عصر ایران
نيازمنديها
درگاه تجاری لوکوپوک
بستری برای توسعه کسب و کار شما
آموزش شارژ انواع کارتریج (لیزری و جوهر افشان)
دوستانی که از چاپگرهای لیزری استفاده می کنند و یا قصد خرید این نوع چاپگر را دارند همیشه دغدغه شارژ آنرا دارند و مجبورند با هزینه گزافی کارتریج خود را شارژ کنند، اما با تماشای این سی دی ، می توانید در منزل با هزینه کم کارتریج تان را شارژ کنید و حتی کار و کاسبی هم راه بیندازید.
سررسید،ساک دستی،هدایای تبلیغاتی
آخرین تماس را با ما بگیرید
كدخبر: ۱۳۹۱۴
تاريخ انتشار: ۲۶ اسفند ۱۳۸۵ - ۲۲:۲۲
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
خاطره اي از معصومه ابتكار:دولتمردان خارجي هنوز هم سراغ "گوگوش" رامي گيرند!
اما سكوت من فقط به خاطر بي خبري نبود. در همان لحظه صحنه مشابهي در حدود سه سال قبل از آن برايم تداعي شده بود كه قطعا رييس جمهور سنگاپور نمي توانست حدسي درباره آن داشته باشد. به ياد ملاقات رسمي ام با آقاي رحمانف رييس جمهور تاجيكستان در شهر دوشنبه افتادم.


معصومه ابتكار ، معاون خاتمي و رييس سازمان حفاظت محيط زيست دولت اصلاحات در وبلاگ شخصي خود نوشت:
اين دوستان عزيزي  كه با من در سفرها لطف كرده و همراهي مي كنند گاهي اوقات البته به ندرت شاهكارهايي هم مي زنند، مثل خانم دكتر ببران، يعني همين صديقه خانم خودمان كه در سفرهاي بين المللي و در ملاقات هاي رسمي يك دوربين عهد عتيق دارد كه با خودش مي آورد و تازه يك هنرنمايي هايي هم مي كند كه نگو و نپرس. مثلا حالا بعد از حدود 10 ماه كه از اجلاس قهرمان زمين در سنگاپور مي گذرد عكس ها را چاپ كرده وآورده، در حالي كه رييس جمهور سنگاپور در عكس سر ندارد. يعني سر دارد ولي خانم ببران يادش رفته سرش را هم در قاب لحاظ كند.

وقتي عكس هاي سنگاپور را ديدم خاطره اي از آن ملاقات در ذهنم تداعي شد. در ملاقات با رييس جمهور سنگاپور كه سرپايي در حاشيه اجلاس صورت گرفت پس از تعارفات و طرح مباحث كلي روابط بين دو كشور و ابراز احترام ايشان نسبت به ملت ايران، وي به خاطرات سفرش به كشورمان كه حدود 30 سال پيش صورت گرفته بود اشاره كرد و يك دفعه پرسيد: راستي از گوگوش خبر داريد؟ حالش چطور است؟


من تعجب كردم. مثل اينكه بي خبري را از سكوتم خواند، گفت: البته مي دانم مدتي است از ايران خارج شده و شما بي اطلاعيد.


اما سكوت من فقط به خاطر بي خبري نبود. در همان لحظه صحنه مشابهي در حدود سه سال قبل از آن برايم تداعي شده بود كه قطعا رييس جمهور سنگاپور نمي توانست حدسي درباره آن داشته باشد. به ياد ملاقات رسمي ام با آقاي رحمانف رييس جمهور تاجيكستان در شهر دوشنبه افتادم. در يك سفر 20 ساعته كه به عنوان معاون رييس جمهوري اسلامي ايران براي انجام سخنراني به كنفراس بين المللي آب شيرين دعوت شده بودم، ديدار رسمي نيز با وي داشتم. بر سر ميز مذاكره دو جانبه نشسته بوديم و خانم فريبا خانم ابتهاج هم مرا همراهي مي كرد.

 پس از يك ساعت مذاكره مفصل پيرامون زمينه هاي همكاري به خصوص در زمينه محيط زيست و آب و ارايه راهكارهاي عملي براي اين همكاري ها، آقاي رحمانف كه انگار حوصله اش سر رفته بود شروع به احوالپرسي هاي خانوادگي كرد، كه چند فرزند داريد، چند سال دارند و ... از دخترش گفت كه ظاهرا هم سن و سال من بود و شايد جوان تر و توضيح داد كه او البته با شما متفاوت است و به گوگوش خيلي علاقه دارد. بعد هم بلافاصله پرسيد از گوگوش خبر داريد؟


نمي دانم به قيافه فريبا خانم ابتهاج مي آمد كه از گوگوش خبر داشته باشد يا ...؟


اظهار بي اطلاعي كردم و جالب اينكه نگارش كنندگان مذاكرات خيلي جدي به يادداشت كردن ادامه مي دادند.


البته آقاي رحمانف طي سفر و برگزاري كنفرانس توجه فوق العاده اي به هيات ايراني داشت. هنگام بازديد از نمايشگاه صنعت وهنر نيز كه در حاشيه كنفرانس بر پا شده بود هيات را همراهي كرده و دست آخر هم يك نان بسيار بزرگ سنتي و تعدادي خربزه محلي را به عنوان سوغات براي آقاي خاتمي با ما راهي كردند.


حالا به چه سختي اين سوغاتي ها را به جلسه بعد هيات دولت رساندم، بماند...  مي گفتند در راهروها پچ پچ مي كنند كه خانم ابتكار نان و خربزه با خودش به دولت آورده ...

 

نظرات کاربران
نام:
ايميل:
* نظر:
تازه‌هاي سايت:
نيازمنديها
کتاب های گویا / ویژه آدم های پرمشغله و علاقه مند به مطالعه
ابتکاری جالب همگام با کشورهای دیگر جهان در ایران
خوش آمدید... اینجا ebayonline
وقتی فقط با چند کلیک می توان خرید کرد ، بیرون رفتن و وقت تلف کردن چرا؟!
»