کد خبر ۶۲۵۵۳۹
تاریخ انتشار: ۱۰:۳۹ - ۱۷ مرداد ۱۳۹۷ - 08 August 2018
ما چنین آموخته ایم که نباید جنگ را به خانه کشید و بایستی در سریعترین و مطمئن ترین حالت ممکن زمین بازی را جایی غیر از خانه خود تعریف کنیم. آمریکا باید بداند که هستند جوانان حزب اللهی که در صورت حمله آمریکا به ایران، زمین بازی را فراتر از ایران تعریف کرده و ظرف کمتر از 48 ساعت تمام 112 کشوری که آمریکا در آنها پایگاه نظامی دارد مورد حملات انفجاری و استشهادی قرار خواهد گرفت.

 سایت اصولگرای آرمان پرس که به داشتن مواضع تندروانه معروف است، در یادداشتی به قلم مدیرش علیرضا فرقانی به آنچه "تحلیل چرایی آمادگی ایرانیان برای نبرد با آمریکا" خوانده است پرداخت و تحت عنوان "ایران به جنگ خارجی نیاز دارد" نوشت:

پیامبر اسلام(ص): هرکس در رکاب امامش جهاد نکرده باشد و یا آرزوی جهاد را نداشته باشد و بمیرد بر شعبه‌ای از نفاق مرده است.

سردار جعفری نیز چندی پیش به تأسی از پیامبر مکرم اسلام جهت لبیک به امام خود گفته بود : «ما برای نبرد بزرگ با آمریکا آماده ایم» هرچند نسل ایشان پیش از این در آزمون عملی جهاد سربلند بیرون آمده بودند اما آرزوی جهاد از طرف ایشان زبان حال نسلی است که مزه شیرین جهاد را نچشیده و حداقل آرزوی جهاد می‌کنند تا بر شعبه‌ای از نفاق نمیرند.

در اینجا سوالی مطرح می‌شود که در صورت بازگویی جواب آن شاید نگرش نظامیان و سیاسیون آمریکایی و اسرائیلی به وضعیت ایرانیان مسلمان را تغییر دهد و دیگر بر گزینه نظامی روی میز تکیه نکنند. شاید دیگر هیگل و اوباما و البته روسای جمهور و وزیران جنگ فعلی و آینده ایالات متحده و اسرائیل از تکرار لفظ گزینه نظامی ناامید و متوجه شوند که آمادگی ما برای نبرد نظامی با آنها یک بلوف نیست بلکه واقعیتی است که ریشه در مبانی دینی ما دارد که تبدیل به فرهنگ ما ایرانیان شده است.

اما آن سوال مهم این است که چرا جهاد در اسلام به کرات سفارش شده تا حدی که آرزوی جهاد نیز بر مومنین واجب تلقی می‌شود؟

در پاسخ به این سوال باید به صورت ریشه‌ای دلیل جنگ ایران و آمریکا را مورد مداقه قرار داد. جنگ اصلی ایران و آمریکا جنگ بین پارادایم‌هاست. چارچوب خداگرایی(تئویسم) و انسان گرایی(اومانیسم).

به طور خلاصه این چنین می‌توان بیان کرد که در چارچوب خداگرایی تمام ورودی‌ها تابعی از فرهنگ است و خروجی باید ادب باشد تا مورد قبول واقع شود از این رو قرآن مأدبه الله است. ادب را بزرگان درک حضور ، درک حدود و حفظ حدود می‌دانند.

به عنوان نمونه هر وقت از قهرمانان دفاع مقدس ایران نام برده می‌شود هرگز از تخصص و تکنیک‌های نظامی‌گری آنان یاد نمی شود و همواره ادب و ایمان ایشان در شاخص‌هایی مانند فروتنی، شجاعت، ایثار و ... محل ذکر است.

هرگز از ثروتمندی در جامعه دینی به خوبی یاد نمی‌شود مگر اینکه مبادی آدابی چون خیر بودن ، ساده زیستی ، کمک به دیگران، احتکار نکردن ، نزول نخوردن و ... باشد.

در چارچوب خداگرایی هرگز از سیاست‌مداری به خوبی یاد نمی‌شود مگر اینکه هدف وی توجیه کننده وسیله‌اش نباشد و خصلت‌هایی چون مردم‌داری، رویکردی خدمت محور بجای قدرت محور و ... داشته باشند.

در حکومت دینی سعادت فوق امنیت تعریف می شود و امنیت آن جامعه فرهنگ محور است. از این رو بود که امام خامنه ای نیز استقلال کامل را در گروی استقلال فرهنگی بیان داشته اند. از آنجایی که انقلاب اسلامی ایران یک انقلاب فرهنگی بود و طبق گفته امام خمینی علل موجده انقلاب ما علل مبقیه نیز است ، بایستی برای حفظ فرهنگی که منتج به انقلاب اسلامی ایران شد اعم از وحدت ، قناعت ، ایثار ، شهادت طلبی و ... تلاش مضاعف کرد.

در نظام سرمایه در چارچوب خداگرایی، مبنایی ترین سرمایه ، سرمایه ایمانی است سپس سرمایه علمی، در مرحله سوم سرمایه اجتماعی و در نهایت سرمایه مادی. علمی مهم است که ایمان تولید کند و اجتماعی که ایمان را حفظ و ایجاد و بسط دهد و مادیاتی که از راه مشروع بدست آید و در راه تکامل بشری خرج شود.

پس چرایی «ما برای نبرد آماده ایم» از دو جهت قابل توجیه است. اول آنکه حداقل در آرزوی جهاد باشیم تا بر شعبه‌ای از نفاق نمرده باشیم و دوم اینکه شاید هیچ چیزی مانند یک جهاد، کمکی به حفظ فرهنگ اول انقلاب نمی‌کند و مسبب افزایش سرمایه‌های ایمانی و اجتماعی برای انقلاب اسلامی نمی‌شود.

اما در چارچوب انسان گرایی تمام ورودی ها تابعی از اقتصاد است و خروجی بایستی ثروت باشد در غیر این صورت آن ورودی و حرکت از ابتدا فاقد اعتبار خواهد بود.

در نظام سرمایه در چارچوب انسان گرایی مبنایی ترین سرمایه ، سرمایه مادی است سپس سرمایه علمی و در نهایت سرمایه اجتماعی. به عبارتی علمی ارزشمند است که سرمایه مادی تولید کند و ثروت. فردی حائز اهمیت است که سرمایه مادی تولید کند و ثروت. پس تمام برنامه و افعال تابعی از اقتصاد است و در صورتی ارزش پیدا می کند که مولد ثروت باشد. حال اگر حرکتی مانند یک جنگ تمام عیار نافی منافع آنها باشد با تمام وجود از آن حذر خواهند کرد زیرا در صورت وقوع آن شاهد نابودی خود خواهند بود.

پس حرف آخر را اول می زنیم که دولتمردان آمریکایی باید بدانند ؛ جنگ بعدی با حضور ایران و آمریکا متضمن بقای انقلاب اسلامی ایران و نابودی مطلق آمریکا خواهد بود. جنگی که برای ایرانیان مسلمان جنگ تضامنی خواهد شد. جنگی که مسلمانان به یاری و حفظ دین خدا می روند و خداوند نیز عاقبت آنان را ضمانت خواهد کرد. هرگز در این جنگ شکست و پیروزی ظاهری معنایی ندارد و پیروزی مطلق از آن مسلمانان خواهد بود. پس آمریکا و اسرائیل باید بدانند که دیگر برای ملتی که در قاموسشان شکست ندارند خط و نشان نکشند زیرا مسلمانان به چیزی دل نبسته اند که برای از دست دادن آن بترسند و برای فرار از جنگ دست به هر مذاکره و خفتی بزنند.

جنگ، مفهومی است همزاد بشر. مفهومی که در طول تاریخ مصادیق مقدس و نامقدسی را در اقصی نقاط کره زمین به خود دیده است. هرچند در اکثر جنگ ها در دو طرف جبهه گروه های باطلی قرار داشتند اما بودند جنگ هایی که یک طرف آن جبهه حق بود و دفاعشان مقدس. آنانی که جنگشان مقدس بود هرگز آغازگر جنگ نبودند اما بعد از مورد حمله قرار گرفتن بلادرنگ مترصد پاسخ دادن می شدند و جنگ دوطرفه می شد.

برخی از صاحبنظران غربی جنگ را بواسطه چرخش قدرت مایه پیشرفت می دانند. برخی دیگر جنگ را در عصر نوین مسبب گردش مالی صنایع جنگی و دفاعی و به تبع آن شکوفایی اقتصادی تحلیل می کنند و برخی دیگر جنگ را تحسین می کنند به خاطر از بین رفتن ضعیفان و باقی ماندن قدرتمندانی که می توانند دنیا را آباد کنند.

اما اسلام نظری غیر مکاتب دیگر دارد. اسلام جنگ را نه به خاطر چرخش قدرت و یا مسائل اقتصادی بلکه تنها دلیل جنگ را دفاع از عقیده می داند. عقیده ای که اگر مقدس باشد کشته شدن در راه آن "شهید" محسوب می شود و شهدا "عند ربهم یرزقونند". تا پیش از اسلام جنگ مفهومی شوم بود و ترسناک. شوم به دلیل ویرانی و مرگ و میرش و ترسناک به دلیل عواقب غیر قابل پیش بینی آن.

اسلام شومی جنگ را این چنین مهار کرد و به کام مجاهدین شیرین : "لَّا یَسْتَوِی الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ غَیْرُ أُولِی الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللَّـهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ" (نساء95)....... هرگز افراد با ایمانی که بدون بیماری و ناراحتی، از جهاد بازنشستند، با مجاهدانی که در راه خدا با مال و جان خود جهاد کردند، یکسان نیستند!

اسلام همچنین ترس را از دل مومنین این چنین زدود که: "کَم مِّن فِئَةٍ قَلِیلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً کَثِیرَةً بِإِذْنِ اللَّـهِ ۗ وَاللَّـهُ مَعَ الصَّابِرِینَ" (بقره249).......چه بسیار گروه‌های کوچکی که به فرمان خدا، بر گروه‌های عظیمی پیروز شدند! و خداوند، با صابران و استقامت‌کنندگان است.

اما از آنجایی که رویارویی حق و باطل تا قیامت ادامه خواهد داشت، خداوند همواره مومنین را توصیه کرده است که جهت ارهاب و مواجهه با کفار در حالت آمادگی کامل قرار داشته باشند و این چنین فرمود: "وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَیْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّـهِ وَعَدُوَّکُمْ (انفال60)..........هر نیرویی در قدرت دارید، برای مقابله با آنها دشمنان آماده سازید و همچنین اسبهای ورزیده برای میدان نبرد، تا به وسیله آن، دشمن خدا و دشمن خویش را بترسانید!

اسلام برعکس دیگر مکاتب که جنگ را تنها در راستای اهداف نفسانی و به شرط پیروزی توصیه می کنند، جنگ را فارغ از پیروزی یا شکست تنها به شرط جنگیدن در مسیر مرضات الله برای هر مسلمانی واجب کرده و این چنین دستور داد که: "کُتِبَ عَلَیْکُمُ الْقِتَالُ (بقره216)......... جنگ بر شما مقرر شد.

مسلمانان در مکتب اسلام این چنین آموخته اند که وقتی با دشمن در تمام زمینه ها روبرو می شوند لحظه ای حتی تصور عقب نشینی و تسلیم به ذهنشان خطور نکند و خداوند همواره مومنین بزدل را از عقب نشینی انذار می دهد که: "یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا زَحْفًا فَلَا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبَارَ ﴿١٥﴾ وَمَن یُوَلِّهِمْ یَوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفًا لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَیِّزًا إِلَىٰ فِئَةٍ فَقَدْ بَاءَ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّـهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ ۖ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ" ﴿١٦﴾ انفال ........ای کسانی که ایمان آورده‌اید! هنگامی که با انبوه کافران در میدان نبرد روبه‌رو شوید، به آنها پشت نکنید و فرار ننمایید و هر کس در آن هنگام به آنها پشت کند -مگر آنکه هدفش کناره‌گیری از میدان برای حمله مجدد، و یا به قصد پیوستن به گروهی (از مجاهدان) بوده باشد چنین کسی به غضب خدا گرفتار خواهد شد؛ و جایگاه او جهنم، و چه بد جایگاهی است!

اما آمریکا و دولتمردان آن که سالهاست برای ایران اسلامی رجز می‌خوانند و هر رئیس جمهوری غایت اقتدار خود را در تهدید ایران می داند و رویای جنگ با ایران خواب آشفته آنان شده بایستی برخی نکات را جهت یادآوری به ایشان متذکر شد.

آمریکا باید بداند که در صورت حمله به ایران ، پاسخ دادن به آمریکا بر اساس آموزه های دینی بر مسلمین واجب است و لحظه ای در انجام وظیفه شرعی خود کوتاهی نخواهند کرد.

آمریکا باید بداند که اگر مردم آمریکا را به بهانه های واهی جنگ های احتمالی و با هزینه های گزاف برای جنگ 2001 و 2012 و 2035 آماده می کند، در مکتب شیعه هر فردی از دوران نوجوانی منتظر ظهور است و از ملزومات آن آمادگی برای جنگ و جهاد.

آمریکا باید بداند که اگر به ضرب حقوق ماهی 9 هزار دلار جوانان آمریکایی را برای جنگ در دیگر کشورها اغوا می کند ما چنین آموخته ایم که اگر جهاد نکنیم و یا در آرزوی جهاد نباشیم و بمیریم در نوعی از نفاق مرده ایم و این نوع از مرگ برای ما ننگ است و آرزوی جهاد و جنگ افتخار ماست.

آمریکا باید بداند که فرزندان روح الله و یاران سیدعلی مانند دیگر جوانان کشورهای همسایه نیستند. هرچند آنان مسلمانند اما هرگز حضرت علی(ع) را درک نکردند که فرمود: "هیچ قومی در خانه ی خود مورد حمله و هجوم قرار نگرفت، مگر اینکه ذلیل شد." پس ما چنین آموخته ایم که نباید جنگ را به خانه کشید و بایستی در سریعترین و مطمئن ترین حالت ممکن زمین بازی را جایی غیر از خانه خود تعریف کنیم.

آمریکا باید بداند که هستند جوانان حزب اللهی که در صورت حمله آمریکا به ایران، زمین بازی را فراتر از ایران تعریف کرده و ظرف کمتر از 48 ساعت تمام 112 کشوری که آمریکا در آنها پایگاه نظامی دارد مورد حملات انفجاری و استشهادی قرار خواهد گرفت.

و در نهایت آمریکا باید بداند که اگر جوانان آمریکایی از ترس مرگ شعار «stop the war» را سر می دهند ، فرزندان روح الله نه تنها هرگز از جنگ فرار نمی کنند بلکه همواره این دعا را بر لب دارند که «اللهم الرزقنا شهادت فی سبیلک».

(دیگر ابعاد نیاز ایران به جنگ خارجی بزودی منتشر خواهد شد)

این سایت همچنین ترجمه انگلیسی مقاله علیرضا فرقانی را نیز به شرح زیر منتشر کرده است:

Why Are We Ready to Fight

Why are we ready for a fight' is the question whose answer will make the US and Israeli presidents realize that our preparedness for a war of defense is not a bluff, but a reality with deep roots in our religious tenets, which has grown into our culture as Iranians.

The Prophet of Islam has said, "Whoever has not fought for his Imam or does not wish for Jihad, he will die a hypocrite."

Now in compliance with the Great Prophet of Islam and to show his obedience to his Imam, the Chief Commander of the Islamic Revolution Guards Corps (IRGC), Major General Mohammad Ali Jafari, has recently stated that "we are ready for the big fight with the United States". Although the General comes from a generation that has already passed a practical test of Jihad with much honor and glory, his wish for Jihad is actually a statement on behalf of the younger generation who has not tasted the sweet flavor of Jihad and wish for this holy war in order not to die a hypocrite.

This statement raises a question the answer to which could change the approach of the US and Israeli militaries and politicians to the conditions of the Muslim Iranians and make them stop relying on their so-called 'military options on the table'. This answer could fade away the hopes that the US Defense Secretary, Chuck Hagel, and President Barack Obama, their Israeli counterparts and future presidents and defense secretaries of Israel and the US have pinned on repeating their "military option" catch phrase and make them realize that our preparedness to fight them is not a bluff, but a reality with deep roots in our religious tenets which has grown into our culture.

The question is why Jihad has been enjoined so frequently in Islam that faithful Muslims have been required to even wish for it?

To answer this question one should contemplate over the root causes of a possible war between Iran and the US. The standing point in the challenge between Iran and the US is the war of paradigms: Theism against Humanism.

In brief, it could be stated that in theism all inputs derive from culture and all outputs should be decent if they are to be accepted by God; and God teaches this through the Holy Quran. The Great Sages define decency as sensing the existence (of God, the person or the phenomenon in question), realizing the limits and respecting the limits.

Input « Function = Culture « Output = Decency

Whenever Iranian war heroes are, for instance, reminded, they are not recalled for their military techniques and expertise, rather, their humbleness, courage, dedication and devotion … are always mentioned to show their decency and faith.

The rich are never recalled in good words unless they enjoy such traits as benefaction, benevolence, helpfulness, having a simple life-style, avoid hoarding and avoid usury.

In the realm of theism never is a politician remembered well unless his end does not justify his means, and unless empathy, helping people, and serving people instead of power quest are among his traits.

In theocracy and a religious ruling system, salvation is above security, and the security of the society is based on culture. That's why Imam Seyed Ali Khamenei has stated that cultural independence is the requisite for total and full independence. Owing to the fact that Iran's Islamic Revolution was a cultural revolution and given the statement of the Late Founder of the Islamic Republic, Imam Khomeini, who said the causes that gave birth to our revolution are also the causes of its survival, double efforts should now be made to protect the culture that led to the Islamic Revolution of Iran, a culture with such elements as unity, contentment, devotion, sacrifice, martyrdom-seeking, and the like.

we need the war

In the realm of theism, faith is the most fundamental capital, then comes science, third is the social capital and the last, but not the least, is the material capital. Science is needed to generate faith; society for creating, maintaining and extending faith, and the material wealth should be earned through legitimate ways and spent for man's growth.

Therefore, why are we ready to fight has two reasons. Firstly, we should desire Jihad to avoid dying a hypocrite; secondly, nothing can help protect the initial and underlying culture of the revolution better than Jihad as it can help boost faith and social capitals for the Islamic Revolution.

But, in the realm of humanism, all inputs are subordinate to economy, and wealth should be the output, otherwise any given input and movement bears no credit right from the start.

Input « Function = Economy « Wealth = Output

In the framework of humanism, material capital is most fundamental and most vital, then comes the scientific capital, and social capital stands the last. In other words, science is valuable if it generates wealth and material capital. A person is important if he or she generates wealth and material capital. Hence, all plans, programs and actions are subordinate to economy and will be valuable if they generate wealth. Now if a movement like a full-scale war runs counter to such interests, proponents of this school of thought avoid it by all means because if it breaks out, they will witness nothing but their destruction and annihilation.

So let me speak of the conclusion right in here: the US statesmen should come to know that any future war between Iran and the US will guarantee survival of the Islamic Revolution of Iran and total destruction and annihilation of the United States, a war of insurance and warranty for the Muslim Iranians. A war Muslims join to help and protect God's religion and God, in his turn, insures their victory in the end. In this war, victory and defeat have no meaning on the surface, and total victory will be for the Muslims. Thus, the US and Israel should know that they cannot issue ultimatum to a nation whose ideology and thought has no place for defeat since Muslims are not too much in love with anything to be afraid of losing it and be made to accept contempt, despise and disgraced negotiations to escape war.

War is a concept born with the mankind. A concept which has found holy and unholy manifestations all across the globe throughout the history. Although in most wars unjust and evil groups have stood against each other in the two opposite fronts, there have also been wars in which good and righteous warriors have been standing in one front in pursuit of a just cause and holy defense; these worriers have never initiated the war, but rushed to defend themselves and give an immediate response to the aggressors after they came under attack; so they formed the second front.

Some western experts believe that war is driving force behind progress since it causes a change of power, while others say war means a boost in the financial turnover of the military and defense industries which, in turn, results in economic prosperity in the modern era. A third group admire war as they believe it kills the weak and leaves those who are powerful to build the world and cause development and progress.

But, Islam has a totally different view from those of other schools of thought. Islam sees war not for a transfer of power or economic prosperity, but as a means of defending your cause and ideology. And if this cause is holy, all those killed on the path of defending it will be "martyrs" and martyrs are "living, in the presence of their Lord, and are granted gifts from Him" (Holy Quran Surah: Aal-e-`Imran Chapter 3 : Verse 170).

Before Islam, the concept of war was devilish and frightening. It was devilish because it brought destruction and death, it was frightening because its consequences were unpredictable.

Islam has harnessed the devilish nature of war and made it sweet for the Mujahedin in this way: "The holders-back from among the believers, not disabled by injury, and those who strive hard in Allah’s way with their property and their persons, are not equal." (Surah: Al-Nisa 4: Verse 95)

Islam has also removed fear from the hearts of the believers in this way: "....... how many small groups that have overcome large groups by the God will! And Allah is with the steadfast and patient people. (Surah: Baqara, 2: Verse 249)

But since the confrontation between good and evil will continue to the resurrection day, God has always advised the faithful believers to be in the status of full alert and preparedness for confrontation and war with infidels, saying: .......... prepare all the force and power you have and train horses to deal with your enemies and thereby to frighten the enemy of Allah and your enemy!" (Surah: Anfal, 8: Verse 60)

Contrary to the other schools of thought that recommend war just for materialistic gains and goals and only when absolute victory is ensured, Islam has made war an obligation for every Muslim irrespective of defeat or victory and only for the sake of God's satisfaction. It has ordered: ".... War was prescribed for you...!" (Surah: Baqara, 2: Verse 216).

Muslims have learned in the school of Islam that when they face the enemy in any field, they should not think of retreat and surrender even for a single moment, as God constantly warns coward believers against withdrawal and retreat: " O you who believe, when you meet those who disbelieve marching for war, turn not your backs to them. And whoso turns his back to them on that day — unless maneuvering for battle or turning to join a company — he, indeed, incurs Allah’s wrath and his refuge is hell. And an evil destination it is." (Surah: Anfal, 8: Verses 15 & 16)

However, the US and its statesmen who have been saber-rattling against the Islamic Iran for years now and whose presidents believe that threatening Iran can display the best the limits of their might and power and whose dreams of war on Iran have now become their nightmare, should bear a few things in mind.

The United States should know that in case of military action against Iran, responding to the US attack will be an obligation for each and every Muslim on the basis of his religious teachings, thus, he or she will have no doubt and will miss not even a single moment to fulfill his or her religious duty.

The United States should come to know that if Washington has and does try to convince and prepare the American people for futile, but too costly, wars of 2001, 2012 or a possible war in 2035, on the opposite front and in the school of Shiite Islam, every person is waiting for the reappearance and Second Advent of the 12th Imam since early ages of childhood, and readiness for war and Jihad is among the first prerequisites of this Adventist waiting.

The United States should come to know that if it coaxes the American youth into war with other countries by offering monthly salaries of up to $9,000, we have learned that if we do not do or wish for Jihad and die in such a condition, we will die a hypocrite and such a death will be a true source of shame for us, hence wish and desire for war and Jihad is a source of pride to us.

The United States should come to realize that the children of Imam Rouhollah Khomeini and companions of Imam Seyed Ali Khamenei are not like the youth of the neighboring nations, who are sure Muslims, but have never felt and realized Imam Ali (AS) who said: "No people has ever been invaded at home unless they were first humiliated and despised." Then, we have learned the lesson that wars should not be fought at home, and that we should move our ground to a different place in the fastest and most confident way.

The United States should come to realize that there are Hezbollah youth who have foreseen a battlefield beyond the Iranian borders and who will target all the 112 countries in which the US has military bases with rising waves of explosions and suicide attacks in less than 48 hours.

By Alireza Forghani

Lexicon

Jihad: (In Shiite Islam) Holy Defense

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
علم و فناوری