چاکلز- داخلی
نمایش بورس، بانک و بیمه-صفحه داخلی

امروز طراوت میهمان دل های ماست. امروز از آسمان عطوفت می بارد و درختان عاطفه را می بینی که میوه های ایثار نثار می کنند. امروز زمینیان آسمانی شده اند. امروز خدا در همین نزدیکی ها نعمت می پاشد. امروز فرشتگان طبق طبق نیکی به آسمان می برند. امروز، روز نیکوکاری است.

 

_____________________________

 

دانی که خدا چرا تو را داده دو دست؟/من معتقدم که اندر آن سری هست
یک دست به کار خویشتن پردازی/با دست دگر ز بی کسان گیری دست

 

_____________________________

 

دستان مهربان
چه چیز بالاتر از آن که خدا شما را دوست می دارد؟
شما را می گویم؛ شما که دستانتان لبریزِ مهربانی است.
شما که تاب نگاه های منتظر خانواده های نیازمند را ندارید.
شما که محبّت خود را از ارزانی سفره های مردم محروم می کنید.
شما که آفریننده روز نیکوکاری هستید.

 

_____________________________

 

امروز در مزرعه عشق، بذر نیکوکاری می پاشند، تا فردا در بهار دل ها، گل های معنویت شکفته شود. سرسبزی فردا مدیون همت مردان و زنانی است که شادی های خود را بر کویر نیازهای هم وطنان خود می پاشند. فرخنده باد این شور و خجسته باد روز با طراوت نیکوکاری.

 

_____________________________

 

آن کسی را بستایید که اندر همه عمر بهر آسایش مردم قدمی بردارد
نیک مرد آنکه نگردد دل او هرگز شاد مگر از خاطر کس، بار غمی بردارد

 

_____________________________

 

تو را سپاس باید گفت؛ تو را که دلی به پاکی شبنم داری؛ تو را که به نگاه های معصومانه کودکان محروم می اندیشی. فردا بهشت از آن توست. قیامت، دست های مهربانت به نیکوکاری تو شهادت می دهند. فردا از آن توست ای نیکوکار.

 

_____________________________

 

به شما می اندیشم به شما که این گونه به یاری نیازمندان می شتابید به شما که سبدسبد محبت را از باغ همیشه سبزِ باورِ خود به ارمغان می آورید به شما می اندیشم؛ به شما که عطوفت و مهربانی پروردگار در رگ هایتان جاری است

مبارک باد بر شما روز نیکوکاری

 

_____________________________

 

چو بینی یتیمی سرافکنده پیش مده بوسه بر روی فرزند خویش
یتیم از بگرید که نازش خرد و گر خشم گیرد که بارش برد
الا تا نگرید که عرش عظیم بلرزد همه گر بگرید یتیم
برحمت بکن آبش از دیده پاک بشفقت بیفشانش از چهره خاک
اگر سایه خود برفت از سرش تو در سایه خویشتن، پرورش
یکی خار پای یتیمی بکند به خواب اندرش دید صدر خجند

 

_____________________________

علی، این حاکم عدالت پیشه و قدرتمند رئوف، که روز و شب و آشکار و پنهان به یتیمان و فقرا رسیدگی می کرد، حتی در آخرین لحظات عمر گرانمایه اش، درباره آنان سفارش می کند و هنگامی که در بستر آرمیده و در انتظار ملک الموت است در آخرین وصیت های خود به فرزندانش می فرماید: «خدا را! خدا را! درباره یتیمان. نکند آنان گاهی سیر و گاهی گرسنه بمانند و حقوقشان ضایع شود.»

 

_____________________________

 

ای مردم رنج دیده، ای مردم محروم، گمان مکنید که بی حضور شما شاد خواهیم بود. تلخی محرومیت شما را تاب نخواهیم آورد و گرمی آغوش خود را، میهمان حضور شما خواهیم کرد. دل خود را با شما تقسیم خواهیم کرد و فردا که بهار آمد، گل های مهربانی در باغچه هامان خواهد شکفت و آسمان خانه مان پر از ستاره نیکوکاری خواهد شد.

 

_____________________________

 

دنیا مزرعه آخرت است و انسان، هرچه در این دنیا بکارد، در آخرت برداشت خواهد کرد و هیچ عمل خیر و شری از نظر خدا دور نمی ماند و عاقبت، صاحب آن نتیجه آن را خواهد دید.

 

_____________________________

 

این جا باغ عاطفه است. درختان احساس، شکوفه کرده اند. بر گلبرگ های ایمان، شبنم محبت چکیده است. پرنده های نیکوکاری، فضای باغ را از نغمه های توحیدی خود پر کرده اند و باغبان لبخندزنان فریاد می زند: مژده! مژده! بهار نزدیک است.

ارسال به تلگرام
چاکلز- داخلی
نمایش بورس، بانک و بیمه-صفحه داخلی
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
نام:
ایمیل:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز:1200
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
تلگرام عصر ایران
بلیط (عصر ایران داخلی)
بلیط (عصر ایران داخلی)
بلیط (عصر ایران داخلی)
عکس
بلیط (عصر ایران داخلی)
بلیط (عصر ایران داخلی)
x