نیازمندیها
فروش یک سایت
سایت لرد دانلود به بالاترین قیمت پیشنهادی به فروش می رسد. شماره تماس 09334534455
کد خبر: ۸۳۹۸۱
تعداد نظرات: ۳ نظر
تاریخ انتشار: ۲۱ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۱:۵۰
یک روز خانم مسنی با یک کیف پر از پول به یکی از شعب بزرگترین بانک کانادا مراجعه نمود و حسابی با موجودی 1 میلیون دلار افتتاح کرد . سپس به رئیس شعبه گفت به دلایلی مایل است شخصاً مدیر عامل آن بانک را ملاقات کند و طبیعتاً به خاطر مبلغ هنگفتی که سپرده گذاری کرده بود ، تقاضای او مورد پذیرش قرار گرفت . قرار ملاقاتی با مدیر عامل بانک برای آن خانم ترتیب داده شد.

پیرزن در روز تعیین شده به ساختمان مرکزی بانک رفت و به دفتر مدیر عامل راهنمائی شد . مدیر عامل به گرمی به او خوشامد گفت و دیری نگذشت که آن دو سرگرم گپ زدن پیرامون موضوعات متنوعی شدند . تا آنکه صحبت به حساب بانکی پیرزن رسید و مدیر عامل با کنجکاوی پرسید راستی این پول زیاد داستانش چیست آیا به تازگی به شما ارث رسیده است .

زن در پاسخ گفت خیر ، این پول را با پرداختن به سرگرمی مورد علاقه ام که همانا شرط بندی است ، پس انداز کرده ام . پیرزن ادامه داد و از آنجائی که این کار برای من به عادت بدل شده است ، مایلم از این فرصت استفاده کنم و شرط ببندم که شما شکم دارید !

مرد مدیر عامل که اندامی لاغر و نحیف داشت با شنیدن آن پیشنهاد بی اختیار به خنده افتاد و مشتاقانه پرسید مثلاً سر چه مقدار پول . زن پاسخ داد 20 هزار دلار و اگر موافق هستید ، من فردا ساعت 10 صبح با وکیلم در دفتر شما حاضر خواهم شد تا در حضور او شرط بندی مان را رسمی کنیم و سپس ببینیم چه کسی برنده است . مرد مدیر عامل پذیرفت و از منشی خود خواست تا برای فردا ساعت 10 صبح برنامه ای برایش نگذارد .

روز بعد درست سر ساعت 10 صبح آن خانم به همراه مردی که ظاهراً وکیلش بود در محل دفتر مدیر عامل حضور یافت .
پیرزن بسیار محترمانه از مرد مدیر عامل خواست کرد که در صورت امکان پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن به در آورد .
مرد مدیر عامل که مشتاق بود ببیند سرانجام آن جریان به کجا ختم می شود ، با لبخندی که بر لب داشت به درخواست پیرزن عمل کرد .
وکیل پیرزن با دیدن آن صحنه عصبانی و آشفته حال شد . مرد مدیر عامل که پریشانی او را دید ، با تعجب از پیر زن علت را جویا شد .
پیرزن پاسخ داد من با این مرد سر 100 هزار دلار شرط بسته بودم که کاری خواهم کرد تا مدیر عامل بزرگترین بانک کانادا در پیش چشمان ما پیراهن و زیر پیراهن خود را از تن بیرون کند !

*آي طنز
بازدید از صفحه اول
sendارسال به دوستان
printنسخه چاپی
Bookmark and Share
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۳
ناشناس
|
CANADA
|
۰۸:۱۴ - ۱۳۸۸/۰۶/۲۱
2
3
دوست عزیز درشت ترین اسکناس کانادا 100 دلاری است که پول مورد داستان شما معادل 100 بسته 100 برگی میشود .
که این چنین حجم و وزنی از عهده پیر ن داستان شما که هیچ از عهده شما هم خارج است.
لطفا یک کم در داستان نوشتن دقت کنید.مثلا بنویسید با یک چک تضمینی وارد بانک شد.اینطوری بهتر است.نه اینکه داستان را ایرانیزه کنید.
اینجا ملت بیشتر از 100 دلار نقد ته جیببشان نیست و شپش تو جیبشون ملق میزنه.بازم بنویسم؟ یا بسه؟
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۱۴:۲۰ - ۱۳۸۸/۰۶/۲۱
1
2
بابا ایول چه قدر زرنگ بوده. حال کردم.(ولی بیچاره وکیله بد جوری سوخته!!!)
ناشناس
|
IRAN, ISLAMIC REPUBLIC OF
|
۲۱:۳۵ - ۱۳۸۸/۰۶/۲۱
0
3
بسیارعالی بود
نظرات بینندگان
نام:
ایمیل:
* نظر: