عصر ایران
نيازمنديها
درگاه تجاری لوکوپوک
بستری برای توسعه کسب و کار شما
آموزش شارژ انواع کارتریج (لیزری و جوهر افشان)
دوستانی که از چاپگرهای لیزری استفاده می کنند و یا قصد خرید این نوع چاپگر را دارند همیشه دغدغه شارژ آنرا دارند و مجبورند با هزینه گزافی کارتریج خود را شارژ کنند، اما با تماشای این سی دی ، می توانید در منزل با هزینه کم کارتریج تان را شارژ کنید و حتی کار و کاسبی هم راه بیندازید.
سررسید،ساک دستی،هدایای تبلیغاتی
آخرین تماس را با ما بگیرید
كدخبر: ۳۸۸۳۶
تاريخ انتشار: ۱۰ فروردين ۱۳۸۷ - ۲۱:۳۰
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
نویسنده طنز جنجالی "مرد هزار چهره" در گفتگو با عصرایران: اشتباه برداشت کرده اند!
یکی از ادارات کوچک یکی از شهرستان ها شکایت کرده و غرامت خواسته اند. آنها هم احتمالا وضع مالی اداره شان زیاد خوب نبوده خواسته اند غرامتی بگیرندو دستی به سر و گوش اداره شان بکشند.

عصرایران -  «مرد هزار چهره» مثل سایر کارهای مدیری از قسمت چهارم به بعد تبدیل به سوژه داغ محافل خبری شد. در چندسال اخیر مدیری و تیم نویسندگانش نشان داده اند که خروجی کارگاه آنها چیزی شبیه طنزهای ساده آپارتمانی نیست.

اما اینبار موضوع کمی متفاوت بود، طنز در تعطیلات نوروز پخش شد، قاعدتا در هنگام پخش سریال محافل خبری رسمی برای تحلیل و نقد آن حضور ندارند از طرف دیگر در یکی از موقعیت های این سریال مرد هزارچهره به جای یک سرهنگ نیروی انتظامی قرار می گیرد. از آنجا که در جامعه ما کمتر هنرمند و خصوصا طنازی جرات ورود به محدوده نیروی های نظامی را دارند این کار مدیری مورد توجه بسیاری از محافل غیر رسمی و به خصوص وبلاگستان فارسی قرار گرفت.

به طوری که برخی این کار او را عبور از خط قرمز های نظام دانستند! این در حالی است که اصولا به لحاظ فضای خاص نظارتی سازمان صدا و سیما هنرمندان در چارچوب خاصی می توانند فعالیت کنند.

در همین رابطه خبرنگار عصر ایران با «امیرمهدی ژوله» ـ روزنامه نگار و نویسنده ـ و یکی از نویسندگان طنز "مرد هزار چهره" گفت و گوی کوتاهی انجام داد.
 
سابقه کار نویسندگی تلویزیونی او به 4-5 سال می رسد اما در بیشتر کارهای خاص مدیری در قالب نویسنده حضور داشته است. در این سریال نقش امیرمهدی ژوله پر رنگ تر از سایر کارها به نظر می رسد و در برخی از موقعیت های جنجال ساز مرد هزار چهره وی نقش بیشتری داشته است.
 

در این گفت و گو ژوله به روند نظارت به کار توسط سازمان صدا و سیما و کارشناسان نیروی انتظامی اشاره می کند.

 
 در کدام کارهای تلویزیونی حضور داشته اید؟

قبل از این در نقطه چین، کمربندها را ببندید، شب های برره، باغ مظفر و گنج مظفر و زندگی به شرط خنده نوشته ام.
 
 طرح داستان مرد هزار چهره را از کجا آوردید؟

طرح قصه براساس قصه ای بود به نام «پخمه» قصه آدمی که او را همیشه اشتباهی می گیرند، البته در آن داستان آن فرد از موقعیت خود سو استفاده می کرد اما در کار ما این فرد بیشتر قربانی می شود و از روی ناتوانی و بی چارگی در این موقعیت ها می افتد. حالا ممکن است در بعضی از موقعیت ها جو گیر هم می شود.

 
 چطور شد که این طرح داستان را برای مجموعه عید انتخاب کردید، طرح های دیگری هم بود؟

حدود 5-6 طرح دیگر هم بود مثلا یکی دیگر از طرح ها شبیه داستان «ماشالله خان در دربار هارون الرشید» و... همه طرح ها را کنار هم گذاشتیم و در موردشان صحبت کردیم که نهایتا این طرح داستان که پیمان قاسم خوانی داده بود از همه جالب تر بود و قرار شد همین طرح کار شود. حدود یک ماه طول کشید تا این طرح آماده شود.

 
 همه قسمت ها با همکاری تیم نویسنده ها نوشته می شد یا اینکه هر اپیزود نویسنده خاصی داشت؟
در کارهای مختلف بوده که یک قسمت را دو یا سه نفره بنویسیم، یا اینکه یک اپیزود دو قسمتی را دو نفر بنویسند. اما در این کار برای اینکه هر موقعیتی یک دست در بیاید سعی کردیم که اپیزودی تقسیم کنیم. و هر اپیزود را یک نویسنده بنویسد.
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 در بعضی از محافل غیر رسمی تحلیل هایی از سریال مرد هزارچهره ارایه شده، مثل اینکه مهران مدیری و تیم نویسندگانش با ساخت قسمتی که مربوط به نیروی انتظامی می شد فراتر از خط قرمز ها حرکت کردند. نظر شما در مورد این تحلیل ها به عنوان یکی از نویسندگان این مجموعه چیست؟
 
الان چون من در سفر هستم به اینترنت دسترسی ندارم. ولی به طور کلی، در کارهای تلویزیونی دو فیلتر ثابت یعنی ناظر کیفی و ناظر پخش حضور دارند که در مورد این سریال هم آنها حضور داشتند. اما در مورد مرد هزار چهره طرح اولیه ابتدا قبل از ضبط به سازمان رفت و در آنجا طرح کلی داستان تایید شد. بعد از آن در طول ضبط قسمت های مربوط به موقعیت نیروی انتظامی مشاوران نیروی انتظامی حضور داشتند و بعد از ضبط کار هم کارشناس های نیروی انتظامی کارها را دیدند تایید کردند.

اما آن معنایی که آنها فهمیدند احتمالا اشتباه برداشت کردند. حرف آن قسمت ها این بوده که فردی که در آن موقعیت قرار می گیرد چون ظرفیت آن موقعیت و قدرت را ندارد کارهای نادرستی از او سر می زند.

شما می بینید که در این داستان پرسنل و افسران خود نیروی انتظامی هم مخالف این حرکت ها هستند و این کارها را شخصی انجام می دهد که از بیرون آمده است، نه نیروی انتظامی و همین کارها هم باعث شده که به او شک کنند و لو برود.


 بلافاصله بعد از قسمت نیروی انتظامی اینبار حلقه های روشنفکری و ادبی و عرفانی ظاهرا مدرن که به صورت محفلی تشکیل می شوند با عنوان «حلقه دروس» هدف نقد مرد هزار چهره قرار گرفت. در این قسمت شخصیت «چه» که به نظر می رسد اشاره ای به دانشجوهای چپ گرای افراطی ست با شعار «مرگ بر بورژوآ» و ظاهر خاص در این محفل گراس می کشد و در دادگاه به همه چیز اعتراض می کند، فکر نمی کنید طیفی از جامعه از این قسمت ها دلگیر شوند؟

ببینید در یک کار طنز یا ما باید در خلا یک کاری را بنویسیم و شخصیت پردازی کنیم. اما اگر کار رئال و واقعی است این آدمها باید اسم و شغل داشته باشند . تعریف مکانی و زمانی داشته باشند. در طنز از حرکت ها و رفتارهای خوب که کمدی درست نمی شود. بنابراین باید یک سری کژی ها را نقد و تبدیل به کمدی کرد. طبیعتا ما توقعمان از جامعه فرهنگی، ادبی و هنری مان این است که لااقل طنز را بهتر از سایر اقشار درک کنند. مطمئنا آنها می پذیرند که این یک کار طنز و کمدی است و قرار نیست از آن برداشت جدی بشود.

در این موقعیت هم با آدمهایی شوخی شده که نقش ادیب و هنرمندان را بازی می کنند و در واقع آدم های پوچ و توخالی هستند. اکثریت جامعه ادبی و فرهنگی کشور ما این طور نیستند و این را به خودشان نمی گیرند و حتما چنین آدم هایی که در این سریال ما به آنها اشاره کرده ایم را کنار خود دیده اند و با دیدن این طنز یاد آنها می افتند و می خندند. در کل آنهایی که شبیه اینها نیستند که نباید بهشان بربخورد و آنها هم که شبیه اینها هستند بهشان بر بخورد!

 با توجه به اینکه بنا به تجربه اقشار جامعه ما خیلی زود نسبت به طنز واکنش نشان می دهند و این سریال دایم به اقشار مختلف جامعه نقد می کند تا به حال خبری در مورد شکایت احتمالی و... به شما نرسیده؟

فقط شنیده ام بعضی سایت ها گفته اند یکی از ادارات کوچک یکی از شهرستان ها شکایت کرده اند و غرامت خواسته اند. آنها هم احتمالا وضع مالی اداره شان زیاد خوب نبوده خواسته اند غرامتی بگیرندو دستی به سر و گوش اداره شان بکشند.
 
گفت و گو: امیرهادی انواری
نظرات بینندگان:
بهتر است با دیدن این طنز ، همه آنهایی که موضوعات این طنز شامل حالشان می شود ؛ دستی به سر و روی خصوصیات اخلاقیشان بکشند.
مرد هزار چهره قابل تحسین است .
اینها همش حرفه... اون قسمت به طور زیرکارانه و ماهرانه ای طرح امنیت اجتماعی را به طنز کشیده بود. صدور حکم زندان و اعدام توسط پلیس بدون دادگاه و برخورد های سلیقه ای که توسط ماموران در طرح مبارزه با بدحجابی صورت گرفت به خوبی بیانگر موضوع بود. من جدا به ایشان تبریک می گویم. ...
اگر نگاهي كوتاه به دور و اطراف خود بياندازيم از اين دست آدمها در هر صنفي ديده ميشود و اصلا جاي هيچ نگراني نيست و آنهايي بايد دلخور شوند كه سعي دارند به زور هم كه شده چشم بر واقعيتهاي دور و بر خود ببندند.
آفرين به طنز پرداز طراز اول كشورمان
آقاي مديري دير به دير به عرصه سينما وتلوزيون مي آيند ولي آمدنشان واقعا كولاك مي كند.
کجا؟!
تازه ب قدرت رسیدی!
اربده بکش
حال میده
هه هه هه
واقعا از کارای ایشون خوشم میاد
فقط نمیدونم چطور بهشون اجازه داده شده این چیزارو بگن
به به ! به به !
من مسعود شصت چي هستم ! به به به به !! خيلي ممنون !!!

برنامه خيلي باحاليه ؛ خسته نباشيد

ب از مشهد
ماشاء لله جامعه ما کمپوتی از سوژه های مختلف است. یه کمپوت تلخ از حقایق.
از لحظه پا از منزل بیرون گذاشتن تا برگشتن به منزل به صدها مورد بر خورد میکنیم که برایمان دیگر طبیعی شده، از کثیف بودن خیابانها و جوی آب گرفته تا رشوه گیری و شکنجه پنهانی متهمین در پاسگاه ها که خود چون سرباز آنجا بوده ام به عینه می دانم. بله همه جا پر از ایراد و اشکال است اما وقتی صحبت از پول به میان می آید ؛ همه این ایرادات جنبه درست به خود می گیرد. گویا که همه چیز بطور یک جانبه تنها پول را نشانه گرفته است. شعر و شاعری و هنر پیشه گری و همه چیز وقتی که پول واقع باشد ؛ خواه ناخواه رنگ پول به خود می گیرد . همه جا عصیان گری و سر کشی به اسم دین به اسم هنر به اسم عدالت و ...
آقاي ‍ژوله توقع شما از جامعه فرهنگي درست، اما مخاطب سريال مرد هزار چهره اهل فرهنگ و هنر است يا توده مردم؟ كه با ديدن اين سريال بيشتر در ناداني فرو بروند.
اینکه کار آقای مدیری را طنز مینامیم ریشه در بیسوادی محض دارد زیرا بین هجو و طنز تفاوت بنیادین است.اینکه ایشان اهالی قلم را اینگونه در هیات معتادان به حشیش معرفی مینماید امری کاملا طبیعی و جز این انتظاری نیست اما سوالی که البته بدون جواب خواهد ماند اینست که آیااهالی (قلم) و(طبابت)نیز حق دارند که بر چگونگی ضبط برنامه نظارت داشته باشند و نگران جایگاه صنفی خود باشند؟
مصاحبه زیبایی بود
خیلی بیمعنی و بیمزه بود
به اين ميكن طنز واقعي كه مصيبت اين مملكت را شفاف كف دست مردم ميذاره باباچه جوري بگن مملكت پراست از سرهنك غفاري ها كه هيچي در مورد كارشون نميدانند و به حرف اقتصاددانها و دلسوزان كشور گوش نميدهند واينهم تورم امسال كه خدا به دادمون برسد.
واقعا خوب و قشنگ بود بخصوص شاعران و هنرمندان که چقدر فقیرانه زندگی می کنند و پزشکان که در چه سطح بالایی قرار دارند دو طبقه و چقدر تضاد
به به !!! به به!!!
خييلي ممنون
خوب بود
به به !!!
به به
طی 10 سال اخیر (تا اونجا که سن من قد می ده )این اولین طنزی بود که واقعا طنز بود (براساس تعریف طنز)
مهران مدیری بتهون طنز ماست. امیدوارم تا هست قدرشو بدونیم.
از معدود برنامه های طنزی بود که واسه شعور بینندش ارزش قائل بود به آقای مدیری تبریک و خسته نباشید میگم......
كاش اين تيم يك سريال در ارتباط با دوران باستان مامينوشتند كه در صدا و سيماي ما در حال فراموش شدن است
دکتر ها مسخره شده اند؟؟؟ شاید بهتر است بگوییم که چقدر زیبا به این مطلب اشاره شده است: وقتی طبیبیان بزرگ قبل از شام همراه تمام فک و فامیل های دکتر تعهد می کنند که جان بیماران برایشان از همه چیز مهم تر است اما برای یک روز رایگان ویزیت شدن بیماران چقدر عصبانی میشوند، یا اصلا چرا دوست دارد سپهر جندقی در بیمارستان او باشد...آری او بیشتر به دنبال پول است تا سلامتی بیماران،چیزی که نه تنها دکتر بلکه وزیر و مدیر و... همه و همه در این مملکت فقط به دنبال آن هستند.و کاملا زیبا این سریال نشان می دهد که سرهنگ و... با پارتی بازی و دوز و کلک وارد شغل خود شده اند در صورتیکه در شغل خود هیچ سر رشته ای ندارند...
مهدی...
عین حقیقت جامعه ما رو بیان کرد.فقط ای کاش قسمتهای اخر سریال هم بدون ممیزی پخش می شد.مهران مدیری خیلی ممنون!!!!!
نظرات کاربران
نام:
ايميل:
* نظر:
تازه‌هاي سايت:
نيازمنديها
کتاب های گویا / ویژه آدم های پرمشغله و علاقه مند به مطالعه
ابتکاری جالب همگام با کشورهای دیگر جهان در ایران
خوش آمدید... اینجا ebayonline
وقتی فقط با چند کلیک می توان خرید کرد ، بیرون رفتن و وقت تلف کردن چرا؟!
»