کد خبر ۶۳۲۴۲۷
تعداد نظرات: ۱۰ نظر
تاریخ انتشار: ۱۱:۰۳ - ۳۱ شهريور ۱۳۹۷ - 22 September 2018
برای من متولد دهه 70 در دوران کودکی، دفاع مقدس تصویری بود از مردانی با محاسن بلند، که یکدیگر را حاجی و برادر صدا می زدند ... حتی حسین فهمیده را هم رزمنده نمی دانستم چون اسم کامل داشت!

عصر ایران؛ نیلوفر نعمتی- این که چرا دست سرنوشت به گونه ای رقم زده که بازگشایی مدارس با هفته دفاع مقدس همراه شود، آن هم یک روز بعد از روز جهانی صلح، همیشه برایم سوال بود.

به یاد دارم که هر سال، همان روز اول، سر صف، که هنوز مست خواب تابستان بودم و داغ سه ماه کتاب نخوانده و فیلم ندیده و فرصت رفته بر دلم سنگینی می کرد و نگران آن بودم که میز آخر، گوشه دیوار نصیبم می شود یا نه، متنی در رثای شهیدان و جانبازان و رزمندگان خوانده می شد و صلوات و فاتحه ای هم. همین. جنگ و شهید و جانباز، در این چند خط نوشته ادیبانه پر آرایه برایم خلاصه بود.

واقعیت این است، برای منی که دهه هفتاد به دنیا آمدم، در دوران کودکی، دفاع مقدس تصویری بود از مردانی با محاسن بلند، که یکدیگر را حاجی و برادر صدا می زدند و سربند و پلاک داشتند و همیشه هم یا نماز می خواندند یا بی سیم می زدند و یا در حال رساندن خود به پشت خاکریز بودند. حتی حسین فهمیده را هم رزمنده نمی دانستم چون برخلاف رویایم از حاجیان و برادران کپی پیست شده، اسم کامل داشت!

جنگ، تنها یک چهره ندارد

دوره ی نوجوانی، به لطف فیلم هایی چون ارتفاع پست، آژانس شیشه ای، اتوبوس شب، گیلانه و....... تصورم از جنگ ایران و عراق، پوست و گوشت و استخوان گرفت اما یک علامت تعجب بزرگ گوشه ذهنم نشست که کدام ایمان و کدام باور، بدرقه راه نسل سابق بود که این دوران به فیلم و داستان و خاطره بدل شده؟ از ما دفاع شد و ما حتی دفاع از خود نمی دانیم، این فاصله از کجاست؟

آن ها که درخت بودند و ریشه در خاک داشتند رفتند تا نفس باغ، گرم بماند، ما از کدام هواییم که با هر باد، ریشه به ریشه می شویم؟

تجربه ی چندین سال اخیر اما، این قبیل پرسش ها و شگفتی ها را به دریچه ای روشن رسانید. امروز ما، زخم آتش نشانانمان را بر قامت استوار هر ساختمان کهنسال می بینیم. امروز ما، شعله ی از جان گذشتگی محیط بانانمان را، در هر جنگل از هزار آتش سوزان، سوزنده تر احساس می کنیم. امروز ما معلمانی داریم که روستا به روستا، بی سوادی و نداری کودکان را به مبارزه می گیرند.

میانه دهه سوم زندگی هستم و دیگر می دانم که جنگ، تنها یک چهره ندارد، سال به سال چهره به چهره می شود، می گردد و می گرداند.

خواندنی و شنیدنی نیست، لمس کردنی است. هزاران روایت هم اگر بشنویم درباره کسانی که جوان رفتند و پیر هم برنگشتند، باز آنچه بر روح خنجر می زند درد نیست، خیال درد است.

اما یقین دارم، هر آن زمان که درد، بند بند بدن را بلرزاند، هزار هزار درخت سبز، ریشه به میدان می کشند. یقین دارم.

راستی! اول و آخر هر جنگ صلح است، ولی که می داند؟ در دل هر صلح شاید جنگی نهفته باشد و در دل هر جنگ، صلحی.

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
انتشار یافته: ۱۰
در انتظار بررسی: ۲
غیر قابل انتشار: ۰
علی
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۰۸ - ۱۳۹۷/۰۶/۳۱
1
2
عالی بود. به نظرم اونایی که رفتن و شهید شدن واقعا قهرمان هستن. روحشون شاد.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۱۳ - ۱۳۹۷/۰۶/۳۱
2
8
اصلا خودت فهمیدی چی نوشتی؟
خويي
Iran, Islamic Republic of
۱۱:۳۵ - ۱۳۹۷/۰۶/۳۱
0
6
شهدا رفتند تا ما بمانيم ولي حيف كه عده اي سوار برموج خون شهدا مردم را اذيت ميكنند
وحید
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۰۳ - ۱۳۹۷/۰۶/۳۱
0
1
دوران خدمت را مدیریت حفظ آثار دفاع مقدس نیروی هوایی ارتش بودم و چون فوق لیسانس بودم پروژه ای درباره دفاع مقدس نوشتم. چیزی که فهمییدم این بود که متاسفانه یک هزارم جنگ را هم نشناخته ایم. بسیاری از خلبان های قهرمان که هنوز هم زنده اند فراموش شده اند. مردم اسم بسیاری از شهدای ارتش را نشنیده اند. خیلی ها نمی دانند عملیات اچ 3 چه بود. روایت هایی که از جنگ می شود و شهدایی که معرفی می شوند بسیار یک طرفه عمل می شود. متاسفانه برخی نهادها انحصار روایت درباره دفاع مقدس را در دست گرفته اند.
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۲:۴۵ - ۱۳۹۷/۰۶/۳۱
1
3
سلام. من که نه فهمیدیم منظورت چیه، نه فهمیدیم نظرت درباره جنگ چیه ، نه فهمیدیم دهیه شصتی هستی یا هفتادی ، نه فهمیدیم مدرسه رو دوست داشتی یا نه و ... کلا یا من نفهمم یا شما مبهم
پیروز پوردلشاد
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۰۰ - ۱۳۹۷/۰۶/۳۱
0
1
نویسنده عزیز، درک هر مطلبی، هنری است که شاید خیلی‌ها هنوز آنرا بدست نیاورده‌اند.
شما بنویس و من امیدوارم درکم بیشتر و بیشتر شود
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۴:۵۷ - ۱۳۹۷/۰۶/۳۱
1
0
ولی جنس نوشته تان همان متن پر از آرایه ی اول سال تحصیلی بود.
دست کم یادی هم می کردید از هم نسلان خودتان که اسلحه به دست گرفتند و هزاران فرسنگ آن سو تر از مرزهای سرزمینمان جنگیدند که به قول شما ادیب مسلکان، تا چراغ از تو نگیرد دشمن.
سلام
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۰۶ - ۱۳۹۷/۰۶/۳۱
2
1
بي نظير بود واقعاً!
جنگ
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۱۹ - ۱۳۹۷/۰۶/۳۱
1
1
چه با احساس و لطيف توصيف كردين، فوق العاده بود!
ناشناس
Iran, Islamic Republic of
۱۵:۳۴ - ۱۳۹۷/۰۶/۳۱
4
0
متن ادبی پر احساسی بود
پربازدید ها
علم و فناوری