عصر ایران
نيازمنديها
درگاه تجاری لوکوپوک
بستری برای توسعه کسب و کار شما
آموزش شارژ انواع کارتریج (لیزری و جوهر افشان)
دوستانی که از چاپگرهای لیزری استفاده می کنند و یا قصد خرید این نوع چاپگر را دارند همیشه دغدغه شارژ آنرا دارند و مجبورند با هزینه گزافی کارتریج خود را شارژ کنند، اما با تماشای این سی دی ، می توانید در منزل با هزینه کم کارتریج تان را شارژ کنید و حتی کار و کاسبی هم راه بیندازید.
سررسید،ساک دستی،هدایای تبلیغاتی
آخرین تماس را با ما بگیرید
كدخبر: ۸۵۳۴۵
تاريخ انتشار: ۰۳ مهر ۱۳۸۸ - ۱۶:۲۹
print نسخه چاپي
send ارسال به دوستان
نگاهي متفاوت به رفتار احمدي نژاد و اوباما در سخنراني هاي همديگر
با توجه به شعارهاي دو طرف كه مبتني بر حسن نيت و دوستي است ،‌ انتظار طبيعي بود كه هر كدام از آنها به هنگام سخنراني ديگري ،‌در سالن مجمع عمومي حضور داشته باشد.
عصرايران - هم محمود احمدي ن‍ژاد در مجمع عمومي سازمان ملل سخنراني كرد و هم باراك اوباما ، رئيس جمهور آمريكا.
اوباما ، پيشتر گفته بود كه دست دوستي اش به سوي ايران دراز است به شرط اين كه اين ، دستش را مشت نكند.
احمدي نژاد نيز در بدو سفرش به نيويورك در پاسخ به سوالي درباره رابطه با آمريكا گفت:"هر كس صادقانه دست دوستي دراز كند ملت ايران آن را به گرمي خواهد فشرد."

از ابتداي سال جاري نيز ، دو كشور علامت ها و پيام هاي آشكار و پنهاني را به يكديگر فرستاده اند كه از جمله مي توان به ارسال دو نامه محرمانه اوباما به مقامات ارشد ايران -كه خبرش نيز منتشر شد و تكذيب نشد - اشاره كرد.
در دوران حوادث بعد از انتخابات نيز ،‌ در حالي كه برخي كشورهاي اروپايي ، مواضع تندي عليه ايران گرفتند و حتي تهديد به خروج دسته جمعي سفرايشان از ايران نيز كردند ( و هيچگاه اين تهديد عملي نشد) ،‌دولت اوباما ، سياست محتاطانه اي در پيش گرفت و سعي كرد طوري موضع گيري كند كه هم معترضان را از خود نرنجاند و هم ،‌زياد سر به سر دولت احمدي نژاد نگذارد.

جالب اين جاست كه رسانه هاي حامي دولت نيز كه تا پيش از اين ، همواره مذاكره با آمريكا را گناه كبيره مي دانستند ،‌ اين بار در خبري هماهنگ به نقل از يك موسسه نظرسنجي بين المللي كه آن را "معتبر"‌خواندند ، اعلام داشتند كه 62 درصد مردم ايران طرفدار رابطه با آمريكا هستند.

دولت اوباما نيز با پيش كشيدن ديپلماسي بوئينگ بار ديگر از برقراري ارتباط ديپلماتيك سخن گفت .
برژينسكي نيز اخيراً در اظهار نظر بي سابقه اي تصريح داشت كه بايد جلوي حمله نظامي اسرائيل به ايران را گرفت و اگر هواپيماهاي اسرائيلي براي حمله به ايران ، از فراز آسمان عراق بگذرند ،‌بايد حتي به بهاي ساقط كردن شان ،‌ مانع از حمله به ايران و پيچيده تر شدن اوضاع شد و .... .

همه اين ها ،‌نشانه هايي هستند از اين كه در پشت پرده روابط ايران و آمريكا ،‌اتفاقاتي در حال رخ دادن است .
البته ناگفته نماند كه در كنار اين علائم مثبت ، همچنان ادبيات تهديد آميز آمريكا نيز هر چند كمرنگ تر از گذشته ،‌سرجاي خود باقي است اما بايد گفت كه شرايط براي گفت و گو بين تهران و واشنگتن ، هر چند نه ايده آل ،‌بلكه بهتر از گذشته است .
در چنين شرايطي دو رئيس جمهور ايران و آمريكا ،‌ در مهم ترين نشست بين المللي در مهم ترين سازمان جهاني حضور مي يابند و سخنراني مي كنند.
با توجه به شعارهاي دو طرف كه مبتني بر حسن نيت و دوستي است ،‌ انتظار طبيعي بود كه هر كدام از آنها به هنگام سخنراني ديگري ،‌در سالن مجمع عمومي حضور داشته باشد.
از اين رو وقتي اوباما ، در سازمان ملل سخنراني مي كرد،‌ احمدي نژاد ، همان كاري را كرد كه انتظار مي رفت؛ او طبق آنچه در باب حسن نيت و آمادگي براي شنيدن و مذاكره ، گفته بود ،‌ به هنگام سخنراني اوباما به سخنان او گوش داد.

بنابراين آنچه از رئيس جمهور ايران سر زده ،‌امري است كه با توجه به شرايط موجود ،‌منطقي و طبيعي بوده است.

اما بعد از سخنراني اوباما ، هنگامي كه نوبت به احمدي نژاد رسيد ،‌ رئيس جمهور آمريكا كه آن همه دم از حسن نيت و دست دوستي و اين قبيل مسائل مي زد و "تغيير"‌را شعار اصلي اش قرار داده است ،‌ در سالن محل سخنراني حاضر نبود تا بدين ترتيب دوگانگي در حرف و عمل اش را ثابت كند و ترديدهاي جدي درباره نيات واقعي آمريكا درباره گفت وگو با ايران پديد آورد.

از اين رو ، اگر قرار باشد اقدام يكي از دو رئيس جمهور مورد انتقاد قرار بگيرد ،‌ واقع گرايانه بايد گفت كه اين تصميم اوباما براي عدم حضور بود كه محل نقد و نكوهش است.

با اين حال متاسفانه ديده مي شود كه برخي رسانه هاي داخلي ،‌ قضيه را معكوس مي بينند و بر احمدي نژاد خرده مي گيرند كه چرا پاي سخنان اوباما نشست ولي اوباما اقدام متقابل نكرد؟ اين در حالي است كه اگر بر سبيل انصاف و ملي گرايي به موضوع نگاه كنيم ،‌بايد تيغ تيز انتقادات مان را متوجه اوباما كنيم كه برغم شعارهاي دهان پركن اش مبني بر تغيير ،‌ رفتاري داشت دقيقاً مانند رفتار سلف اش جرج بوش.

البته وقتي روز جمعه ،‌ نخست وزير اسرائيل  در مجمع سازمان ملل سخنراني كرد و نمايندگان كشورهاي حاضر در پايسخنراني احمدي نژاد را نكوهش كرد كه چرا خجالت نكشيده و به سخنراني احمدي نژاد گوش كرده اند ،‌ كاملاً مشخص شد كه  قضيه از كجا آب مي خورد و اوباماي مدعي تغيير تا چه اندازه تحت تاثير لابي اسرائيل است كه حتي نمي تواند به شعار خودش نيز پايبند باشد.
احمدي نژاد ، اگر سخنراني اوباما را ترك مي كرد و اوباما نيز در سخنراني او حاضر نمي شد ،‌  اين ذهنيت پديد مي آمد كه چون احمدي نژاد فرصت سوزي كرده و چراغ سبزهاي اوباما را درنيافته است ،‌رئيس جمهور آمريكا نيز در سخنراني او حاضر نشده است ،‌اما اكنون ،‌ هزينه عدم حضور اوباما به پاي خود او نوشته شده و نه به حساب ايران.

از سوي ديگر ، برخي منتقدان احمدي نژاد مي گويند كه اگر چنين اتفاقي در دوران رياست جمهوري خاتمي رخ مي داد ،‌حتماً‌ كفن پوشان فرياد برمي آوردند كه عزت مان لكه دار شد و ذليل شديم و چنين و چنان شد!
اين منتقدان ، البته راست مي گويند زيرا كفن پوشان سياسي كه از معضلات و آفت هاي نظام سياسي ايران هستند ،‌ اساساً ‌با كارها كار ندارند،‌بلكه دوستي ها و دشمني هاي آنان ، مبتني بر افراد و اشخاص است .

اين مشكل ،‌البته فقط در طيف موسوم به كفن پوشان وگروه هاي فشار وجود ندارد و بلايي است كه دامنگير تقريباً همه جناح ها و فعالان سياسي و رسانه اي است ؛ مثلاً‌ حاميان اصلي دولت ،‌ هر كاري ولو خطا ،‌از احمدي نژاد سر بزند ،‌با هم از او تمجيد مي كنند و هر كاري ولو مثبت  كه توسط خاتمي و موسوي و كروبي صورت پذيرد ،‌ در نظرشان كفر مطلق است.
در جناح مقابل هم وضع مشابهي حاكم است ،‌از نظر آنان اقدامات مثبت احمدي نژاد هم بايد به گونه اي منفي تفسير شود و خطاهاي خودي هايشان هم بايد با ادبيات حمايت گونه مورد توجه قرار گيرد.

به موضوع اصلي بر مي گرديم و بحث را خاتمه مي دهيم ؛‌درست است كه اگر ماجراي اخير در دوران خاتمي رخ مي داد ،‌چه بلاها كه بر سرش نمي آوردند و چه انگ ها كه به او نمي زدند ولي آيا قرار است همان سياست ناصواب را ما نيز تكرار كنيم؟!
در آن زمان به خاتمي انگ مي زدند و اكنون نيز به احمدي ن‍ژاد!‌ فقط جاها عوض شده است. آيا آنها كه خاتمي را مي آزردند ، كار خوبي مي كردند؟

پاسخ قطعاً‌منفي است و البته اين سوال و جواب بر شرايط فعلي هم صدق مي كند و مخالفت سياسي با يك فرد نمي تواند و نبايد مانع از حق بيني باشد.

اگر در آن زمان گروهي تندرو ، ‌نماينده ايران در مجامع بين المللي را تضعيف مي كردند ،‌قرار نيست امروز ،‌همان ماموريت توسط گروه هاي مقابل صورت گيرد؛ ‌اي كاش ياد بگيريم كه دعواهاي جناحي داخلي مان را به عرصه حيثيت و منافع ملي مان در خارج از كشور و در مجامع بين المللي نكشيم!

 

نظرات بینندگان:
آ قربون آدم چیز فهم .... مهم منافع ملی است .. ممنون از این مقاله جالبتون ...
تحلیل منصفانه وخوبی بود
به عنوان اصلاح طلب با تفسیرتون موافقم.
از تحلیل واقع بینانه و بدون حب و بغض شما واقعا ممنونم .
بازم خدا رو شکر یک بار در مورد احمدی نژاد بیطرفانه و بدون تعصب قضاوت کردید!
مقاله منصفانه بود مشکل حال کشور را خوب بیان کردید.از سایت خوب و بی طرفتون هم تشکر می کنم.
خوب حالتون رو گرفتن
خیلی خوشم اومد
منصفانه و به دور از تعصب.........
واقعا اي كاش ياد بگيريد كه دعواهاي جناحي داخلي مان را به عرصه حيثيت و منافع ملي مان در خارج از كشور و در مجامع بين المللي نكشيد!

نمردیم و یه تحلیل خوب و به دور از تعصب از عصر ایران دیدیم
آفرین به شما بلکه 1000 آفرین به شما و حتی بیشتر و بیشتر
منصفانه و بر محور منافع ملی نوشتید .ممنون
انصاف و داوری بر معیار حق و حقیقت جویی ، گوهر کمیاب این روز هاست . تحلیل شما بر انصاف استوار بود . درود بر شما . این رویه را ادامه دهید وبه اخم ها و ترشرویی ها اعتنا نکنید
گرگ(آمریکا) اگر از در دوستی وارد بشه خطرناک تره! باید خیلی ترسید!
باور کنید باید بیشتر بترسیم.
به این میگن صداقت و پاکی،چیزی که تقریبا در کمتر سایتی دیده میشود.
آفرین بر شما که منافع ملی برایتان از هرچیز مهمتر است.
ایول! خیلی خیلی خوب! عالی بود تفسیرتان. من که کاملا با شما موافقم.
این تحلیل و این نظرات نشون میده که مردم می فهمند که کدوم مطلب منصفانه و چه مطلبی مغرضانه هست. ولی نمیدونم چرا به قول همین تحلیل هنوز هر کسی ساز خودشو میزنه. خداییش ببینید چقدر لذت بخشه انصاف.
میخواستم نظر شما و کاربران را در مورد ترک جلسه سخنرانی هنگام نطق آقای احمدی نژاد توسط میشل سلیمان رئیس جمهور لبنان را بدانم!!!
... اصلا مقاله ی منصفانه ای نیست و بسیار بچگانه است.
این بار حرف حق زدید
لعنت خدا بر این کفن پوشان تهی مغز
فارغ از مقاله ی شما...آن دوستی که گفت:باازم خدا رو شکر یک بار در مورد احمدی نژاد بیطرفانه و بدون تعصب قضاوت کردید! باید عرض کنم شرمنده که مانند کیهان نمی شود مداح احمدی نژاد بود.....
دم شما گرم
جدا حال کردم
خودم هم روشن شدم
من خودم به احمدی نژاد خرده گرفتم که چرا سر سخنرانی اوباما نشسته ولی مقاله ی واقع بینانه و بیطرف شما جدا ببه من کمک کرد
آفرین موافقم
من به عنوان یک شهروند عام ایرانی بر خودم فرض میدونم که از نویسنده ی این سطور تشکر کنم؛ چرا که انصاف حلقه ی گمشده ی پایگاه های خبری (از هر دو جناح) در این ایامه. من به بقیه ی دوستانی که این خبر رو خوندن و با نظر بنده موافقند توصیه میکنم که نظری شبیه نظر من بنویسن تا تشویقی باشه برای این سایت و انشاءالله بقیه ی سایت های خبری.
خیلی قشنگ بود
نظرم نسبت به سایتتون صدچندان بهتر شد
منم مثل همه تشکر تشکر . اما یه نکته راجع به شما مطبوعاتی های داخل .
فکر می کنید با این اطلاع رسانی های بسیار ضعیف ما می تونیم در مقابل هجمه کثیف دشمنانمون مقاومت کنیم. یه مثال خوب همین سفر رییس محترم جمهور به آمریکا. شما یه سر به سایت ها بزن. اخبار 4 روز اخیر تلویزیون رو ببینید. اصلا نوع نگاه و نحوه خبر رسانی ما با دهه 60 هیچ تغییری نکرده. در صدا و سیما که اوضاع خیلی خراب تره. من از موقعه ای که یادمه آقای حیاتی و بابان و سایر همکارانشون دارن به همین شیوه خبر میدن . به جز تیتراژ اول برنامه های خبری ما انصافا کجای اخبار ما تغییر کرده. فکر می کنم باید به فکر تحول اساسی باشیم. بابا دیگه توی دهات ما هم کسی سراغ تلویزیون نمیره. هی حالا بگید ماهواره ممنوعه. مگه میشه جلوی تکنولوژی رو گرفت. باید از تکنولوژی به نفع خودمون استفاده کنیم.
شاید نظرم هیچ ربطی به تحلیل شما نداشته باشه اما دیدم فقط این خبر ارزشش رو داره که نظرم رو زیرش بنویسم. شما هم اگه با من موافقین بی زحمت این نظر رو به طور جدی نقد و صاف کنید و پی گیری.
یا علی
دست اعضاء سايت عصر ايران درد نكند
چون اين دفعه را منصفانه نوشتي
پاينده باشيد
تحليل جالب ومنطقي بود .خداكند سياستبازان(سياستمداران) ما بتوانند به اين نكات توجه كنند ومنافع ملي رابرمنافع شخصي وتشكيلاتي ترجيح دهند.
مشاهده سالن خالي درهنگام سخنراني احمدي نژاد و اعتراضات بي سابقه درمقابل سازمان ملل برعليه حضور وي جز شرمندگي وخجالت براي امت دست آورد مثبتي نداشت0
نمی دانم. در این مملکت حتی یک مقاله ساده هم با هزار پس زمینه و پیش زمینه و مصلحت و احتیاط نوشته میشود، اما:
به دور از تعصب و تنگ نظری : اگر نویسنده این مقاله جای اباما بود و قصد داشت فقط منافع مردم ایران را در نظر بگیرد (و نه منافع مردم امریکا را) نمی توانست بنشیند و آن سخنرانی را گوش کند. کسی که به همه مردم جهان درباره تقریبا همه چیز راست نگفنه و به همه هم اتهام و افترا میزند.
(در ضمن:حتما میدانید که چکیده یا abstract همه سخنرانی ها قبلا به اطلاع همه اعضا میرسد و البته بعضی افراد این چکیده را یه دبیرخانه نمیدهندکه نشانه نوعی بی اعتنایی است. افرادی نظیر قذافی و غیره در واقع به نوعی تخلف میکنند. )
یک بار دیگه مطمئن شدم جانب انصاف را رعایت می کنید. امیدوارم رسانه های دیگه ایرانی این شیوه بحث و قضاوت را یاد بگیرند و از تعصب به بهانه های مختلف دست بردارند.
ممنونم از مطلبتون ولی سخنرانی احمدی نژاد شنیدن نداره چون قبل از سخنرانی اش معلومه چی می خواد بگه
شعار اباما تغییر برای آمریکا بود نه برای ایران
تحليل بسيار بي طرفانه و منطقي بود
فقط عصر ايران
چه عجب كمي داريد به عقل مياين !!!
مسلما اين وظيفه رسانه هاست كه نقد بجا و تمجيد بموقع سطح فرهنگ جامعه را در تشخيص و قضاوت درست مسائل هدايت كنند كه گاهي بنظر ميرسد مردم بهتر از رسانه ها تشخيص ميدهند و عمل ميكنند حرف و حركت درست درهمه جا شايسته و پسنديده است وبايد به گرمي از آن استقبال شود حتي اگر از جانب دشمن باشد l
اگر همیشه با این نگاه منطقی و عادلانه قضاوت می کردید خیلی عالی بود
من نوید یک اصلاح طلب با تحلیل شما موافقم.

ممنون از سایتتون که به جای تعصب از منطق استفاده میکنه.

البته یک نکته هست که احمدی نژاد به انکار هولوکاست پرداخته.
مثل این میمونه که اوباما 8 سال دفاع مقدس مارو زیر سوال میبرد و میگفت اصلا چنین چیزی وجود نداشته.ایا باز هم باید احمدی نژاد پای حرفهاش میشست؟؟؟

بازم از تحلیل منطقی شما ممنون
تجربه ثابت كرده سفارتخانهاي امريكا در ديگر كشورها مجري اصلي كودتاهاي نرم و كودتاهاي نظامي بوده اند.
اميدوارم در ايران هيچ نهاد به نام سفارتخانه آمريكا باز نشه يا اگر شد تحت نظارت شديد اطلاعات باشه.
با تشکر از این دیدگاه منصفانتان
یادمان باشد که اینجا ایرات است و ما ایرانی مبادا تف سربالا بیندازیم
من از مخالفین شما هستم ولی واقعا منصفانه بود حتی ذره ای شیطنت هم الحمدالله نبود!ولی ای کاش همه مطالبهایتان اینگونه می بود تا نام سایت عصر ایران برازنده شما می شد
تحليل خوبي بود. متاسفانه بدخواهان ايران زياد هستند. همه جناههاي سياسي بايد در درجه اول حواسشان هوشمندانه به منافع ملي باشد.
من هم به عنوان كسي كه به احمدي نژاد راي داده كاملا با مطلب شما موافقم و اميدوارم فضاي سياسي كشور ما به همين صورت شود برادرانه و دوستانه نقد شويم و نقد كنيم كه راه سرافرازي ما همين است
باتشكر اگرهمه مابه اين صورت فكروعمل نمايم ايران وايراني سربلندمي شود.
بالاخره شما هم به یک تحلیل درست اقدام کردید ! امیدوارم همیشه منافع ملی را به منافع جناحی ترجیح دهید نه یک بار.
مثل اكثر تحليل هاي عصر ايران منطقي و دور از تعصب. دست مريزاد ...
ازمقاله تون لذت بردم کم کم دارم مشتری تون میشم چون ازشعارزدگی ولجاجت وبی انصافی درسایتتان خبری نیست
تفسیر بسیار خوب و منصفانه بود . با سپاس
ای کاش آقای اوباما نظرات ما ایرانیان را میدانست و به نادرستی عملش پی می برد و همچنین تمامی سایتهای ضد ایران که به اسم دوستی دم از رفاقت می زنند دیگه چه توجیهی از این رفتار غیر منطقی خودشان دارند . من که همیشه دلم برای کشورم می تپد باور کنید وقتی پیام اقای احمدی نژاد را گوش می کردم غرق غرور ملی شدم ولی باز هم بگم که ما خیلی مظلومیم
در فضای انکار واقعیت ها . چنین مقاله ها یی ارزشمند است. دست شما درد نکند .
آفرین
به این میگن تحلیل بی طرفانه و دلسوزانه
چه عجب ... بالاخره یه تحلیل منصفانه بدون حب و بغض های احمقانه سبز و قرمز و نارنجی و...
حدیثی از پیامبر گرامی اسلام ، مسلمان کسی است که مردم از دست و زبان او در امان باشند .
من خيلي وقت است كه سايت شما را مي بينم و خيلي از دوستان از بي طرف بودن سايت شما حرف مي زنند در صورتي كه خودمونيم اولين باري است كه انگشت اتهامتون رو از روي احمدي نژاد برداشتيد!!!!!
چی میشه همیشه اینجوری باشین ومثل اوباما تحت امر دیگران نباشین،اگر خودتون باشین سایتتون زیباتره ،ازاین سایت دراین لحظه نه بوی باروت میادنه بوی دیگر بلکه بوی انصاف میاد.ع-ع
بابا دمت گرم
برای اولین بار دم عصر ایران گرم...
واقعیت همین است
واقعا منصفانه بود.خوشحالم که جنبه های مثبت رو هم میبینید.اینطوری منفیها هم برای ما پذیرفته تر میشه.
نظرات کاربران
نام:
ايميل:
* نظر:
تازه‌هاي سايت:
نيازمنديها
کتاب های گویا / ویژه آدم های پرمشغله و علاقه مند به مطالعه
ابتکاری جالب همگام با کشورهای دیگر جهان در ایران
خوش آمدید... اینجا ebayonline
وقتی فقط با چند کلیک می توان خرید کرد ، بیرون رفتن و وقت تلف کردن چرا؟!
»