کد خبر ۶۶۱۷۴
تاریخ انتشار: ۰۸:۵۰ - ۱۰ اسفند ۱۳۸۷ - 28 February 2009
دبكا فايل براي خطرناك جلوه دادن اين اقدام عربستان سعودي، دلايل آغاز جنگ 1967 ميان اسرائيل و اعراب را به مقام هاي سعودي گوشزد كرد و نوشت: «در سال 1967 زماني جنگ درگرفت كه به دستور جمال عبدالناصر رهبر مصر، تنگه تيران به روي كشتي هاي اسرائيلي مسدود اعلام شد.»


ایرنا: اشغال دو جزيره عربستاني "تيران " و "صنافير " توسط رژيم صهيونيستي و سكوت اين كشور براي پيگيري موضوع، حكايت از معامله پنهاني ميان اين دو كشور دارد.

* اهميت استراتژيك جزاير

بندر " ايلات " رژيم صهيونيستي در خليج عقبه محلي است كه بخش مهمي از صادرات و واردات اين رژيم از آن صورت مي گيرد . اسراييل از طريق اين بندر با سواحل شرقي و جنوبي آفريقا و كشورهاي جنوب و جنوب شرقي آسيا ارتباط برقرار مي كند.
 
اين بندر از طريق خط لوله و راه هاي زميني با ديگر بندر اسراييل به نام " اشكلون " در سواحل شرقي مديترانه ارتباط دارد. اين مسئله از سويي موجب بي نيازي اين كشور از كانال سوئز شده و از سوي ديگر بر اهميت استراتژيك بندر مذكور مي افزايد. اما تنها راه ارتباطي اين بندر به دريا، تنگه " تيران " است ؛ جايي كه خليج "عقبه " را به درياي سرخ مرتبط مي كند. در دهانه? تنگه ، جزاير تيران و صنافير قرار دارند.
 
"اسحاق رابين " سفير وقت رژيم صهيونيستي در آمريكا مي گويد : « اين منطقه‌ [جزاير تيران و صنافير] بسيار حساس است و در هنگام درگيري سه فرد مسلح مي توانند باعث بسته شدن تنگه گردند.» اهميت اين تنگه و دو جزيره مذكور از آنجايي بيشتر مشخص مي گردد كه بسياري از كارشناسان يكي از دلايل جنگ 1967 را بستن اين تنگه بر روي ناوگان اسراييل توسط مصر مي دانند.

* سابقه تاريخي موضوع

مصر در سال 1949 كانال سوئز را به روي كشتي هاي اسراييلي بست و اين امر موجب ارتقاء اهميت و جايگاه استراتژيك بندر ايلات براي اين رژيم گرديد زيرا با بسته بودن كانال سوئز و بدون در اختيار داشتن اين بندر، كشتي هاي اسراييلي كه با كشورهاي آسيايي تجارت مي كردند، ناچار به دور زدن آفريقاي جنوبي بودند.

12 سپتامبر 1955 مصر كليه كشتي ها را ملزم كرد كه قبل از ورود به خليج عقبه، مجوز لازم را كسب كنند. در مقابل اسراييل نيز اعلام كرد كه حق عبور بي ضرر اين كشور براي دسترسي به درياي آزاد خدشه دار شده است. درسال 1956 با ملي شدن كانال سوئز به همت "جمال عبدالناصر " رييس جمهوري مصر، كشورهاي انگليس، فرانسه و رژيم اشغال گر قدس به مصر حمله كردند. يكي از نتايج اين جنگ تحقق خواسته هاي اسراييل يعني بازگشايي تنگه تيران با استقرار نيروهاي سازمان ملل در خليج عقبه و صحراي سينا بود .

صالح مختاري (1) مي گويد: «جزيره صنافير اولين بار در جنگ سال 1956 به مدت 10 ماه توسط اسراييل اشغال گرديده است. قبل از جنگ 1967 مصر اين دو جزيره را از عربستان سعودي با هدف بستن تنگه تيران بر روي ناوگان رژيم صهيونيستي اجاره كرده اما در طول جنگ اين جزاير به اشغال رژيم صهيونيستي در آمده است. » مقدمات اين جنگ با درخواست مصر براي عقب نشيني نيروهاي سازمان ملل از خط آتش بس با رژيم صهيونيستي آغاز شد . اين نيروها در 23 مه 1967 از محل استقرار خود عقب نشيني كردند. مصر همچنين تنگه تيران را نيز به روي كشتيراني رژيم صهيونيستي بست. اشغال غير قانوني بندر ايلات در منطقه "أم الرشراش " مصر توسط رژيم صهيونيستي پس از آتش بس سال 1949 ، قرار گرفتن بخش اعظم خليج عقبه در درياي سرزميني مصر و اعتقاد اين كشور در بين المللي نبودن تنگه تيران از دلايل اعلام شده مصر براي بستن اين تنگه به شمار مي روند.

اين اقدام مصر حكايت از آن داشت كه قاهره خود را براي نبرد سرنوشت ساز با رژيم صهيونيستي آماده مي كند، اما اين ررژيم با پيش دستي و چراغ سبز آمريكا صبح روز 5 ژوئن 1967 با بمباران 9 فرودگاه مصر در مدت 3 ساعت و هر بار به مدت 10 دقيقه، جنگ را آغاز كرد. نيروهاي زميني اين رژيم از ظهر روز 5 ژوئن به مرزهاي مصر حمله كردند . نيروهاي صهيونيستي سپس به سوي كانال سوئز گسيل شدند. در عصر روز دوم جنگ (شش ژوئن) "عبدالحكيم عامر " فرمانده كل ارتش مصر دستور عقب نشيني نيروهاي اين كشور را از صحراي سينا صادر كرد. در پي اين اقدام ، مصر در شب 7 ژوئن اعلام كرد كه درخواست توقف جنگ را مي پذيرد و اين موضوع را به اطلاع دبير كل سازمان ملل رساند حال آنكه نيروهاي متجاوز رژيم صهيونيستي در تاريخ 8 ژوئن نيز همچنان در حال تكميل اشغال صحراي سينا بودند.
مهم ترين نتايج پايان جنگ سوم اعراب و اسراييل را مي توان به شرح ذيل خلاصه كرد:

1. رژيم اشغال گر قدس باقي مانده مناطق فلسطيني از جمله كرانه باختري ، نوار غزه ، صحراي سيناي مصر ، بلندي هاي جولان و جزاير عربستاني صنافير و تيران را به اشغال خود درآورد.

2. حدود 330 هزار فلسطيني آواره شدند.

3. رژيم صهيونيستي بر منابع آبي رود اردن سيطره يافت و تنگه تيران و خليج عقبه به روي كشتيراني رژيم صهيونيستي گشوده شد.

4. رژيم صهيونيستي خطوط دفاعي جديدي ايجاد كرد و عمق استراتژيك مناسبي براي خود جهت مقابله با حملات خارجي پديد آورد.

5. مناطق جديدي از اراضي عربي اشغال شد و پس از اين هدف اعراب به تلاش براي باز پس گيري اراضي به اشغال درآمده در سال 1967 ( و نه مناطق اشغالي 1948 ) معطوف شد.

6. قدرت نظامي مصر ، اردن و سوريه نابود شد.

7. ناتواني رهبري عربي و عدم هماهنگي ميان آنان و عدم جديت آنها براي آزادسازي فلسطين آشكار گشت.

8. مقاومت مسلحانه فلسطينيان آغاز و روز به روز بر شدت آن افزوده شد و به دنبال آشكار شدن ناتواني دنياي عرب ، هويت ملي فلسطيني كه مي كوشيد ابتكار عمل را به دست گيرد ، ظهور يافت.

اين جنگ پاياني بر جنگ هاي اعراب و رژيم صهيونيستي نبود؛ در سال 1973 نيز جنگ ديگري ميان دو طرف شكل گرفت تا مقدمه اي براي صلح ننگين " كمپ ديويد " كه توسط "انور سادات " رييس جمهور وقت مصر و "مناخيم بگين " نخست وزير وقت رژيم صهيونيستي در تاريخ 17 سپتامبر 1978 به امضا رسيد، باشد.

صالح مختاري در ادامه مقاله خود اذعان داشته: « گفتگو هاي صلح ميان رژيم صهيونيستي و مصر در حالي منجر به قرارداد كمپ ديويد در سال 1978 گرديد كه در اين قرارداد صحبتي از جزاير اشغالي عربستان به بهانه تعلق نداشتن آن به مصر و منطقه اشغالي أم الرشراش مصر كه در نقشه هاي قبل از جنگ 1967 جزء خاك اين كشور بود، به ميان نيامده است.»

* تحليل موضوع

بايد خاطر نشان ساخت همان گونه كه نويسنده مقاله يادآور شده سكوت عربستان در پيگيري مسئله جزاير ممكن است نشان از توافقي پنهان ميان اين دولت و رژيم اشغال گر قدس باشد زيرا يك سال و نيم قبل از حوادث غزه، عربستان سعودي از احداث پلي ميان منطقه " راس الشيخ حميد " عربستان و " شرم الشيخ " مصر خبر داده بود كه با واكنش شديد رژيم صهيونستي مواجه شد تا جايي كه سايت امنيتي «دبكا فايل» متعلق به سرويس هاي اطلاعاتي اسراييل اذعان داشته كه « ساخت اين پل مي تواند زمينه يك نزاع بزرگ مسلحانه را در خاورميانه فراهم نمايد.»
 
دبكا فايل براي خطرناك جلوه دادن اين اقدام عربستان سعودي، دلايل آغاز جنگ 1967 ميان اسرائيل و اعراب را به مقام هاي سعودي گوشزد كرد و نوشت: «در سال 1967 زماني جنگ درگرفت كه به دستور جمال عبدالناصر رهبر مصر، تنگه تيران به روي كشتي هاي اسرائيلي مسدود اعلام شد.»
 
اين پل 50 كيلومتري كه براي احداث آن هزينه اي بالغ بر سه مليارد دلار در نظر گرفته شده بود، قرار بود ظرف مدت سه سال به بهره برداري برسد كه با وجود گذشت نزديك به دو سال از مراسم كلنگ زني آن، هيچ گونه اطلاعاتي از چگونگي پيشرفت اين پروژه در دست نيست.
 
حوادث غزه و سكوت معنادار عربستان سعودي در برابر جنايات اسراييل اين پرسش را به اذهان عمومي مردم منطقه متبادر ساخته كه آيا حوادث اخير غزه ، و سكوت آل سعود بخشي از توافق پنهان عربستان و رژيم صهيونيستي براي پي گيري پروژه ساخت پل توسط آل سعود در منطقه تيران - كه برخي كارشناسان از وجود ذخاير نفتي در جزاير آن منطقه خبر داده اند -نمي باشد ؟ حوادث آينده پشت صحنه توافقات احتمالي منافقان امت و جريان اسلام امريكايي را با صهيونيسم جنايتكار آشكار خواهد ساخت.
 
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
پربازدید ها
علم و فناوری