کد خبر: ۹۳۵۸
تاریخ انتشار: ۱۰:۵۵ - ۱۷ دی ۱۳۸۵ - 07 January 2007
"برش هاي کوتاه" اعتماد

داستان تراژيک والديني که رشد دخترشان را متوقف کردند

داستان عجيب و غم انگيز اشلي، دختر 9 ساله امريکايي، که تصميم گرفته شد يک بچه بماند، جنجال رسانه يي عظيمي را موجب شده است.

والدين اشلي تصميم گرفتند با شيوه هاي درماني مانع از رشد او شوند و وي را تا آخر عمرش به شکل يک کودک نگه دارند چرا که وي از يک بيماري استفالوپاتي استاتيک کمياب (بيماري که بر عملکرد مغزي تاثير منفي مي گذارد) رنج مي برد. خانواده اين کودک مي گويند با متوقف شدن رشد اشلي وي حداقل شرايط زندگي مناسب تري خواهد داشت و جثه اش تا حدودي با سن عقلي و ذهني او متناسب خواهد بود اما بسياري از پزشکان و متخصصان اخلاق پزشکي و مردم عادي به اين تصميم خانواده اشلي انتقاد کرده اند.

تنها چند روز پس از تولد اشلي در 9 سال قبل مشخص شد که او هيچ گاه نخواهد توانست داراي يک عملکرد مغزي مناسب شود و رشد مغزي او در تمام طول عمر حداکثر در حد يک کودک چند ماهه خواهد بود. البته او شرايط تولد غيرطبيعي نداشت اما يک نوع بيماري بسيار کمياب مغزي باعث از کار افتادن اکثر سلول هاي مغزي او شد و ويزيت هاي بسياري از متخصصان نورولوژي و ژنتيک هم نتوانست کمکي به درمان او بکند. در نهايت مشخص شد که اشلي هرگز نخواهد توانست راه برود، صحبت کند يا حتي به خوبي بنشيند.

با وجود اين وضعيت بسيار بد والدين اشلي - که پس از او داراي يک دختر و پسر طبيعي شده اند - تصميم گرفتند تا از اشلي در خانه خود نگهداري کنند. آنها يک پرستار براي او استخدام کردند.
يک کالسکه متحرک براي او ساختند و در اتاقش چراغ هاي کوچک رنگارنگ و ابزار پخش موسيقي قرار دادند. با وجود تلاش هاي پرستاران مخصوص، اشلي در شش سالگي هيچ رشد محسوس عملکرد مغزي از خود نشان نداد و محتاج تمام مراقبت ها، حتي براي چرخيدن يا برداشتن چيزي از روي صورتش بود.

اين داستان تراژيک اما با تصميم خانواده او براي متوقف کردن رشد وي به جنجالي جهاني بدل شد. براساس تصميم پدرومادر اشلي، وي تحت تزريق مقادير بالاي هورمون استروژن قرار گرفت و رحم و غدد داخلي زنانه وي از بدنش خارج شد. با اين عمل هاي جراحي اشلي ديگر نه مي توانست رشد جسمي کند و نه وزنش چندان بالاتر مي رفت.

حالا او در قد 135 سانتي متر متوقف شده است. والدين او معتقدند که با اضافه نشدن وزن و قد او پرستاري از وي راحت تر خواهد بود.

اشلي چهار روز در بيمارستان بستري شد و مورد عمل جراحي و پس از آن تحت درمان با استروژن قرار گرفت، اما برخي از پزشکان مرکزي که او در آن تحت عمل جراحي قرار گرفت مساله را به رسانه ها کشاندند و اين باعث بحث هاي زيادي در اين مورد شد.

جفري براسکو متخصص اطفال در دانشگاه ميامي در مطلبي در روزنامه سانفرانسيسکو کرونيکل از اين اقدام والدين اشلي انتقاد کرد و گفت؛ «آنها حق نداشتند براي زندگي اين کودک تصميم بگيرند.» اما پروفسور دانيل گانتر يکي از پزشکان اشلي در پاسخ او در مقاله يي نوشت؛ «ساده ترين واکنش پس از شنيدن داستان اشلي مي تواند اين باشد؛ کار والدين او ظالمانه بوده است... اما کمي انصاف داشته باشيد و خودتان را به جاي والدين او بگذاريد، آنها زندگي خود را وقف اين کودک کرده اند و مي خواهند تا آخر عمر او برايش يک زندگي بهتر تامين کنند، اين خواست آنها است براي اين بايد رفتار آنها را درک کرد.»

حالا بسياري از روزنامه هاي امريکا و انگلستان داستان اشلي را در وب سايت هاي خود منتشر کرده اند و از خوانندگان خود خواسته اند نظر خود را در مورد عمل والدين او بنويسند. اما بيشترين اظهارنظرها در وب سايتي است که توسط خانواده اشلي ايجاد شده است، حالا هر روز حداقل هزار نفر در اين سايت نظرات خود را در مورد درست بودن يا درست نبودن اين اقدام درج مي کنند و نظرات آنها گاه توسط پدر يا مادر اشلي پاسخ داده مي شود.


رازهاي قتل چهارصدساله فاش شد

دانشمندان ايتاليايي معتقدند که راز يک جنايت چهارصد ساله را کشف کرده اند.

تاريخ دانان ايتاليايي مدت ها بود که به مرگ فرانچسکو دومديسي، دوک بزرگ توسکاني و همسر دومش بياتکا کاپلو مشکوک بودند. براساس نوشته هاي آن دوران اين زوج بر اثر مالاريا درگذشته اند اما حالا به نظر مي رسد که شواهد نشان مي دهد آنها توسط کاردينال فرديناندو دومديسي، برادر فرانچسکو که به دنبال کسب عنوان گراند دوک توسکاني بود، کشته شده اند.

متخصصان سم شناسي دانشگاه فلورانس در گزارش خود مدعي شده اند که آثار سم آرسنيک را در بقاياي جسد اين افراد يافته اند.خانواده دومديسي که يکي از مشهورترين خانواده هاي اروپاي قديم محسوب مي شوند (از ميان آنها چهار پاپ انتخاب شده بود) در فاصله سال هاي 1430 تا 1737 کنترل ايالت توسکاني در ايتاليا را در اختيار داشتند و پس از آن هم صاحب قدرتي عظيم در واتيکان بودند. مشهورترين فرد اين خانواده لورنزو دومديسي - معروف به لورنزوي باشکوه - بود که حامي مالي چهره هاي معروفي چون لئوناردو داوينچي، ميکل آنژ و ساندرو بوتيچلي بوده است.

قتل به وسيله خوراندن سم در ميان خانواده هاي قدرتمند ايتاليا مساله شايعي بوده و در ميان آنها از واژه هايي چون «خاموشي تدريجي» و «مردن به شکل سفيدي» براي ناميدن اين شيوه استفاده مي شد.ريچارد جي هاميلتون متخصص سم شناسي دانشگاه دريسکل که در اين مطالعه شرکت کرده، مي گويد؛ «وقتي يکي از اعضاي خانواده دومديسي مي مرد اولين فکري که به ذهن همه خطور مي کند اين بود که او مسموم شده است.»فرانچسکو دومديسي در سال 1574 گرانددوک توسکاني شد و در روز هفدهم اکتبر 1587 پس از يازده روز بيماري درگذشت.

همسر او هم چند ساعت بعد از وي با علائمي مشابه درگذشت. دوناتله ليپي پروفسور تاريخ و دانش آموخته رشته پزشکي در جنوا، که يکي از نويسندگان نتايج تحقيقات مشترک گروه در مجله پزشکي انگلستان است، مي گويد؛ «بلافصله پس از مرگ اين زوج شايعاتي منتشر شد که آنها مسموم شده اند... آزمايش هاي ما نشان مي دهد که آنها دقيقاً با سم آرسنيک مسموم شده اند.»

البته کاردينال فرديناندو دومديسي بلافاصله پس از مرگ برادرش و همسر او براي آنکه به شايعات پايان دهد دستور کالبدشکافي آنها را داد اما پزشکان در آن زمان نتوانستند نشانه يي از مسموم شدن در آنها بيابند. اما چهار پزشک سال گذشته با تکه برداري از استخوان نمور و موهاي سر و پوست پشت دست دو جنازه توانستند نشانه هايي از سم آرسنيک را در بدن آنها بيابند.


نگراني از تفنگ هاي اسباب بازي کودکان افغان

نيروهاي ناتو در افغانستان از والدين افغاني درخواست کردند به کودکان خود اجازه ندهند با تفنگ هاي پلاستيکي بازي کنند زيرا ممکن است گشت هاي نظامي فکر کنند اين تفنگ ها واقعي هستند و در نتيجه احتمال بروز اتفاقات ناگوار بيشتر از قبل شود. پس از يک سري اتفاقات که توسط نيروهاي کمک امنيت بين المللي ]نيروهاي اشغالگر افغانستان (ايساف)[ رخ داد و طي آن چندين غيرنظامي بي گناه کشته شدند ناتو از افغاني ها درخواست کرد تفنگ هاي اسباب بازي را از دسترس کودکانشان دور نگه دارند. ايساف در بيانيه يي اعلام کرد تعداد بچه هايي که با تفنگ هاي پلاستيکي در اطراف گشت هاي نظامي بازي مي کنند افزايش يافته و اين مساله نگراني افسران را سبب شده است.

اين نگراني ها پس از تعطيلات عيد که والدين به بچه هايشان اسباب بازي هاي اين چنيني مي دهند بيشتر هم خواهد شد. در ادامه اين بيانيه آمده است؛ «بازي کردن با تفنگ هاي پلاستيکي و نشانه رفتن آن به نيروهاي ايساف بسيار زياد شده است و اين کار بسيار خطرناکي است زيرا نيروهاي ما ممکن است آنها را با افراد مسلح واقعي اشتباه بگيرند و درصدد حمايت از خودشان برآيند. ما از والدين افغاني مي خواهيم به کودکان خود اجازه ندهند در اطراف ماشين هاي نظامي تفنگ بازي کنند. برخي از اين اسباب بازي ها بسيار شبيه تفنگ هاي واقعي هستند و اين مساله ضريب اشتباه افسران ايساف را زياد مي کند.»

ايساف که بيش از 33 هزار نيرو از 37 کشور در سراسر افغانستان دارد تاکنون افراد بي گناه بسياري را به دليل اشتباه گرفتن آنها با طالبان و شورشيان به قتل رسانده اند. در سال گذشته هزار نفر از مردم افغانستان به دليل اشتباه نيروهاي نظامي مستقر در اين کشور جان خود را از دست داده اند.


فرهنگ، سلاح جديد اقتصادي اروپا

با کاهش رونق صنعت و سلطه واردات از شرق دور بر بازار اروپا، نگراني هاي فراواني بر قاره سبز حاکم شده است.

اين در حالي است که اروپايي ها يک سلاح مخفي اقتصادي را که در اين امر موثر بوده کشف کردند و اين سلاح چيزي نيست جز فرهنگ. صنايع توليدي خلاق اکنون دو برابر صنايع خودروسازي اروپا درآمد دارند و اين صنايع حتي بيشتر از صنايع شيميايي، غذايي و نوشيدني به اقتصاد کمک مي کند. يک تحقيق مستقل که زير نظر کميته اروپا صورت گرفته حکايت از تغيير در شيوه هاي درآمدي اروپايي ها دارد.

در اروپا اکنون افراد معمولاً در بخش هايي چون تلويزيون و مد مشغول به کار هستند و اصولاً کار کردن در صنعت خودروسازي مثل گذشته پررونق نيست. در کل اروپا تنها 8/5 ميليون نفر در صنعت خودروسازي مشغول به کار هستند. در شرايطي که شغل هاي مختلف به سبب ظهور اتحاديه اروپا در بين سال هاي 2002 تا 2004 رونق گذشته شان را از دست دادند فعاليت ها در زمينه فرهنگي و بخش هاي فعاليت هاي خلاقانه تا 85/1 درصد افزايش داشته است.

کارکنان اين بخش ها تحصيلکرده تر از کارکنان بخش هاي ديگر هستند و تقريباً نيمي از آنها تحصيلات دانشگاهي دارند و کارکنان اين بخش از استعدادها و خلاقيت هاي بيشتري نسبت به ديگران برخوردار هستند. يان فيگل رئيس کميته اروپا در بخش هاي تحصيلات آموزشي، فرهنگ و
چند زباني در اين خصوص مي گويد؛ «اين تحقيقات نشان مي دهد هنر و فرهنگ نقش عمده يي در اقتصاد دارند. بخش فرهنگي، موتور خلاقيت است و خلاقيت پايه نوآوري در زمينه هاي اجتماعي و اقتصادي است.»

اين تحقيق در مورد مطبوعات، راديو، تلويزيون، مد، طراحي محصولات، توريسم فرهنگي، هنرهاي نمايشي و هنرهاي مجازي صورت گرفته است و بر روي بخش هاي فرهنگ سازي چون سينما، موسيقي و نشر کمتر توجه داشته است.


ممنوعيت روروک هاي موتوري در هلند 

استفاده از روروک هاي موتوري ساخته شده توسط شرکت «سگوي» در تمامي معابر عمومي، خيابان ها و راه هاي دوچرخه سواري هلند توسط پليس اين کشور ممنوع شد. اين ممنوعيت از اول ژانويه 2007 به اجرا درآمده است. پيت کرويت رئيس ندرلند سگوي مي گويد به خاطر اين تصميم کاملاً شگفت زده شده اند.

پليس ملي هلند براي اولين بار در 27 نوامبر 2006 اين تصميم را علني ساخت. کرويت در اين خصوص گفت؛ «ما هر کاري خواهيم کرد تا اين مشکل را حل کنيم.» اين روروک هاي موتوري به سگوي معروف است. طبق اظهارنظر کرويت صدها قطعه سگوي در هلند به فروش رسيده است. در حال حاضر استفاده از سگوي تنها در املاک خصوصي قانوني است.

آژانس سلطنتي ترافيک هلند سگوي را به عنوان وسيله حمل ونقل قبول ندارد بنابراين پليس استفاده از آن را ممنوع مي داند. سگوي وسيله نقليه يي با دوچرخ و موتور و در کل مثل يک موتور گازي است.

هانس فن گينهويزن سخنگوي آژانس ترافيک سلطنتي در اين باره مي گويد؛ «سگوي وسيله نقليه جالبي است. من خودم يک بار سوار آن شده ام.» اما او اظهار داشته اين موسسه طبق قوانين موجود نمي تواند براي سگوي مجوز عبور و مرور صادر کند. او مي گويد؛ «سگوي ترمز ندارد و با به عقب خم شدن مي توان ترمز گرفت. بنابراين به هيچ وجه نمي توان براي آن مجوز صادر کرد.» آژانس ترافيک بخشي از وزارت حمل ونقل است اما وزارت حمل ونقل اين قضيه را به قوه قضائيه ارجاع داده است.

لئوماتس سخنگوي بخش ترافيک معتقد است مي توان با ايجاد تغييراتي جزيي در قوانين استفاده از سگوي را مجاز کرد. آلمان و بلژيک دو کشور همسايه هلند با وضع قوانين جديد استفاده از سگوي را مجاز اعلام کرده اند.هانس دي يونگ يکي از نمايندگان پخش سگوي مي گويد؛ «اين مساله مطمئناً پايان سگوي در هلند نخواهد بود.» به اعتقاد او استفاده از سگوي به دولت هلند کمک خواهد کرد تا به اهداف خود در مساله محيط زيست دست يابد. در حال حاضر در برخي از بخش هاي خصوصي از سگوي بدون هيچ مانع قانوني استفاده مي کنند.


توجه چيني ها به جذام 

مقامات دولت مرکزي چين از مسوولان محلي اين کشور خواستند که توجه بيشتري به بيماران مبتلا به جذام داشته باشند و از طرد شدن اين بيماران از محل زندگي خود توسط ديگران جلوگيري کنند. با وجود تلاش هاي چين در سال هاي اخير بيماري جذام در اين کشور هنوز ريشه کن نشده است و در برخي از مناطق چين اين بيماري خطرات زيادي را ايجاد کرده و افراد مبتلا به آن رنج هاي زيادي را متحمل مي شوند.

وزارت بهداشت و سلامت چين به مناسبت فرا رسيدن روز بيست و هشتم ژانويه از مقامات دولت هاي محلي و مسوولان استاني اين کشور خواست که توجه بيشتري به بيماران مبتلا به جذام داشته باشند و مانع از دور افتادن آنها از زندگي معمول شوند.جذام، که يکي از قديمي ترين بيماري هاي ثبت شده توسط بشر است، اولين بار در ششصد سال قبل از ميلاد مسيح در تاريخ ثبت شده است.

اين بيماري به رشته هاي اعصاب آسيب مي زند و باعث از بين رفتن پوست و از کار افتادن عضلات و اندام مي شود. اين بيماري از طريق قطرات آب دهان و بيني منتقل مي شود. در حال حاضر اين بيماري با حدود يک سال تجويز داروي آنتي بيوتيک درمان مي شود.چين تاکنون درمان بيش از پانصد هزار نفر مبتلا به بيماري جذام - که اکثر آنها در منطقه جنوب غربي اين کشور زندگي مي کنند - را گزارش داده است.

اگرچه در کل وضعيت مبارزه با اين بيماري در چين مطلوب ارزيابي مي شود اما در برخي مناطق اين کشور هم وضعيت بدتر از گذشته شده است.وزارت بهداشت چين در بيانيه يي رسمي اعلام کرد؛ «هم مردم و هم مقامات دولتي بايد حمايت بيشتري از مبتلايان به جذام داشته باشند، بايد به اين افراد کمک کرد تا بر بيماري خود فائق شوند و بتوانند يک زندگي خوب داشته باشند.» 


سيگاري ها بخوانند 

افراد مبتلا به «سرفه سيگاري ها» به احتمال بيشتري به بيماري هاي انسدادي ريه و بيماري هاي مزمن ريوي مبتلا مي شوند.

بيماري هاي انسدادي مزمن ريه (COPD) چهارمين علت شايع مرگ در امريکا در سال گذشته بوده است. اين بيماري ها شامل بيماري هاي برونشيت مزمن و آمفيزم است و شايع ترين علت هر دوي آنها سيگار کشيدن است.در مقاله يي که در شماره جديد مجله بيماري هاي تنفسي امريکا به چاپ رسيده است، نتايج تحقيق ده ساله يي در مورد نحوه ابتلا به اين بيماري و علت هاي آن به چاپ رسيده است.

در اين مطالعه بيش از پنج هزار فرد بين بيست تا چهل و پنج سال که عملکرد ريوي نرمالي داشتند تحت نظر قرار گرفتند. اطلاعات عمومي آنها از قبيل سن، جنسيت، ميزان تحصيلات، عادات مربوط به سيگار کشيدن و وضعيت قلبي - عروقي مورد بررسي قرار گرفتند. معاينات کامل ريوي و شرح حال علامت هاي مربوط به مشکلات ريوي هم در آنها ثبت شد. در نهايت پس از ده سال از اين افراد 123 نفر به بيماري COPD مبتلا شدند.

اين تحقيق نشان داد افرادي که سرفه مزمن و خلط دارند به احتمال بسيار بيشتر به بيماري هاي انسدادي ريه مبتلا مي شوند و شايع ترين علت ابتلاي افراد به سرفه مزمن و خلط هم سيگار کشيدن بوده است.در اين مطالعه نشان داده شده است که قطع سيگار مي تواند نقش مهمي در جلوگيري از ابتلا به COPD يا عدم پيشرفت بيماري شود. در نهايت مشخص شد که 77 درصد از 123 بيمار مبتلا به COPD سيگاري هستند. اين در حالي است که از کل افراد مورد بررسي فقط 44درصد سيگاري بودند.

بر اساس تحقيقات پيشين انجام گرفته در استراليا و کانادا ادعا شده است که حدود 15درصد از سيگاري هايي که روزانه بيش از يک پاکت سيگار مي کشند بالاخره دچار بيماري هاي انسدادي مزمن ريه مي شوند اما محققان اخيراً مدعي شده اند که اين ميزان بيش از 30درصد است.

 
سفر دريايي مرغ هاي دريايي با قايق 

گونه يي از مرغ هاي دريايي وجود دارند که مي توانند هزاران مايل را در طول اقيانوس پرواز کنند اما در اتفاقي جالب يک جفت از همين نوع مرغ دريايي در سفر دريايي طولاني شان بخشي از سفر خود را با قايق طي مي کنند. اين دو مرغ دريايي مسافران هميشگي قايقي که از فالموث به سمت سنت ماوس مي رود لقب گرفته اند. امسال آنها در ساعت 30/8 در اين قايق فرود آمدند و پس از آنکه صبحانه شان را خوردند يک روز را همراه مسافران اين قايق سپري کردند و روز بعد سفر خود را از سر گرفتند.

اين دو پرنده که فرد و فردا نام دارند طي شش زمستان گذشته همواره در اين موقع سال مسافران يک روزه اين قايق بوده اند. فرد و فردا علاقه بسياري به کاپيتان اين قايق دارند. جان براون که کاپيتان اين قايق است معتقد است او اگر به قايق ديگري منتقل شود اين دو پرنده دوباره وي را پيدا خواهند کرد.

وي در اين خصوص مي گويد؛ «من هميشه به مسافران قايقم در مورد فرد و فردا صحبت مي کنم اما برخي اوقات آنها حرف هاي من را در اين باره باور نمي کنند.» مرغ هاي دريايي در سواحل سراسر دنيا ديده مي شوند. مرغ هاي دريايي بريتانيا در هر بهار براي جفت گيري به کشورهاي اسکانديناوي، گرينلند يا کانادا مهاجرت مي کنند. 


تبليغ براي مسابقات گاوبازي 

مردم نيويورک از ديدن اين تاکسي ها جا مي خورند، بعضي از بچه ها حتي از ديدن اين تاکسي مي ترسند. اما اکثر مردم، و بخصوص کودکان و نوجوانان دوست دارند سوار اين تاکسي بشوند و يا با آن عکس يادگاري بگيرند. بالاخره تاکسي شاخدار هم در نوع خود جالب است. از روز سه شنبه پيش پنج تاکسي که رنگ اصلي آنها زرد است اما اين رنگ زرد زير چرم پوست گاو پنهان شده و در جلوي آنها هم يک جفت شاخ گاو نصب شده در خيابان هاي نيويورک مسافران را به مقصد خود مي رسانند. اين تاکسي ها يک هفته به مناسبت هفته موسوم به «هفته گاوسواري» به اين شکل درآمدند.

کالوين هاردي مجري يک شبکه کابلي تلويزيوني در نيويورک مي گويد؛ «به نظر من پنج تاکسي در ميان هزاران تاکسي شهر به چشم نمي آيند، يعني فقط مردم کمي اين تاکسي هاي مخصوص را مي بينند...»

آدريانو مورالس برزيلي مهاجر سي و شش ساله يي که امسال برنده جايزه بيشترين مدت سوار شدن بر گاو در مسابقات ملي امريکا شد، همراه دو نفر ديگر از افرادي که در اين مسابقات شرکت کرده بودند هم در اين يک هفته در کنار تاکسي هاي به شکل گاو بودند تا با علاقه مندان عکس يادگاري بيندازند. او مي گويد در برزيل سال ها است که گاوسواري تفريح اصلي او بوده است؛ «از هجده سالگي گاوسواري مهمترين و جدي ترين تفريح من بود، يعني بيش از نيمي از عمرم را در اين کار گذرانده ام.»در مسابقات ملي گاوسواري امريکا شرکت کنندگاني از مکزيک، کانادا، استراليا و نيوزلند هم حضور داشتند.

وينستون هاردي مدير شبکه تلويزيوني ورسوس که مسابقات گاوسواري را به صورت زنده پخش مي کند مي گويد؛ «اين مسابقات هميشه با استقبال روبه رو مي شود و حتي تعداد تماشاگران آن از مسابقات ليگ حرفه يي هاکي و مسابقات اوپن گلف هم بيشتر است، به هر حال اقدام هايي مثل ساختن يک تاکسي به شکل گاو، و حضور قهرمانان در ميان مردم هم مي تواند به محبوب تر شدن و گسترش اين ورزش کمک کند.»

در مسابقات ملي گاوسواري امريکا هم به افرادي که سوار گاوها مي شوند و هم به گاوها امتياز داده مي شود، فردي که بيشتر از همه بر گاوي که بيشترين افراد را به زمين انداخته سواري کند قهرمان سال مي شود.هاردي معتقد است که در سال هاي آينده قطعاً بر شمار بينندگان بخش تلويزيوني و تماشاگران مسابقات اضافه خواهد شد. وي همچنين مي گويد قطعاً شمار شرکت کنندگان خارجي اين مسابقات هم بيشتر خواهد شد. 


شهردار قهرمان 

شهردار برلين کلاوس ووريت با نجات ساکنان آپارتماني که خود نيز ساکن آن بود در جشن سال نو، در نقش يک قهرمان ظاهر شد.داستان از اين قرار بود که ووريت و همسرش در آپارتمان خود سال نو را جشن گرفته بودند که ناگهان همسر وي متوجه شد که از سقف ساختمان دود بلند مي شود و بلافاصله با آتش نشاني تماس گرفت.

به گفته سخنگوي شهردار، وي نيز به سرعت در تک تک واحدهاي آپارتماني همسايه را به صدا درآورد و به آنها خبر داد.گرد لوتين يکي از همسايگان مي گويد؛ «ما نشسته بوديم و شکلات مي خورديم که ناگهان شنيديم او زنگ را به صدا درآورد و فرياد زد؛ «ساختمان آتش گرفته،» من سعي کردم به ساير همسايه ها خبر بدهم ولي او پيش از من به همه آنها خبر داده بود.»

ساکنين آپارتمان بابت ناتمام ماندن جشن شان ناراحت بودند اما شهردار آنها را به يک رستوران يوناني برد و به غذا و نوشيدني دعوت کرد. حدود ساعت 3 صبح مشکل حل شد و ساکنين توانستند به خانه هايشان برگردند.سخنگوي شهردار گفت؛ «خوشبختانه هيچ کس دچار آسيب نشد يا خانه اش مشکل جدي پيدا نکرد.»آتش نشانان اعلام کردند که آتش 20 متر مربع از سقف اين ساختمان 5 طبقه را دچار آسيب کرد. دليل اين آتش سوزي احتمالاً وسايل آتش بازي بوده که مردم برلين در جشن سال نو از آنها استفاده مي کنند.

 

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
نام:
ایمیل:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز:1200
مدیا- داخلی
دلتابان
پربازدید ها
بلیط (عصر ایران داخلی)
عصر ایران داخلی (تخفیفان)
عکس