قصه فریده؛ از جستوجوی نان تا آغوش ابدی شط
در روزهای آغازین جنگ تحمیلی سوم، وقتی خرمشهر در سکوت پیش از توفان بود، فریده به شهر بازگشت. تنها 7روز بعد، در یک ظهر داغ، وقتی سوار بر تاکسی و از کنار شط میگذشت، صدای مهیب موشکباران کشتیسازی، آرامش را درید. ترکشی بیرحم، سر او را هدف گرفت و فریده را به کما برد.
۱۴۰۵/۰۳/۰۳ ۲۲:۲۵