کد خبر ۶۳۳۵۵۴
تاریخ انتشار: ۱۱:۲۵ - ۰۷ مهر ۱۳۹۷ - 29 September 2018
به همراه جمعیت از دانشگاه خارج شدم و شاهد حضور دو جوان کم سن و سال بودم که طوماری را با دو ماژیک در دست داشتند و با صدای بلند می گفتند: امضا برای عدم تصویب “FATF”.

عصرایران؛ حمید عسگری - مدت زیادی بود که به نماز جمعه نرفته بودم و در روز جمعه به سبب موقعیتی که حاصل شده بود برای تجدید خاطرات و حال و هوای خاص گذشته نماز جمعه، به دانشگاه تهران رفتم. دیدن برخی مسئولان و شخصیت های کشوری و لشگری از نزدیک، همچنان جذاب بود و حال و هوای شرکت کنندگان را با دیدن هر یک از آنها تهییج می کرد.

عده ای را با سلام و صلوات همراهی می کردند و از آنها که خوششان نمی آمد، روی می چرخاندند و با صدای بلند تیکه و کنایه می انداختند که صدایشان را بشنود. پیش از ورود به درب اصلی و اولین بازرسی، بیرون از دانشگاه چند نفری ایستاده بودند که پلاکاردهایی تحت عنوان "با FATF دیگر نمی توان تحریم ها را دور زد" ، "طرح استعماری“FATF”به دنبال ضربه زدن به سپاه است " و مضامینی از این دست را بالا گرفته بودند و یک نفر هم از زوایای مختلف از آنها عکس می گرفت.

 نمازجمعه تهران؛ مردم مظلوم من و بازار داغ منافع سیاسی

اما داخل فضای دانشگاه همچنان با صفا بود و آدم هایی که حضور داشتند همچنان برای خود جالب بودند. دسته ها و دورهمی های چند نفره همچنان در زیر سایه های خنک دانشگاه تهران تشکیل شده بود بود و رفقای قدیمی همچنان با هم اختلاط می کردند و انرژی مثبت خوبی داشتند.

وارد فضای مسقف محل برگزاری نماز شدم، ولی جای خالی بسیار بود و حتی تا نزدیکی محل نشستن مسئولان جا برای افراد عادی بود. سن و سال نمازگزاران بالارفته بود اما هنوز صدای تکبیرها بلند و همه گیر بود.

گوش کردن صدای خطبه ها از بلندگوها، تاریخ نمازجمعه را از بدو انقلاب در ذهن عبور می داد و ائمه جمعه همچون آیت الله مشکینی، جوادی آملی و از همه بیشتر آیت الله هاشمی را با خطبه های به روز و جذابش را به یاد می آورد. جای وزیر شعار نیز با آن صدای به یاد ماندنی اش خالی بود و چه حال و هوایی داشت، زمانی که وی سخنران پیش از خطبه و امام جمعه را معرفی می کرد.

مردم مظلوم من، و بازار داغ منافع سیاسی

نماز برگزار شد و همچون گذشته، همیشه دعاهای مختلف ما بین نماز خوانده شد اما جای افسوس داشت که دیگر دعای وحدت بعد از نماز خوانده نمی شد و افراد بلافاصله پس از نماز به دنبال خروج از دانشگاه بودند. البته شاید این هفته به خاطر برگزاری راهپیمایی محکومیت حرکت تروریستی در اهواز بود که افراد به سرعت از محل برگزای خارج شدند.

به همراه جمعیت از دانشگاه خارج شدم و شاهد حضور دو جوان کم سن و سال بودم که طوماری را با دو ماژیک در دست داشتند و با صدای بلند می گفتند: امضا برای عدم تصویب “FATF”.

مردم هم با خروج از دانشگاه با آنها مواجه می شدند و با شنیدن صحبت های آنها مبنی بر "استعماری بودن و ضد ولایت بودن این طرح" بی درنگ ماژیک را می گرفتند و با تعصب جدی ماژیک را بر روی طومار فشار می دادند.

چند دقیقه ای را برای دیدن تجمع حاضر ایستادم و در مدت زمانی که گذشت کوچکترین توضیحی از سوی جمع کنندگان امضا برای مردم داده نشد که بگویند این طرح چیست و هدف آن چه می باشد؟!

متاسفانه قشر کثیری از شرکت کنندگان افراد سن و سال دار بودند و حتی جوانانی که از دانشگاه خارج می شدند بعضاً می پرسیدند که این طرح چی هست؟! و آنهایی که در حال امضا بودند در جواب می گفتند: "می خواهند به مملکت خیانت کنند!" یا می گفتند "قرار است با آمریکا مذاکره کنند!"

مباحث مطرح شده واقعا حیرت آور و ناراحت کننده بود ... نه از باب اینکه طرح مذکور به نفع کشور هست یا نیست بلکه از این باب که این همه هزینه و بودجه صرف رسانه های مختلف کشور اعم از صداوسیما، رسانه های مجازی و چاپی می شود افسوس که هنوز بخش هایی از مردم کشورمان از چنین مسئله ای بی خبرند و صرفاً دنبال کنندگان سیاست و محافل رسمی آن را دنبال می کنند و هر یک به نفع خود تفسیری از آن ارائه می کنند.

از آنجا که به مقتضی کارم مباحث مختلفی را در مورد این طرح دنبال کرده بودم و تا حدی از موضوع طرح اطلاع داشتم از جوانی که طومار را در دست داشت و رفیقش که مدام عکس می گرفتم پرسیدم که "اگر ممکن است توضیح دهید تا مردم بدانند چه چیزی را امضا می کنند" در جوابم گفتند بحثش طولانی است و اگر خواستید صبر کنید تا آخر کار برایتان توضیح دهیم! باز گفتم پس چطور مردم را برای امضا کردن دعوت می کنید باید بدانند که چه چیزی را امضا می کنند؟!

با گفتن این حرف کمی ناراحت شدند که گفتند شما چرا امضا نمی کنی؟ آیا می خواهی دلار سه هزارتومانی بشه 30 هزارتومان؟! این همه گفتند برجام برجام دیدید که چی شد؟ آخر سر هم دیدید که آمریکا بازم خیانت کرد!

مردم مظلوم من، و بازار داغ منافع سیاسی

از تعجب حرفی برای گفتن نداشتم و در این بین چند نفر مو سفید و چند خانم مسن به حمایت از آنها وارد بحث شدند و گفتند "همین هایی که به روحانی رای دادند می خواهند خیانت کنند و بقیه کشور را هم تاراج کنند!" با شروع این بحث ها دیگران نیز وارد هیاهو شدند و همگی از وضعیت معیشتی انتقاد داشتند. حرف های درستی می زدند اما هیچ ارتباطی به موضوع و طوماری که امضا می کردند نداشت و کسی هم برای آنها توضیح نمی داد که داستان از چه قرار است.

فضا و جو به گونه ای نبود که در میان جمعیت توضیح دهم که “FATF” چیست و چه کارایی و شرایطی را برای کشور به دنبال خواهد داشت و عدم تصویبش چه محدودیت هایی را برای ما ایجاد می کند. علیرغم نسبت های ناپسندی که در میان جمع به گوشم می رسید اما هیچ دلخوری از مردم در وجودم شکل نگرفت و در امتداد خیابان قدس به سمت بلوار کشاورز حرکت کردم و با هر قدم نگاه به دانشگاهی می انداختم که در کنارش دانشی به مردم داده نمی شد و صرفا هدفی سیاسی با رنگ و لعاب خاص خود دنبال می شد.

هر قدم با حسرتی مضاعف وجودم را آزرده می کرد که چرا به عنوان فردی که در کار رسانه و اطلاع رسانی است نتوانست برای مردمش واقعیت ها را شفاف کند و مانع از سو استفاده از دل های پاک و ساده مردم گردد.

این افسوس و حسرت را باید در بعد کلان برای مسئولان کشور مورد هشدار قرار داد و از آنها خواست که از دل های پاک مردم صیانت کنند و ناملموس به اعتماد آنها خیانت نکنند. سیاسیون کشور باید بدانند که ممکن است عده ای را بتوان در چارچوب های خاص اعتقادی جهت دهی کرد اما باید پرسید که آیا می توان عامه جوانان و تحصیل کردگان کشور را نیز با یک طومار و ماژیک خط دهی و خط کشی کرد.

روی دیگر سخن با کارشناسان و مفسران اعم از دولتی و غیر دولتی است که باید این روزها بیش از هر زمان دیگری کلام و قلم خود را در جهت شفاف سازی افکار عمومی به کار گیرند. اعتماد عمومی چیزی نیست که آن را دست مایه امیال سیاسی و منافع گروهی کرد. باید مصالح و منافع ملی را به گونه ای برای جامعه شفاف ساخت که از حمایت آنها استفاده کرد. نه اینکه به یارکشی سیاسی روی آوریم و مردم را سپر خواسته های خود کنیم. حال این مسئله در تایید و یا رد“FATF” باشد.

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
علم و فناوری