کد خبر: ۶۴۱
تاریخ انتشار: ۱۱:۴۴ - ۰۴ مرداد ۱۳۸۵ - 26 July 2006
مهرداد پور سینا

«نا امنی ناموسی»، بزرگترین احساس ناامنی جامعه ایرانی است؛ این را یک منتقد یا کسی که درصدد بزرگنمایی مشکلات است، نمی گوید؛ کسی که این جمله را گفته است، عالی ترین مقام پلیس ایران است: فرمانده نیروی انتظامی کل کشور.
البته، حق نیز با اوست و نا امنی ناموسی، به ویژه در شهرهای بزرگ، به یکی از دغدغه های خانواده تبدیل شده است.

اگر تا پیش از این، زنان و دختران، را از تردد در معابر خلوت و از رفت و آمدهای دیرهنگام شبانه بر حذر می داشتند تا مبادا گزندی متوجه آنها شود، امروز ایجاد مزاحمت برای زنان و دختران، در روز روشن و اماکن پر جمعیت نیز دور از انتظار نیست.

همین دو روز پیش، ساعت 5/9 صبح در یکی از فرعی های خیابان سهروردی تهران، سرنشینان یک خودروی 405، در صدد ربودن دختر جوانی بودند که البته، با مداخله به موقع یک شهروند که شاهد ماجرا بوده، نتوانستند به هدف خود برسند. البته، اینک آن شهروند، در حال درمان زخم هایی است که در نزاع با متعرضان آن دختر ـ که توانسته اند در غیبت پلیس فرار کنند ـ متحمل شده است.

حال، پرسش، اینجاست که چرا مزاحمان زنان و دختران مردم، تا بدین حد گستاخ شده اند که به خود جرأت می دهند در هر زمان و مکانی که اراده کنند، برای خانواده ها ایجاد مزاحمت کنند؟

پاسخ این سوال، چندان دور از ذهن نیست: «آنها، از پلیس نمی ترسند!» و بر این باورند که «تا سر و کله پلیس پیدا شود، ما کار خود را کرده ایم!»

هر چند این جمله ها، شاید به مذاق مسوولان نیروی انتظامی خوش نیاید ولی تصور غالب بزهکاران و از جمله متعرضان به نوامیس، همین است.

پلیس ایران، به ویژه پس از حوادث تلخ 18 تیر و پیدایش نگاه های سیاسی بر نیروی انتظامی، در وضعیت خاصی واقع شده است.

از یک سو، اگر حضور خود را در معابر پر رنگ تر کند، با این اتهام مواجه می شود که در صدد پلیسی و امنیتی کردن فضای جامعه است و در صورتی که با نیروهای کم شمار در جامعه حاضر باشد، متهم به کند کاری و بی اعتنایی به امنیت شهروندان است.

البته، در سال های اخیر، دیدگاه هایی بر مدیریت های ارشد پلیس حاکم شده است که قائل بر امنیت سازی مشارکتی است که در نظریه های مرتبط با آن، الزامی به حضور فیزیکی پلیس در حد وسیع نیازی نیست. این رویکردها، هر چند در نوع خود، می توانند برای امنیت سازی در سطح شهروندان گام های مثبتی تلقی شوند ولی نباید فراموش کرد که نگاه های مدرن به پلیس، مستلزم آن است که جامعه و ساز و کارهای آن نیز مدرن باشند.

فرهنگ امنیت شهروندان در ایران از قدیم الایام با پدیده هایی مثل گزمه و شبگرد و پاسبان عجین شده و نمی توان به یکباره حضور آنها را به بهانه هایی مثل کنترل نامحسوس نادیده گرفت.

اینک گفته می شود حضور پلیس در معابر، به امنیتی شدن فضای جامعه می انجامد، گذشته از آنکه ناشی از برخی نگرش های سیاسی است، ریشه در برخی سوء عملکردهای پلیس در سال های گذشته دارد.

جامعه ایران، هنوز برخوردهای چکشی نیروهای پلیس را در سال های نه چندان دور از یاد نبرده است: پیش از انقلاب و در بحبوحه التهابات منتهی به بهمن 57، پلیس به طور علنی و رسمی در تقابل با مردم بود و «کار ویژه» آن سرکوب مخالفان نظام به شمار می رفت. پس از انقلاب نیز وجود دیدگاه های رادیکال در مدیریت های پلیس عرصه را به ویژه بر جوانان تنگ کرده بود. نگارنده، فرار جوانانی که شلوار لی پوشیده و موهای خود را روغن زده بودند را به یاد می آورد که جمع های آنها، با مشاهده «پاترول های کمیته» آشفته می شد.

بنابراین، وجود برخی ذهنیت ها که حضور پر رنگ پلیس در جامعه امنیتی و پلیسی شدن فضای آن را موجب می شود قابل درک است.

با همه این اوصاف، وجود چنین نگرش هایی، آن هم نه در میان همه مردم، نباید پلیس را از حضور و قاطعیت باز دارد.

قطعا همان کسی که خواهان محدود شدن پلیس در جامعه است، در صورتی که دختر، خواهر یا همسرش در خیابانی مورد مزاحمت قرار گیرد و به علت دیر رسیدن پلیس اتفاق ناگواری برای او رخ دهد، نگرش پیشین خود را فراموش و پلیس را به خاطر  عملکرد لاک پشتی  و غیبت غیر موجه اش، سرزنش می کند.

لازمه ایجاد امنیت انتظامی شهروندان در جامعه ای مثل ایران، آن است که پلیس حضور موثرتری در معابر اماکن عمومی داشته باشد.

البته، این حضور، به شرطی می تواند منشأ اثر باشد و نگرانی های بر جای مانده در گذشته را مرتفع سازد که پلیس بر این نکته توجیه شود نه تنها حق هیچگونه مداخله ای در مسایل و روابط شخصی مردم را ندارد بلکه موظف است از این روابط حراست کند. اگر مردم ببینند که حضور پلیس، مزاحمتی برای امور متعارف آنها ایجاد نمی کند، قطعا از مشاهده ماموران آموزش دیده و آشنا به حقوق شهروندی، احساس امنیت خاطر خواهند کرد و در چنان فضایی، نوامیس مردم نیز با آسودگی خیال بیشتری پا به جامعه خواهند گذاشت.

کسانی که مدام دم از حقوق زن می زنند، نباید فراموش کنند که حق زن، در جامعه ای که امنیت اختصاصی او تامین نشود، هرگز احیا نخواهد شد. آنان، باید این وظیفه را به عنوان یک مطالبه بسیار جدی از پلیس بخواهند، مشروط بر آنکه به دنبال تحمیل محدودیت های سیاسی و فکری برای پلیس نباشند.

صفحات حوادث روزنامه ها، آکنده از خبرهای تعرض به نوامیس مردم است و اگر دیر بجنبیم، ممکن است یکی از آن حوادث شوم، متوجه یکی از زنان خانواده ما باشد.

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
نام:
ایمیل:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز:1200
مدیا- داخلی
دلتابان
پربازدید ها
بلیط (عصر ایران داخلی)
عصر ایران داخلی (تخفیفان)
عکس