عصرایران ؛ سید ضیاءالدین احتشام- خطای استراتژیک جمهوری اسلامی ایران در پرونده هسته ای این بود که در همان آغاز مسیر رسیدگی آژانس اتمی به آن ، راه را برای اروپایی ها گشود و آنها را به عنوان "طرف پرونده" به رسمیت شناخت.
زمانی که آژانس ، پرونده هسته ای ایران را گشود ، وزرای خارجه تروئیکای اروپایی نامه ای به تهران نوشتند و از تمایل خود برای ورورد به این پرونده خبر دادند .
جالب اینجاست که دیپلماسی وقت ایران به حدی از این امر ذوق زده شد که جواب نامه "وزیران" اروپایی به جای آن که از سوی همتای اروپایی شان داده شود ، با امضای "رییس جمهور" به اروپا رفت!
بدین ترتیب ، سفر سه وزیر خارجه اروپایی به تهران شکل گرفت و در میان ناباوری همگانی و حتی در شرایطی که خود اروپایی ها هم حیرت زده بودند ، تهران ، توافقنامه سعدآباد را بدون "هیچ" امتیاز متقابلی پذیرفت و غنی سازی را به تعلیق سپرد ؛ تعلیقی که "داوطلبانه"خوانده می شد ولی بعد از مدتی اروپایی ها تأکید می کردند که اگر ایران به آن پایان دهد ، به سختی مجازات خواهد شد.
در آن مقطع ، که قریب به سه سال طول کشید ، اروپایی ها ، ایران را به هر سمتی که اراده کردند کشاندند و تهران برای "اثبات حسن نیت" هر آنچه خواستند ، انجام داد: خواستار تعلیق شدند، بی چون و چرا پذیرفته شد، پذیرش پروتکل الحاقی،را طلب کردند ، اجرای آن حتی بدون مصوبه مجلس نیز آغاز شد ، خواهان دسترسی به اماکن غیر هسته ای شدند ، انجام شد و ...
اروپایی ها مدام با این وعده که در اجلاس بعدی شورای حکام ، پرونده هسته ای ایران را مختومه خواهند کرد ، از ایران امتیاز می گرفتند ولی نه تنها خلف وعده می کردند ، بلکه خود در مواردی ، بانی قطعنامه های ضدایرانی شورای حکام می شدند.
در تمام آن مدت ، پرونده هسته ای ، به موضوعی "بین ایران و اروپا" تبدیل شده بود و این در حالی بود که این پرونده ، اصالتاً به "ایران و آژانس" مربوط می شد و اروپایی ها صرفاً به عنوان عضو آژانس ( و نه جانشین آن) حق مداخله و اعمال نظر در آن را داشتند ولی میدان دادن بی حد وحصر به اروپایی ها بدعهد ، باعث شده بود ، حتی برای خود آژانس نیز توهم اصیل بودن اروپا در پرونده هسته ای پیش آید به گونه ای که بسیاری از گزارش ها و اظهار نظرهای مدیر کل آژانس رسماً بر پایه منویات اروپا شکل می گرفت و سند می شد .
در آن زمان ، منتقدان پرونده هسته ای بر این بار بودند که این پرونده باید به مسیر واقعی خود باز گردد و در چارچوب مقررات آژانس و در تعامل فنی و حقوقی بین ایران و آژانس حل و فصل شود .
اما از یک سو ، مقامات تهران همچنان به اروپا امیدها داشتند و تصور می کردند در تعامل با اروپا مقدمات " همکاری های استراتژیک بین ایران و غرب"(!) فراهم می آید و از طرف دیگر ، مگر اروپا از موقعیتی که به رایگان برایش فراهم شده بود ، دست بر می داشت؟!
در چنین شرایطی ، دولت نهم بر روی کار آمد و در اولین اقدام ، به تعلیق پایان داد .
بدیهی بود که در چنان شرایطی دامنه تهدیدها افزایش یابد و چنین نیز شد ولی رویکرد جدید جمهوری اسلامی ، کوتاه نیامدن بود چه آنکه اگر کوتاه آمدن و اثبات به اصطلاح حسن نیت کارساز بود ، در دوران تعلیق و نرمش های بی حد و حصر ایران ، حتماً مشکل حل می شد.
هر چند این سرسختی به قیمت قطعنامه های شورای امنیت علیه ایران تمام شد ولی نشان داد که بخش بزرگی از تهدیدات بلوف است چه آنکه اگر قرار بود تهدیدها علیه ایران عملی شود ، اکنون به جای این نوشتار ، باید اخباری درباره درگیری های نیروهای ضد اشغالگر مردمی با سربازان آمریکایی در خیابان های تهران می خواندید!
شرایط جدید به اروپایی ها فهماند که دیگر سودی در ادامه نقش آفرینی خودمحورانه در این پرونده نخواهند داشت و بدین ترتیب با دستانی خالی عرصه را ترک کردند( و البته چهره ای غیر معتمد در میان مردم ایران از خود بجا گذاشتند).
به این ترتیب ، زمینه برای بازگشت پرونده به آژانس اتمی هموار شد و در شرایطی که اروپایی ها انتظار داشتند تهران برای بازگشت آنها بار دیگر فرش قرمز پهن کند ، دستگاه دیپلماسی ایران ترجیح داد پرونده را به مسیر اصلی بازگرداند و از این رو ، مذاکرات مستقیم ، جدی و بی هیاهو با آژانس در دستور کار قرار گرفت و مسائل باقیمانده رفته رفته ، در مسیر حل و فصل قرار گرفت که در آخرین مورد آن ، آژانس به طور رسمی اعلام کرد که مسأله بغرنج "پلوتونیوم" به طور کامل حل شد و درباره روش و زمان حل سایر مسائل نیز توافق شد .
بی گمان اگر همچنان اروپا میدان دار بود ، خبری از حل این مسائل نبود .
البته برخلاف آن که رییس جمهور ایران در نشست مطبوعاتی اخیر خود گفته ، پرونده هسته ای ایران عملاً مختومه نیست چرا که غربی ها ، همچنان خواهند کوشید بهانه سازی و مشکل زایی کنند ولی همین که پرونده به مسیر صحیح خود باز گشته و زمینه های حقوقی و فنی بهانه های غرب منتفی شده یا در حال منتفی شدن است ، دستاورد بزرگی است که از ناحیه دیپلماسی فعال و مبتنی بر واقعیت های جهان بی رحم امروز حاصل شده است .
خلع ید از اروپا و حرکت واقعی به سمت حل و فصل مسائل باقی مانده در مرجع رسمی بین المللی دستاوردی است که "مقاومت هوشمندانه" و "باج ندادن" برایمان به ارمغان آورد و انصاف حکم می کند در کنار تمام انتقاداتی که به دولت نهم وارد می شود ، از آن به عنوان یک دستاورد بزرگ ملی یاد کرد .
من از مخالفای دولت احمدی نژادم و نه تنها به او رای ندادم بلکه در انتخابالت بعدی هم بهش رای نمی دم و امیدوارم که رای هم نیاره ولی خداوکیلی از این ایستادنش در مقابل غربی های پررو که فکر می کنن دنیا رو خریدن خوشم میاد و به نظر من تنها نقطه قوتش همین سیاست خارجیشه البته اگه این هولوکاست بازی شو فاکتور بگیریم .
ولی من معتقدم اینا همش بازیه تا خیال مارو راحت کنن و بعدش هم حمله.
نه تنها غنی سازی حق ماست بلکه برخلاف شعار حکومت ، ما باید بمب اتم هم داشته باشیم . چرا این پاکستانی های ... و هندی های ... و اون اسرائیلی های جانی داشته باشند و ما نداشته باشیم .
می بینم که عصرایران هم از یه کار دولت بالاخره تعریف کرد. چه عجب!!!!!!
با مقاله شما مخالفم .
نکته مهم هم این است که حتی یک روز هم تعلیق نکردیم . اونا حتی برای 164 سانتریفیوژ بهانه می تراشیدند ولی الان 3000 تا راه اندازی کرده ایم و امیدارم به چرخه 54000 تایی هم برسیم . مگه ما چیمون از پاکستان کمتره؟
حق مطلب همینه که گفتید
با سلام
با سلام دلتون رو به چی خوش کردین غربی ها میگن ایران فقط باید تعلیق کنه میفهمین. و به همتون قول میدم که اگه این کار رو نکنن ایران در روزهایی نه چندان دور با حمله ارتش امریکا به یه ویرانه ای تبدیل خواهد شد. چون که تازه ارتش امریکا داره سرباز استخدام میکنه با پاداشه 20هزار دولاری . این معنیش چیه؟چرا دارین خودتون رو گول میزنین . من معتقدم که امریکا فقط توی سرش تقییر رژیم رو میپروراند. پس کمی با خودتون فکر کنید. و ایران هم نمیتونه در برابر این ارتش قوی ایستادگی کنه چون امریکا نشده که به جایی حمله کنه و دست خالی از اون کشور بیرون بیاد. ...
ما نباید خودمونو دستکم بگیریم . پاکستان بمب اتم درست کرد ، تحریم شد ولی آخر سر هیچ کاریش نتونستن بکنن و آمریکا برگشت به طرفش. نمی گم عقلانیت نداشته باشیم ولی نباید همه اش وا بدیم . من با این قسمت مقاله خیلی بیشتر از بقیه قسمت ها موافقم که اگه قرار بود با کوتاه آمدن مشکلی حل بشه ، در زمان دولت خاتمی باید همه چیز حل می شد در حالی که در همان زمان که دولت آقای خاتمی برای تنش زدایی سنگ تمام گذاشت یک هواپیمای مسافربری هم به ما نفروختن .
اولا خاتمی به تنهایی تصمیم گیرنده نبود و همه ارکان نظام در تصمیم به تعلیق سهیم بودند و ثانیاً اگر در آن زمان تعلیق نمی شد ، الان بهانه از دست اروپایی ها گرفته نمی شد و از سوی دیگر مردم ایران فکر می کردند که با تعلیق مشکل حل می شه .
آمریکاییها سگ کی باشن که در صورت حمله بتونن خودشونو به تهران برسونن.!!!گه اینجا عراق یا افغانستانه ؟؟ به چهارتا کوره دهات که نزدیک بشن با خفت وفضاحت بی آبروشون می کنیم!!!
جوجه را اخر پاییز می شمارند.
تبريك :
مساله هسته ای نه مساله دولت است و نه مساله رژیم جمهوری اسلامی ، این یک مساله ملی است ؛ فکرش را بکنید 50 سال ، 100 سال دیگه که نفت ته بکشه و انرژی اتمی جای نفت رو بگیره باید ملت ایران کاسه گدایی بگیره دستش؟ در آن زمان قطعا دولت احمدی نژاد نیست ، معلوم هم نیس رژیم جمهوری اسلامی هم باشه یا نه ولی بچه های ما که هستن. فکر اون روزا رو بکنید.
هر ملتي كه عناصر حكومت خود را نقد نكند هر چه بر سرش آورند حق اوست اما هر كه مخلوق را سپاسگو نباشد خالق را نيز نخواهد سپاس گفت . مقاله شما در نگاه دوم است ، دستتان پر باد.
مقدار درامد ماهیانه شما چقدر است؟ حتما آن قدر راحت زندگی می کنید که متوجه تاثیرات واقعی این مسائل نیستید، خودتان را باید جای مردم معمولی بگذارید بعد نظر بدهید
فکر نمی کردم عصر ایران واقع بین هم باشه،چون همیشه چشماشو می بنده و از دولت انتقاد میکند.
هنوز کار به پایان نرسیده!، این تحلیل های آبکی ره به جایی نخواهند برد!، شاهنامه اگه آخرش خوش باشه خوبه!
دست مریزاد و خسته نباشید به دولت نهم و همچنین به سایت وزین عصرایران در انعکاس اخبار و تحلیلهای سیاسی.
این دوستمون ارتش امریکا رو خیلی خیلی بزرگتر و قویتر از اونی که هست برای خودش مجسم کرده مطمئن باشید سرباز های 20000دلاری در مقابل بچه های حسینی و کربلایی ما با حمایت امام عصر به هیچ قیمتی اجازه تجاوز به ایران رو نمی دهندو به قول امام خمینی امریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند همانطور که امریکای کوچک اسرائیل با پنجمین ارتش دنیا وبا حمایت امریکا در مقابل چند هزار رزمنده حزب الله نتوانست کاری بکند.
سپاس به سایت وزین عصر ایران.
مشکل اینجاست که همه با این موضوع احساساتی برخورد می کنند. اگر بین ایران و غرب برخورد نظامی روی دهد تنها آمریکا نیست که حمله می کند و کشورهای زیادی پشت سر آمریکا خواهند بود از جمله انگلیس و فرانسه
ما هنوز یک نیروگاه هسته ای هم نمی توانیم بسازیم و محتاج به روسیه هستیم آنگاه چطور می توانیم بگوییم که صاحب تکنولوژی اتمی هستیم. خواهش می کنم این را چاپ کنید تا نظرات کاربران را هم بدانم.
1-همونطور كه يكي ديگه نوشته، تصميم تعليق تصميم نظام بود نه خاتمي
سرفراز باشي اي ايران.درود بر احمدي نژادشجاع
آري اين وعده قرآن است كه اگرصبر كنيد وتقوا پيشه كنيد مكر وكيد آنها به شما ضرري نميرساند-
ماتاآخر ایستادهایم و باید این کاررا بکنیم . هرچیزی قیمتی دارد وباید بهای آنرا بپردازد . ........ باید به هدفمان یعنی (انرژی هیته ای حق مسلم ماست ) برسیم .
به جز انرژی هسته ای خیلی از چیزهای دیگر هم حق مسلم ماست و به خاطر انرژی هسته ای بقیه حقوق نباید فراموش شود
از همه مهمتر ما را از ترس شوراي امنيت رهانيد در زمان آقاي خاتمي آنقدر مسئولان ما را ترساندند كه فكر مي كرديم پرونده شوراي امنيت برود چه مي شود.رفت و هيچ نشد .شجاعت يعني همين و اوضاع دو همسايه اي كه اميد به غرب دارند را هم ديديم وبا حقوق ماهي 325 هزار تومان خودم راضي راضي هستم
عزت زباد *