رابطه اتحادیه اروپا با روسیه پایان بیابد. ما خواهان اروپایی باثبات و قوی هستیم. اروپا بزرگترین شریک تجاری ماست و علیرغم مشکلات سه سال اخیر، اروپا هنوز بزرگترین شریک تجاری و سرمایه گذاری ماست و واضح است که ما می خواهیم تحول این ساختار بزرگ اتحادیه اروپا پیوسته و قابل پیش بینی باشد. نیاز به منابع انرژی در اروپا رو به افزایش است و با پروژه هایی مثل «نورد استریم ۲» و خط لوله انتقال گاز طبیعی موسوم به «جریان ترک (ترکیش استریم)» که ما اکنون درباره آنها با همتایان اروپاییمان در حال مذاکره هستیم، این نیازها برطرف خواهد شد. ضمنا «گازپروم» سال گذشته صادراتش را به اروپا به سطحی بی سابقه رسانده است. بنابراین همه این صحبت ها در باره قطع وابستگی به گاز روسیه صرفا سیاسی است با این هدف که همکاری اقتصادی طبیعی بین روسیه و اروپا را از بین ببرد.»

روسیه در بالکان چه منافعی دارد و پیش بینی می کنید چه تحولاتی در این بخش از اروپا رخ خواهد داد؟

سرگئی لاوروف: «کشورهای بالکان یاران تاریخی ما هستند و ما زحمات زیادی کشیده ایم تا امنیت و استقلال کشورهای بالکان را تضمین کنیم. جنگ بین روسیه و دولت عثمانی، جنگ جهانی اول و جنگ جهانی دوم شاهد این ادعای ماست. ما با کشورهای بالکان، ریشه های مشترک تاریخی و مذهبی (چون بیشتر ساکنان شبه جزیره بالکان مسیحی ارتودوکس هستند) داریم و اینها منجر به روابطی بسیار خوب بین مردم فدراسیون روسیه و کشورهای شبه جزیره بالکان شده است. در سالهای گذشته روابط خوبی با صربستان، اسلوونی داشته ایم و به نظر من گفتگو با مقدونیه هم به خوبی پیش رفته است. سکونی که در روابط ما با کرواسی به وجود آمده بود پایان یافته است و رئیس جمهوری کرواسی به روسیه آمد. من با همتای کروات خودم دیدار کردم. البته وضعیت مونته نگرو نگران کننده است و تلاش هایی می شود که این کشور به ابزاری در ترویج احساسات ضدروسی تبدیل شود. عضویت در ناتو به این کشور تحمیل شده است.»

وی می افزاید: «علی رغم این، روابط ما با مونته نگرو همچنان خوب است. فقط من نمی فهمم که چطور مونته نگرو در دام این مبارزه ضدروسی افتاده است. اما فکر کنم که این نکته روی وجدانشان سنگینی کند. اما لطفاً واقعیات را در نظر بگیرید: حتی یک کشور در شبه جزیره بالکان وجود ندارد که زیر فشار سفیر آمریکا یا سفرای اروپا خواستار پایان روابطش با روسیه نشده باشد. تلاش های این سفرا حتی در صربستان جنبه علنی پیدا کرده است و این را با اقدامات ما در بالکان مقایسه کنید که فقط پیشنهاد پروژه هایی است که به سود هر دو طرف است. ما هیچگاه از هیچ کدام از این کشورها نخواسته ایم که روابطشان را با این یا آن کشور قطع کنند و این تفاوت بنیادی سیاست خارجی روسیه و سیاست خارجی غربی هاست: وقتی غربیها بدون حتی یک مدرک و دلیل مستند می گویند روسیه در امور داخلی کشورهای دیگر دخالت می کند من فکر می کنم که رسانه های بیطرف، – به نظرم یورونیوز رسانه ای بیطرف است- بایست این اعمال علنی کشورهای غربی در بالکان و خواست علنی آنها برای قطع دوستی بین کشورهای بالکان و روسیه را افشا کنند. از نظر اصولی این خواست که شما یا با روسیه باشید یا با ما یاد آور قرون وسطی است.»

«لایحه بازگرداندن دونباس به اوکراین، برهم زننده اوضاع است»

پارلمان اوکراین لایحه بازگشت ناحیه دونباس را به تصویب رسانده است که در آن روسیه به تجاوز متهم می کند و شرق اوکراین را منطقه اشغال شده می خواند و وزارتخانه شما اعلام کرده است که این لایحه به مثابه آماده شدن برای از سرگرفتن جنگ است. آیا از نظر روسیه توافق مینسک هنوز اعتبار دارد؟ و از نظر شما چگونه می توان به درگیریها پایان داد؟

سرگئی لاوروف: «از دیدگاه قانون بین الملل توافقهای مینسک همچنان معتبر است چون این توافق ها در قطعنامه سازمان ملل به تصویب رسیده است و لازم الاجراست و هیچیک از قوانینی که در اوکراین به تصویب برسد نمی تواند ناقض قانونی باشد که در شورای امنیت سازمان ملل به تصویب رسیده است. همه شرکای ما چه کشورهای غرب اروپا، چه کشورهای شرق اروپا و ایالات متحده آمریکا ضرورت تصویب این توافق را تایید کرده اند. در لایحه “بازگرداندن” که به این نام معروف شده زیرا رسماً نام دیگری دارد، هیچ اشاره ای به توافق های مینسک وجود ندارد در واقع باید بگویم که نام این لایحه باید قانون تجزیه و جدایی باشد، چون در تضاد با منطق توافق های مینسک قرار دارد: در این توافقها صحبت از یک فضای سیاسی واحد از طریق گفتگو بین مقامات کی یف و این بخش دیگر اوکراین است. بنابراین این قانون جدید برهم زننده اوضاع است. بنابراین ما با همکارانمان در فورمت نورماندی (گروهی متشکل از رهبران فرانسه، آلمان، روسیه و اوکراین برای حل بحران اوکراین) گفتگو خواهیم کرد و من اعتقاد دارم که نباید ضعف نشان دهیم و از افراطی هایی پیروی کنیم که می خواهند توافق های مینسک را نابود کنند.»

هیچ امکانی نیست که حافظان صلح (صلح بانان) سازمان ملل قبل از ماه مارس در شرق اوکراین مستقر شوند؟

سرگئی لاوروف: «همه چیز به کسانی بستگی دارد که هنوز به پیش نویس قطعنامه ای که روسیه پیشنهاد کرده است پاسخ نداده اند و متمم یا تصحیح مشخصی بر این قطعنامه وارد نکرده اند. منطق ما در این قطعنامه بسیار ساده و روشن بود: توافق های مینسک تحت نظارت و با همکاری سازمان امنیت و همکاری اروپابه اجرا در آید. سازمان امنیت و همکاری اروپا نیروی خاصی برای نظارت آماده کرده است، اما نگرانی ها درباره امنیت این ناظران وجود داشت. رئیس جمهوری روسیه پیشنهاد کرده بود که برای امنیت بیشتر به آنها اسلحه سبک بدهد اما سازمان امنیت و همکاری اروپا این را نپذیرفت چون تا پیش از این مأموریت مسلحانه به انجام نرسانده اند و روش معمول آنها مسلح بودن در ماموریت نیست. در ماه سپتامبر سال گذشته ما پیش نویس قطعنامه ای را به شورای امنیت سازمان ملل ارائه کردیم که بسیار ساده است و مستقیماً با توافق های مینسک پیوند دارد: هر جا که قرار باشد ناظران سازمان امنیت و همکاری اروپا کار کنند، حافظان صلح سازمان ملل مسئول حفظ امنیت آنها خواهند شد. همکاران ما گفته اند که این گامی بسیار صحیح است اما خواستار بسط این نکته شده اند. آنها پیشنهاد کرده اند که جای توافق های مینسک را ساختاری بسیار قدرتمند و بزرگ بگیرد که تحت پوشش سازمان ملل باشد.

بعضی ها از ارقام تا حدود ۴۰ هزار حافظ صلح مسلح صحبت می کنند که نه تنها سلاح سبک بلکه سلاحهای سنگین و پیشرفته ترین تجهیزات نظامی را داشته باشند؛ تمام مناطق بین جمهوری های دونتسک و لوهانسک تحت کنترل خود درآورند و نوعی سازمان اداری موقت سازمان ملل در آنجا به وجود بیاید که تا ۵۰۰۰ کارمند داشته باشد؛ و به جای گفتگوی مستقیم بین کی یف و دونتسک و لوهانسک طبق قطعنامه شورای امنیت که توافق های مینسک را تصویب کرد، مسئولیت اجرای تمام راه حلها (از اجرای انتخابات تا اعطای وضعیت ویژه) را بر عهده داشته باشد و تصمیم گیری در باره مسائل موجود به این سازمان بین المللی محول شود. اینها ایده هایی است که الان مطرح شده است.»

روسیه مخالف این ایده است؟

سرگئی لاوروف: «روسیه از این ایده ها حمایت نمی کند زیرا در تناقض با تصمیم عالی ترین مرجع سازمان ملل برای حفظ صلح و امنیت دنیاست. قطعنامه ای که توافق های مینسک را تصویب کرده است لازم الاجراست.»

همکاریهای روسیه، ترکیه و ایران سوریه را به کدام سو خواهداو نره برد؟

روسیه با توافقی که با ایران و ترکیه در باره سوریه منعقد کرد دنیا را شگفت زده کرد. گامهای بعدی این سه کشور در سوریه چه خواهد بود؟ آیا روسیه، ترکیه و ایران را در طرحریزی سیاسی برای نفوذ در خاورمیانه متفق خود به حساب می آورد؟

سرگئی لاوروف: «ما برای آینده دور برنامه نداریم و فعلا می خواهیم آنچه را در سوریه شروع کرده ایم به آخر برسانیم. وقتی دولت اوباما در قبال توافقهایی که برای برقراری آتش بس در سوریه با ما کرده بود با ناتوانی و بی درایتی کامل عمل کرد، چاره ای جز این نداشتیم که با کسانی کار کنیم که سر حرفشان می ایستند و برغم رویکرد متفاوتشان، هنوز می خواهند با ما به موضع مشترک و چنان توافقی برسند که تمامیت ارضی سوریه را حفظ کند. شرکای ایرانی ما،مثل روسیه از سوی دولت مشروع سوریه دعوت شده بودند تا در جنگ با تروریسم همکاری کنند و ترکیه هم چنین تمایلی را نشان داده است. در پایان سال ۲۰۱۶ میلادی اولین دور مذاکرات آستانه برای صلح در سوریه برگزار شد و فرایندی را آغاز کرد که منجر به کاهش سریع میزان خشونت در سوریه شد. علاوه بر این، مهمترین رویداد اخیر برگزاری «کنگره گفتگوی ملی سوریه» در سوچی بود که ۱۲ اصل را برای ساختار دولت آینده سوریه پذیرفت. درست است که همه گروه های مخالف سوریه در سوچی نماینده نداشتند اما تنوع گروه های نماینده بخش های مختلف جامعه سوریه در این کنفرانس بی سابقه بود.»

ارسال به تلگرام
برچسب ها: سوریه ، سرگئی لاوروف
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
علم و فناوری
عکس