کد خبر: ۸۶۰۶
تعداد نظرات: ۵ نظر
تاریخ انتشار: ۱۰:۱۴ - ۰۳ دی ۱۳۸۵ - 24 December 2006
جعفر محمدی

سرانجام پس از مدت ها کش و قوس، قطعنامه پیشنهادی اروپا علیه ایران، در شورای امنیت سازمان ملل متحد به تصویب رسید.

هر چند گفتنی ها در این باره بسیار است ولی به حکم «العاقل یکفیه الاشاره»، به ذکر اختصاری چند نکته بسنده می شود:

• از تیم روحانی تا گروه لاریجانی

بیم آن می رود در پی تصویب این قطعنامه، ناپختگان سیاسی جناح های مختلف (که متاسفانه تعدادشان نیز کم نیست) به یک نزاع سیاسی روی آورند و بخواهند از یک مساله کاملاً ملی، به سود خود سوءاستفاده کنند وضعیت حاضر را تقصیر رقبای سیاسی خویش در داخل بشمارند.

متاسفانه باید گفت که «خود اتهامی» آفتی است که به شدت در جان سیاست ورزان وطنی افتاده است به گونه ای که در هر رویدادی، می کوشند یک متهم از میان خود و از بین هموطنان خویش که در جناح دیگری است، بیابند. درست برعکس زمانی که تئوری توطئه، همه را برداشته بود و هر اتفاقی ولو با منشاء داخلی را به خارجی ها نسبت می دادند و ریشه همه فتنه ها را در خارج از مرزها می پنداشتند.

واقعیت این است که در پرونده هسته ای، هر چند دو تیم حسن روحانی و علی لاریجانی، عملکردی کمابیش متفاوت از خود بروز دادند، لکن هدف هر دو، حفظ حقوق هسته ای ملت ایران بود. حفظ حقوق هسته ای نیز میسر نمی شد مگر با از سرگیری غنی سازی و این، «خط قرمز» اروپایی ها و آمریکایی ها بود.

بنابراین، اگر حفظ حقوق هسته ای ایران، یک شعار نبوده است، روزی باید غنی سازی از سر گرفته می شد و ارجاع پرونده به شورای امنیت و تصویب قطعنامه درباره آن، از تبعات پافشاری بر این حق بود. بنابراین، وضعیت کنونی، در نهایت محصول زیاده خواهی آمریکا و اروپا در محروم سازی ایران از حقوق خویش است.

ای کاش، جناح های سیاسی به ویژه تندروهای موجود در از هر دو طیف اصلی، این نکته ساده را درک کنند که نباید بر سر مسایل ملی به ویژه هنگامی که تهدیدات خارجی متوجه کشور است، با یکدیگر نزاع کنند.

• چکش کاری چهارم

از هنگامی که اروپایی ها پیش نویس قطعنامه ضد ایرانی خود را در شورای امنیت طرح کردند تا زمان تصویب، این پیش نویس، 4 بار تعدیل شد و هر بار بخش هایی از مواد ضد ایرانی آن، حذف گردید.

در این جرح و تعدیل ها، چین و روسیه نقش محوری داشتند ولی آیا آنان، به خاطر عشقی که به چشم و ابروی ایرانیان دارند، در مقابل غرب ایستادند؟

پاسخ، مسلماً منفی است و در این جا، باید ردپای دستگاه دیپلماسی کشورمان را به وضوح دید که از ماه ها پیش با اعلام سیاست «نگاه به شرق» و انجام رایزنی های سیاسی و اقتصادی با دو کشور شرقی عضو شورای امنیت، زمینه را برای تبدیل قطعنامه «بسیار تند» اروپایی ها به یک قطعنامه «بسیار تعدیل شده» فراهم ساخت.

البته از همان اول هم معلوم بود که روسیه و چین، منافع بسیار بزرگتری در ارتباط با غرب دارند و در نهایت به قطعنامه پیشنهادی آنها رای مثبت خواهند داد ولی همین که دستگاه دیپلماسی ایرانی توانست این دو کشور را به سمت تعدیل قطعنامه پیش ببرد، موفقیت بزرگی برای وزارت خارجه کشورمان به شمار می رود. کافی است لحظه ای تصور کنید که همان قطعنامه خطرناک اولیه اروپایی ها به تصویب می رسید ...!

• تحریم های تکراری

بخش عمده تحریم هایی که در قطعنامه شورای امنیت آمده است، در واقع سالهاست که بدون استناد به هیچ قطعنامه ای اجرا می شود. مثلاً آیا تاکنون تصویب کنندگان قطعنامه درباره انتقال فناوری های مرتبط به موشک های بالستیک با ایران همکاری داشته اند؟

بنابراین، قطعنامه شورای امنیت فی نفسه دارای ارزش تحریمی خاصی نیست و بیشتر به یک پیام سیاسی می ماند و به علاوه تلاشی است برای حفظ حیثیت اروپا که بالاخره توانست با عقب نشینی های مداوم، خود قطعنامه پیشنهادی اثر را به تصویب برساند، هر چند که آنچه مصوب شده با پیش نویس اولیه، زمین تا آسمان متفاوت است.

• زمینه سختگیری

درست است که تحریم های مصوب، دامنه بسیار محدودی دارند ولی در اجرا، همین تحریم های محدود نیز می توانند برای کشورمان مشکل زا باشند.

به عنوان مثال، یک کشتی را در نظر بگیرید که حامل قطعات خودرو برای ایران است.

این کشتی در خلیج فارس، توسط تیم بارزسی ناظر بر تحریم ها متوقف می شود. آنها می توانند برای آنکه ایران اذیت شود، تا مدت ها آن را در همان حال نگه دارند و بهانه هایی مثل اینکه «قطعات را به آزمایشگاه یا نزد کارشناسان فرستاده ایم تا مبادا از لوازم تولید موشک باشد» را مطرح کنند و پس از آنکه این توقف، در داخل مشکل ساز شد، بلامانع بودن تخلیه بار کشتی در بندرعباس را اعلام کنند.

• فقط 60 روز دیگر

درست است که دامنه تحریم ها، بسیار محدود است ولی نباید فراموش کنیم که شورای امنیت، 60 روز دیگر به ایران مهلت داده است تا روند غنی سازی و فعالیت های مرتبط با آن را متوقف کند و پس از آن، چنانچه ایران از قطعنامه پیروی نکرد، سختگیری های شدیدتری را ولو در قالب فصل هفتم منشور ملل متحد که ناظر به اقدام علیه صلح و امنیت جهانی است، اعمال کند. این 60 روز، برای دیپلماسی ایران، سخن معروف «وقت طلاست» را یادآوری می کند.

• چه کنیم؟

دو راه بیشتر وجود ندارد: یا آنکه تسلیم شویم و مثل «معمر قذافی» رهبر لیبی، تمام امکانات هسته ای مان را بار کشتی کنیم و همراه توبه نامه ای به یکی از بنادر آمریکا بفرستیم و یا آنکه همانند یک ملت بزرگ و مستقل، آنچه داریم را قدر بدانیم و تسلیم نشویم.

اگر نیک بنگریم، راه سومی وجود ندارد و اگر برخی راه سومی نیز پیشنهاد می کنند، در واقع مانوری است بین این دو راه برای رسیدن به یکی از این دو گزینه.

تبعات هر کدام از این دو گزینه نیز مختصراً بدین شرح است:

گزینه اول: تسلیم و تعطیل فعالیت های هسته ای

خلاصه مطلب آن است که ما فقط تا چند سال دیگر نفت داریم. نفت، که منبع انرژی و درآمد ماست، در یک مرحله به حدی می رسد که فقط کفاف مصرف داخلی را می کند و دیگر از صادرات آن خبری نیست و بعد از آن هم به طول کلی نفت مان تمام می شود و طی مراسمی با، تخلیه آخرین قطره نفت از سفره های زیر زمینی به تاریخ کوتاه نفت در ایران می پیوندند.

در چنان شرایطی که نفت به پایان رسیده، چه چیزی به عنوان انرژی اول جهان مطرح می شود؟ جواب را هم اکنون معلوم کرده اند: انرژی هسته ای.

در آن زمان که دور هم نیست کشورهایی که قادر به تولید سوخت هسته ای هستند، محور اصلی اقتصاد جهان خواهند بود و نقشی بسیار بسیار پررنگ تر و مهم تر از کشورهای عضو اوپک در روزگار کنونی خواهند داشت.

اگر امروز، دست از تلاش برای تولید سوخت هسته ای بکشیم، در آن زمان تنها می توانیم نقش مشتری را ایفا کنیم، در واقع، این، نقشی است که غربی ها برای ما و بسیاری دیگر از کشورها تعریف کرده اند.

در چنان وضعیتی، دارندگان فناوری تولید سوخت و انرژی هسته ای هستند که حرف اول را در جهان خواهند زد چه آنکه منبع منحصر انرژی در دست آنهاست و مسایلی از قبیل قیمت و شرایط فروش را نیز «آنان» تعیین خواهند کرد و «سایرین»، کاری جز تبعیت و تسلیم نمی توانند کنند.
این، تصمیم امروز ماست که جزو «آنان» یا تسلیم یا در گروه «سایرین».

گزینه دوم: ادامه راه

اما اگر قطعنامه را نپذیریم بسته به اینکه تا چه اندازه از اهرم های دیپلماتیک و سایر امکانات ملی و بین المللی خویش استفاده کنیم یا نکنیم، درجاتی از فشار و سختی بر ما تحمیل خواهد شد.

ادامه غنی سازی توسط ایران، به معنای آن است که ما، تقسیم بندی انرژی در جهان آینده که توسط چند کشور معدود صورت گرفته را قبول نکرده ایم و استدلال می کنیم در حالی که ما نیز می توانیم تولیدکننده انرژی باشیم چرا باید نقش منفعلانه مشتری را بازی کنیم!

بدیهی است که این رویکرد، مورد پسند قدرت هایی که با آینده نگری، در صدد انحصار بازار انرژی دنیا هستند، قرار نخواهد گرفت و خواهند کوشید با تشدید فشار علیه ایران، نگذارند «غریبه» ای به بازار انحصاری آنها راه پیدا کند.

البته، ساختار قدرت در جهان امروز به گونه ای است که دیگر هیچ کشوری «فعال مایشاء» نیست و هر اقدامی از سوی هر کشوری هزینه هایی نیز برایش دارد.

بنابراین، اینگونه هم نباید تصور کرد که هر چه قدرت های بزرگ جهان بخواهند، همان اتفاق می افتد. مگر دباره کره شمالی شدیدترین فشارها و تحریم ها صورت نگرفت و مگر آمریکا و سایرین توانستند از دستیابی این کشور به سلاح هسته ای جلوگیری کنند؟!

بنابراین آنچه در این میان تعیین کننده است، توان پایداری یک ملت است که اگر بتواند فشارها را تحمل کند پس از مدتی، عامل فشارزا ناگزیر از انعطاف ـ ولو نسبی ـ خواهد بود.

البته، واضح است که اگر بخواهیم بر توانمندی و حقوق خود در زمینه انرژی هسته ای تاکید کنیم قطعاً هزینه هایی نیز خواهیم پرداخت ولی نباید فراموش کنیم که در نهایت دنیا ناگزیر خواهد بود، ما را آنگونه که می خواهیم، بپذیرد.

این، یک قاعده در جهان امروز است که هر ملتی، هر تصویری که از خود به نمایش بگذارد، دنیا آن ملت را به همان تصویر به رسمیت خواهد شناخت و بر اساس همان تصویر با او رفتار خواهد کرد.

• تصمیم ملی

از یک سو، دولت باید برای تصمیم گیری درباره وضعیت حاضر، از پشت درهای بسته بیرون آید و تمام توان کارشناسی کشور را چه در مراکز علمی و پژوهشی و چه در گروه ها و جریانات سیاسی خارج از دولت دعوت به همفکری و رایزنی کند و از سوی دیگر، همه جناح ها و گروه های سیاسی نیز تصمیم نهایی را محترم شمارند و حتی اگر نسبت به آن انتقادی هم دارند، به عنوان یک «تصمیم ملی» از آن حمایت کنند تا صدای واحدی از ایران مخابره شود.

 

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
انتشار یافته: ۵
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۰:۲۱ - ۱۳۸۵/۱۰/۰۳
0
0
با تندروی های اخیر کشورهای اروپایی و عربی در قبال ایران، بهترین راه، مذاکره مستقیم و بدون واسطه ایران با آمریکاست تا با این روش تمام منافع این کشورها مسدود شود.
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۰:۲۶ - ۱۳۸۵/۱۰/۰۳
0
0
می توانیم بدون تسلیم شدن و با مذاکره با آمریکا،قضیه را بدون حاشیه به پایان ببریم.
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۰:۵۴ - ۱۳۸۵/۱۰/۰۳
0
0
آفرين به تحليل بسیار عالی شما
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۱۹:۲۶ - ۱۳۸۵/۱۰/۰۴
0
0
خواهشمندم این تحلیل جالب رو برای رییس جمهور بفرستین
ناشناس
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
۲۰:۴۱ - ۱۳۸۵/۱۰/۰۴
0
0
تا حالا که ایستاده ایم و هزینه داده ایم ، بعد از این ، احمقانه ترین گزینه این است که تمام هزینه ای داده شده را نادیده بگیریم و به غربی ها برای زیاده خواهیی های بعدی شان چراغ سبز نشان بدهیم .
البته ادامه راه سخت است ولی به زحمت اش می ارزد چون فردا که نفت مان تمام شد که نمی توانیم به بخاری هیزمی و شمع پناه ببریم .
جاوید علیایی. استکهلم
نام:
ایمیل:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز:1200
مدیا- داخلی
دلتابان
پربازدید ها
بلیط (عصر ایران داخلی)
عصر ایران داخلی (تخفیفان)
عکس