کد خبر: ۸۸۸۵
تاریخ انتشار: ۰۹:۵۲ - ۰۷ دی ۱۳۸۵ - 28 December 2006
یادداشت نویس امروز کیهان، صدور قطعنامه 1737درباره برنامه هسته‌ای ایران در شورای امنیت سازمان ملل را از جنبه های مختلف نگریسته و به این موضوع پرداخته است که مجموعه پارامترهای تاثیر گذار بر پرونده هسته ای ایران را که شکل دهنده وضعیت آینده آن هستند، چگونه می توان مدیریت کرد و ابزار های موجود در اختیار هر یک از طرفین چیست و چه اندازه کارایی دارد.

در ستون "یادداشت روز " امروز کیهان به قلم مهدی محمدی آمده است:

صدور قطعنامه 1737درباره برنامه هسته ای ایران در شورای امنیت سازمان ملل را باید از جنبه های مختلف نگریست. از جنبه حقوقی و اینکه پایه قانونی این قطعنامه تا چه حد محکم است، از جنبه سیاسی و اینکه چنین قطعنامه ای بر وضعیت داخلی و موقعیت بین المللی ایران تا چه حد و چگونه تاثیر خواهد گذاشت، از جنبه بین المللی و اینکه قطعنامه 1737 ازدل کدام مناسبات و بده بستان ها در گروه 6 بیرون آمده است، از جنبه امنیتی و اینکه این قطعنامه چه تهدید هایی را متوجه ایران می کند و بالاخره از جنبه استراتژیکی و اینکه مجموعه پارامترهای تاثیر گذار بر پرونده هسته ای ایران را که شکل دهنده وضعیت آینده آن هستند، چگونه می توان مدیریت کرد و ابزار های موجود در اختیار هر یک از طرفین چیست و چه اندازه کارایی دارد.

این نوشته به طور جزئی وارد هیچ یک از این بحث ها نمی شود و در عوض تلاش می کند دریابد روح کلی حاکم بر قطعنامه چیست و چگونه می توان با کمترین هزینه، به موثرترین شکل به آن پاسخ داد. اجازه بدهید با تامل در دو پرسش کلیدی آغاز کنیم، پرسش هایی که به ما نشان خواهد داد در واقع با چه فضایی مواجهیم.

1- این قطعنامه چه می گوید؟

2- این قطعنامه چرا صادر شد (اهداف صادر کنندگان چه بود)؟

مشخص ترین پاسخ به سوال اول این است که بیش از 08 درصد قطعنامه 1737 عملیات روانی است و غربی ها هم به تاثیرات روانی آن -بویژه از جنبه اقتصادی و در فضای داخلی ایران- بسیار بیشتر دل بسته اند تا به محدودیت هایی که در اثر اجرای این قطعنامه «واقعا» بر ایران تحمیل خواهد شد.

 قطعنامه 1737فقط بر برنامه هسته ای و موشکی ایران متمرکز است و به هیچ موضوع غیر مرتبط با این برنامه ها نمی پردازد. حتی آنجا که از اعمال محدودیت بر سفر مقامات یا مسدود کردن حساب های بانکی سخن می گوید، مقصود مقامات یا حساب های مالی مرتبط با برنامه های هسته ای و موشکی است و ربطی به جنبه های دیگر روابط ایران با خارج پیدا نمی کند.

در واقع این قطعنامه تلاش می کند خود را صرفا از بابت مسائل مربوط به اشاعه سلاح های کشتار جمعی نگران نشان دهد و چنین وانمود کند که با برنامه های صرفا صلح آمیز ایران مخالفتی ندارد. این درست و -البته از حیث جزئیات- قابل بحث است که امریکایی ها مایلند در مراحل بعدی تحریم ها را به حوزه های غیر مرتبط با سلاح های کشتار جمعی نیز توسعه دهند اما مهم این است که این بحثی مربوط به آینده است و قطعنامه فعلی را جز با دروغ بافی و جوسازی نمی توان به زندگی روزمره مردم مرتبط کرد.

نکته مهم تر در اینجا این است که حتی خود غربی ها هم یکپارچه معترفند که قطعنامه 1737 قطعنامه ای «ضعیف» است و نخواهد توانست بر اراده ایران برای پی گیری برنامه هسته ای اش تاثیر بگذارد. ولو بعضی در ایران با مقاصد متعدد خلاف آن را ادعا کنند، کم رمقی این قطعنامه به حدی است که «نیکلاس برنز» معاون سیاسی وزیر خارجه امریکا و مسئول پی گیری مسائل مربوط به ایران در ایالات متحده، بلافاصله بعد از صدور قطعنامه به خبرنگاران گفت امریکا این قطعنامه را کافی نمی داند و قصد دارد با تشکیل ائتلافی خارج از شورای امنیت برخی کشور ها را ترغیب به پیروی از همان محدودیت هایی کند که امریکا بر روابط مالی خود با ایران اعمال کرده است.

پیام سخن برنز این نیست که امریکا قصد دارد کار های بیشتری برای مقابله با ایران انجام بدهد-اگر چه چنین قصدی هم وجود دارد- دقیق تر اگر بشویم مهم ترین بخش سخن برنز این است که آنچه اکنون در شورای امنیت تصویب شده نهایی ترین چیزی است که با حفظ «رویکرد چند جانبه در شورای امنیت» امکان دست یابی به آن وجود داشته است.

اگر امریکا بخواهد فراتر برود -یعنی مسئله اشاعه را که خصوصا روس ها و چینی ها بر آن تاکید دارند کنار بگذارد و شورای امنیت را بدل به ابزاری برای «تنبیه» ایران نه ابزاری برای «ترغیب آن به مذاکره» نماید- آنگاه به جرئت می توان گفت که عمر گروه 6 به پایان می رسد و امریکا باید اقدامات بعدی را «به طور یکجانبه» و «خارج از چارچوب شورای امنیت» پی گیری کند.

به بیان ساده تر اگر امریکا بخواهد جلوتر برود واقدامات خود علیه ایران را از آنچه در قطعنامه 1737 آمده فراتر ببرد، در میان متحدان خود منزوی شده و در مقابل ایران تنها خواهد ماند. آن وقت است که به خانه اول بازمی گردیم؛ اگر امریکا توان برخورد یکجانبه با ایران را داشت آیا هرگز این همه برای حفظ اجماع در گروه 6 تلاش می کرد و به 5 عضو دیگر این گروه امتیاز های رنگارنگ می داد؟

درباره سوال دوم یعنی اهداف صادر کنندگان قطعنامه بسیاری چیز ها می توان گفت اما مهم ترین نکته این است که ببینیم امریکایی ها به دنبال چه بوده اند. برای امریکا هیچ چیز مهم تر از این نیست که پرونده ایران را امنیتی کند و آن را به عنوان مصداقی از تهدید صلح و امنیت بین المللی در دستور کار نوبه ای شورای امنیت نگهدارد. به همین دلیل است که بعد از صدور قطعنامه، امریکایی ها آشکارا شادمانی می کردند که بالاخره توانسته اند ایران را به جمع معدود کشور هایی ملحق کنند که درچارچوب ماده 14 از فصل7 منشور ملل متحد قطعنامه ای درباره آنها صادر شده است.

از دید امریکایی ها این گام اول است و باید آن را با برداشتن گام های دیگر تکمیل کرد. گام های دیگر را هم فقط در صورتی می توان برداشت که کشور های دیگر حاضر به همکاری باشند والا امریکا همانطور که برنز جایی گفته تمام تحریم هایی را که در توان داشته طی 72 سال گذشته بر ایران تحمیل کرده و چیز اضافه ای در چنته ندارد.

در واقع امریکایی ها به دنبال آلوده کردن روسیه، چین و اروپایی ها در این فرایند هستند.

قطعنامه ای صادر می شود، ایران آن را نمی پذیرد و به آن عمل نمی کند، امریکایی ها استدلال می کنند ایران به عنوان یک کشور مسئول عمل نمی کند و به قوانین بین المللی پای بند نیست (Non compliance) پس باید قطعنامه دیگری صادر کرد، قطعنامه دیگری صادر می شود که لزوما شدید تر از قطعنامه قبلی است، ایران به آن هم عمل نمی کند و ...

اشکال این روند این است که امریکایی ها خیال می کنند در طول آن خواهند توانست همچنان اجماع را حفظ کنند و گام به گام تدابیر شدید تری را علیه ایران از تصویب شورای امنیت بگذرانند. این خوش خیالی در حالی است آشکارا می توان دید برداشتن هر قدم دیگر علیه ایران با دشواری های فلج کننده ای روبه رو خواهد بود.

به عنوان مثال روس ها روشن کرده اند در شورای امنیت جلوتر از این نخواهند رفت. «ویتالی چورکین» نماینده این کشور در سازمان ملل این حقیقت را در قالب این جمله بیان کرد که این قطعنامه آخرین ابزار موجود در جعبه شورای امنیت بوده است.

به این ترتیب منطقی است که استدلال کنیم ایران می تواند به محدودیت های رویکرد چندجانبه امریکا در قبال خود امیدوار باشد و علاوه بر آن روی این حساب کند که امریکا فاقد توان برخورد یکجانبه با آن است. به تعبیری می توان گفت این رشته در شورای امنیت تا سرحد ممکن نازک می شود ولی پاره نخواهد شد.

پس نهایتا تهدید ها چندان جدی نخواهد بود و هزینه های جزئی که می پردازیم در قیاس با آنچه به دست می آوریم کاملا بی اهمیت است. 
 
ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
نام:
ایمیل:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز:1200
مدیا- داخلی
دلتابان
پربازدید ها
بلیط (عصر ایران داخلی)
عصر ایران داخلی (تخفیفان)
عکس