asriran.com ******************
راز قتل زن چوپان در سینه نوجوان 17 ساله


 
تحقيقات کارآگاهان جنايي بندرعباس براي رازگشايي از قتل يک زن چوپان به دستگيري نوجواني 17ساله منجر شد.

شامگاه 16 دي ماه مرد ميانسالي به نام ابراهيم به پليس بخش قلعه قاضي بندرعباس رفت و اعلام کرد همسرش خديجه وقتي گوسفندان را براي چرا به صحرا برده بود، از سوي شخص ناشناسي به قتل رسيده است.

ابراهيم ادامه داد؛ عصر امروز هنگامي که از محل کارم به خانه ام واقع در روستاي چوچ برگشتم، فقط سه فرزندم در منزل بودند. وقتي سراغ مادرشان را گرفتم آنها گفتند خديجه گوسفندان را براي چرا به اطراف روستا برده است. من هم با خيال راحت منتظر همسرم شدم. اما خورشيد غروب کرد و او نيامد. چون سابقه نداشت خديجه تا اين وقت بيرون بماند و کم کم نگران شدم، به پرس وجو از همسايه ها پرداختم اما هيچ کس از او خبري نداشت. سپس با کمک چند نفر از اهالي روستا به جست وجوي خديجه پرداختيم. هوا تاريک بود و ما فانوس به دست همه جا را گشتيم تا اينکه سرانجام پس از يک ساعت جست وجو با جنازه خونين همسرم که در کنار يک باغ افتاده بود، روبه رو شديم. او به طرز فجيعي با ضربات چاقو به قتل رسيده و سراسر بدنش را خون فرا گرفته بود.

به دنبال گزارش اين قتل موضوع به بازپرس جاويد اماني- بازپرس کشيک دادسراي بندرعباس- اطلاع داده و بلافاصله تحقيقات در اين باره آغاز شد.

از سويي کارشناسان سازمان پزشکي قانوني که جسد مقتول را تحت معاينه قرار داده بودند، اعلام کردند خديجه قبل از مرگ با قاتل درگير شده و سعي داشته از خودش دفاع کند ولي ضربه هاي مهلک چاقو باعث مرگش شده است.

یک روز پس از آغاز تحقيقات همسر مقتول بار ديگر به پليس آگاهي رفت و پسري 17ساله به نام مهدي را به عنوان مظنون معرفي کرد.

وي گفت؛ شب گذشته وقتي به دنبال خديجه مي گشتيم مهدي همراه ما بود اما از اهالي روستا شنيدم که او امروز به طور ناگهاني ناپديد شده است.

به اين ترتيب تحقيقات روي دستگيري اين نوجوان به عنوان تنها مظنون پرونده معطوف شد و از آنجا که مدت زمان زيادي از ناپديد شدن مهدي نمي گذشت ماموران احتمال دادند او فاصله زيادي از چوچ ندارد، به همين دليل بلافاصله چند اکيپ ماموريت يافتند با کنترل جاده هاي اطراف روستا متهم را دستگير کنند.

چند روز از اين ماجرا گذشت تا اينکه سرانجام متهم در مسير بندرعباس شناسايي و دستگير شد. او که با ديدن ماموران ترسيده بود، همان ابتدا قتل زن چوپان را برعهده گرفت.

او گفت؛ دانش آموز سال سوم دبيرستان هستم و در دهنو درس مي خوانم. روز حادثه يک چاقوي نو خريده و با خودم به مدرسه برده بودم. مدرسه که تعطيل شد با دوستم به سمت چوچ راه افتاديم. وقتي نزديک يک باغ رسيديم خديجه را ديديم که گوسفندانش را به چرا آورده بود. چون ما با هم همسايه بوديم به او سلام کرديم و سپس از آنجا دور شديم و من به خانه رفتم. بعد از آنکه ناهار خوردم، تصميم گرفتم پيش پدرم بروم تا به او کمک کنم. در بين راه باز هم خديجه را ديدم. ناگهان فکري شيطاني به ذهنم خطور کرد و به سمت خديجه رفتم. آن لحظه وسوسه شده بودم و اختيارم دست خودم نبود. وقتي او مرا ديد به صورتش نقاب زد، انگار فهميده بود قصد دارم آزارش دهم. همين که دستم را به سويش دراز کردم، فرياد کشيد و من هم به خاطر اينکه مي ترسيدم آبروريزي شود ناگهان چاقويي را که صبح خريده بودم، بيرون کشيدم و به پهلويش زدم، بعد از آن در حالي که به شدت ترسيده بودم پا به فرار گذاشتم. شب وقتي فهميدم شوهر خديجه دنبال او مي گردد با او و چند نفر ديگر با تيم جست وجو همراه شدم تا اينکه فهميدم او مرده است.

ايسکانيوز درباره اين پرونده گزارش داد؛ در پي اعترافات متهم بازپرس اماني دستور بازداشت موقت وي را صادر کرد و سپس اين نوجوان به محل حادثه منتقل شد و صحنه جنايت را بازسازي کرد.