کد خبر ۶۰۷۶۱۵
تعداد نظرات: ۶ نظر
تاریخ انتشار: ۰۸:۵۳ - ۱۶ ارديبهشت ۱۳۹۷ - 06 May 2018
درباره کودک آزاری از ماهشهر تا کرج
مدت‌هاست که خبرهای بد از در و دیوار آوار می‌شود و هی منتظریم «بار دگر روزگار چون شکر آید» و نمی‌آید! بارها از خودم می پرسم که آیا کودک‌آزاری بیشتر شده یا به مدد شبکه‌های اجتماعی امکان شنیدن فریاد آنها را داریم؟

عصرایران؛ احسان محمدی- دوستی ویدیویی برایم فرستاده بود با این تاکید که حتماً ببین و در موردش بنویس. دیدم. انگار یکی دهانم را باز کرد و قطره قطره زهر چکاند توی گلویم. داستان تازه نبود اما به آن عادت نمی‌کنم. پدری فرزندش را شکنجه کرده بود. دخترش را با قمه و پسرش را با طناب! معتاد نبود که همه چیز را بشود با خوش‌خیالی انداخت گردن «شیشه»، ورزشکار بود، ورزشکار! بعید نیست جایی هم گفته باشد الگویم جهان‌پهلوان تختی است!

مدت‌هاست که خبرهای بد از در و دیوار آوار می‌شود و هی منتظریم «بار دگر روزگار چون شکر آید» و نمی‌آید! بارها از خودم می پرسم که آیا کودک‌آزاری بیشتر شده یا به مدد شبکه‌های اجتماعی امکان شنیدن فریاد آنها را داریم؟ در هر دو حال فرقی نمی‌کند، روح و جسم کودکی که قادر به دفاع از خود نیست به دست یکی از نزدیکانش متلاشی شده. درست مثل دهان بی‌دندان آن دختر ماهشهری که توسط پدر و نامادری‌اش شکنجه شده بود. هر بار یادش می افتم انگار زُل می‌زند به من و با دندان‌های شکسته می‌گوید تو می‌دانی گناه من چه بود؟

شکنجۀ گلِ سُرخ

چیز زیادی در مورد جزئیات لایحۀ حمایت از حقوق کودکان نمی‌دانم. دقیقاً دو سال پیش خبرگزاری میزان نوشت  این لایحه به «پیچ آخر بهارستان» رسیده!(اینجا) لاکردار چه پیچ خوف‌ناکی است که دو سال است تمام نمی‌شود! دلیل این همه تاخیر را نمی‌فهمم اما مردم می‌گویند اگر بچۀ یکی از مسؤولان این‌طور مورد آزار قرار بگیرد آن‌وقت حتماً 24 ساعته از پیچ رد می‌شود و به سرانجام می‌رسد!

البته مسؤولان محترم خیلی خودتان را بابت این حرف‌ها ناراحت نکنید. ما مردم زیاد حرف می‌زنیم. مثلاً بعضی‌هایمان می‌گوییم هر وقت یک گشایشی در یک قانون پیش می‌آید حتماً یکی از عزیرکرده های شما کارش گیر افتاده که این اتفاق می‌افتد. مثل فروش مقطعی خدمت سربازی!.. گفتم که خودتان را ناراحت نکنید! درِ دروازه را می شود بست، تلگرام را می‌شود فیلتر کرد، اما جلوی دهان این مردم را نمی‌شود گرفت!

پیش از این هم در مورد «جغرافیای اندوه» نوشته‌ام. اینکه ما در میانه خاورمیانه قرار گرفته‌ایم جایی که خون و سربریدن و دمپایی رها شده کف خیابان بعد از عملیات انتحاری بخش جدایی‌ناپذیر اخبار روزمره‌مان است. تکرار و تکرار هر روزه آرام آرام دل را سخت می‌کند، آن وقت کمتر دلت آتش می‌گیرد از دیدن تن دخترک چند ماهه‌ای که پدرش او را با سیگار سوزانده است، آن وقت بی‌خوابی نمی‌آید سراغت از تجسم لحظه عذاب‌کشیدن دختری که پدرش دندان‌هایش را کشیده است و ... هیچ حیوانی به حیوانی نمی‌دارد روا، آنچه این موجودات با فرزند خود می‌کنند!

گاهی اوقات که رسانه‌ها غرق در خبرهای افزایش قیمت دلار و جدال مسؤولان در مورد فیلتر شبکه‌های اجتماعی و دعوای زرگری سیاسیون و ... می‌شوند از خودم می‌پرسم چه بلایی سرمان آمده که این‌طور به جان بچه‌ها افتاده‌ایم؟ خروجی این همه  پند و اندرز دادن و نصیحت و تریبون چیست که این همه خبر کودک‌آزاری جیره روزمره‌مان شده است؟

فراموش نکنیم که تنها درصد بسیار کوچکی از این جرایم رسانه‌ای می‌شود. همین حالا که این کلمه‌ها را می‌خوانید احتمالاً کودکی یک گوشه این مرز پرگهر! دارد کتک می‌خورد و ما صدایش را نمی‌شنویم... 

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
انتشار یافته: ۶
در انتظار بررسی: ۲
غیر قابل انتشار: ۳
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۰۹:۰۴ - ۱۳۹۷/۰۲/۱۶
0
4
آخ اون قسمت مسئولین و عوض کردن قانون...آخ
محسن
Iran, Islamic Republic of
۰۹:۰۷ - ۱۳۹۷/۰۲/۱۶
0
3
نگارنده زیبا نوشته اند - هر فرد به فکر نجات روح خویش و خانواده خویش باشد
داریوش
Iran, Islamic Republic of
۰۹:۲۴ - ۱۳۹۷/۰۲/۱۶
0
2
آه
لیلا
Iran, Islamic Republic of
۱۰:۵۷ - ۱۳۹۷/۰۲/۱۶
0
2
صد افسوس که ز دست ما کاری برنمیاد کاش حداقل این روزگار با این موجودات آسیب پذیر تندی نمی کرد.
مهدی
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۳۲ - ۱۳۹۷/۰۲/۱۶
0
2
این مرز پرگهر... حرف حق رو زدی احسان جان ناز نفست
خویی
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۵۲ - ۱۳۹۷/۰۲/۱۶
0
4
خدایا این ادمهای مریض با ازار کودکان معصوم تا کی تن ما را میلرزانند چرا مجازاتها بازدارنده نیست
پربازدید ها
علم و فناوری