کد خبر ۶۱۶۴۸۳
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۵:۱۱ - ۰۲ تير ۱۳۹۷ - 23 June 2018
حکایت خوشحالی عجیب از یک باخت!

مهسا ریحانی

چهارشنبه گذشته یعنی زمان مسابقه ایران و اسپانیا، من اگر جای مسئولین بودم، چشمانم را می بستم و خودم را لحظه ای جای هواداران فوتبال می گذاشتم، دلم به حال این تشنگی می سوخت و درهای ورزشگاه آزادی را زودتر باز می کردم.

مردمی که به امید فتح زنانه ی استادیوم آزادی، وسط هفته، آن هم بعد از ترافیک چهارشنبه، خانواده را ترک موتور می گذارند و برای بازی ساعت 10:30 شب راهی استادیوم می شوند.

من اگر جای مسئولین بودم، مُسکن شادی به ملت تزریق می کردم، مردمی که نگران از تورم روزانه، باز هم پرچم به دست تا صبح در خیابان ها "ایران ایران" می گفتند.

از خودم می پرسیدم، چه درد عمیقی دارند که اینگونه بعد از یک باخت، آنهم در جام جهانی! شادمانی می کنند؟

مردمی که این بار نه برای مرده باد، که برای زنده باد به خیابان ها ریخته اند.

شاید شادی از نان شب برایشان واجبتر است!

من اگر جای مسئولین بودم، وقتی کار دیگری از دستم بر نمی آمد، این ملت را در آغوش می گرفتم و نوازش می کردم

شادشان می کردم، با هر چه که می توانستم.

گاهی اتفاقات عجیبی مثل یک باخت هم باعث خوشحالی این ملت می شود!

چهارشنبه شب، من اگر جای مسئولین بودم

صدای بوق ماشین هایی که تا صبح یکصدا "ایران" را صدا می زدند، "بیدارم" می کرد، حتی اگر خودم را به خواب زده بودم.

ارسال به تلگرام
برچسب ها: شادی ، فوتبال
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
Bulgaria
۰۹:۰۱ - ۱۳۹۷/۰۴/۰۳
0
0
ممنون بسیار عالی. اما گویا قرار نیست کسی با صدایی یا بوقی بیدار شود.
پربازدید ها
علم و فناوری