زنان به ورزشگاه آمدند و زلزله ای نیامد (+عكس)

وبلاگ صادق مدیا نوشت: ... والیبال جام ملت های آسیا در تهران، فرصتی را فراهم کرد تا زنان از نزدیک یک رویداد ورزشی را ببینند و خود را بخشی از جامعه تماشاگران ورزش بدانند.

بیش از شش هزار زن که در میان آنها، فتنه گر، انحرافی، با بصیرت و بی بصیرت، با حجاب هایی متنوع از چادر ایرانی و عربی تا مقنه و روسری و شال در کنار ۹ هزار مرد نشستند و یک صدا جیغ و داد کردند: ایــــــــــــران! 

این اتفاق جزء نادرترین نمادهای همبستگی ملی بعد از  انتخابات ۱۳۸۸ ریاست جمهوری و حوداث تلخ بعد از آن بود.  این بار هم ورزش است که خلاء همبستگی ملی را در جایی که سایر بخش ها ناتوان و ناکارآمد هستند، پر می کند.

مهم نیست که صداوسیمای جناب مجتهد رسانه، ضرغامی، مانند همیشه منفعلانه و متحجرانه حضور زنان در ورزشکاه را نشان ندهد و صدای آمبیانس را آنقدر پایین بیاورد که صدای واضحی شنیده نشود، مهم این است که اتفاق آنقدر تاثیرگذار است که تمام رسانه های مستقل و رسانه های شهروندی و  بی بی سی فارسی و صدای منحوس آمریکا، این حضور را به بهترین صورت پوشش می دهند و کلی فیلم موبایلی و عکس مردمی نشان می دهند تا خیال مجتهد رسانه راحت شود.



خیلی ها منتظر دیدن عکس هایی از حضور زنان در ورزشگاه هستند درحالی که مردان پشت به زمین مسابقه و رو به زنان باشند!

حاشیه ها

جوگیر شدن وزیر

۱٫ شاید اولین مواجهه وزیر ورزش و جوانان ایران با ۱۵ هزار تماشاگر بود، رفتارش نشان می داد که بار اولش است و تجربه اش را ندارد؛ وقتی حاضران به احترامش دست زدند، عباسی تاملی کرد و همان طور که در مبل لم داده بود، دستی تکان داد، بعد فهمید که اینگونه خارج از ادب است، ایستاد و دستی تکان داد و چنان انرژی ای از فضا گرفت که کوتاه نیامد و دقایقی برای مردم دست تکان می داد؛ ظریفی می گفت: جو است دیگر؛ وقتی بگیرد به این راحتی ها ول نمی کند. حتما همین جو، سودای ریاست جمهوری را در سر مهرعلیزاده انداخت.
یک، دو، سه چهار!

۲٫ نمی دانم چرا در تمام کشورهای جهان سوم، نظم حتما با وجود یگان ویژه باید برقرار شود. حالا می فرض می کنیم داستان فوتبال جداست؛ اما حضور این برادران عمدتا خوش هیکل! با لباس های لجنی! و باتوم، بیشتر تخریب کننده وجهه ایران و به قول اصولگرایان دیپلماسی عمومی است. این ۱۵ کشور خارجی با خود چه فکری می کنند؟ اشکال ندارد مسئوولین برگزاری کمی ذوق و سلیقه به خرج دهند و لباس غیر نظامی تن این سربازان بکنند. یکی از نمودهای این حضور نظامی، زمانی بود که نیروهای یگان ویژه ۵ امتیاز مانده به پایان مسابقه، در سالن آرایش گرفتند، وقتی به ستون یک حرکت می کردند، ۱۵ هزار تماشگر زن و مرد فریاد می کشیدند: یک، دو، سه چهار؛ یک، دو، سه، چهار! … و با قهقه تمامش کردند. در جای دیگری، هنگامی که نیروهای یگان ویژه می خواستند سقف اتاق اسکوربورد را از تماشاچیان پاکسازی کنند، برای دقایقی همه فریاد می کشیدند: ولش کن؛ ولش کن!

یک وزیر این همه محافظ

۳٫ به نظر شما یک وزیر که سابقه امنیتی نداشته، چهره سیاسی مطرحی نیست، از مدیریت فرهنگی، آموزشی و نمایندگی مجلس به وزارت رسیده است، چرا باید ۵-۶ محافظ مسلح با خود داشته باشد؟ یعنی این قدر در مملکت مشکل امنیتی حاد است؟ سید مصطفی هاشمی طبا با آن سابقه مبارزه پیش از انقلاب  و مسئولیت های کلان و وزارت و معاونت رییس جمهور در دوره  ترورها  و دولت های جنگ، سازندگی و اصلاحات تنها یک راننده – محافظ داشت و کمتر کسی به خاطر دارد که هاشمی طبا را با چند محافظ دیده باشد. این چه رسمی است که در یک وزارت خانه فرهنگی و اجتماعی برای یک وزیر این همه محافظ قرار می دهند؟
مهمان های فوتبالی

۴٫ ضیافت والیبال، مهمان فوتبالی هم داشت.  کارلوس کروش سرمربی تیم ملی و عزیز محمدی هم تماشاگر فینال مسابقات بودند.

کاش روزی برسد که درصدی از هزینه های سیاسی و امنیتی که به جامعه تحمیل می شود، در ورزش سرمایه گذاری شود