کد خبر ۶۳۰۸۴۶
تاریخ انتشار: ۱۶:۴۰ - ۱۹ شهريور ۱۳۹۷ - 10 September 2018

 
شیخ را گفتند (به شیخ ابوسعید ابوالخیر گفتند): فلان کس بر روی آب می‌رود (راه می‌رود)!
گفت: «سهل است (آسان است)! وزغی (قورباغه) و صعوه‌ای (پرنده کوچک آوازخوان) نیز بر روی آب می‌رود»
گفتند که: فلان کس در هوا می‌پرد!
گفت: «زغنی (نوعی پرنده از راستهٔ بازهاست) ومگسی در هوا بپرد».
گفتند: فلان کس در یک لحظه از شهری به شهری می‌رود.
شیخ گفت: «شیطان نیز در یک‌نفس (یک لحظه) از مشرق به مغرب می‌شود (می‌رود)، این چنین چیزها را بس (بسیار) قیمتی (ارزش) نیست. مرد (انسان واقعی) آن بُوَد (آن کس می‌باشد) که در میان خلق بنشیند و برخیزد و بخسبد (بخوابد) و با خلق ستد و داد کند (معامله) و با خلق درآمیزد (در ارتباط باشد) و یک لحظه از خدای غافل نباشد.

ابوسعید ابوالخیر
منبع: ویکیپدیا

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
علم و فناوری
نظرسنجی
چند درصد از آنچه در 12 سال مدرسه آموختید، در زندگی تان به درد خورده است؟
زیر 5 درصد
5 تا 20 درصد
20 تا 50 درصد
50 تا 75 درصد
70 تا 100 درصد