کد خبر ۶۲۳۹۴۶
تاریخ انتشار: ۰۹:۴۱ - ۰۹ مرداد ۱۳۹۷ - 31 July 2018
در شرایط کنونی ما به گریز و روایت احتیاج نداریم. نیاز نیست سخنرانی پشت سخنرانی که مثلا روحیه مردم حفظ شود.

عصر ایران؛ روح الله صالحی- ملوان های قدیمی وقتی کشتی شان به آب های کم عمق می رسیدند. یک نفر را جلوی عرشه کشی می گذاشتند، تا با طنابی که چند گره در فواصل منظم روی آن بود. مدام عمق آب را اندازه بگیرد. مثلا بگوید: «پنج گره» و ناخدا می فهمید که باید پیش برود. یا کشتی را متوقف کند.

این روزها، برای نشان دادن وضعیت روانی و اقتصادی جامعه به یک نفر احتیاج داریم، تا بگوید چند گره دریایی تا به گل نشستن کشتی اقتصاد فاصله داریم. چند قدر از امید جمعی یک کشور باقی مانده است.

می گویند، آدم ها در دو برهه از زندگی شان به استعاره و شعر نزدیک می شوند. یک بار از سر دل تنگی و عشق و بار دیگر در اوج اندوه و دربه دری، در این دو برهه زبان آدم نه به عقلانیت شرایط، بلکه برای توصیف موقعیت اندوه و عشقش به کار گرفته می شود.

ترانه سوزناک گل ممد نمونه خوبی برای شاعر شدن یک مادر در مرگ فرزندش است.یا دفتر عاشقانه های جوانان دهه شصت وهفتاد با انبوهی از قلب های تیر خورده که از آن خون می چکید.

یک بار می گویند: «رکود،فنری عمل می کند»، «شبیه کش، انقباضی شده است»، «بادکنک شده ایم و ترکیدن حتمی است» «بالن شده ایم و هرچه قدر باد کنی، نمی ترکد و بالا می رود» میخ و نعل و پاشنه در و... حتما شنیده اید. توصیف کردن این که الان در چه شرایطی هستیم دقیقا قرار است به چه کسی هشدار بدهد؟ چه دردی از من و شما و اقتصاد درمان کند؟ چیزی که کمکی نمی کند گفتنش چه سودی خواهد داشت؟ توصیفات نباید کد غلط و انتزاعی به یک هدف کور بدهند.

اگر این هشدار نوک پیکانش سمت دولت مردان است، اتفاقا آن ها نیازی به توصیف ندارند. نبض دولت با آمار سنجیده می شود و باید برای زنده ماندن، با آمار دست و پنجه نرم کنند و تصمیم های غیر دستوری بگیرند.

آمار، حکم همان گره طناب ملوانان را دارد. این جاست که رئیس جمهور با رویکرد عقلانی به این آمار تیم اقتصادی اش، باید فرمان حرکت بدهد یا ایست، نمی شود به جای گره دریایی گفت که عمق آب، اندازه درخت شاه توت دم در خانه مادر زن کاپیتان است. این گونه برخورد و این توصیفات فقط به التهاب می افزاید.

مداحانی که کارشان مرثیه خوانی در مجالس ختم است، می دانند. اگر گریز نزنند. اگر توصیف نکنند، نانی از تنور اشک صاحب عزا پخته نمی شود و بیرون نمی آید.

گریز زدن یکی از تکنیک های لازم الاجرای مداحی است چرا که نمی تواند مستقیم بگویند: «پدرتان مرده است و بدبخت شده اید و خاک بر سرتان، از این پس، چه کسی نان آور خانه خواهد بود؟» پس به ناچار گریز می زند، به حادثه کربلا و مصیبت خاندان امام حسین«ع» را روایت می کنند تا بغض صاحب عزا بترکد و روح شان سبک شود، از داغی که برآن ها رفته است.

در شرایط کنونی ما به گریز و روایت احتیاج نداریم. نیاز نیست سخنرانی پشت سخنرانی که مثلا روحیه مردم حفظ شود. وقتی صبح تا عصر بیست درصد از جیب مردم کم می شود و دو برابر آن از طول سفره مردم کاسته می شود، گریز زدن بی فایده است چرا که خودشان وسط واقعه ایستاده اند.

این که مستقیم و با آمار و شفاف گفته شود کجا ایستاده ایم. بهتر از شنیدن آن درخت شاه توت است تا حدس بزنیم کجا ایستاده ایم. چیزی که این روزها به وفور یافت می شود.

وقتی می افتی توی چرخ گوشت توصیف، بی شک سالم بیرون نخواهی آمد. واکنش طنز گونه به تورم این روزها، نشانه طنازی نیست. نشانه این است که بعضی ها می گویند، اگر صاحب عزا را وادار کنی بخندد، حالش خوب می شود. این اشتباه بزرگی است چون عزادار به اشک نیاز دارد تا سبک شود.

شاید برای بسیاری شنیدن این جمله خنده دار و شعاری بیاید، اما به یک امید دست جمعی احتیاج داریم.به هیچ وجه نمی شود الان را با جنگ هشت ساله مقایسه کرد. آن زمان امید دست جمعی به باور تاریخی و عمومی تبدیل شد. این روزها به دلیل افتادن پرده فساد این امید شسته شده و کمرنگ است و قابل پوشیدن و خودنمایی نیست.

امید، نان نیست، قبول داریم. هوا که هست! دیده نمی شود اما هیجان زندگی است و سخت بشود در لفافه شعار پیچیدش. چرا که زود دست و پایش بیرون می زند.

حالا چند گره از امید دست جمعی ایرانی ها باقی مانده است تا خیال مان راحت شود، کشتی اقتصاد کی و کجا به ساحل یا گل خواهد رسید. همه چیز به این بستگی دارد که چه قدر تاب شنیدن آمارهای واقعی و شفاف را داریم.

شاید با این توصیفات قرار است آستانه تحمل ما بالا برود. شبیه همان حکایت که اول می گویند: «چیزی نشده فلانی پایش شکسته» کم کم به جای می رسد که راضی هستی به حتی فلج شدن آن عزیز تا سمت سردخانه راهنماییت کنند.

ارسال به تلگرام
برچسب ها: آمار ، گریز ، دولت ، امید
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
علم و فناوری