کد خبر: ۸۸۶۹
تاریخ انتشار: ۱۸:۳۴ - ۰۶ دی ۱۳۸۵ - 27 December 2006
حمیده وروانی فراهانی

"ان اول بیت وضع للناس للذی بیکه مبارکا و هدی للعالمین فیه آیات بینات مقام ابراهیم و من دخله کان آمنا"

همانا، نخستین خانه ای که برای همه مردم دنیا بنیاد شد، خانه ای است در بکه، خانه ای مبارک مایه هدایت جهانیان. مقام ابراهیم و نشانه های روشن در آن است و هر کس بدان درآید، ایمن باشد. /آل عمران/ 96

پیشینه تاریخی

مکه را چندین نام است از جمله: ام القری- بکه - البلد الامین - المقدسه - مکه ...

روایاتی وجود دارد که این خانه اولین خانه ای است که بنا شده و روایات دیگری که می گوید این خانه، اولین خانه ای است که جایگاه هدایت انسان و مایه برکت یافتن زندگی اوست و مفسران را نیز دو قول است:

یکم- این خانه، اولین خانه ای است که بنا شده، چنان که در روایتی امام محمد باقر (ع) از پدران بزرگوارش و آنان از رسول اکرم (ص) نقل می کنند که فرمود: "خدای تعالی، فرشتگان را فرمود که در زمین خانه ای مثال "بیت المعمور" بنا کنند، آن گاه خاکیان را امر فرمود که همچنان که اهل آسمان، بیت المعمور را طواف می کنند، آنان نیز پیرامون آن خانه طواف کنند و این امر قبل از آفرینش آدم (ع) بود.

دوم- چون آدم (ع) به زمین فرود آمد، از وحشت شکایت کرد، خدای تعالی او را به ساختن کعبه و طواف آن فرمان داد و تا روزگار نوح (ع) آن خانه بر جای بود.

هنگامی که پروردگار جهان، طوفان فرستاد، این خانه را تا آسمان هفتم بالا برد و در مقابل موضع کعبه قرار داد و فرشتگان کنار آن به عبادت می پرداختند و هر روز هفتاد هزار فرشته بدان در می آمدند.

بعد از طوفان، موضع کعبه ویران شد و پنهان ماند تا خدای سبحان جبرائیل را به سوی ابراهیم (ع) فرستاد و او را به جای آن راه نمود و فرمان داد تا آن خانه را بازسازند.

ابتدا ابراهیم از طرف خدا ماموریت یافت اسماعیل را با مادرش "هاجر" به سوی جنوب (مکه) برد و در میان دره گمنامی جای دهد. این دره محل سکونت کسی نبود و فقط کاروان هایی که از شام به یمن و از آنجا به شام برمی گشتند در آنجا خیمه می زدند و بقیه سال مانند سایر نقاط عربستان، بیابانی سوزان و خالی از هرگونه سکنه بود.

سکونت در چنین سرزمین وحشتناکی برای زنی که در دیار "عمالقه" زندگی کرده بود، فوق العاده توان فرسا بود. گرمای سوزان بیابان، بادهای گرم آن، هیولای مرگ را در برابر چشمان او مجسم می ساخت.

خود ابراهیم نیز از چنین پیشامدی در فکر فرو رفته بود. وی در حالی که عنان مرکب را به دست گرفته و سیلاب اشک از گوشه چشمانش سرازیر بود و می خواست همسر و فرزند خود را ترک گوید به هاجر چنین گفت: "ای هاجر! همه این کارهای طبق فرمان خداست و از فرمان خدا گریزی نیست. به لطف خدا تکیه کن و یقین دار که او ما را خوار و ذلیل نمی خواهد."

سپس با توجهی خاص به سوی خدا چنین گفت: "پروردگارا این نقطه را شهر امن قرار ده و اهل آنجا را که به خدا و روز قیامت ایمان دارند، از میوه جات برخوردار کن. بقره/ 126

وقتی که از تپه سرازیر می شد نیز به پشت سر نگاهی کرد و لطف و عنایت پروردگار را برای آنان خواستار شد.

این مسافرت اگر چه به ظاهر مشکل و جانفرسا بود، ولی بعدها روشن شد که نتایج بزرگی را در بر داشته است. زیرا بنای کعبه به عنوان پایگاهی بزرگ برای اهل توحید و پی ریزی یک نهضت نوین دینی که به وسیله خاتم پیامبران در این مرز و بوم پدید آمد از ثمرات این مهاجرت بود.

چشمه زمزم چگونه پیدا شد؟

پس از آن که ابراهیم هاجر و فرزند خود را ترک گفت، چیزی نگذشت که آب و غذای آنان تمام شد و شیر هاجر خشکید. از این رو حال فرزند رو به وخامت گذارد و مادر سراسیمه از جای خود برخاست و به سوی سنگ های کوه صفا دوید.

از دور منظره سرابی را که در نزدیکی کوه مروه قرار دارد مشاهده کرد. دوان دوان به سوی آن شتافت ولی تلخی این دورنمای فریبنده به او بسیار گران آمد، زاری و به هم پیچیدن فرزند بیش از پیش وی را سراسیمه به هر سو می کشانید، تا اینکه میان دو کوه صفا و مروه، هفت بار به امید آب حرکت کرد و بالاخره مایوس و نومید به سوی فرزند بازگشت.

نفس های طفل به شماره افتاده بود و دیگر حالی برای گریستن نداشت اما در چنین لحظه ای دعای ابراهیم مستجاب شد و هاجر شاهد بود که آب زلالی از زیر پاهای اسماعیل شروع به جوشیدن کرد.

پیدایش این چشمه که از آن روز تا به حال به نام چشمه "زمزم" نامیده شده است، باعث شد که پرندگان بر فراز آن به پرواز درآیند.

طایفه "جرهم" نیز که در نقطه ای دور از این دره زندگی می کردند از رفت و آمد پرندگان مطمئن شدند که در آن حوالی آبی پیدا شده است. آنان زمزم را یافتند و در کنار آن خیمه زدند.

هاجر نیز از سختی های بی کسی، رهایی پیدا کرد و فرزندش اسماعیل در همان طایفه رشد یافت و با دختری از همان طایفه ازدواج کرد.

ابراهیم پس از آن که فرزند عزیز خود را با مادرش به فرمان خدا در خاک مکه ترک گفت، گاه گاهی برای دیدن فرزند خود آهنگ مکه می کرد تا این که بار دیگر از طرف خدا مامور شد به مکه بیاید و کعبه را که در طوفان نوح ویران شده بود باز سازد تا قلوب اهل توحید متوجه آن شود.

قرآن شهادت می دهد که بیابان مکه در پایان عمر ابراهیم پس از ساختن کعبه به صورت شهر درآمده بود، زیرا ابراهیم پس از خاتمه کار از خداوند عالم چنین درخواست کرد: "پرورگارا این شهر را مامن قرار بده و من و فرزندانم را از عبادت بتان دور گردان". ابراهیم/35

عام الفیل

"صاحب فیل" یا همان ابرهه بن صباح اشرم - فرمانروای یمن - معبدی در یمن بنا کرد و آن را "قلیس" نام نهاد و بر آن شد تا حاجیان را از کعبه به سوی آن بکشاند اما مردی از بنی کنانه آهنگ آن معبد کرد و شب هنگام به فضولات خود آنجا را آلوده ساخت. این کار ابرهه را سخت خشمگین ساخت.

پس سوگند یاد کرد که کعبه را ویران سازد و برای این منظور همراه با فیل ها و لشکریان خود به جانب مکه حرکت کرد. از این رو زائران از مکه بیرون رفتند و کعبه را به او واگذاشتند.

چون به مکه نزدیک شد، عبدالمطلب (پدربزرگ پیامبر اسلام) به سوی او خارج شد و یک سوم اموالش (تهامه) را به او پیشنهاد کرد تا بازگردد. اما او نپذیرفت و سپاهیان را مهیای حمله کرد و فیل را جلو قرار داد. اما چون روی او را به جانب حرم قرار می دادند، فیل زانو می زد و از حرکت باز می ماند و چون روی او را به جانب یمن یا هر جهت دیگری می گردانیدند بنای دویدن می گذاشت.

ابرهه تا دویست شتر از شتران عبدالمطلب را تصرف کرده بود، به همین جهت عبدالمطلب به نزد وی می رود. عبدالمطلب که به عنوان پیشوای قریش و صاحب کاروان های مکه به ابرهه معرفی شده بود در چشم او بسیار بزرگ آمد. اما چون حاجت و مقصود خود را با ابرهه در میان گذاشت، ابرهه گفت: از چشم من افتادی چرا که من برای ویرانی خانه ای آمده ام که اساس آیین تو و پدران تو است و تو در بند رهایی شتران خویشی.

عبدالمطلب گفت: من صاحب شتران خویشم و خانه را صاحبی است که تو آن را باز خواهد داشت.

آنگاه عبدالمطلب به سوی خانه ی خدا بازگشت و حلقه ی در را گرفت و چنین سرود: "اللهم ان المرء یمنع حله فامنع حلالک و انصر علی آل الصلیب و عابدیه الیوم آلک"

"پروردگارا! بنده نگهبان مال و متاع خویش است. پس تو خود، خانه ی خود را نگهبان باش و خاندان خود را بر آل صلیب برتری ده."

عبدالمطلب در حالی که دعا می خواند از خانه بازگشت که ناگهان پرندگانی را دید که به سمت یمن در پرواز بودند.

هر پرنده ای سنگریزه ای در منقار و دو سنگریزه با دو چنگال خود حمل می کرد که از عدس بزرگتر و از نخود کوچکتر بود. هر سنگریزه بر سر مردی فرود می آمد و او را از پای در می آورد.

ابرهه نیز آنچنان مبتلا گردید که ناخن انگشتانش فرو ریخت و سینه اش شکافت و مرد.

بسم الله الرحمن الرحیم
الم ترکیف فعل ربک باصحاب الفیل (1) الم یجعل کیدهم فی تضلیل (2) و ارسل علیهم طیرا ابابیل (3) ترمیهم بحجاره من سجیل (4) فجعلهم کعصف ماکول (5)

کعبه؛ از شرک تا توحید

حدود 300 بت به مرور زمان در کعبه نصب شده بود که با ظهور اسلام و پس از فتح مکه توسط حضرت محمد(ص) و یارانش، به دست آن بزرگوار معدوم شد و ماهیت زیارت و طواف کعبه از یک حالت شرک آمیز به پدیده ای توحیدی تغییر یافت.

بت های بزرگی به نام "هبل" و "اساف" و "نائله" بالای در کعبه نصب کرده بودند که پیامبر (ص) با نیزه ای که در دست داشت یکایکشان را انداخت و این آیه را خواند: "قل جاءالحق و زهق الباطل، ان الباطل کان زهوقا" (حق آمد و باطل رفت، همانا که باطل رفتنی بود)

برخی مورخان نوشته اند که قسمتی از بت های منصوب در داخل کعبه و یا بیرون آن به وسیله حضرت علی (ع) سرنگون شد. بدین ترتیب که پیامبر (ص) دستور داد حضرت علی (ع) بر دوش او قرار گیرد، و بت بزرگ قریش را که از مس بود، بر زمین افکند. آنگاه به انداختن دیگر بت ها پرداخت.

وقت نماز ظهر فرا رسید. موذن رسمی اسلام - بلال- بالای بام کعبه قرار گرفت و با صدای رسا ندای توحید و رسالت را در آن مجمع عمومی به سمع همه مردم رسانید.

در اطراف مکه، بتخانه های زیادی وجود داشت که مورد احترام قبائل اطراف بود. پیامبر برای ریشه کن ساختن بت پرستی در سرزمین مکه، گردان هایی را به اطراف اعزام نمود تا بتخانه های اطراف را ویران کنند و در خود مکه نیز اعلام شد که هر کس بتی در خانه دارد فورا بشکند و در این میان با آنکه پیامبر (ص) عفو عمومی و مخالفان را در امان اعلام کرده بود، هر کس از دیگری پیشی گرفت.


 

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
نام:
ایمیل:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز:1200
مدیا- داخلی
دلتابان
پربازدید ها
بلیط (عصر ایران داخلی)
عصر ایران داخلی (تخفیفان)
عکس