کد خبر: ۸۸۹۰
تاریخ انتشار: ۱۰:۳۸ - ۰۷ دی ۱۳۸۵ - 28 December 2006
گرچه ساز و کار افزایش قیمت ها در این حوزه از الگویی بسیار ساده پیروی می کند، اما سردرگمی سیاستگذاران حوزه مسکن و پافشاری بر برخی سیاست های غلط اقتصادی، تشریح هر چه ساده تر دوباره و چند باره این مکانیسم را گریز ناپذیر می سازد، بلکه بی اثر کند.


قیمت زمین و مسکن در هفته های گذشته روند فزاینده‌ای به خود گرفته است. روندی که بیم آن می رود با ادامه اجرای برخی سیاست‌های کنونی اقتصادی، شتاب بیشتری بگیرد و از آنجا که قیمت مسکن به شدت بالا رفته است، در آینده‌ای نزدیک مسکن را از "هدف سخت" عامه مردم به "رویای دلپذیر" آنها تبدیل کند.

روزنامه پول در شماره امروز خود در ستون" دیدگاه" به قلم توحید احمدی چنین نوشته است: گرچه ساز و کار افزایش قیمت ها در این حوزه از الگویی بسیار ساده پیروی می کند، اما سردرگمی سیاستگذاران حوزه مسکن و پافشاری بر برخی سیاست های غلط اقتصادی، تشریح هر چه ساده تر دوباره و چند باره این مکانیسم را گریز ناپذیر می سازد، بلکه بی اثر کند.

1- مردم معمولا سبدی از دارایی ها را نگهداری می کنند، داخل این سبد انواع دارایی های مختلف از سهام، مسکن، طلا، ارز و پول وجود دارد. این سبد قبل از آنکه برای هر فرد محقق شود، در ذهن او شکل می گیرد به عبارت دیگر، افراد ابتدا به یک  "تعادل ذهنی" از ترکیب دارایی های مختلف می رسد و سپس آن را به صورت "پرتفوی" واقعی خود شکل می دهند. این سبد قبل از آنکه برای هر فرد محقق شود، در ذهن او شکل می گیرد.

2- هنگامی که دولت شروع به تزریق نقدینگی به اقتصاد می کند، این پول پس از  مدتی، خواه جذب پروژه های عمرانی شود خواه نشود، به گردونه اقتصاد وارد می شود و به دست افرادی همچون من و شما می رسد. با افزایش سهم پول داخل سبد دارایی های مردم، این تعادل به هم می خورد. در این حالت افراد ناچارند تعادل ذهنی از دست داده خود را دوباره بازیابند. در نتیجه پول مازاد را به انواع دیگری از دارایی ها انتقال می دهند.

در  اقتصادهای نرمال، معمولا حجم اعظم این قسمت ناتعادل ساز ذهنی به سمت اوراق بهادار و سهام منتقل می شود. در اقتصاد ایران،از آنجا که اولا بورس از عمق و گستردگی کافی برخوردار نیست و ثانیا اعتماد عمومی کافی به آن ایجاد نشده است، افراد این جزء ناتعادلی ساز را به سمت طلا، ارز و مسکن انتقال می دهند و نه بورس.

3- به لطف دلارهای سرشار نفتی، اجازه نوسان در بازار طلا و ارز را نمی دهیم (البته فعلا و تا زمانی که پول کافی در اختیار داشته باشیم) . ولی از آنجا که مسکن همانند دلارهای  نفتی از زمین نمی جوشد و در فاصله زمانی کم قابل تزریق به اقتصاد و واردات نیست (در اصطلاح اقتصادی "غیر قابل تجارت" است)، قیمت آن شروع به بالا رفتن می کند  به گونه ای که می توان اینگونه تمثیل کرد. پمپاژ بیشتر پول، به مثابه پمپاژ بیشتر سوخت به موشک آماده پرتاب (قیمت) مسکن است.

به عبارت دیگر گرچه نقش سیاست های توسعه ای مسکن و شهرسازی "مهم" است، با این وجود، مطلقا دلیل افزایش قیمت مسکن در وضعیت فعلی نیست، همانطور که بهبود آن نمی تواند مانعی برای افزایش قیمت مسکن شود. چرا که اساسا افزایش قیمت مسکن در وضعیت فعلی، بیش از آنکه از کمبود عرضه ناشی شده باشد (300 هزار خانه خالی در تهران را که فراموش نکرده اید)، ناشی از فشار تقاضای "سرمایه گذاری در مسکن" است.

به استدلال فوق ، کم ریسک بودن سرمایه گذاری در مسکن در مقابل تورم مزمن اقتصاد و عوامل دیگر، در مقایسه  با سایر بخش ها را که به تبدیل این بخش به ابزار هجینگ (پیش گیری از ضرر) عده زیادی از سرمایه گذاران بالقوه در  بخشهای تولیدی انجامیده را هم اضافه کنید. حکایت افزایش قیمت مسکن حکایت ضرب دو در دو است.

پمپاژ پول نفت به اقتصاد در وضعیت فعلی، به نتایجی خواهد انجامید که ممکن است با نیات خیر تصمیم گیران آن سازگاری چندانی نداشته باشد.

 

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
نام:
ایمیل:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز:1200
مدیا- داخلی
دلتابان
پربازدید ها
بلیط (عصر ایران داخلی)
عصر ایران داخلی (تخفیفان)
عکس