عصر ایران
کد خبر: ۶۴۵۴۳
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۹ بهمن ۱۳۸۷ - ۱۹:۲۴
اگر در گذشته آگهي‌‏هاي فروش و خريد کليه را روي باجه‌‏هاي تلفن مي‌‏ديديم، تعجب مي‌‏کرديم، اما اين سال‌‏ها ديگر حتي از ديدن دلالان کليه در خيابان آن قدر متعجب نمي‌‏شويم. کافي است چند روزي را مقابل يکي از بيمارستان‌‏هاي تهران سپري کنيد و يا چند بار از کوچه‌‏اي رد شويد تا به سراغت بيايند و پيشنهادشان را بدهند.
"از هر گروه خوني که بخواي يک هفته‌‏اي برات جور مي‌‏کنم، فقط قيمتش بالاست چون سالمه!"

به گزارش خبرنگار"ايلنا" وقتي حرف مي‌‏زند سياهي دندان‌‏هايش از زير سبيل پر پشت و سفيد و خاکستري‌‏اش پيداست. با موهايي کم پشت و خالکوبي روي مچ دست راستش هيبتي ترسناک دارد.

براي پيدا کردنش چند بار بي‌‏هدف خيابان "فرهنگ حسيني" را بالا و پايين مي‌‏کنم. زيرچشمي مرا مي‌‏پاييد و وقتي مطمئن شد برايش دردسري ندارم، نزديک‌‏تر شد.

"از هر گروه خوني که بخواي دارم. يک هفته‌‏اي برات جور مي‌‏کنم......"
به راحتي از معامله و قيمت حرف مي‌‏زند و انگار بخواهد چيزي پيش پا افتاده را بفروشد درباره کالايش حرف مي‌‏زند. درباره خريد و فروش کليه!

کساني که براي پيگيري درخواست‌‏هايشان و يا کارهاي اداري به انجمن خيريه حمايت از بيماران کليوي کشور از خيابان وليعصر به خيابان فرهنگ حسيني مي‌‏پيچند، شايد حالا به حضورش عادت کرده باشند و پچ پچ او يا دوستانش را زير گوش خود شنيده باشند که از فروش کليه مي‌‏گويد و اين‌‏که درد و رنج عزيزانشان را شفا مي‌‏دهد. شايد بعضي‌‏هايشان هم تاکنون با او معامله کرده باشند.

اگر در گذشته آگهي‌‏هاي فروش و خريد کليه را روي باجه‌‏هاي تلفن مي‌‏ديديم، تعجب مي‌‏کرديم، اما اين سال‌‏ها ديگر حتي از ديدن دلالان کليه در خيابان آن قدر متعجب نمي‌‏شويم. کافي است چند روزي را مقابل يکي از بيمارستان‌‏هاي تهران سپري کنيد و يا چند بار از کوچه‌‏اي رد شويد تا به سراغت بيايند و پيشنهادشان را بدهند.

هيچکس به درستي نمي‌‏داند آنها چگونه کليه تهيه مي‌‏کنند. در اين خصوص حتي خودشان هم جواب روشني نمي‌‏دهند اما مي‌‏توان در گفت‌‏وگويي کوتاه با آنها به راز معاملاتشان پي‌‏برد.
"راستش را بگويم يکي از آشناهايمان به پول نياز دارد و دستش از همه جا کوتاه شده مجبور است کليه‌‏اش را بفروشد. من فقط مي‌‏خواهم هم او به پولش برسد و هم مشکل شما حل شود!" اين جوابي است که همواره به پرسش کنندگان ارايه مي‌‏شود.

پاتوق حرفه‌‏اي‌‏هاي خريد و فروش کليه هم خيابان فرهنگ حسيني است. اين خيابان براي کساني که از مشکلي به نام نداشتن کليه رنج مي‌‏برند خياباني غريبه نيست. اينجا از دير باز به علت وجود انجمن حمايت از بيماران کليوي به محل رفت و آمد بيماران دياليزي و داراي مشکلات کليوي تبديل شده و محل مناسبي براي معاملاتي اين‌‏چنيني محسوب مي‌‏شود.
اگر چه طي دهه‌‏هاي گذشته بيشتر پيوندها و اهدا کليه به بيماران از سوي افراد آشنا و يا خير انجام مي‌‏شد اما امروزه سوداگري و فشارهاي اقتصادي سبب شده تا بازار خريد و فروش کليه در ايران گرم شود و با افزايش تعداد بيماران کليوي، پاي دلال‌‏ها نيز به اين عرصه باز شود.
هر چند در سال‌‏هاي گذشته و براي جلوگيري از سوداگري در اهدا کليه، انجمن حمايت از بيماران کليوي تلاش کرده است به عنوان تنها مرجع پيوند و اهدا کليه، از بروز ناهنجاري در عمل خداپسندانه اهدا کليه جلوگيري کند اما بسيارند کساني که با استفاده از خلاهاي قانوني تنها به سوداگري و سود خود مي‌‏انديشند و جان و سلامت افراد را معامله مي‌‏کنند.
"محمد - و" جواني 28 ساله است که دو سال تمام را براي دريافت کليه در نوبت انجمن بوده است. او که کليه‌‏هاي خود را در پي بيماري عفوني از دست داده از طريق دوستان پدرش با يکي از دلالان کليه ارتباط مي‌‏گيرد و ظرف سه هفته با هزينه کردن 5 ميليون تومان به کليه‌‏اش مي‌‏رسد.
او مي‌‏گويد: دلال را در بازار تهران به پدرم معرفي کردند. او براي يک کليه سالم 5 ميليون تومان پول خواست و پدرم براي رها شدن من از درد اين هزينه را پرداخت."
او مي‌‏گويد: دلال کليه را از پسري 32 ساله که در يکي از روستاهاي فيروزکوه چوپاني مي‌‏کرد خريده بود. با هم قرار گذاشتيم او را يکي از آشنايانمان معرفي کنيم و خوشبختانه پيوند به خوبي انجام شد و مشکلي پيش نيامد. پسر در ازاي دريافت 2 ميليون تومان کليه‌‏اش را به ما فروخته بود و نمي‌‏دانست ما براي کليه 5 ميليون پول داده‌‏ايم. حالا هم به قول دلالمان با يک کليه و پول فراوان! عشق و حال مي‌‏کند.
"نبي" اسم مستعار دلالي است که در خيابان ... به سراغم مي‌‏آيد. بعد که مي‌‏فهمد براي گزارش، اطلاعات مي‌‏خواهم با قول مردانه و شرط "نه منو ديدي و نه اسمم رو مي‌‏گي!" به حرف مي‌‏آيد:
"بيشتر کساني که کليه‌‏شان را مي‌‏فروشند از اقشار پايين جامعه هستند. آنها را از طريق دوستاني که در شهرستان‌‏ها و يا مناطق حاشيه شهر زندگي مي‌‏کنند پيدا مي‌‏کنم. بعد هم راضي مي‌‏شوند و قيمت تعيين مي‌‏شود. البته تنها به عنوان اهدا کننده و آشناي فرد بيمار معرفي مي‌‏شوند تا کار راحت‌‏تر باشد."
به عقيده نبي اين کار نه غيرقانوني است و نه گناه، اکنون بسياري بدون واسطه با مراجعه به انجمن درخواست اهدا کليه مي‌‏کنند و از انجمن پول مي‌‏گيرند. تنها مشکل در اين خصوص رعايت نوبت است که براي بسياري از نيازمندان به کليه ممکن است تا 10 سال هم طول بکشد.
او مي‌‏گويد: کساني مثل ما تنها واسطه امر خير هستند و اين راه را کوتاه مي‌‏کنند. ما با خانواده‌‏هاي دو طرف تماس برقرار مي‌‏کنيم و موردهاي مناسب را پيشنهاد مي‌‏کنيم تا اين پروسه کوتاه‌‏تر شود."

او اين کار را البته شغل و دلالي نمي‌‏داند و در پاسخي به سوال من در خصوص اين‌‏که آيا آنها باند هستند، مي‌‏خندد و مي‌‏گويد: البته که نه! ما فقط دوستان زيادي داريم.
وقتي از او مي‌‏پرسم: "فکر نمي‌‏کني با اينکار داري به افراد نيازمند ظلم مي‌‏کني و سلامتشان را با واسطه‌‏گري به خطر مي‌‏اندازي؟" پاسخي تلخ مي‌‏شنوم.
نبي با گفتن اين واقعيت که در اين سوداگري تنها نياز مادي و فشارهاي اقتصادي علت فروش کليه بوده است، مي‌‏گويد: من خيلي ديده‌‏ام مردي براي درمان سرطان پسرش، برادري براي جهيزيه خواهرش، زني براي اجاره‌‏خانه و حتي جواني براي خريد ماشين و فرار از بيکاري دست به اينکار زده‌‏اند."

نبي با آن سبيل‌‏هاي پر پشت و خالکوبي روي دستش البته زير اين نقاب چهره‌‏اي ديگر دارد. اين را وقتي مي‌‏فهمم که با دست‌‏هايي لرزان سيگاري روشن مي‌‏کند و شروع کار دلالي خريد و فروش کليه را اين‌‏گونه ذکر مي‌‏کند.
"وقتي تراشکاري‌‏ام ورشکست شد با انبوهي از چک و سفته تنها ماندم و مجبور شدم کليه‌‏ام را بفروشم تا زندگي و زن و بچه‌‏ام را نجات دهم، کسي که کليه‌‏ام را خريد چند بار براي آشنايان سراغ اهداکنندگان ديگري را گرفت و من وارد اين بازار شدم. حالا هم با يک کليه دارم زندگي مي‌‏کنم."
با او که خداحافظي مي‌‏کنم در ذهنم اين جمله نبي طنين مي‌‏اندازد: "کسي چه مي‌‏داند شايد يک روز يک کليه دست دوم براي خودم خريدم و از اين ترس و لرز راحت شدم."
با وجود خداپسندانه بودن مساله اهدا کليه به افراد نيازمند در جامعه، آنچه البته در اين ميان نگران‌‏کننده مي‌‏نمايد و اکنون دغدغه بسياري از فعالان اجتماعي و جامعه پزشکي است بروز ناهنجاري و ايجاد بازاري براي خريد و فروش کليه و ساير اعضاي قابل پيوند بدن انسان است که زنگ‌‏هاي نگراني و تهديد را به صدا در مي‌‏آورد. بسياري از پزشکان اکنون مي‌‏ترسند افراد جامعه با ناآگاهي از پيامدهاي فروش کليه، بعدها با مشکلات فراواني در زندگي مواجه شوند که آسيب‌‏هاي بسياري را برايشان به همراه داشته باشد.
دکتر"احمد درخشنده" در خصوص مشکلات اهداي کليه براي فروشندگان مي‌‏گويد: ممکن است فردي اکنون از نظر پزشکي داراي کليه‌‏هايي سالم باشد و بتواند با يک کليه نيز به زندگي عادي خود ادامه دهد اما در آينده کسي نمي‌‏داند در صورت بروز مشکل براي آن يک کليه، فروشنده بايد چه اقدامي انجام دهد.
به گفته درخشنده، جامعه اکنون از اين نکته که انسان مي‌‏تواند با يک کليه سالم و عادي زندگي کند سوءبرداشت داشته و به عواقب و تهديدهاي از بين رفتن يک کليه نمي‌‏انديشند.
او معتقد است: بدن انسان براي کارکرد درست به دو کليه نياز دارد و در صورت نبود يک کليه فرد بايد به شدت مراقب سلامت کليه خود باشد.
درخشنده البته اهدا کليه به نيازمندان را کاري نيک و خداپسندانه مي‌‏داند و در عين حال معتقد است منطقي نيست که بخاطر نياز مالي، انسان از سلامت خود سرمايه‌‏گذاري کند و به سوداگري و فروش اعضا خود اقدام کند.
براي پيگيري بيشتر در خصوص خريد و فروش کيله با جستجويي کوتاه در اينترنت به موارد بسياري از آگهي‌‏هاي فروش کليه بر مي‌‏خورم و متاسفانه بيشتر اين آگهي‌‏ها متعلق به جوانان 20 تا 30 ساله است.
نمونه اين آگهي‌‏ها آگهي .... است که نوشته: "من به شخصه يک سري چيزها رو خراب کردم که بايد جبران کنم. درحقيقت من به نيت فروش کليه‌‏ام پا به اينترنت گذاشتم و مشخصاتم اين است، بيست وچهارساله، جنسيت: مذکر، گروه خوني:O+، شماره تلفن: 0937880….. لطفاً از ساعت 18 به بعد تماس بگيريد و مطمئن شويد که با ... صحبت مي‌‏کنيد."
در تماس با بيشتر آگهي دهندگان بيکاري، نياز به پول، هزينه تحصيل و حتي ازدواج از علت‌‏هاي آگهي عنوان مي‌‏شود.
رواج بازار خريد و فروش کليه در شهرهاي بزرگ ايران اکنون البته مي‌‏رود تا از ارزشي به نام اهدا، ضد ارزشي با عنوان واسطه‌‏گري و دلال بازي در خريد و فروش اعضا بدن بسازد و به عقيده "نيما سروستاني" از محققان و فعالان اجتماعي رويه مسوولان نيز در اين کار بي‌‏تاثير نبوده است.
به گفته او قبل از اين‌‏که انجمن حمايت از بيماران کليوي به صورت مستقيم با پرداخت پول در اين کار دخالت کند، مردم کليه‌ي خود را در اختيار فرد بيمار خانواده و يا دوستان‌شان مي‌گذاشتند، اما از زماني که انجمن به فرد دهنده پول پرداخت مي‌کند، ديگر هيچ کس حاضر نيست که حتي به برادرش کليه اهدا کند.
به گفته او اکنون بازاري ايجاد شده که در اين بازار شخص مي‌تواند کليه‌‏اش را بدون ساز و کار درست قيمت‌‏گذاري، به هر نرخي که مي‌‏خواهد بفروشد؛ در نتيجه هيچ دليلي وجود ندارد که افراد به يکديگر کمک کنند. به هر ترتيبي که شده پولي سر هم مي‌کنند و يک کليه مي‌خرند و متاسفانه شرايط اجتماعي و اقتصادي حاضر در ايران، فروشندگان را ده‌ها برابر خريداران کرده است.
بحث خريد و فروش کليه تنها مختص به ايران نيست ولي نحوه برخورد در ديگر مناطق با ايران متفاوت است. در کشورهاي ديگر جهان مثل چين، هند و برزيل فروش کليه ممنوع است، ولي در عوض بازار سياه تجارت اعضا رونق دارد و فروشندگان از حقوق قانوني برخوردار نيستند و همين نکته مشکلات بسياري به وجود آورده است.
البته در کشورهاي صنعتي که مردم پول‌دارتر هستند، کسي کليه‌اش را نمي‌فروشد و با توجه به کمبود افراد اهدا کننده کليه، ساليانه مرگ و مير بسياري در بين بيماران کليوي اتفاق مي‌‏افتد.
اگر چه اکنون اهدا و پيوند کليه در ايران زير نظر مستقيم انجمن حمايت از بيماران کليوي انجام مي‌‏گيرد اما به علت فراواني متقاضيان دريافت کليه که در کشور بر اساس آمارها به بيش از 15 هزار نفر نيز مي‌‏رسند و بايد بر اساس نوبت با اهدا افراد کليه دريافت کنند، برخي ترجيح مي‌‏دهند با خريد کليه منتظر نوبت نمانند و از رنج دياليز رها شوند.
آنها مي‌‏توانند پس از پيدا کردن فرد اهدا کننده او را به انجمن معرفي کنند و خارج از نوبت به دريافت کليه و پيوند نائل شوند.
البته به گفته مصطفي قاسمي، رييس انجمن حمايت از بيماران کليوي، طي ماه‌‏هاي گذشته وضعيت پيوند در كشور بسيار مطلوب بوده است اما بايد اين فرهنگ بيشتر در جامعه نهادينه شود.
قاسمي در گفت‌‏وگو با خبرنگاران رسانه‌‏هاي گروهي عنوان مي‌‏کند: در سال گذشته هزار و 865 پيوند در كشور انجام شد و معمولاً در طول يك سال هزار و 800 تا دو هزار پيوند كليه انجام مي‌شود.
به گفته قاسمي، در حال حاضر بيش از 15 هزار بيمار دياليزي در كشور وجود دارد. اين در حالي است كه آماري از بيماران پيوندي در دست نيست. در اين زمينه مركزي براي رسيدگي به وضعيت آماري و ثبت بيماران كليوي لازم است؛ چرا كه نداشتن آماري از بيماران، برنامه‌ريزي‌ها را با مشكل مواجه مي‌كند.

به نظر مي‌‏رسد کمبود اهداکنندگاني که به انجمن مراجعه مي‌‏کنند زمينه بروز پديده کليه فروشي را به وجود آورده است و بايد با ارتقا فرهنگ اهدا کليه در جامعه و نهادينه کردن اهدا اعضا بيماران مرگ مغزي، با کاهش مدت نوبت دهي به بيماران متقاضي دريافت کليه از سوي انجمن، راه بر سوداگران کليه در ايران بسته شود و اين تنها راهکاري است که از سوي مسوولان انجمن حمايت از بيماران کليوي ارايه مي شود.

بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۶۶
انتشار یافته: ۱
قدیر ترابی
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۳:۳۰ - ۱۳۹۰/۰۲/۱۷
38
64
سلام -من 32 ساله معلویت از ناحیه پای راست حدود 3 سال پیش کلیه ام را اهدا کردم به یک جانباز و اگر باز هم کلیه اضافه می داشتم اهدا می کردم منت نیست ولی کاش فرهنگ اهدا رو طوری توی کشور عزیزمون جا می انداختیم که اهدا کلیه فقط برای بدست آوردن پول نیست و کاش مسولین محترم حداقل یک برکه ساده به عنوان تقدیر برای اون عزیزان که افتخاری عضوی اهدا می کنند در نظر می گرفتند کاش
با تشکر
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: