کد خبر: ۹۷۷۵
تاریخ انتشار: ۱۶:۰۸ - ۲۴ دی ۱۳۸۵ - 14 January 2007
تازه فهميدم چه اتفاقي افتاده گوجه فرنگي 3500 ، پياز 650 ، سيب زميني 750 ، پرتقال 1000، نارنگي 900 ، كاهو 800 خلاصه ... ؟!


خبرگزاری موج در یادداشتی آورده است: پس از مدتي بالاخره عيال خانه به ما اجازه داد براي خريد مايحتاج خانه سري به بازار محله بزنم البته اين موضوع كه فرمانده منزل به ما چنين ماموريتي را محول مي كند براي ما رسانه اي ها موهبتي است .

اين طور دستورات چند باري بيشتر در ماه براي ما مردها صادر نمي شود البته پس از هر بار خريد هم، هزار و يك نكته مشكل دار از خريد، مطرح مي شود چرا به جاي يك كيلو، 4 كيلو خريدي و يا اينكه تمام بازار و جمع كردي و به خانه آوردي؟

اما اين بار با عزمي راسخ به سوي بقالي محله، بخشيد به "فروشگاه مواد غذايي روز" رفتم و و ضمن خوشحالي از بازديد از اين فروشگاه بزرگ 12 متري، يكي يكي اجناس و قيمت هاي آنها را با دقت خاص و اما كم كم عصباني برانداز كردم . ماست دبه اي 1850 تومان، پنير دانماركي ببخشيد گل محمدي 1180 تومان،............ خلاصه به آخر مغازه كه رسيدم با تمامي وجود متوجه شدم كه عيال چه قدرت و مديريتي دارد كه بعد از هر خريد سكته و يا مشكلي برايش بوجود نمي آيد.

من كه حسابي داغ كرده بودم جالب اينكه مديريت فروشگاه غذايي به من دلداري داد و گفت : زياد تعجب نكن تحريم شديم و به خاطر همين موضوع و در همين راستا اجناس كم كم و يا به قول هنرپيشه سريال تبليغات " يك هو" گران مي شوند.

خلاصه با هزاران فكر پس از خريد اجناس به سمت ميوه فروشي محل حركت كردم البته بايد اين موضوع را نيز متذكر شوم به جاي بن كارگري امسال به ما از اين كارت هاي خريد داده اند كه اين مورد توانست آبروي ما را جلوي مغازه دار حفظ كند چون ديدم مبلغ خريدم بالاست از آن استفاده كردم تا پول هايم براي ستاد فرماندهي ميوه فروشي محل باقي بماند.

وارد ميوه فروشي شدم برايم اين نكته جالب بود كه خانمي 2 عدد گوجه فرنگي، 3 عدد خيار، 5 عدد سيب زميني و 2 عدد پياز داشت و به سمت ترازو رفت تا آنها را حساب كند اول به خودم گفتم بالاخره ما رسانه اي ها توانستيم فرهنگ درست مصرف كردن را در جامعه نهادينه كنيم و به جاي انبار كردن مايحتاج منزل و هدر رفتن انرژي در خانه بهينه مصرف كردن را به مردم ياد بدهيم.

در اين بين با خوشحالي از اثرات حرفه خود بر روي افراد جامعه نايلوني برداشتم براي خريد البته باز از خودم سوال كردم چطور شده مغازه دار بد اخلاق محله مان براي خريد به ما نمي گه ميوه هاي مغازه اش درهمه ؟!!! ، ليست عيال را با دقت نگاه كردم و سعي كردم با دقت و وسواس ليست اعلامي را مو به مو بردارم تاچيزي از قلم نيفتد، سيب زميني، پياز، خيار ، كاهو، گوجه فرنگي .... را برداشتم.

پير مردي در كنار من بود و با قيافه اي متعجب به من گفت جوون تازه ازدواج كردي؟ اول خوشحال شدم چون سن مرا پايين تر گفت، اما از اينكه سوالش بي تجربه و تازه كار بودن مرا به رخم مي كشيد، ناراحت شدم به او گفتم نه بابا 5 ساله ازدواج كردم تازه يك دختر كوچولو 20 ماهه هم دارم. نگاهي به من كرد و گفت پس مدتي خريد نكردي تا بفهمي چقدر بخري؟ خلاصه با يك نيشخند به سمت ترازو رفت و گفت شايد هم "مرفه بي دردي؟!"

خلاصه متعجب از اين متلك پيرمرد با هزار زحمت كيسه هاي خودم را به سمت ترازو بردم تا ميوه هاي خوب و جداكرده ام محاسبه شود؟ يك پيرمرد چاق پشت ترازو نشسته بود و با خنده اي از ته دل به من گفت يكي يكي بذار بالا تا بكشم خلاصه با اين دنياي ديجيتالي كه داريم ترازوهاي اين مغازه ها هم قشنگ شده است و پيچيده چون مرتب اعداد بالا و پايين مي شود؟

ما يكي يكي اين نايلون ها را گذاشتيم بالاخره پير مرد گفت: "بذار پايين تمام شد" .

با قيافه اي خاص و خوشحال از خريد بدليل جدا كردن ميوه هاي خوب به پيرمرد گفتم حساب ما چقدر مي شود گفت 31000 تومان، فكر كردم اشتباه شنيده ام به پيرمرد گفتم چقدر گفتيد وي با قيافه اي جالب گفت شما سي هزار تومان بده.

به پير مرد گفتم ببخشيد شما اشتباه نكردي من جعبه اي خريد نكردم ؟

پيرمرد گفت: نه بابا قيمت ها را نديدي؟

گفتم چرا همه را با حساب و كتاب برداشتم پيرمرد خنديد و گفت: قيمت ها به تومن هست نه به ريال. تازه فهميدم چه اتفاقي افتاده گوجه فرنگي 3500 ، پياز 650 ، سيب زميني 750 ، پرتقال 1000، نارنگي 900 ، كاهو 800 خلاصه ... ؟!

بعد پير مرد به من نگاهي كرد و گفت مگر سريال باغ مظفر را نمي بيني؟ اين ميوه ها را پس بده و برو به جاي "گوجه فرنگي"از مغازه روبرو "ماهي" بخر ؟!!

 

ارسال به تلگرام
ارسال به دوستان
تلگرام عصر ایران
نام:
ایمیل:
* نظر:
تعداد کاراکترهای مجاز:1200
مدیا- داخلی
دلتابان
پربازدید ها
بلیط (عصر ایران داخلی)
عصر ایران داخلی (تخفیفان)
عکس