حس دیشلمه روزنامه

عصر ایران؛ روح الله صالحی- (روزنامه...روزنامه...خبر مهم...) صدای پسرک روزنامه فروش که می پیچید توی خیابان، مردها روزنامه به دست تیترها را چک می کردند.

از چاپ نخستین روزنامه ایران توسط ميرزا صالح شيرازي در 25 محرم سال 1253 ق به نام كاغذ اخبار يا اخبار وقايعِ دارُالخِلافه 186 سال و برپایه سال خورشیدی 181 سال از روزی که روزنامه نگاری ایرانی در جنوب سرای همایون در میدان ارگ تهران متولد شد، می گذرد.

دو قرن برای رسیدن به جایگاه محکم در شفافیت دموکراسی کافیسا تاهیچ تند بادی تاب خم به ابرو آوردنش نداشته باشد.

شبکه های اجتماعی که وارد گود اطلاع رسانی شدند بسیاری گفتند عمر روزنامه ی کاغذی به سر آمده است.

هرچند رفتن سمت فضای مجازی لازمه ی مدرنیزمی است که جهان را در بر گرفته، در حالی که نگرانی از مرگ ناخواسته روزنامه ها ،پاشنه آشیل جریان تفکر و معادلات سیاسی است و دو حالت را پیش روی اهل قلم گذاشته، یا قلم را زمین بگذارند و یا هم چنان به هوای بوی روزنامه کنار فنجان چای صبح گاهی علاقه مندان بنویسند.

جریان دموکراسی و عدالت خواهی ایران در این دو قرن بر دوش روزنامه چی ها بوده است و تصور این که روزنامه ای نباشد نه به نوستالژی ربطی دارد نه ژست روشن فکرانه ای که روزنامه را چهارتا زیر بغل بزند و به دنبال کافه نادری راه بیفتد به گز کردن خیابان.

روزنامه نگاری به پرسش گری در مسیر شفاف سازی و دیدن پیکره ی طلا کوب عدالت است که سرب را به شش فرو می کشد و زنده می ماند.

روزنامه نگاری در کنار شبکه های اجتماعی که سرعت تبادل اخبار را به کمتر از سه دقیقه رسانده دقیقا از بعد خبر رسانی خارج شده است و به جای فریاد پسرک روزنامه فروش که می گفت:(خبرهای مهم...خبرهای مهم)باید بر تحلیل های که در مسیر دانایی اتفاق می افتد، متمرکز شود.

سرانه مطالعه ی جامعه ما به قدر چند ثانیه از دو یا سه دقیقه اعلام شده مرهون روزنامه است حالا اگر قرار باشد این را هم کسر کنیم که کلاه مان پس معرکه است.

البته از زاویه ای دیگر توپ را توی زمین فضای مجازی انداختن که باعث کم فروغی این روزگار روزنامه ها هستند چندان درست نیست.بلکه تاثیر گذاری روزنامه ها در تحلیل هایی است که جامعه به آن نیاز دارد.

اما در این 186سال هم این غم مستتر کاغذهای چاپ سنگی و افست و... اما هیچ کس فکرش را نمی کرد تا این حد نبود کاغذ و گرانی کمر شکن شود.

روزنامه سینما به خاطر گرانی کاغذ و دوبرابر شدن قیمت کاغذ، یک هفته روی کیوسک های روزنامه فروشی دیده نشد و شاید این آغازی بر سونامی تعطیلی روزنامه ها باشد.

هرچند معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از اتخاذ تصمیماتی برای برگشت ثبات به کاغذ خبر داده بود.اما با تصویب ثابت ماندن تعرفه ی واردات کاغذ و اعطای ارز مبادله ای هنوز التهاب از روی دوش بازار کاغذ برداشته نشده است و این در حالی است که پیشتر،در جلسه ی بخش تولید، توزیع و مصرف حوزه کاغذ در وزارت صنعت ،موضوع افزایش تعرفه از دستور کار،خارج شد.

این ها در حالی است که اعلام شد شکل ظاهری 1200 کیوسک روزنامه فروشی در سطح شهر تهران، روزنامه ها به صورت عمودی روی میله قرار می گیردکه تنها تیتر و لید برای مخاطب قابل رویت خواهد بود که معلوم نیست چه قدر با ندیدن رنگ و طراحی و...در جلب آنی وگذری بر فروش مستقیم روزنامه ها تأثیر بگذارد.

روزنامه ها در حال نوسان ضربان قلب هستند و حیات کیوسک ها با روزنامه هایست که همین حالا اگر سیگار و شارژ تلفن همراه نفروشند کلاهشان پس معرکه است و طبق قانون حق فروش دخانیات از کیوسک ها سلب شده است.

تصور دکه های روزنامه فروشی که ناچار چیپس و سیگار و آب معدنی بفروشد آزار دهنده است و نسلی که نمی داند روزنامه چه تأثیری در جریان روشنفکری و مدرنیته ایران داشته بیشتر نمک بر زخم می پاشد.
نسلی که با روزنامه دیواری دست نویس روی تابلو اعلانات مدرسه بزرگ شده است می داند که ذوق جماعتی که پای تابلو می ایستادند و آخر شناسنامه روزنامه دیواری را می خواندند چه ذوقی زیر سرانگشتان و خودکار می دواند.

حذف نرم دالان و هشتی و رف از معماری را جدی نگرفتیم این یکی را جدی بگیریم که جدی گرفتنش تولد تفکر است و مسیر دانایی، و روزنامه برای همیشه روزنامه باقی بماند تا حس قلم تازه بماند مثل نان سنگک تازه و چای دیشلمه روی میز کافه به وقت خواندن روزنامه.