کد خبر: ۹۳۱۱
تاریخ انتشار: ۱۶:۰۲ - ۱۶ دی ۱۳۸۵ - 06 January 2007
سید ضیاءالدین احتشام

یکی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی اخیراً گفته است: اگر قطار قطعنامه ها علیه ایران راه بیفتد، وزیر خارجه را استیضاح می کنیم.

او در تبیین این تهدید چنین توضیح داده است: هر پانزده کشور عضو  شورای امنیت به ایران آمدند و گفتند که حق با ایران است ولی همه آنها علیه ایران رای دادند و این، نشان می دهد که وزارت امور خارجه، قدرت تشخیص ندارد.

***
ای کاش نمایندگان مجلس شورای اسلامی، به این نکته ساده و در عین حال مهم و بعضاً سرنوشت ساز توجه داشته باشند که سخنان آنها، در دوران چهار ساله نمایندگی شان، با تمام سال های قبل و بعد از این دوره، یک تفاوت ویژه دارد. آنها وقتی از جایگاه نمایندگی سخن می گویند، به ویژه هنگامی که وارد قلمرو سیاست خارجی می شوند، به طور مشخص، موردتوجه رسانه ها، سیاستمداران و دیپلمات ها قرار می گیرند؛ تحلیلگران داخلی و خارجی، بر روی سخنان آنها تامل می کنند و ای بسا بسیاری از رویکردهای سیاسی در پایتخت های دیگر نسبت به ایران از رهگذر همین اظهارات مسوولان داخلی و از جمله نمایندگان مجلس شکل می گیرد.

در این میان سخن گفتن از استیضاح وزیر خارجه، آن هم در ارتباط با مهم ترین پرونده بین المللی ایران که سرنوشت کشور بدان گره خورده است، قطعاً با دقت بیشتری از سوی طرف های خارجی این پرونده پیگیری و تجزیه و تحلیل می شود.

از هنگامی که پرونده هسته ای ایران در دستور کار شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی قرار گرفت تا زمانی که پرونده به شورای امنیت رفت و از آنجا تا زمان کنونی، هر چند روش های مختلفی برای احقاق حقوق ملی ایران در این عرصه اتخاذ شده، ولی شاه بیت مثنوی هسته ای ایران، تاکید بر حفظ فناوری هسته ای بوده است.

علت این تاکید نیز کاملاً مشخص است و بعید می نماید نماینده ای که از استیضاح وزیر خارجه سخن گفته، از فهم این واقعیت عاجز باشد که آینده انرژی ایران به تولید سوخت هسته ای گره خورده است.

اگر پرونده هسته ای ایران از "وین" به "نیویورک" ارجاع شده و اگر شورای امنیت، تاکنون دو قطعنامه و یک بیانیه در این باب علیه ایران صادر کرده، دلیل اصلی آن، فارغ از حاشیه های گاه پر هیاهو، این است که اعضای کلوپ هسته ای، ورود یک کشور مسلمان، آن هم کشوری مثل ایران را به جمع اتم داران جهان بر نمی تابند.

آنها از یک سو، بیم آن دارند که با پیشرفت ایران در عرصه فناوری هسته ای راه دستیابی ایرانیان به سلاح های اتمی هموار شود و از سوی دیگر، در اندیشه آنند که با اتمام منافع نفتی جهان که در دهه های آینده "اجتناب ناپذیر" است، خود به عنوان معدود کشورهای دارنده سوخت هسته ای، بازار انحصاری و استراتژیک انرژی جهان را قبضه کنند و نقشی به مراتب قوی تر از اوپک نفتی در تعاملات کنونی دنیا ایفا کنند.

بنابراین، دو راه بیشتر پیش روی ملت ایران وجود ندارد: راه اول آن است که عطای انرژی هسته ای را به لقایش ببخشند و خسته از فشارهای غرب، دانشمندان هسته ای خود را به مرخصی دائمی بفرستند و تاسیسات هسته ای شان را به "موزه های ذلت" تبدیل کنند.

چنین تصمیمی، البته به منزله معرفی خود به عنوان ملتی منفعل در جهان است و چراغ سبزی است به غرب که «ما در سایر عرصه ها نیز منتظر فشار شما هستیم تا باج بدهیم و عقب نشینی کنیم.»

همچنین، با این تصمیم، جایگاه ایران را از تولید و صادر کننده انرژی هسته ای در بازار پر سود آینده، به جایگاه یک مشتری تقلیل داده ایم که البته با تمام شدن نفتش، درآمدی نیز برای خرید انرژی جایگزین ـ که همان سوخت هسته ای باشد ـ ندارد.

راه دوم، اما همان است که ملت ایران هم اکنون در پیش گرفته است.

این راه، هر چند سختی هایی نیز دارد ولی از عواقب دراز مدت تسلیم، در آن خبری نیست.

از آنجا که این تصمیم با خواست قدرت های بزرگ تطابق ندارد، بدیهی است که آنها در قبال مقاومت ملی ایران، واکنش نشان دهند.

واکنش آنها نیز متناسب با ابزارها و امکاناتی که در اختیار دارند صورت می گیرد و یکی از ابزارهایی که در تملک آنهاست، همین شورای امنیت است.
بنابراین، صدور قطعنامه از سوی شورای امنیت ملی ایران در قبال پرونده هسته ای، چیز غریبی نیست.

وانگهی آیا صدور قطعنامه علیه ایران، محصول عملکرد منوچهر متکی، است یا آنکه این اتفاق، بازخورد قابل پیش بینی "تصمیم نظام" برای ادامه عملیات غنی سازی است؟

مسلماً، پرونده هسته ای، به حدی پر اهمیت است که تصمیم گیری درباره آن، از عهده یک مقام خاص، خارج است و از این رو، هر تصمیم و تدبیری که در این باره اتخاذ شده، قطعاً محصول خرد جمعی همه مسوولان و تاثیرگذاران سیاسی کشور است.

بنابراین، اگر تصمیم نادرستی در این باره گرفته شده، کلیت نظام باید پاسخگوی آن باشد و اگر راه درستی در پیش گرفته شده، باز، افتخارش متعلق به نظام و ملت است.

استیضاح متکی در ارتباط با پرونده هسته ای هنگامی می تواند معقول باشد که تصمیم غلطی در این باره گرفته شده باشد و مسوول این تصمیم نیز وزیر خارجه باشد و  حال آنکه در شرایط کنونی، هر دو شرط فوق، مفقود باشد، زیرا اولاً اکثر مسوولان و حتی اغلب نمایندگان مجلس از تصمیم کنونی درباره پرونده هسته ای حمایت می کنند و ثانیاً این تصمیم، محصول یک فرآیند جمعی بوده است که البته وزارت خارجه نیز به عنوان یکی از اعضای این فرآیند در حد خود سهیم بوده است.

نماینده ای که سخن از استیضاح وزیر خارجه به میان آورده، در توجیه علت استیضاح متکی گفته است: 15 کشور عضو شورای امنیت می گویند حق با ایران است ولی به قطعنامه رای مثبت می دهند و این نشان دهنده ضعف دستگاه دیپلماسی ماست که توانایی تشخیص ندارد.

این توجیه از آن جهت غیرمنطقی است که وزارت خارجه ایران، مسوول عملکردهای خود است نه پاسخگوی تصمیمات دولت های دیگر.

مروری بر اخبار و  اسناد موجود نشان می دهد وزارت خارجه، هیچگاه به مسوولان و تصمیم سازان پرونده هسته ای نگفته است که قطعنامه ضد ایرانی رای نخواهد آورد.

به بیان دیگر، اینگونه نبوده است که اعضای شورای امنیت به وزارت خارجه ایران بگویند که ما علیه شما رای نخواهیم داد و وزارت خارجه نیز با انتقال این ادعا به بدنه تصمیم گیری هسته ای، باعث خطا در تصمیم گیری شده باشد.

همچنين، اینکه کشوری در دیالوگ خود با ایران بر حقوق هسته ای ما صحه گذارد و در تعامل با غرب به قطعنامه رای دهد، یک امر متداول در عالم دیپلماسی است که این نکته نیز به حدی بدیهی است که قاعدتا مد نظر مسوولان پرونده هسته ای و از جمله وزارت خارجه ایران بوده است و لذا تصمیمات اتخاذ شده در این راستا، بر مبنای اظهارات دیپلماتیک و گاه تشریفاتی کشورهای دیگر نبوده است.

از آن گذشته همانطور که نماینده مجلس گفته، آیا واقعا مقامات 15 کشور عضو شورای امنیت از جمله آمریکا به ایران آمده اند و بر حقانیت کشورمان صحه گذاشته اند؟!

از سوی دیگر، اگر با نگاهی منصفانه به قطعنامه اخیر شورای امنیت بنگریم و آن را با پیش نویس اولیه اروپا مقایسه کنیم، در خواهیم یافت که آنچه تصویب شده، با آنچه مد نظر اروپاییان بود، زمین تا آسمان فرق می کند.

قطعنامه 1737 تا رسیدن به مرحله تصویب، چهار بار تعدیل شد و در نهایت از آن پیش نویس تند و تیز اولیه چیز زیادی باقی نماند.

به راستی آیا اعضای شورای امنیت، از سر انصاف و دلسوزی نسبت به تعدیل قطعنامه اقدام کردند یا آنکه رایزنی های بسیار فشرده ای که دستگاه دیپلماسی ایران طی ماه های اخیر با ده ها کشور جهان انجام دادند، سرانجام نتیجه داد و کشور را از یک قطعنامه بسیار خشن نجات داد!

آیا عدل و انصاف حکم می کند که از دستگاه دیپلماسی کشورمان به خاطر تلاش های موفق اش، برای کاهش حجم فشارهای قطعنامه تقدیر شود یا آنکه جواب این زحمات را با ناسپاسی هایی مثل تهدید به استیضاح دهیم؟

از همه اینها گذشته، در شرایط کنونی که نیاز است صدای واحدی درباره پرونده هسته ای از سوی ایران شنیده شود، طرح مسایلی چون استیضاح وزیر خارجه درباره پرونده هسته ای، چراغ سبزی است به کشورهای غربی که بر دامنه فشارهای خود بیفزایند، زیرا طرح دعوای داخلی درباره پرونده هسته ای، حامل این پیام واضح به غربی هاست که عقبه فکری و طمانینه ایرانیان با صدور قطعنامه از بین رفته و می توان با وارد کردن ضربات بیشتر، در نهایت به تسلیم ایران در پرونده هسته ای امیدوار بود.

از این رو، عقل سلیم حکم می کند ورود دعواهای جناحی به پرونده هسته ای ممنوع شود و  اگر هم اختلاف نظری در این رابطه وجود داشته باشد، از طریق رایزنی ها و هم فکری ها حل و فصل شود و این، تنها گزینه ای است که منافع ملی را تامین خواهد کرد.

قطار قطعنامه ها  اگر به راه بیفتد، احمقانه ترین کار ممکن آن است که بر روی ریل این قطار بخوابیم و منتظر لحظه ای باشیم که قطار نابودمان کند. آیا آقای نماینده نظری جز این دارند؟!


ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
نام:
ایمیل:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز:1200
مدیا- داخلی
دلتابان
پربازدید ها
بلیط (عصر ایران داخلی)
عصر ایران داخلی (تخفیفان)
عکس